امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

اهمیت امر به معروف

ناگفته پیداست كه حساب امر به معروف و نهى از منكر از حساب نماز، روزه و حج جداست؛ زیرا آنها ضررى به منافع و هوسهاى دیگران نمى زنند و لذا كسى با آنها مخالفتى ندارد.
اما نهى از منكر، مخالفت با انحرافات و هوسهاى مردم است و قهراً گروهى در مقابل آن مقاومت مى كنند.
بگذریم كه شناخت معروف و منكر كار هر كس نیست و قدرت برخورد و تماس با افراد مختلف نیز روان شناسى تبلیغاتى لازم دارد. اما امر به معروف زمانى مؤثر است كه آمران به معروف و ناهیان از منكر، از خلق و خوى عالى، اطلاعات كافى، آموزشهاى لازم برخودار باشند.
از سوى دیگر، دولت و مردم از هر گونه حمایت هاى قانونى و مالى دریغ نكنند؛ براى مثال مسیر همه فیلمها و برنامه هاى صدا و سیما زنده كردن خوبیها در جامعه و محو كردن منكرات باشد. بعلاوه، مردم باید امر به معروف را یك فریضه اسلامى بدانند و نه دخالت و مزاحمت. در شعارهاى در و دیوار نیز جملاتى باشد كه مردم را به سوى كمال و نور دعوت كند و فضاى جامعه، اسلامى و فضاى رشد خوبیها و محو بدیها باشد.
به فرموده روایات، امر به معروف حتى از جهاد در راه خدا مهمتر است؛ زیرا جهاد در تمام عمر یكى دوبار صورت مى گیرد؛ ولى این واجب الهى هر شب و روز در برابر چشم مردم جلوه گیرى مى كند.
اگر امر به معروف و نهى از منكر نباشد، جامعه اسلامى بیمه نمى شود و هر روز اگر هنرمندى مثل سامرى یك گوساله طلائى درست كند، مى تواند نسل ما را مورد تهاجم فرهنگى خود قرار دهد. به گفته همه علما، امر به معروف و نهى از منكر از واجبات قطعى است و آن قدر اهمیت دارد كه امام حسین (ع) فرمود: هدف من از رفتن به كربلا، امر به معروف و نهى از منكر است.
با امر به معروف تمام واجبات در جامعه عملى مى شود. با نهى از منكر، از همه مفاسد جلوگیرى مى شود. اگر یك میلیارد مسلمان هر روز به یك معروف امر و از یك منكر نهى كنند، سیماى جهان عوض مى شود.
اگر روزى كه اسرائیل و آمریكا، مسلمانان منطقه اى را بمباران مى كنند، یك میلیارد فریاد بلند شود، آنها عقب نشینى خواهند كرد.
ما هنوز مزه اتحاد و ایمان و فریاد را به طور كامل نچشیده ایم. آرى از یك قطره آب كارى بر نمى آید؛ همین كه قطرات فراوان به صورت جویها و جویها به صورت رودخانه پشت سدى قرار گیرند، وسیله اى براى تولید برق مى شوند و منطقه اى را روشن مى كنند.
مرحوم شهید مطهرى مى فرماید: «در قرآن، قبل از آیه امر به معروف ، مسأله اتحاد مسلمانان مطرح شده است؛ یعنى اگر خواستید جلو مفاسد را بگیرید، باید قدرت داشته باشید و قدرت زمانى دارید كه متحد باشید.»
مرحوم شیخ انصارى مى فرماید: اگر امر به معروف و نهى از منكر نیاز به قدرت و ولایت و حكومت داشت، واجب است كه به سراغ تشكیل قدرت رویم و حكومت تشكیل دهیم.»
مفاسد دیروز دروغ و غیبت بود كه از فردى صادر مى شد و فرد دیگرى او را منع مى كرد؛ ولى مفاسد امروز، شكل دیگرى دارد. امروز، ناگهان مسلمانان خود را در برابر بزرگترین توطئه ها مى بینند كه اگر از تخصص و تكنولوژى و قدرت و وحدت و اقتصاد كافى برخوردار نباشند، همه چیزشان دستخوش تهاجم قرار مى گیرد.
بنابراین، تشكیل نظام اسلامى براى نهى از منكر هاى اجتماعى و جهانى، یك ضرورت است.
هدف نهائى
هدف از امر به معروف، انجام گرفتن خوبیها و هدف در نهى از منكر، ترك كردن منكرات است. البته، منظور برخورد سطحى و بى نتیجه نیست.
قرآن مى فرماید: اگر در مجلسى به آیات الهى توهین مى شود، جلسه را به عنوان اعتراض ترك كنید تا مسیر بحث عوض شود (حَتَّى یَخُوضُوا فى حَدیثٍ غَیرِه).(49)
بنابراین، اگر با ترك مجلس بحث ها عوض نشد، باید چاره دیگرى اندیشید؛ چون در قرآن هدف را تنها تذكر و ترك جلسه ندانسته، بلكه تغییر مسیر بحث دانسته است. لذا براى رسیدن به این هدف،از هر راه ممكن باید استفاده كرد.
در بعضى روایات مى خوانیم: گناهكار را آزار دهید تا خلاف را ترك كند (حَتَّى یَتْرُكَه)(50)
اگر با تذكر و آزار ترك نكرد، مسؤولیت ما تمام نمى شود؛ بلكه از راههاى دیگر باید به نتیجه برسیم.
در آیات جنگ، هدف برطرف شدن فتنه معرفى شده است. (وَ قاتَلُوهُم حَتَّى لاتَكُونَ فِتْنَة)(51) بنابراین، باید تا رسیدن به این هدف، مبارزه را به شكلهاى مختلف ادامه داد. این، مربوط به هدف است.
اما مقدار تلاش: عباداتى مثل نماز و روزه و حج، اعمالى صد در صد تعبدى است و مقدار و زمان آن كاملاً روشن است؛ اما امر به معروف و نهى از منكر مقدار خاصى ندارد و نظیر مراجعه به پزشك است كه نمى توان گفت هر مریض در عمر خود به چه تعداد پزشك مراجعه كند و براى هر پزشك چند دقیقه صرف كند؛ یا براى خرید دارو چه مبلغى در نظر بگیرد. هدف، سالم شدن مریض است و صرف زمان و مبلغ و مقدار تلاش، هیچ اندازه اى ندارد. لذا انبیا مى گفتند: تمام توان خود را براى اصلاح بكار مى بریم.(52)

واجب عینى یا كفایى

یعنى : «آیا مثل دفن مرده است كه با اقدام بعضى، كفایت مى كند یا مثل اقامه نماز است كه بر هر فردى عیناً واجب است ؟».
هر كدام از نظریه ها طرفدارانى دارد. در اینجا، نكاتى وجود دارد كه شاید بیان آنها مفید باشد؛ براى مثال:
1) از نظر «انكار قلبى» بر فرد فرد مردم واجب است كه قلباً از گناه متنفر باشند؛ ولى از نظر «اقدام عملى و بیانى» همین كه بعضى اقدام كنند، از دیگران ساقط مى شود.(53)
2) اگر مراد ما از معروف، احیاى تمام خوبیهاى جامعه است، باید تمام مردم قیام كنند؛ اما اگر مراد احیاى نماز، روزه، حج و ... است، اقدام گروهى كافى است. همچنین، اگر مراد از منكر برچیده شدن تمام مفاسداز تمام جامعه است، باید تمام مردم به پا خیزند؛ درست مثل نظافت كردن كه اگر هدف ما نظافت همه خیابان ها، بازارها، مدارس، كوچه ها و خانه هاست، این كار مربوط به همه مردم مى شود؛ ولى اگر هدف از نظافت، قسمت هاى جلو چشم و حساس است، قیام بعضى كافى است.(54)
امر به معروف و دعوت به حق، مخصوص یك گروه نیست
در جامعه، از نقش افراد غافل نشویم. اگر یك فوتبالیست در میدان بازى در برابر چشم دیگران از خدا یاد كند و برنامه هاى نماز جماعت را در میدان ورزشى احیا كند؛ و اگر یك دانشگاهى در وسط درس كلام خود را قطع كند و به نماز اول وقت بایستد؛ و اگر مجریان سیما سخن و برنامه هاى خود را قطع كنند و در اول وقت به نماز بایستند، فرهنگ نماز اول وقت ترویج مى شود.
خاطره
روزى كه شاه از ایران فرار كرد، امام خمینى در اطراف پاریس بود. صدها خبرنگار و فیلمبردار گرد ایشان جمع شدند تا سخنان ایشان را به طور مستقیم به دنیا مخابره كنند.
آن روز، مهمترین روز در تاریخ ایران و آن پیام هم مهمترین سخن امام بود.
همین كه امام روى صندلى نشست و چند كلمه اى با دنیا سخن گفت، ناگاه از فرزند عزیزش كه در كنار ایشان بود، پرسید: آیا اول وقت نماز شده است؟ گفت: بله، الان اول وقت نماز است.
امام سخن خود را كه در تمام دنیا به طور مستقیم پخش مى شد، قطع كرد و به سراغ نماز رفت. همه خبرنگاران و فیلمبرداران متحیر شدند كه چرا ناگهان سخن قطع شد. به آنان گفته شد: امام در اول وقت، سخنى با خدا دارد، نه با مردم»(55)

نقش قدرت در امر به معروف

در آیه 41، سوره حج مى خوانیم: كسانى كه هر گاه به آنان قدرت و امكان دادیم. اقامه نماز مى كنند و زكات مى پردازند و امر به معروف و نهى از منكر مى كنند.(56)
از این آیه معلوم مى شود كه مسأله امر به معروف و نهى از منكر تنها یك موعظه عاجزانه در برابر خلافكار نیست؛ بلكه مأموریتى از موضع قدرت است. بدون قدرت نمى توان از بسیارى از منكرات و بویژه منكرات بین المللى جلوگیرى كرد. در قرآن مى خوانیم: اگر طایفه اى از مسلمانان دست به تجاوز بزنند، وظیفه دیگران است كه با قدرت جلو او بایستند تا به امر خدا، بازگردد و دست از طغیان بردارد.(57)
اگر در جامعه قدرت نباشد، احكام الهى مثل حدود و دیات و قصاص اجرا نمى شود.
كسالت و بى حالى و ترس، از امراض و آفاتى است كه در دعاها از آنها به خداوند پناه برده مى شود.(58)
یكى از دلایل شكست مسلمانان در جنگ احد، سستى آنان بود.(59)
ناگفته پیداست كه این قدرت،در سایه وحدت و اطاعت از رهبرى عادل و شجاع و بصیر و داشتن تخصصهاى گوناگون و هوشیارى همه مردم پیدا مى شود.
امر به معروف از موضع ولایت و قدرت، نه از موضع ضعف
قرآن مى فرماید : امر و نهى از موضع ولایت سرچشمه مى گیرد، نه ضعف ؛
مردان و زنان با ایمان، هر یك نسبت به دیگرى ولایت دارند. بنابراین، یكدیگر را امر به معروف و نهى از منكر مى كنند.(60)
در جامعه اسلامى همه مردم از یكدیگرند(61) و نسبت به یكدیگر محبت دارند. براى مثال، انصار و مردم مدینه از ورود مسلمانان مكه و مهاجرین خوشحال بودند.(62) و حتى در شرایط سخت، دیگران را بر خود ترجیح مى دادند.(63)
پیامبر اكرم (ص) بارها میان آنان برادرى برقرار كرد و فرمود: همانا مؤمنان با یكدیگر برادرند.(64)
با این حال، اگر كسى دیگرى را از منكرى باز دارد و یا به معروفى امر كند، نباید او را یك فضول و یا مزاحم تلقى كرد؛ بلكه باید او را دلسوز دانست كه از طرف خداوند، محبت و ولایت و حق نظارت و امر و نهى به او داده شده است.
یك نمونه قرآنى از نهى از منكر
حضرت ابراهیم همین كه عموى خود را بت پرست دید، به او گفت: این مجسمه هایى كه شما پابند عبادت آنها شده اید، چه معنا دارد(65)
در این بیان بسیار كوتاه، به چند اصل مهم در امر به معروف و نهى از منكر پى مى بریم : از جمله :
1 - كسى كه امر به معروف مى كند، باید از رشد و كفایت خاصى برخوردار باشد.
2 - در امر و نهى شرط سنى وجود ندارد (قالَ ِلاَبیه).
3 - امر و نهى را از نزدیكان شروع كنید. (قالَ ِلاَبیه).
4 - در نهى از منكر، ابتدا از بزرگترین منكرات نهى كنید (ما هذِهِ التَّماثیل).
5 - در امر و نهى، مردم را به كرامت و شخصیت خودشان متوجه سازید (اَنْتُم لَها عاكِفُون)
6 - در نهى از منكر، گاهى باید یك نفر در برابر گروهى قرار گیرد (ِلاَبیهِ و قَوْمِه).
7 - در امر و نهى با شیوه سؤال، وجدانها را بیدار كنید. (ما هذِهِ التَّماثیل).
8 - در امر و نهى، قاطعیت و صراحت داشته باشید. (اَنْتُم وَ اباءَكُم).
این اصول و درسهایى بود كه در نگاه نخست به ذهنم آمد. شاید شما اگر فكر كنید و یا به تفاسیر مراجعه كنید، مطالب دیگرى نیز فرا گیرید.