امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

ریشه هاى فطرى و غریزى و عقلى

تمام پدران و مادران در طول تاریخ، فرزندان خود را به كارهایى واداشته و از كارهایى نهى كرده اند بنابراین، مسأله امر و نهى و تشویق و هشدار، ریشه در درون هر انسانى دارد و مربوط به زمان و مكان و یا نژاد و منطقه خاصّى نمى شود.هر مسأله اى این گونه فراگیر باشد، نشانه از فطرى بودن آن دارد.
عكس العمل حیوانات در برابر خطرها
مسأله هشدار و اخطار و یا فریاد در برابر خطرها و انحرافها، مخصوص انسانها نیست. در قرآن مى خوانیم: همین كه مورچه اى دید حضرت سلیمان با لشكرش در حركتند، فریاد زد و به سایر مورچگان گفت: به لانه هاى خود بروید تا پایمال آنان نشوید.(6)
و همین كه هدهد در پرواز خود از فضاى كشور سبا متوجه انحراف مردم شد و دریافت كه مردم خورشید پرستند، نزد حضرت سلیمان آمد و با ناله خود، از این انحراف شكایت كرد.(7)
بنابراین، فریاد در برابر انحراف و دلسوزى براى دیگران، نه تنها مسأله اى فطرى براى انسانهاست، بلكه ریشه غریزى در حیوانات دارد؛ لذا اگر گفته شود كه انسانِ بى تفاوت از حیوان پست تر است، سخن گزافى نباشد، البته مسؤولیت همه مردم نسبت به امر به معروف و نهى از منكر یكسان نیست؛ بلكه وظیفه علما و دولتمردان از دیگران بیشتر است.(8)
ریشه عقلى
امر به معروف و نهى از منكر یك ضرورت عقلى است. این مسأله بقدرى روشن است كه نگرانم اگر توضیحى داده شود، همچون ابرى جلوى خورشید، از شفافیت آن بكاهد.
كدام عاقل است كه سكوت در مقابل خطر و انحراف راپسندیده و آن را محكوم نكند؟
كدام عقل است كه راهنمایى، دلسوزى، تشویق به كار خیر و جلوگیرى از مفاسد را لازم نداند؟
از آنجا كه دین اسلام مطابق با عقل و فطرت است، مى توان گفت كه تمام آیات و روایاتِ امر به معروف و نهى از منكر، ما را به همین قضاوتِ روشن عقل ارشاد مى كند.

امر به معروف در قرآن

مسأله امر به معروف از همان روزهاى اول بعثت در مكّه مورد عنایت اسلام بوده است.
بعنوان مثال در سوره والعصر كه شعار مسلمانان به هنگام جدایى از یكدیگر بود و در اوائل بعثت در مكه نازل شده است، در جمله : تَواصَوْا بِالْحَقِّ و تَواصَوْا بِالصَّبْرِ، اشاره به امر به معروف مى كند.
اولین وظیفه انبیا
قرآن، اولین وظیفه همه انبیا را امر به معروف و نهى از منكر مى داند و مى فرماید: «ما در میان هر امّتى، پیامبرى را مبعوث كردیم كه مهمترین وظیفه آنان دو چیز بود : یكى امر به یكتاپرستى كه بزرگ ترین معروف هاست (اَنِ اعْبُدُوااللَّه)، و دوم نهى از اطاعت طاغوتها كه بزرگ ترین منكرهاست (اِجْتَنِبُوا الطَّاغوتَ).»(9) در سوره اعراف نیز مى خوانیم: «پیامبر اسلام كه نام و نشانش در تورات و انجیل آمده، اوّلین وظیفه اش امر به معروف و نهى از منكر است.(10)

نشانه بهترین امّت

قرآن خطاب به مسلمانان مى فرماید، «شما بهترین امتى هستید كه بر مردم ظاهر شده اید؛ به شرط آنكه امر به معروف و نهى از منكر كنید.»(11)
قرآن با آنكه بارها از اهل كتاب به خاطر تعصبات نابجا و تحریف هاى نامشروع و توقعات بیهوده انتقاد كرده، اما از گروهى از آنان به خاطر ایمان و تلاوت آیات الهى و امر به معروف و نهى از منكر ستایش كرده است.(12)
امر به معروف كارى است كه خداوند انجام مى دهد :
اِنَّ اللَّهَ یَأمُرُ بِالعَدْلِ و ْلاِحْسانِ(13)
همانا كه امر به منكر كار شیطان است:
الشَّیْطانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ و َأْمُرُكُم بِالْفَحْشاء(14)
امر به معروف وظیفه عمومى است كه قرآن مى فرماید: تمام مردان و زنان با ایمان نسبت به یكدیگر حق ولایت دارند كه یكدیگر را به معروف وادار كنند و از منكر باز دارند و نماز به پا دارند و زكات بپردازند.(15)
آنچه در این آیه جلب توجه مى كند، چند نكته است:
1) از آغازِ تكلیف، همه مردم از هر سن و صنف و نژادى كه باشند، بر دیگر مؤمنان حق ولایت دارند؛ یعنى امر و نهى آنان بر اساس حق ولایتى است كه خداوند قرار داده است و هرگز نام دخالت بى جا، مزاحمت و فضولى بر این كار روا نیست.
2) مقام ایمان است كه به مسلمانان این حق را مى دهد و این حق براى سایر مردم وجود ندارد.
3) همیشه امر به معروف، مقدم بر نهى از منكر به كار رفته است تا به ما بفهماند كه كارها را از راه مثبت پیگیرى كنید و در جامعه، تنها انتقاد كننده نباشید.
4) در این آیه، امر به معروف و نهى از منكر قبل از نماز و زكات مطرح شده است، زیرا اقامه نماز و اداى زكات نیاز به یك سلسله تبلیغات دارد كه همان امر به معروف است؛ براى مثال، در مقدمه نماز وقتى با بهترین و رساترین صدا مى گوییم: «حَىّ على الصّلوة»، این كلام خود امر به معروف است كه بر نماز مقدم شده است. قرآن، خود اقامه نماز را نهى از منكر مى داند؛ آنجا كه مى فرماید:
(اِنَّ الصَّلوةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ و الْمُنكَرِ)(16)
5) گرچه باید به اولویتها توجه داشت، اما آنچه مورد پسند اسلام است، سفارش به تمام معروف ها و جلوگیرى از همه منكرات است.
به عبارت دیگر، زمانى ما به جامعه دلخواه مى رسیم كه :
1) مرد و زن هر دو قیام كنند.
2) بر اساس ولایت و محبت امر و نهى كنند.
3) از خوبیها شروع كنند.
4) به همه نقاط مثبت و منفى توجه كنند.
این وظیفه عموم مسلمانان بود؛ اما از برخى آیات استفاده مى شود كه براى این دو فریضه بزرگ، گروه ویژه اى نیز لازم است.
گروه ویژه
قرآن مى فرماید: از میان شما، گروهى باید دعوت به خیر و امر به معروف و نهى از منكر كنند.(17)
حسابِ این گروه از حسابِ وظیفه عمومى جداست. این دسته باید با قدرت و امكانات وارد عمل شوند و جلوى منكرات را بگیرند؛ براى مثال، اگر ماشینى در خیابان یك طرفه بر خلاف مسیر حركت كند، دو وظیفه وجود دارد یكى وظیفه عموم رانندگان است كه تخلف او را با بوق و چراغ به او مى فهمانند؛ و یك وظیفه اى هم پلیس دارد كه او را جریمه مى كند.
در اهمیت امر به معروف و نهى از منكر همین بس كه در قرآن، نام آمرین به معروف در كنار نام انبیا آمده است و كیفر قاتلان آنان همچون قتل انبیاست.(18)
بر خلاف بعضى كه خیال مى كنند رستگارى در انزوا و گوشه گیرى است، قرآن، رستگاران را تنها كسانى مى داند كه دیگران را دعوت به خیر و امر به معروف مى كنند.(19)
البته، زمانى امر به معروف و نهى از منكر رمز برترى و كرامت است كه این كار براساس ایمان و برخاسته از انگیزه الهى باشد.(20)
گرچه مسؤولیت علما و افراد با تقوا بیشتر است ولى امر به معروف و نهى از منكر وظیفه طرفین است و همه باید یكدیگر را به حق و صبر سفارش دهیم.(21) و همه یكدیگر را از منكر نهى كنیم.(22) و در این راه آماده پذیرش مشكلات باشیم.
انسان با آنكه روح خدا در او دمیده شده و جانشین او در زمین است، همچنین مورد كرامت و فضیلت خاصى است، اما به خاطر غرایز سركش و وسوسه هاى شیطانى و استكبار طاغوتها بشدت نیاز به كنترل دارد و خداوند متعال انواع مهارها را براى او قرار داده است؛ از جمله :
1) كلمه مقدس عقل به معناى عقال و وسیله كنترل انسان است. اگر مهارِ عقل نباشد، انسان خیلى زود خود را نابود مى كند.
2) فطرت نیز مى تواند انسان را به سوى خوبیها سوق و از بدیها باز دارد.
3) انبیا و فرستادگان خداوند نیز به همین منظور مبعوث شده اند.(23)
4) امر به معروف و نهى از منكر نیز بهترین وسیله ارشاد مردم است.
راستى اگر انسان این مهارها را نداشته باشد و بر اساس هوسهاى درونى خود گام بردارد، آثار فتنه و فسادش تا به آسمانها كشیده مى شود.(24)
نهى از منكر در جاهلیت
در زمان جاهلیت، گروهى از جوانان مشرك با هم پیمان بستند كه اجازه ندهند به مسافران مكه تجاوز و ظلمى شود و از هر مظلومى حمایت كنند. در آن روزها كه پیامبر اكرم (ص) هنوز مبعوث نشده بود، در این حركت مظلوم یابى و ظالم كوبى جوانان مكه شركت كرد و بعد از نبوت فرمود: الان نیز اگر براى دفاع از مظلوم دعوتم كنند، شركت مى كنم.(25)