امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

سیماى امر به معروف و ...

* امر به معروف، نشانه عشق انسان به مكتب است.
* امر به معروف، نشانه عشق انسان به مردم است.
* امر به معروف، نشانه تعهد و سوز و علاقه انسان به سلامتى جامعه است.
* امر به معروف، نشانه تولّى و تبرّى است.
* امر به معروف، نشانه آزادى در جامعه است.
* امر به معروف، نشانه ارتباط میان آحاد مردم است.
* امر به معروف، نشانه فطرت بیدار است.
* امر به معروف، حضور و غیاب واجبات است ؛ چرا نماز نخواندى ؟ چرا روزه نگرفتى؟
* امر به معروف، ضامن اجراى تمام واجبات و نهى از منكر، ضامن ترك همه محرمات است.
* امر به معروف، تشویق نیكوكاران در جامعه است.
* امر به معروف، تذكر و آگاه كردن افراد جاهل است.
* نهى از منكر، تلخ كردن كام خلافكاران است.
* امر به معروف و نهى از منكر، گاز و ترمزى است كه ماشین جامعه را هدایت مى كند.
* امر به معروف و نهى از منكر والدین است كه اساس تربیت كودك را تشكیل مى دهد.
* امر به معروف، سبب دلگرمى و تقویت افراد كم اراده مى شود.
* امر به معروف، نشانه حضور در صحنه است.
* امر به معروف، مقام و حقى است كه خداوند به اهل ایمان داده تا بر اعمال یكدیگر نظارت داشته باشند.
* نهى از منكر، جبران كننده كمبود تقواى بعضى از افراد جامعه است.
* امر به معروف، جامعه را رشد مى دهد و نهى از منكر، جامعه را از سقوط نجات مى دهد.
* امر به معروف حافظ مرزها و حقوق افراد است ؛ و جامعه بى فریاد، جامعه اى مرده است و افراد ساكت، جماداتى متنفّس بیش نیستند.
* امر به معروف و نهى از منكر، نشانه غیرت دینى، احساس مسئولیت و مشكلات مردم را مشكلات خود دانستن است.
* امر به معروف و نهى از منكر، نوعى قرنطینه روحى در برابر عیب ها و گناهانِ مُسرى است.
* امر به معروف و نهى از منكر، نوعى انضباط اجتماعى است؛ یعنى محدود كردن تمایلات اشخاص در برابر مصالح جامعه ؛ در واقع نوعى كنترل افراد لاابالى است.
* امر به معروف و نهى از منكر، نشانه رشد است. حضرت لوط در برابر گروه گناهكار پرسید: آیا در میان شما یك نفر رشید هست تا مانع این كار شما شود؟(2)
* با امر به معروف و نهى از منكر، مسائل داخلى جامعه حل مى شود و مى تواند با دشمنان خارجى مقابله كند.
در اهمیت امر به معروف همین بس كه علما به دلیل ارتباط قلبى انسان با آن (یعنى تنفر قلبى از منكر)، آن را در اصول دین؛ و به دلیل برخوردهاى عملى، و اینكه یكى از واجبات است، آن را در ردیف فروع دین مطرح كرده اند. شهید ثانى مى فرماید: آیات و روایات امر به معروف و نهى از منكر آنقدر زیاد است كه كمر را مى شكند.(3)
همین امروز اگر یك ابر قدرت یا قلدرى كه منطقه اى را بمباران مى كند و بزرگترین منكرات را انجام مى دهد، خود را در برابر فریاد همه كشورها ببیند، هرگز دست به این جنایت نمى زند. سكوت جوامع بین المللى و ترس سردمداران و بى تفاوتى و بى خبرى توده هاى مردم سبب شده است كه مستكبران جهانى در برابر بزرگترین منكرات خود هیچ احساس خطرى نكنند.
اگر كارخانه اى نیاز به بازرسى و نظارت مهندسان متخصص دارد، جامعه بشرى هم نیاز به نظارت و بازرسى دانشمندان اسلام شناس دارد.
در حدیث مى خوانیم : بهترین دوست آن است كه هنگام خلاف، مانع تو شود و بدترین دوست آن است كه به تو تذكر ندهد. امام صادق علیه السلام مى فرماید: بهترین دوست من كسى است كه عیب هاى مرا به من هدیه كند.
در روایات مى خوانیم: «مؤمن همیشه مراقب كارهاى خود است» یعنى از خودش حساب پس مى گیرد.
آرى ! اگر ما از درون مراقب خود باشیم و مردم از برون مراقب ما باشند و در رأس، نظامى سیاسى و حكومتى مشوق خوبیها و مانع بدیها باشد، بهترین امت خواهیم بود. چنان كه قرآن مى فرماید: كُنْتُم خَیرَ اُمَّةٍ اُخرِجَت لِلنّاسِ تَأمُرُونَ بِالْمَعروفِ و تَنْهَوْن عن الْمُنكَرِ تُؤمِنُونَ بِاللّه(4)
در نهج البلاغه مى خوانیم: تمام كارهاى خیر و حتى جهاد در راه خدا، نسبت به امر به معروف مثل رطوبت دهان است نسبت به آب دریا.(5)

ریشه هاى فطرى و غریزى و عقلى

تمام پدران و مادران در طول تاریخ، فرزندان خود را به كارهایى واداشته و از كارهایى نهى كرده اند بنابراین، مسأله امر و نهى و تشویق و هشدار، ریشه در درون هر انسانى دارد و مربوط به زمان و مكان و یا نژاد و منطقه خاصّى نمى شود.هر مسأله اى این گونه فراگیر باشد، نشانه از فطرى بودن آن دارد.
عكس العمل حیوانات در برابر خطرها
مسأله هشدار و اخطار و یا فریاد در برابر خطرها و انحرافها، مخصوص انسانها نیست. در قرآن مى خوانیم: همین كه مورچه اى دید حضرت سلیمان با لشكرش در حركتند، فریاد زد و به سایر مورچگان گفت: به لانه هاى خود بروید تا پایمال آنان نشوید.(6)
و همین كه هدهد در پرواز خود از فضاى كشور سبا متوجه انحراف مردم شد و دریافت كه مردم خورشید پرستند، نزد حضرت سلیمان آمد و با ناله خود، از این انحراف شكایت كرد.(7)
بنابراین، فریاد در برابر انحراف و دلسوزى براى دیگران، نه تنها مسأله اى فطرى براى انسانهاست، بلكه ریشه غریزى در حیوانات دارد؛ لذا اگر گفته شود كه انسانِ بى تفاوت از حیوان پست تر است، سخن گزافى نباشد، البته مسؤولیت همه مردم نسبت به امر به معروف و نهى از منكر یكسان نیست؛ بلكه وظیفه علما و دولتمردان از دیگران بیشتر است.(8)
ریشه عقلى
امر به معروف و نهى از منكر یك ضرورت عقلى است. این مسأله بقدرى روشن است كه نگرانم اگر توضیحى داده شود، همچون ابرى جلوى خورشید، از شفافیت آن بكاهد.
كدام عاقل است كه سكوت در مقابل خطر و انحراف راپسندیده و آن را محكوم نكند؟
كدام عقل است كه راهنمایى، دلسوزى، تشویق به كار خیر و جلوگیرى از مفاسد را لازم نداند؟
از آنجا كه دین اسلام مطابق با عقل و فطرت است، مى توان گفت كه تمام آیات و روایاتِ امر به معروف و نهى از منكر، ما را به همین قضاوتِ روشن عقل ارشاد مى كند.

امر به معروف در قرآن

مسأله امر به معروف از همان روزهاى اول بعثت در مكّه مورد عنایت اسلام بوده است.
بعنوان مثال در سوره والعصر كه شعار مسلمانان به هنگام جدایى از یكدیگر بود و در اوائل بعثت در مكه نازل شده است، در جمله : تَواصَوْا بِالْحَقِّ و تَواصَوْا بِالصَّبْرِ، اشاره به امر به معروف مى كند.
اولین وظیفه انبیا
قرآن، اولین وظیفه همه انبیا را امر به معروف و نهى از منكر مى داند و مى فرماید: «ما در میان هر امّتى، پیامبرى را مبعوث كردیم كه مهمترین وظیفه آنان دو چیز بود : یكى امر به یكتاپرستى كه بزرگ ترین معروف هاست (اَنِ اعْبُدُوااللَّه)، و دوم نهى از اطاعت طاغوتها كه بزرگ ترین منكرهاست (اِجْتَنِبُوا الطَّاغوتَ).»(9) در سوره اعراف نیز مى خوانیم: «پیامبر اسلام كه نام و نشانش در تورات و انجیل آمده، اوّلین وظیفه اش امر به معروف و نهى از منكر است.(10)