امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

آمرین به معروف و ناهیان از منكر

در سوره توبه آیه هاى 111 و 112 مى خوانیم : «خدا از مؤمنان، جانها و مالهایشان را خرید تا بهشت از آنان باشد. آنان رزمندگانى هستند كه در راه خدا مى جنگند، دشمنان خدا را مى كشند و در راه خدا كشته مى شوند.وعده بهشت به آنان در تورات و انجیل و قرآن آمده است و چه كسى بهتر از خدا به عهد خود وفا مى كند.»
سپس مى فرماید: «جان دادن و بهشت گرفتن براى شما مبارك باشد و خود را به این معامله بشارت دهید كه رستگارى بزرگى است.»
در ادامه مى فرماید: این مؤمنان جان بر كف، هم از لغزش هاى خود توبه مى كنند، هم خدا را مى پرستند و ستایش مى كنند، و هم اهل روزه و ركوع و سجودند. این افرادند كه امر به معروف و نهى از منكر مى كنند و حدود الهى را پاس مى دارند.»
با یك نگاه سطحى به این دو آیه، سیما و صفات آمرین به معروف بر همه ما روشن مى شود. آنها افرادى جان بركف و شجاع هستند. فریادشان در روز، با اشك و توبه، و ركوع و سجودشان در شب همراه است. هشدار آنان به خلافكاران، همراه با حفاظت و پاسدارى خودشان از قانون الهى است.
آرى ! فوز بزرگى كه خدا در ستایش آنان وعده كرده، مخصوص این گروه از افراد است نه كسانى كه خود خلاف كارند و مقررات و قوانین را زیر پا مى گذارند. مانند كسانى كه از چراغ قرمز رد مى شوند، ولى به بى حجاب تذكر مى دهند.

امر به معروف در روایات

پیامبر اكرم (ص) فرمود : آمران به معروف، خلیفه خدا در زمین هستند.(30)
در حدیث دیگر مى خوانیم: «خداوند، دشمن مؤمن بى دین است. پرسیدند یا رسول الله! مگر مؤمن بى دین مى شود؟ فرمود: مسلمانى كه امر به معروف نكند، بى دین است.(31)
حضرت على (ع) فرمود: نهى از منكر، به خاك مالیدن بینى فاسقان است.(32)
امر به معروف و نهى از منكر دو خلق از اخلاق الهى است كه هر كس این دو فریضه را یارى كند، خداوند به او عزت مى دهد.(33)
حضرت على (ع) مى فرماید: امر به معروف و نهى از منكر براى عموم مردم یك مصلحت است (انگیزه آنان را نسبت به كار خیر زیاد مى كند)، و نهى از منكر براى افراد نابخرد كه گرایش به انحراف در آنان زیاد است، وسیله كنترل قوى است.(34)
امام باقر علیه السلام در مقام شكایت مى فرماید: افرادى هستند كه اگر نماز ضررى به مال یا جانشان بزند، آن را ترك مى كنند؛ همان گونه كه امر به معروف و نهى از منكر را كه بزرگ ترین و شریف ترین واجبات است، به همین خاطر رها كردند.»(35)
كسى كه جلو منكر را نگیرد، همانند كسى است كه مجروحى را در كنار جاده رها كند تا بمیرد.(36)
افراد ساكتى كه در برابر خلافكار هیچ گونه عكس العملى نشان نمى دهند، مردگانى هستند در میان زندگان.
منكر مثل آتشى است كه اگر با نهى شما خاموش نشود، همه چیز را مى سوزاند.(37) اگر گزنده اى را دیدى كه به سوى انسان خفته اى مى رود، ولى فریاد نكشیدى، در قتل او شریكى.(38)
امام صادق (ع) فرمود :
كسى كه بتواند جلوى مفاسد را بگیرد، ولى نگیرد، دوست دارد كه خداوند متعال معصیت شود. چنین كسى اعلام دشمنى با خدا كرده است.(39)
آرى! كسى كه گناه را آشكارا انجام دهد، دین خدا را ذلیل و دشمنان خدا را دلشاد كرده است.
رسول خدا (ص) فرمود: گروهى هستند كه نه پیامبرند و نه شهید؛ ولى مردم به مقام آنان كه به خاطر امر به معروف به دست آورده اند، غبطه مى خوردند.(40)
در قرآن مى خوانیم: «قُوا اَنْفُسَكُم وَ اَهْلیكُم ناراً»، خود و بستگانتان را از آتش دوزخ حفظ كنید.
روایات ذیل این آیه مى فرماید: «این حفظ باید از طریق امر به معروف و نهى از منكر صورت گیرد.»
اگر مردم در برابر منكر سكوت كنند، قهر خدا همه را با هم خواهد گرفت:
«وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لاتُصیبَنَّ الَّذینَ ظَلَمُوا مِنْكُم خاصَّة»
هر كس به امر به معروف و نهى از منكر ایمان ندارد، دین ندارد.(41)
قله دین، امر به معروف و نهى از منكر، و اجراى حدود الهى است.(42)
پایه و اساس دین بر امر به معروف و نهى از منكر و اجراى حدود الهى است.(43)
خداوند راضى نیست كه در زمین معصیتى شود و اولیاى او همچنان ساكت بمانند.(44)
رسول خدا (ص) فرمود: جبرئیل آمد و گفت كه اسلام ده بخش دارد و بخش هفتم آن امر به معروف و نهى از منكر است.»
در روایات، به مسلمانى كه نهى از منكر نمى كند، لقب ضعیف و بى دین داده شده و مورد غضب خداوند قرار گرفته است.(45)
در قرآن مى خوانیم: پیامبرانى همچون داوود (ع) و عیسى (ع) به كسانى كه نهى از منكر نمى كنند، لعنت فرستاده اند.(46)
امر به معروف و نهى از منكر راه انبیا، سیره صلحا و واجبى بزرگ است كه با انجام آن، جاده ها امن و درآمدها حلال و حقوق مردم ادا مى شود.
چند درس از نهى از منكر امام حسین (ع)
امام حسین (ع) در آخرین لحظه عمر خود، هنگامیكه دید لشكر یزید به خیمه هاى اهل بیت حمله ور شدند. آخرین جمله اى كه به آنها فرمود، این بود: اگر دین ندارید، لااقل در دنیاى خود آزاده باشید.» این سخن اثر كرد و تا امام زنده بود، از هجوم به خیمه ها دست كشیدند. ما از این جمله آخر، چند درس بگیریم:
1) نهى از منكر واجب است، حتى در لحظه آخر عمر.
2) نهى از منكر واجب است، حتى نسبت به وحشى ترین افراد.
3) اگر چند منكر انجام مى شود و ما مى توانیم از یكى از آنها جلوگیرى كنیم، باز هم نسبت به آن یكى واجب است كه اقدام كنیم.
4) افراد خلافكار ممكن است از بعضى از منكرات دست بردارند و تحت تأثیر وجدان قرار بگیرند.
5) اگر از دین مردم نمى توان براى نهى از منكر كمك گرفت، از صفات دیگر آنان و از عوامل عاطفى استفاده كنید.
6) حمایت از ناموس از بزرگترین واجبات است.
نهى از منكر در سخت ترین شرایط
پدر، برادر، عمو و ذریه پیامبر (ص) را در پیش چشم امام سجاد علیه السلام شهید كردند و خود او را نیز به اسارت گرفتند و در كوفه و شام گرداندند. وقتى او را به مسجد شام بردند و دید كه خطیب روى منبر از یزید ستایش مى كند، یك تنه در حضور یزید فریاد زد: اى خطیب! تو با این تملق و ستایش، رضاى یزید را به قهر خدا معامله كردى. تو مورد غضب پروردگار هستى. من باید از این چوبها بالا بروم و جاى این واعظ چاپلوس بنشینم تا بزرگترین معروف ها را كه معرفى اسلام محمدى و اهل بیت پیامبر است، زنده كنم.»
سپس امام به بالاى منبر رفت و با سخنرانى خود، كودتاى فكرى و فرهنگى و عاطفى و سیاسى كرد.(47)
سكوت كافى نیست، حركت و فریاد لازم است.
امام صادق (ع) كه در یك مهمانى شركت فرموده بودند، یكى از مهمانها از صاحبخانه با اشاره آب طلبید. او هم شرابى آورد.
حضرت به محض آنكه متوجه شد، مجلس را ترك كرد و فرمود: «جلسه اى كه در آن شراب بنوشند، نه تنها نباید خورد كه باید آن جلسه را ترك كرد تا دیگران بفهمند كه شراب خوارى كارى زشت است.»(48)
در تاریخ نوشته اند: اسامة بن زید كه در زمان رحلت رسول خدا (ص) فرمانده جنگ شد و در آن هنگام جوانى هیجده ساله بود، روزى به خدمت مولى امیرالمؤمنین(ع) شرفیاب شد و از حضرت كمك خواست. امام فرمود: من كمك نمى كنم. او گفت: من همان اسامه، صحابى نزدیك رسول خدایم. فرمود: درست است؛ اما به یاد دارى كه وقتى ما با معاویه درگیر بودیم، تو ساكت نشستى. سكوت تو گناه بود؛ اگر چه با معاویه نبودى، اما با سكوتت وى را همراهى كردى.
بنابراین، منطق سكوت و در عین حال سلامت از گناه، منطق صحیحى نیست. «یكى از نمایندگان مجلس در قبل از انقلاب اسلامى، خدمت امام امت (ره) رسید و گفت: قانونى مى خواست تصویب شود كه ضد اسلام بود من رأى ندادم. امام با عصبانیت فرمودند: كافى نبود. باید داد و فریاد به راه مى انداختى و مجلس را ترك مى كردى.»
بنابراین، خوبها نباید در برابر انحرافات سكوت كنند. اگر خوبها به میدان بیایند، فضاى آلوده را تغییر مى دهند؛ براى مثال، اگر همه خوبها اول ظهر اذان بگویند، فضا بكلى دگرگون مى شود.

اهمیت امر به معروف

ناگفته پیداست كه حساب امر به معروف و نهى از منكر از حساب نماز، روزه و حج جداست؛ زیرا آنها ضررى به منافع و هوسهاى دیگران نمى زنند و لذا كسى با آنها مخالفتى ندارد.
اما نهى از منكر، مخالفت با انحرافات و هوسهاى مردم است و قهراً گروهى در مقابل آن مقاومت مى كنند.
بگذریم كه شناخت معروف و منكر كار هر كس نیست و قدرت برخورد و تماس با افراد مختلف نیز روان شناسى تبلیغاتى لازم دارد. اما امر به معروف زمانى مؤثر است كه آمران به معروف و ناهیان از منكر، از خلق و خوى عالى، اطلاعات كافى، آموزشهاى لازم برخودار باشند.
از سوى دیگر، دولت و مردم از هر گونه حمایت هاى قانونى و مالى دریغ نكنند؛ براى مثال مسیر همه فیلمها و برنامه هاى صدا و سیما زنده كردن خوبیها در جامعه و محو كردن منكرات باشد. بعلاوه، مردم باید امر به معروف را یك فریضه اسلامى بدانند و نه دخالت و مزاحمت. در شعارهاى در و دیوار نیز جملاتى باشد كه مردم را به سوى كمال و نور دعوت كند و فضاى جامعه، اسلامى و فضاى رشد خوبیها و محو بدیها باشد.
به فرموده روایات، امر به معروف حتى از جهاد در راه خدا مهمتر است؛ زیرا جهاد در تمام عمر یكى دوبار صورت مى گیرد؛ ولى این واجب الهى هر شب و روز در برابر چشم مردم جلوه گیرى مى كند.
اگر امر به معروف و نهى از منكر نباشد، جامعه اسلامى بیمه نمى شود و هر روز اگر هنرمندى مثل سامرى یك گوساله طلائى درست كند، مى تواند نسل ما را مورد تهاجم فرهنگى خود قرار دهد. به گفته همه علما، امر به معروف و نهى از منكر از واجبات قطعى است و آن قدر اهمیت دارد كه امام حسین (ع) فرمود: هدف من از رفتن به كربلا، امر به معروف و نهى از منكر است.
با امر به معروف تمام واجبات در جامعه عملى مى شود. با نهى از منكر، از همه مفاسد جلوگیرى مى شود. اگر یك میلیارد مسلمان هر روز به یك معروف امر و از یك منكر نهى كنند، سیماى جهان عوض مى شود.
اگر روزى كه اسرائیل و آمریكا، مسلمانان منطقه اى را بمباران مى كنند، یك میلیارد فریاد بلند شود، آنها عقب نشینى خواهند كرد.
ما هنوز مزه اتحاد و ایمان و فریاد را به طور كامل نچشیده ایم. آرى از یك قطره آب كارى بر نمى آید؛ همین كه قطرات فراوان به صورت جویها و جویها به صورت رودخانه پشت سدى قرار گیرند، وسیله اى براى تولید برق مى شوند و منطقه اى را روشن مى كنند.
مرحوم شهید مطهرى مى فرماید: «در قرآن، قبل از آیه امر به معروف ، مسأله اتحاد مسلمانان مطرح شده است؛ یعنى اگر خواستید جلو مفاسد را بگیرید، باید قدرت داشته باشید و قدرت زمانى دارید كه متحد باشید.»
مرحوم شیخ انصارى مى فرماید: اگر امر به معروف و نهى از منكر نیاز به قدرت و ولایت و حكومت داشت، واجب است كه به سراغ تشكیل قدرت رویم و حكومت تشكیل دهیم.»
مفاسد دیروز دروغ و غیبت بود كه از فردى صادر مى شد و فرد دیگرى او را منع مى كرد؛ ولى مفاسد امروز، شكل دیگرى دارد. امروز، ناگهان مسلمانان خود را در برابر بزرگترین توطئه ها مى بینند كه اگر از تخصص و تكنولوژى و قدرت و وحدت و اقتصاد كافى برخوردار نباشند، همه چیزشان دستخوش تهاجم قرار مى گیرد.
بنابراین، تشكیل نظام اسلامى براى نهى از منكر هاى اجتماعى و جهانى، یك ضرورت است.
هدف نهائى
هدف از امر به معروف، انجام گرفتن خوبیها و هدف در نهى از منكر، ترك كردن منكرات است. البته، منظور برخورد سطحى و بى نتیجه نیست.
قرآن مى فرماید: اگر در مجلسى به آیات الهى توهین مى شود، جلسه را به عنوان اعتراض ترك كنید تا مسیر بحث عوض شود (حَتَّى یَخُوضُوا فى حَدیثٍ غَیرِه).(49)
بنابراین، اگر با ترك مجلس بحث ها عوض نشد، باید چاره دیگرى اندیشید؛ چون در قرآن هدف را تنها تذكر و ترك جلسه ندانسته، بلكه تغییر مسیر بحث دانسته است. لذا براى رسیدن به این هدف،از هر راه ممكن باید استفاده كرد.
در بعضى روایات مى خوانیم: گناهكار را آزار دهید تا خلاف را ترك كند (حَتَّى یَتْرُكَه)(50)
اگر با تذكر و آزار ترك نكرد، مسؤولیت ما تمام نمى شود؛ بلكه از راههاى دیگر باید به نتیجه برسیم.
در آیات جنگ، هدف برطرف شدن فتنه معرفى شده است. (وَ قاتَلُوهُم حَتَّى لاتَكُونَ فِتْنَة)(51) بنابراین، باید تا رسیدن به این هدف، مبارزه را به شكلهاى مختلف ادامه داد. این، مربوط به هدف است.
اما مقدار تلاش: عباداتى مثل نماز و روزه و حج، اعمالى صد در صد تعبدى است و مقدار و زمان آن كاملاً روشن است؛ اما امر به معروف و نهى از منكر مقدار خاصى ندارد و نظیر مراجعه به پزشك است كه نمى توان گفت هر مریض در عمر خود به چه تعداد پزشك مراجعه كند و براى هر پزشك چند دقیقه صرف كند؛ یا براى خرید دارو چه مبلغى در نظر بگیرد. هدف، سالم شدن مریض است و صرف زمان و مبلغ و مقدار تلاش، هیچ اندازه اى ندارد. لذا انبیا مى گفتند: تمام توان خود را براى اصلاح بكار مى بریم.(52)