امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

واجب عینى یا كفایى

یعنى : «آیا مثل دفن مرده است كه با اقدام بعضى، كفایت مى كند یا مثل اقامه نماز است كه بر هر فردى عیناً واجب است ؟».
هر كدام از نظریه ها طرفدارانى دارد. در اینجا، نكاتى وجود دارد كه شاید بیان آنها مفید باشد؛ براى مثال:
1) از نظر «انكار قلبى» بر فرد فرد مردم واجب است كه قلباً از گناه متنفر باشند؛ ولى از نظر «اقدام عملى و بیانى» همین كه بعضى اقدام كنند، از دیگران ساقط مى شود.(53)
2) اگر مراد ما از معروف، احیاى تمام خوبیهاى جامعه است، باید تمام مردم قیام كنند؛ اما اگر مراد احیاى نماز، روزه، حج و ... است، اقدام گروهى كافى است. همچنین، اگر مراد از منكر برچیده شدن تمام مفاسداز تمام جامعه است، باید تمام مردم به پا خیزند؛ درست مثل نظافت كردن كه اگر هدف ما نظافت همه خیابان ها، بازارها، مدارس، كوچه ها و خانه هاست، این كار مربوط به همه مردم مى شود؛ ولى اگر هدف از نظافت، قسمت هاى جلو چشم و حساس است، قیام بعضى كافى است.(54)
امر به معروف و دعوت به حق، مخصوص یك گروه نیست
در جامعه، از نقش افراد غافل نشویم. اگر یك فوتبالیست در میدان بازى در برابر چشم دیگران از خدا یاد كند و برنامه هاى نماز جماعت را در میدان ورزشى احیا كند؛ و اگر یك دانشگاهى در وسط درس كلام خود را قطع كند و به نماز اول وقت بایستد؛ و اگر مجریان سیما سخن و برنامه هاى خود را قطع كنند و در اول وقت به نماز بایستند، فرهنگ نماز اول وقت ترویج مى شود.
خاطره
روزى كه شاه از ایران فرار كرد، امام خمینى در اطراف پاریس بود. صدها خبرنگار و فیلمبردار گرد ایشان جمع شدند تا سخنان ایشان را به طور مستقیم به دنیا مخابره كنند.
آن روز، مهمترین روز در تاریخ ایران و آن پیام هم مهمترین سخن امام بود.
همین كه امام روى صندلى نشست و چند كلمه اى با دنیا سخن گفت، ناگاه از فرزند عزیزش كه در كنار ایشان بود، پرسید: آیا اول وقت نماز شده است؟ گفت: بله، الان اول وقت نماز است.
امام سخن خود را كه در تمام دنیا به طور مستقیم پخش مى شد، قطع كرد و به سراغ نماز رفت. همه خبرنگاران و فیلمبرداران متحیر شدند كه چرا ناگهان سخن قطع شد. به آنان گفته شد: امام در اول وقت، سخنى با خدا دارد، نه با مردم»(55)

نقش قدرت در امر به معروف

در آیه 41، سوره حج مى خوانیم: كسانى كه هر گاه به آنان قدرت و امكان دادیم. اقامه نماز مى كنند و زكات مى پردازند و امر به معروف و نهى از منكر مى كنند.(56)
از این آیه معلوم مى شود كه مسأله امر به معروف و نهى از منكر تنها یك موعظه عاجزانه در برابر خلافكار نیست؛ بلكه مأموریتى از موضع قدرت است. بدون قدرت نمى توان از بسیارى از منكرات و بویژه منكرات بین المللى جلوگیرى كرد. در قرآن مى خوانیم: اگر طایفه اى از مسلمانان دست به تجاوز بزنند، وظیفه دیگران است كه با قدرت جلو او بایستند تا به امر خدا، بازگردد و دست از طغیان بردارد.(57)
اگر در جامعه قدرت نباشد، احكام الهى مثل حدود و دیات و قصاص اجرا نمى شود.
كسالت و بى حالى و ترس، از امراض و آفاتى است كه در دعاها از آنها به خداوند پناه برده مى شود.(58)
یكى از دلایل شكست مسلمانان در جنگ احد، سستى آنان بود.(59)
ناگفته پیداست كه این قدرت،در سایه وحدت و اطاعت از رهبرى عادل و شجاع و بصیر و داشتن تخصصهاى گوناگون و هوشیارى همه مردم پیدا مى شود.
امر به معروف از موضع ولایت و قدرت، نه از موضع ضعف
قرآن مى فرماید : امر و نهى از موضع ولایت سرچشمه مى گیرد، نه ضعف ؛
مردان و زنان با ایمان، هر یك نسبت به دیگرى ولایت دارند. بنابراین، یكدیگر را امر به معروف و نهى از منكر مى كنند.(60)
در جامعه اسلامى همه مردم از یكدیگرند(61) و نسبت به یكدیگر محبت دارند. براى مثال، انصار و مردم مدینه از ورود مسلمانان مكه و مهاجرین خوشحال بودند.(62) و حتى در شرایط سخت، دیگران را بر خود ترجیح مى دادند.(63)
پیامبر اكرم (ص) بارها میان آنان برادرى برقرار كرد و فرمود: همانا مؤمنان با یكدیگر برادرند.(64)
با این حال، اگر كسى دیگرى را از منكرى باز دارد و یا به معروفى امر كند، نباید او را یك فضول و یا مزاحم تلقى كرد؛ بلكه باید او را دلسوز دانست كه از طرف خداوند، محبت و ولایت و حق نظارت و امر و نهى به او داده شده است.
یك نمونه قرآنى از نهى از منكر
حضرت ابراهیم همین كه عموى خود را بت پرست دید، به او گفت: این مجسمه هایى كه شما پابند عبادت آنها شده اید، چه معنا دارد(65)
در این بیان بسیار كوتاه، به چند اصل مهم در امر به معروف و نهى از منكر پى مى بریم : از جمله :
1 - كسى كه امر به معروف مى كند، باید از رشد و كفایت خاصى برخوردار باشد.
2 - در امر و نهى شرط سنى وجود ندارد (قالَ ِلاَبیه).
3 - امر و نهى را از نزدیكان شروع كنید. (قالَ ِلاَبیه).
4 - در نهى از منكر، ابتدا از بزرگترین منكرات نهى كنید (ما هذِهِ التَّماثیل).
5 - در امر و نهى، مردم را به كرامت و شخصیت خودشان متوجه سازید (اَنْتُم لَها عاكِفُون)
6 - در نهى از منكر، گاهى باید یك نفر در برابر گروهى قرار گیرد (ِلاَبیهِ و قَوْمِه).
7 - در امر و نهى با شیوه سؤال، وجدانها را بیدار كنید. (ما هذِهِ التَّماثیل).
8 - در امر و نهى، قاطعیت و صراحت داشته باشید. (اَنْتُم وَ اباءَكُم).
این اصول و درسهایى بود كه در نگاه نخست به ذهنم آمد. شاید شما اگر فكر كنید و یا به تفاسیر مراجعه كنید، مطالب دیگرى نیز فرا گیرید.

بركات معنوى

1 - نجات از قهر خدا
امیرالمؤمنین (ع) فرمود: هر كس منكر و خلافى را دید و قلباً از آن ناراحت شد، همانا از قهر خدا نجات پیدا كرده و تن به سلامت برده است؛ و هر كس با زبان از كار خلاف نهى كرد، به پاداش رسیده است.
2 - بهره از الطاف خدا
هر كس با شمشیر و قوت و قدرت براى عزت كلمة الله قیام كند، به واقعیت الطاف الهى رسیده است.(66)
هر كس بدعتگزارى را با نهى از منكر بترساند، خداوند قلبش را از ایمان پركند؛ ولى اگر نسبت به او نرمش نشان دهد، قانون خدا را تحقیر كرده است.
3 - نشانه بهترین بودن
پیامبر اكرم (ص) فرمود: بهترین مردم كسى است كه مردم را به معروف دعوت كند.(67)
و برعكس، اگر كسى در برابر معروف و منكر هیچ گونه احساسى نداشته باشد، انسانیت او دگرگون شده است؛ بنحوى كه دیگر حرف خیرى را نمى پذیرد.(68)
4 - اثر امر به معروف در خود انسان
حضرت على (ع) به فرزندش فرمود: امر به معروف كن تا اهل معروف باشى.(69)
آرى! همان گونه كه هر كس لباس مى شوید، دست خودش نیز پاك مى شود، كسى كه مردم را به خیر دعوت مى كند، به طور طبیعى سعى مى كند تا خودش نیز به آن كارى عمل كند كه به دیگران سفارش مى كند.
5 - شركت در همه ثوابها
در روایات متعدد مى خوانیم: هر كس مردم را به كار خیر راهنمائى و سفارش و دعوت كند و مردم به خاطر دعوت او آن كار را انجام دهند، دعوت كننده در پاداش شریك مى شود؛ بدون آنكه از اجر دیگرى كاسته شود.
هر كس دیگرى را به كار خلاف و انحراف دعوت كند، در كیفر مفاسد او شریك است. بنابراین، كسى كه امر به معروف مى كند، در پاداش همه كارهایى كه مردم به خاطر دعوتش انجام مى دهند شریك است.(70)