امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

دایره امر به معروف و نهى از منكر

برخلاف تصور بعضى كه امر و نهى را مربوط به تذكرات فردى در گناهان شخصى مى دانند، این دو واجب در مدارى به وسعت تمام دین در حركت هستند.
لذا تمام وزارت خانه ها، سازمان ها، ارگانها، قوه قضائیه، مرزها و پادگانهاو صدا و سیما میدان امر به معروف و نهى از منكر است. این مدار بزرگ را ما از حدیثى مى فهمیم كه مى فرماید : بهما تقام الفرائض ؛ یعنى قوام واجبات به امر معروف و نهى از منكر است.
احیاى نماز به دعوت مردم است؛ آن هم با صوت زیبا و رسا در مكان بلند به طور مكرر كه بگوئیم : حى على الصلوة. این جمله خود امر به معروف است.
در مسأله جهاداگر تبلیغات و دعوت و تشویق از یك سو و برنامه ریزى اجرائى از سوى دیگر نباشد، جبهه ها خلوت مى شود. در موضوع زكات نیز اگر تذكرات پى در پى نباشد، انگیزه براى پرداخت خمس و زكات از بین مى رود. در ادامه حدیث مى خوانیم : و تأمن المذاهب ؛ یعنى با اجراى امر به معروف و نهى از منكر، امنیت جاده ها تأمین شود.
همین تابلوهاى ساده كه در جاده ها مى بینیم و این تذكرات و هشدارها و اعلام خطرها و كنترلها و تعیین مقدار سرعت، جلو هزاران حادثه تلخ را مى گیرد. اگر پلیس و بازرس در مسیر راهها و یا این هشدارها و جریمه ها و پیامها و نظارت نبود، هر روز ماشینهایى سرقت مى شدند؛ افرادى ربوده مى شدند؛ ماشینهایى با سرعت هاى غیر مجاز مى رفتند و سبقت هاى نابجا مى گرفتند؛ كرایه هاى گزاف و بى رویه گرفته مى شد؛ و...، هرج و مرجى در جاده ها به وجود مى آمد و براى هر مسافرت تمام بستگان دلهره پیدا مى كردند.
در جمله دیگرى كه از بركات امر به معروف سخن مى گوید، مى خوانیم: و تحل المكاسب؛ یعنى با امر به معروف و نهى از منكر، درآمدها حلال مى شود.
اگر فروشنده اى كه جنس معیوب وارد بازار مى كند، همه مردم فریاد بزنند و انتقاد كنند، دولت او را تنبیه كند، بازار اصلاح مى شود. اگر در برابر كم فروشیها، گرانفروشیها، ربا خوریها و حیله و تزویرها همه افراد حساس باشند، بازار اصلاح مى شود.
حضرت على علیه السلام همواره با تازیانه وارد بازار مى شد و به كسانى كه جنس خود را در سایه مى فروختند تا عیب آن مخفى بماند و یا جنس بهتر را روى دیگر اجناس و نوع نامرغوب را در زیر مى نهادند، هشدار مى داد.
در بحث شیوه ها، در همین كتاب ان شاءالله خواهیم خواند كه:
رسول اكرم صلّى اللّه علیه و آله به ابن مسعود فرمود: با گناهكاران معامله نكنید! اگر مسلمانان به همین جمله عمل كنند، یعنى تجار خلافكار را بایكوت و همه بر ضد او اعتصاب كنند، او مجبور است خود و تجارتش را اصلاح كند.
به هر حال، با امر به معروف و نهى از منكر مى توان درآمدها را حلال كرد و مردم را از لقمه هاى حرام كه عامل سنگدلى و انواع مفاسد و انحرافات در خود و نسل انسان است، نجات داد.
حق به حقدار مى رسد.
جمله دیگر درباره نقش امر به معروف و نهى از منكر، در سالم نمودن قوه قضائیه است؛ آنجا كه مى فرماید: و ترد المظالم؛ با امر به معروف و نهى از منكر حق به صاحبش بر مى گردد. آرى! اگر مردم اطلاعات صادقانه خود را به عنوان شاهد در اختیار قاضى و دادستان قرار دهند و مسؤولان قضایى را آگاه كنند، بسیارى از ظلمها قابل برگشت است.
اگر هركس در برابر ظالم به وظیفه خود عمل كند، ظالم، میدانى براى ظلم كردن نمى یابد و قهراً حق ها به صاحبش بر مى گردد.
امام صادق (ع) به یكى از یاران خود فرمود: اگر شما دور بنى عباس را نمى گرفتید، آنها ما را خانه نشین نمى كردند. سكوت شما ما را خانه نشین كرد.(82)
اگر امروز همه كشورهاى اسلامى بر سر اسرائیل غاصب فریاد زنند، او مناطق تحت اشغال خود را به اعراب پس مى دهد.
زمین آباد مى شود.
حضرت مى فرماید: و تعمر الارض. آباد شدن زمین، یكى دیگر از آثار امر به معروف و نهى از منكر است؛ زیرا آبادى نیاز به تلاش و سرمایه گزارى و علاقه و تخصص و بسیج شدن و تعاون دارد كه همه آنها از معروف هاست و باید به آن امر شود فاسد كردن زمین از طریق جنگ و بیكارى و رها كردن و راكد گذاشتن سرمایه ها و فتنه و تفرقه و اسراف و عیاشى است - كه همه آنها از منكرات است - و باید از آنها جلوگیرى شود.
انتقام از دشمن
با امر به معروف و نهى از منكر مى توان از دشمن انتقام گرفت. آرى! گرفتن حق نیاز به آگاهى، قدرت، اراده، وحدت، شجاعت، تبلیغات دارد كه هر یك از آنها با تذكر و حمایت و تشویق و در یك كلمه با امر به معروف حاصل مى شود. چه زیباست سخن حضرت كه مى فرماید: و ینصف من الاعداء.
برقرارى نظام و ثبات
با امر به معروف و نهى از منكر، نظام شما ثبات پیدا مى كند (و یستقیم الامر)؛ زیرا اگر بهترین قانون و نظام، مراقبت و حمایت نشود، متزلزل خواهد شد. امر به معروف و نهى از منكر ضامن پایدارى نظام و حمایت از نیكوكاران، و استخوانى در گلوى خلافكاران است.

مراحل امر به معروف و نهى از منكر

براى دعوت به خیر و امر به معروف و نهى از منكر، سه مرحله گفته اند كه آنها را خلاصه و فهرست وار بیان مى كنیم:
مرحله اول آن است كه انسان قلباً از اینكه معصیت خدا شود، ناراحت باشد و كار خلاف را در روح خود منكر بداند و از آن متنفر باشد. در این مرحله، احدى معاف نیست؛ یعنى حتى افراد ناتوان و لال و نابینا و بى پول باید قلباً از گناه متنفر باشند.
مرحله دوم آن است كه آمر به معروف با زبان به خلافكار هشدار دهد و به خوبیها سفارش كند.
در قرآن مى خوانیم: كیست بهتر از كسى كه به سوى خدا دعوت كند و كردار خودش نیكو باشد و بگوید كه من از مسلمانانم.(83)
مرحله سوم آن است كه اگر بیان اثر نكرد، با قدرت جلو خلاف گرفته شود.

اصل تاثیر

نكته مهمى كه باید در اینجا بیان شود، این است كه محور امر به معروف و نهى از منكر، تأثیر است؛ یعنى اصل این است كه خلافكار از چه طریقى از كردار خود دست برمى دارد؛ براى مثال:
اگر با اشاره اثر دارد، اشاره واجب مى شود.
اگر فریاد اثر دارد، فریاد واجب است.
اگر تهدید اثر دارد، تهدید واجب است.
اگر تذكرهاى مكرر اثر دارد، تكرار واجب است.
اگر نامه و طومار و تقاضاى دسته جمعى اثر دارد، این قبیل كارها واجب است.
اگر سخن ما اثر ندارد، ولى تذكر شخص دیگرى اثر دارد، باید آن شخص را وادار به گفتن كنیم.
محور كار در این واجب آن است كه خداوند معصیت نشود این كار مقدس منحصر و محدود به راه خاصى نیست؛ ولى :
اگر تذكر در زمان خاصى اثر دارد، باید هشدار ما در همان زمان باشد.
اگر تذكر در فضا و مكان خاصى اثر دارد - براى مثال در قالب تفریح، اردو و مهمانى آمادگى حرف شنوى بیشتر است - باید آن شرایط را فراهم كرد.
اگر تأثیر كلام و مبارزه با منكرات زمانى است كه حكومت و قدرت داشته باشیم،باید سراغ به دست گرفتن قدرت و تشكیل حكومت رفت.
آنچه اسلام از ما خواسته، محو باطل و احقاق حق و منع از منكرات و سفارش به معروف هاست؛ ولى در شیوه و راه انجام آن تعبدى نیست؛ یعنى انحصارى در اینكه: به چه نحو باشد؛ در چه زمان باشد؟ با چه وسیله باشد؟ از طرف چه كسى باشد؟ به چه شكل باشد؟ و ... نیست.
اسلام پاسخ همه اینها را به عقل واگذار كرده و محور و راهنماى عقل را بهترین، بیشترین و سریعترین تأثیر دانسته است.
دیدگاه آیت الله شهید صدر
ایشان آیات و روایات امر به معروف و نهى از منكر و شرایط آن را به شرح زیر بررسى فرموده است :
گاهى مراد ما از امر و نهى، تذكرات و موعظه فرد به فرد و درباره كارهاى شخصى یا جزئى است؛ نظیر كسى كه غیبت مى كند و شما او را از این منكر نهى مى كنید. در این امر و نهى، شرط احتمال اثر و نبود خطر جانى قابل قبول است.
اما گاهى مراد از امر به معروف و نهى از منكر جلوگیرى قاطع از بدعت ها، انحرافات فكرى و عملى و سیاسى جامعه، مفسدین فى الارض و احقاق حق و حذف باطل از جامعه و تغییر نظام رژیم فاسد است. در این موارد، شرط احساس امنیت در كار نیست و اگر جانها و مالها فدا شود تا قانون خدا عمل شود، ارزش دارد.(84)
بنابراین، گاهى باید مثل امام حسین (ع) براى امر به معروف، خود را فدا كرد تا مردم خط نبوى را از خط اموى باز شناسند.
آرى! براى حفظ ارزشها اگر حتى افراد نابود شوند؛ جایز است. حضرت على(ع) در نامه اى كه به عثمان بن حنیف نوشته است، او را به خاطر حضور در سفره اى كه اغنیا گرد آن حضور داشته اند، ولى خبرى از فقرا نبوده، بشدت مورد انتقاد قرار داده است؛ چنان كه قرنهاست آبروى عثمان به خاطر این نامه از بین رفته است؛ ولى حضرت على (ع) خط را حفظ كرد راه على راه زهد، نه راه رفاه و لذت و خوشگذرانى با اغنیا، و توجه به محرومین است. و حفظ ارزشها مهمتر از حفظ افراد است و فرد باید فداى مكتب شود؛ نه مكتب فداى فرد.
انجام امر به معروف و نهى از منكر، حتى اگر اثر نكرد.
بزرگان، شرط وجوب امر به معروف را احتمال تأثیر فرموده اند. یعنى اگر اثر نكرد، واجب نیست.
ما ضمن احترام به این اصل كلى، به چند نكته دیگر نیز توجه مى كنیم :
1 ) ممكن است فعلاً اثر نكند؛ ولى به خاطر اهمیت كار، باید بعضى اشخاص تا مرز شهادت پیش بروند و حرف حق را بزنند.
امام حسین (ع) فرمود: من براى احیاى امر به معروف و نهى از منكر به كربلا مى روم. در آن وقت، امام شهید شد و یزید و لشكرش؛ تحت تأثیر قرار نگرفتند؛ ولى در فطرت عمومى مردم و تاریخ، ناحق بودن بنى امیه و عصمت و مظلومیت اهل بیت پیامبر اكرم (ص) نقش بست.
در قرآن هم به جملاتى برخورد مى كنیم كه نشان مى دهند گاهى باید براى عدالت و معروف شهید شد.
وَ یَقْتُلُونَ النَّبیّین
وَ یَقْتُلُونَ اْلاَنْبیاء
وَ یَقْتُلُونَ الَّذینَ یَأمُروُونَ بِالْقِسْط
به هر حال، گرچه براى عموم مردم شرط وجوب، تأثیر امر به معروف است؛ اما براى انبیا و اولیا و علما گاهى فریاد زدن لازم است و آنها باید تا مرز شهادت پیش روند تا خط توسط طاغوت ها و از طریق بدعت ها و انحرافات محو نشود.
2 ) فضاسازى یك ارزش است؛ براى مثال، هر كسى كه به تنهایى مشغول نماز مى شود، مستحب است كه اذان بگوید و در اذان، فریاد «حى على الصلوة» سردهد. در اینجا مى بینیم كه گفتن و فریاد این جمله یك ارزش است؛ هر چند كه شنونده اى وجود نداشته باشد تا براى برپایى نماز بشتابد. حفظ قانون و جلوگیرى از محو آن، یك ارزش است.
لذا اسلام به زنانى كه در هر ماه چند روزى نماز برایشان واجب نیست، دستور مى دهد كه در هنگام نماز، رو به قبله بنشینند و ذكر خدا بگویند تا رسم نماز خوانى آنان حفظ شود.
اسلام به زائران خانه خدا كه براى اولین بار به حج مى روند، فرموده است: در روز عید قربان، سرخود را بتراشید.
سپس به كسانى كه سرشان مو ندارد، سفارش مى كند: تیغى روى سر خود بكشید تا فرم قانونى آن مراعات شود.(85)
حتى اگر در چهارراه و یا خیابان ماشینى نباشد، لازم است در هنگام چراغ قرمز بایستیم تا به قانون عمل كرده باشیم.
این نمونه ها به ما مى گویند كه اگر همه سكوت كنند و بگویند: امر به معروف اثرى ندارد، كم كم معروف در جامعه كمرنگ و گناهكار هر روز جسورتر و مسلمانان بیشتر عقب نشینى مى كنند. در این موارد به هر نحو باید امر و نهى در كار باشد؛ گرچه اثر نكند.
3 ) ممكن است امر و نهى در افراد اثر نكند؛ ولى با نهى از منكر لذت گناه را از كام گناهكار مى گیریم و نمى گذاریم كه او لااقل با خیال راحت گناه كند. این ایجاد دلهره با نهى از منكر، عرصه را بر گناهكار تنگ مى كند و این خود یك ارزش است. اسلام به ما سفارش كرده است كه به گناهكار با قیافه هاى گرفته و عبوس نگاه كنید تا او خود را نزد شما منفور ببیند. بنابراین، ممكن است دست از خلاف برندارد، امّا كام گناهكار را تلخ كردن لازم است.
4 ) نهى از منكر نشانه آزادى است؛ و اگر بخاطر تأثیر نكردن آن نهى، همه ساكت شویم، با دست خودمان جامعه را به محیط خفقان، وحشت و مرگ آفرین تبدیل كرده ایم. بنابراین، براى حفظ و دفاع از آزادى باید فریاد زد؛ گرچه در آن زمان كسى گوش ندهد.
5 ) نهى از منكر و امر به معروف؛ گامى به سوى خودسازى است؛ زیرا: تلقین به خود است؛ اعلام موجودیت است؛ نشانه بیدارى، شناخت و تعهد است. آرى گفتن، حداقل این آثار را در خود انسان دارد؛ گرچه گناهكار در آن زمان عكس العملى از خود نشان ندهد.
6 ) با آنكه ممكن است سخن امروز من در شنونده اثر نكند؛ ولى پاداش اخروى من همچنان ثابت است. یكى از بركات ایمان به خدا و معاد همین است كه هرگز انسان خود را بازنده نمى پندارد.
اگر براى رضاى خداوند به سوى مسجد رفتید، پاداش جماعت خواهید داشت؛ هر چند كه مسجد بسته باشد. انسان مخلص با خدا معامله مى كند و گفتن براى خدا پاداش فراوانى دارد؛ خواه طرف گوش دهد و یا ندهد. قرآن، بهترین مردم را كسى مى داند كه به حق دعوت كند.(86) گرچه همیشه این دعوت ها مؤثر نباشند. آرى! اگر شاگرد درس استاد را فرا نگرفت، حقوق معلم لطمه اى نمى بیند.
7 ) اثر فورى لازم نیست؛ گاهى امر به معروف و نهى از منكر شما اثر فورى ندارد؛ ولى مطمئن باشید كه در آینده اثر دارد؛ زیرا گاهى حالات انسان طورى است كه حال حق شنوى ندارد، ولى تذكر شما در زمان دیگر كار خودش را روى فكر او خواهد كرد.
8 ) تمرین جرأت؛ امر و نهى كردن، حفظ روحیه جرأت است. اگر به دلیل آنكه اثر ندارد، امر و نهى نكنید، كم كم جرأت فریاد زدن و گفتن در شما كم مى شود.
9 ) تسكین وجدان؛ فریاد بر سر گناهكار، سبب آرامش وجدان ایمانى خود انسان مى شود. كسى كه فریاد مى زند، هرگز در وجدان، خود را محكوم به ترس و سكوت و سازش و بى تفاوتى نمى كند.
10 ) راه قرآن و انبیا است؛ راستى، كه از انبیا بهتر نیستیم. آن بزرگواران معصوم بارها با استدلال و معجزه و بهترین اخلاق نهى از منكر مى كردند؛ ولى اكثر مردم گوش نمى دادند. به قول قرآن كریم :
وَ اِذا ذُكِّرُوا لایَذكُرون ؛ هرگاه تذكرى به آنان داده مى شد، متذكر نمى شدند.
اتَیْناهُ ایاتِنا كُلّها فَاَبى ؛ ما همه معجزات خود را به فرعون نشان دادیم، ولى زیر بار نرفت.
وَ اِن یَّرَوْا كُلّ ایَةٍ یُعْرَضُوا وَ یَقُولُوا سِحْر ؛ اگر هر معجزه اى ببینند، اعراض مى كنند. و مى گویند سحر است.
11 ) عذر براى ما و اتمام حجت بر گناهكار؛ امر به معروف و نهى از منكر اتمام حجت بر گناهكار است تا نگوید: كسى به من تذكر نداد. و عذرى است براى مؤمن تا به او گفته نشود: چرا فریاد نزدى. قرآن مى فرماید : گفتن، یا سبب تذكر است و یا وسیله عذر (عذراً او نذراً) احتمال اثر شرط وجوب است؛ یعنى اگر احتمال اثر نمى دهى، واجب نیست؛ نه آنكه ممنوع است. تا آنجا كه خداوند منع نكرده است مى توان پیش رفت؛ ولى اگر كار به جایى رسید كه دیگر از طرف خداوند فرمان توقف آمد، تكلیف عوض مى شود؛ نظیر آیاتى كه مى فرماید:
- از آنان اعراض كن كه فایده اى ندارد.(87)
- نداى تو به گوش افراد كر نمى رسد.(88)
- گروهى مثل مرده هاى قبورند كه تو نمى توانى حرفى به آنان بشنوانى.(89)
- آنان را رها كن.(90)