امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

ایمان به خدا

بهترین اهرم و وسیله امر به معروف و نهى از منكر، عقیده به مبدأ و معاد است. لذا كسى كه مى خواهد به طور ریشه اى مردم را به معروف وادار نماید و از منكرات باز دارد، باید روى عقائد مردم كار كند. براى مثال، به كسى كه وارد منزلى مى شود، زمانى مى توان گفت: این كار را بكن و این كار را نكن! كه عقیده داشته باشد: منزل صاحبى دارد. حسابى در كار است. از حركات او در منزل فیلمبردارى مى شود و ...
با این عقیده مى توان به او خط صحیح را ارائه كرد؛ ولى اگر او گفت: این خانه بى صاحب و بى حساب است و من آزاد هستم. حسابرسى و كنترل و فیلمبردارى هم در كار نیست. ما دیگر نمى توانیم او را كنترل كنیم؛ چون فكر مى كند كه هر چه نچاپد، از كیسه اش رفته است و هر چه عیاشى نكند، باخته است. پس، در خانه بى صاحب و حساب، آخرین ریخت و پاش را خواهد كرد.
آرى، اگر انسان معتقد شد: این جهان كه خانه بزرگى است، صاحبى همچون خداوند و حسابى همچون قیامت دارد؛ تمام كارهاى او ثبت و كنترل مى شود؛ حتى بر افكار و نیّات او ناظرى نظارت مى كند؛ همین ایمان و بینش، او را در جهان تبدیل به یك انسان وارسته و متقى مى سازد. برعكس انسانهاى بى اعتنا كه همچون چاه بى آب هستند كه هرگز با دو سطل آب ریختن در آن چاه، آبى در آنها جمع نمى شود. قوانین و تبصره ها و جریمه ها براى افراد بى ایمان همچون ریختن سطل آب در چاه خشك است. بنابراین مهمترین و اصلى ترین اهرم براى دعوت به خیر و نهى از گناه، ایمان به مبدأ و معاد است. ایمان در درون انسان، همچون جوشش آب در درون چاه است كه خود به خود انسان را از مفاسد باز مى دارد.
ایمان به خدا كافى نیست، یاد خدا نیز لازم است.
بعضى افراد ایمان دارند و حتى مى توانند ساعت ها در اثبات خدا و معاد سخنرانى كنند؛ یا مقاله اى بنویسند؛ ولى فراموشكارند؛ لذا هم ایمان لازم است و هم توجه.
خداوند در قرآن درباره بعضى مى فرماید: ایمان ندارند.(91) و درباره گروه دیگرى مى فرماید : خدا را فراموش مى كنند(92). و یا: قیامت را به فراموشى مى سپارند(93).
دلیل و راز و رمز نماز آن است كه انسان مؤمن با یاد خدا هم باشد(94).
در مواردى كه حوادث تلخ و شیرین یا فشار به انسان رو مى آورد، سفارش قرآن آن است كه انسان زیاد یاد خدا كند(95). ایمان به خدا اگر همراه با یاد او نباشد، كارایى زیادى نخواهد داشت. یاد خدا باید در سراسر زندگى با ما باشد؛ غذایى كه مى خوریم باید گوشت حیوان ذبح شده با نام خدا باشد؛ آمیزش جنسى با همسر با بِسْمِ اللَّه باشد؛ سوارشدن به مركب، پوشیدن لباس و یا هر كار مادى یا معنوى مثل خواندن یك سطر شعر و یا نامه، همگى باید با نام خدا باشد.
كسى كه: خدا را ناظر(96) و پروردگار را در كمین خود(97) و فرشتگانِ او را مأمور ثبت و ضبط كار خود بداند(98)؛ ایمان داشته باشد كه نه تنها كارهاى او حساب و كتاب دارد، بلكه آثار و عكس العمل كارهاى او نیز محاسبه و پاى او نوشته مى شود(99)؛ قبول داشته باشد كه خداوند لحظه اى از آفریده خود غافل نیست(100)؛ هر ریز و درشتى مو به مو ثبت مى شود(101)؛ در روز قیامت خداوند پرونده همه اعمال انسان را جلو روى او خواهد گذاشت(102)؛ او باید پاسخگوى همه كارها، بلكه افكار و نیّات خود باشد(103)؛ و ... چنین فردى دست به اعمال گناه نمى زند و چنین ایمان و یادى، انسان را از انجام گناه باز مى دارد. كسانى كه مى خواهند امر به معروف و نهى از منكر كنند، قبل از هر چیز باید ایمان، یاد خدا و معاد را در دل مردم زنده كنند. لذا قرآن به كم فروشان مى فرماید: آیا آنان نمى دانند كه در روز بزرگ قیامت زنده خواهند شد و باید پاسخ كم فروشى خود را بدهند؟(104)

تشكر از خدا

دومین اهرم براى نهى از منكر آن است كه خلافكار را به یاد الطاف خداوند بیندازیم تا بداند كه او چقدر به ما لطف كرد و انسان را از ذره اى آفرید و همه چیز را در اختیارش گذاشت؛ عیب او پوشاند؛ و همچنین خوبى او را چند برابر پاداش مى دهد؛ درد او را شفا مى بخشد؛ دعاى او را مستجاب مى كند؛ بهترین رفیق، بهترین مولى و بهترین یارى رسان او است.
حضرت على (ع) مى فرماید: حتى اگر خداوند براى گناه، دوزخى هم قرار نمى داد، واجب بود كه به خاطر تشكر از آن همه الطاف او، از گناه و مخالفتش دورى كرد(105).

عرض اعمال

از جمله اهرمهاى بازدارنده از گناه و تشویق كننده به خوبیها، عقیده بر عرض اعمال بر پیامبر و امامان معصوم است. آرى! اگر بدانیم كه نوار گفتگوى ما به مقامات عالى رتبه مملكتى عرضه مى شود، در گفتار خود دقت بیشترى مى كنیم.
در اصول كافى، روایات متعددى نقل شده است مبنى بر اینكه : در هر هفته، اعمال شما به امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشریف و پیامبر اكرم صلى الله علیه و اله عرضه مى شود و آن بزرگواران را خشنود یا ناراحت مى كند.
این عقیده كه برخاسته از قرآن (106) و روایات است، مى تواند از بهترین اهرمها باشد.(107)