امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

مایه حفظ توحید،نبوت و امامت

پیامبر اكرم (ص) فرمود: «كلمه لااِلهَ اِلاَّاللَّه عذاب الهى را از انسان دور مى كند؛ به شرط آنكه این كلمه مبارك مورد تحقیر و استخفاف قرار نگیرد.»
مردى از پیامبر عزیز پرسید: «چگونه ممكن است كلمه توحید مورد استخفاف قرار گیرد؟!»
فرمود: «اگر گناهان علنى انجام گیرد و كسى گناهكار را نهى نكند و او را تغییر ندهد، به توحید اهانت شده است.(26)
رابطه نبوت با امر به معروف و نهى از منكر
در سوره اعراف، در شرح وظایف پیامبر اكرم مى خوانیم: «مردم را امر به معروف و نهى از منكر مى كند.»(27)
چه معروفى از یكتاپرستى خداوند مهمتر و چه منكرى از اطاعت طاغوت بدتر است؟ در قرآن مى خوانیم؛ وظیفه تمام پیامبران نسبت به مردم، دعوت به بندگى خدا و دورى دادن آنان از طاغوت است.»(28)
رابطه امامت با امر به معروف و نهى از منكر
امام حسین (ع)، هدف از قیام خود را چنین مى فرماید: آیا نمى بینید به حق عمل نمى شود و از باطل جلوگیرى به عمل نمى آید(29). و در جاى دیگر مى فرماید: من بنا دارم امر به معروف و نهى از منكر كنم. مى خواهم در دین جدم اصلاح كنم.

آمرین به معروف و ناهیان از منكر

در سوره توبه آیه هاى 111 و 112 مى خوانیم : «خدا از مؤمنان، جانها و مالهایشان را خرید تا بهشت از آنان باشد. آنان رزمندگانى هستند كه در راه خدا مى جنگند، دشمنان خدا را مى كشند و در راه خدا كشته مى شوند.وعده بهشت به آنان در تورات و انجیل و قرآن آمده است و چه كسى بهتر از خدا به عهد خود وفا مى كند.»
سپس مى فرماید: «جان دادن و بهشت گرفتن براى شما مبارك باشد و خود را به این معامله بشارت دهید كه رستگارى بزرگى است.»
در ادامه مى فرماید: این مؤمنان جان بر كف، هم از لغزش هاى خود توبه مى كنند، هم خدا را مى پرستند و ستایش مى كنند، و هم اهل روزه و ركوع و سجودند. این افرادند كه امر به معروف و نهى از منكر مى كنند و حدود الهى را پاس مى دارند.»
با یك نگاه سطحى به این دو آیه، سیما و صفات آمرین به معروف بر همه ما روشن مى شود. آنها افرادى جان بركف و شجاع هستند. فریادشان در روز، با اشك و توبه، و ركوع و سجودشان در شب همراه است. هشدار آنان به خلافكاران، همراه با حفاظت و پاسدارى خودشان از قانون الهى است.
آرى ! فوز بزرگى كه خدا در ستایش آنان وعده كرده، مخصوص این گروه از افراد است نه كسانى كه خود خلاف كارند و مقررات و قوانین را زیر پا مى گذارند. مانند كسانى كه از چراغ قرمز رد مى شوند، ولى به بى حجاب تذكر مى دهند.

امر به معروف در روایات

پیامبر اكرم (ص) فرمود : آمران به معروف، خلیفه خدا در زمین هستند.(30)
در حدیث دیگر مى خوانیم: «خداوند، دشمن مؤمن بى دین است. پرسیدند یا رسول الله! مگر مؤمن بى دین مى شود؟ فرمود: مسلمانى كه امر به معروف نكند، بى دین است.(31)
حضرت على (ع) فرمود: نهى از منكر، به خاك مالیدن بینى فاسقان است.(32)
امر به معروف و نهى از منكر دو خلق از اخلاق الهى است كه هر كس این دو فریضه را یارى كند، خداوند به او عزت مى دهد.(33)
حضرت على (ع) مى فرماید: امر به معروف و نهى از منكر براى عموم مردم یك مصلحت است (انگیزه آنان را نسبت به كار خیر زیاد مى كند)، و نهى از منكر براى افراد نابخرد كه گرایش به انحراف در آنان زیاد است، وسیله كنترل قوى است.(34)
امام باقر علیه السلام در مقام شكایت مى فرماید: افرادى هستند كه اگر نماز ضررى به مال یا جانشان بزند، آن را ترك مى كنند؛ همان گونه كه امر به معروف و نهى از منكر را كه بزرگ ترین و شریف ترین واجبات است، به همین خاطر رها كردند.»(35)
كسى كه جلو منكر را نگیرد، همانند كسى است كه مجروحى را در كنار جاده رها كند تا بمیرد.(36)
افراد ساكتى كه در برابر خلافكار هیچ گونه عكس العملى نشان نمى دهند، مردگانى هستند در میان زندگان.
منكر مثل آتشى است كه اگر با نهى شما خاموش نشود، همه چیز را مى سوزاند.(37) اگر گزنده اى را دیدى كه به سوى انسان خفته اى مى رود، ولى فریاد نكشیدى، در قتل او شریكى.(38)
امام صادق (ع) فرمود :
كسى كه بتواند جلوى مفاسد را بگیرد، ولى نگیرد، دوست دارد كه خداوند متعال معصیت شود. چنین كسى اعلام دشمنى با خدا كرده است.(39)
آرى! كسى كه گناه را آشكارا انجام دهد، دین خدا را ذلیل و دشمنان خدا را دلشاد كرده است.
رسول خدا (ص) فرمود: گروهى هستند كه نه پیامبرند و نه شهید؛ ولى مردم به مقام آنان كه به خاطر امر به معروف به دست آورده اند، غبطه مى خوردند.(40)
در قرآن مى خوانیم: «قُوا اَنْفُسَكُم وَ اَهْلیكُم ناراً»، خود و بستگانتان را از آتش دوزخ حفظ كنید.
روایات ذیل این آیه مى فرماید: «این حفظ باید از طریق امر به معروف و نهى از منكر صورت گیرد.»
اگر مردم در برابر منكر سكوت كنند، قهر خدا همه را با هم خواهد گرفت:
«وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لاتُصیبَنَّ الَّذینَ ظَلَمُوا مِنْكُم خاصَّة»
هر كس به امر به معروف و نهى از منكر ایمان ندارد، دین ندارد.(41)
قله دین، امر به معروف و نهى از منكر، و اجراى حدود الهى است.(42)
پایه و اساس دین بر امر به معروف و نهى از منكر و اجراى حدود الهى است.(43)
خداوند راضى نیست كه در زمین معصیتى شود و اولیاى او همچنان ساكت بمانند.(44)
رسول خدا (ص) فرمود: جبرئیل آمد و گفت كه اسلام ده بخش دارد و بخش هفتم آن امر به معروف و نهى از منكر است.»
در روایات، به مسلمانى كه نهى از منكر نمى كند، لقب ضعیف و بى دین داده شده و مورد غضب خداوند قرار گرفته است.(45)
در قرآن مى خوانیم: پیامبرانى همچون داوود (ع) و عیسى (ع) به كسانى كه نهى از منكر نمى كنند، لعنت فرستاده اند.(46)
امر به معروف و نهى از منكر راه انبیا، سیره صلحا و واجبى بزرگ است كه با انجام آن، جاده ها امن و درآمدها حلال و حقوق مردم ادا مى شود.
چند درس از نهى از منكر امام حسین (ع)
امام حسین (ع) در آخرین لحظه عمر خود، هنگامیكه دید لشكر یزید به خیمه هاى اهل بیت حمله ور شدند. آخرین جمله اى كه به آنها فرمود، این بود: اگر دین ندارید، لااقل در دنیاى خود آزاده باشید.» این سخن اثر كرد و تا امام زنده بود، از هجوم به خیمه ها دست كشیدند. ما از این جمله آخر، چند درس بگیریم:
1) نهى از منكر واجب است، حتى در لحظه آخر عمر.
2) نهى از منكر واجب است، حتى نسبت به وحشى ترین افراد.
3) اگر چند منكر انجام مى شود و ما مى توانیم از یكى از آنها جلوگیرى كنیم، باز هم نسبت به آن یكى واجب است كه اقدام كنیم.
4) افراد خلافكار ممكن است از بعضى از منكرات دست بردارند و تحت تأثیر وجدان قرار بگیرند.
5) اگر از دین مردم نمى توان براى نهى از منكر كمك گرفت، از صفات دیگر آنان و از عوامل عاطفى استفاده كنید.
6) حمایت از ناموس از بزرگترین واجبات است.
نهى از منكر در سخت ترین شرایط
پدر، برادر، عمو و ذریه پیامبر (ص) را در پیش چشم امام سجاد علیه السلام شهید كردند و خود او را نیز به اسارت گرفتند و در كوفه و شام گرداندند. وقتى او را به مسجد شام بردند و دید كه خطیب روى منبر از یزید ستایش مى كند، یك تنه در حضور یزید فریاد زد: اى خطیب! تو با این تملق و ستایش، رضاى یزید را به قهر خدا معامله كردى. تو مورد غضب پروردگار هستى. من باید از این چوبها بالا بروم و جاى این واعظ چاپلوس بنشینم تا بزرگترین معروف ها را كه معرفى اسلام محمدى و اهل بیت پیامبر است، زنده كنم.»
سپس امام به بالاى منبر رفت و با سخنرانى خود، كودتاى فكرى و فرهنگى و عاطفى و سیاسى كرد.(47)
سكوت كافى نیست، حركت و فریاد لازم است.
امام صادق (ع) كه در یك مهمانى شركت فرموده بودند، یكى از مهمانها از صاحبخانه با اشاره آب طلبید. او هم شرابى آورد.
حضرت به محض آنكه متوجه شد، مجلس را ترك كرد و فرمود: «جلسه اى كه در آن شراب بنوشند، نه تنها نباید خورد كه باید آن جلسه را ترك كرد تا دیگران بفهمند كه شراب خوارى كارى زشت است.»(48)
در تاریخ نوشته اند: اسامة بن زید كه در زمان رحلت رسول خدا (ص) فرمانده جنگ شد و در آن هنگام جوانى هیجده ساله بود، روزى به خدمت مولى امیرالمؤمنین(ع) شرفیاب شد و از حضرت كمك خواست. امام فرمود: من كمك نمى كنم. او گفت: من همان اسامه، صحابى نزدیك رسول خدایم. فرمود: درست است؛ اما به یاد دارى كه وقتى ما با معاویه درگیر بودیم، تو ساكت نشستى. سكوت تو گناه بود؛ اگر چه با معاویه نبودى، اما با سكوتت وى را همراهى كردى.
بنابراین، منطق سكوت و در عین حال سلامت از گناه، منطق صحیحى نیست. «یكى از نمایندگان مجلس در قبل از انقلاب اسلامى، خدمت امام امت (ره) رسید و گفت: قانونى مى خواست تصویب شود كه ضد اسلام بود من رأى ندادم. امام با عصبانیت فرمودند: كافى نبود. باید داد و فریاد به راه مى انداختى و مجلس را ترك مى كردى.»
بنابراین، خوبها نباید در برابر انحرافات سكوت كنند. اگر خوبها به میدان بیایند، فضاى آلوده را تغییر مى دهند؛ براى مثال، اگر همه خوبها اول ظهر اذان بگویند، فضا بكلى دگرگون مى شود.