نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

4. دیدگاه امام(رحمه الله) درباره جنگ ایران و عراق

امام راحل در مسأله دفاع مقدس و بسیج مردم براى جبهه‌ها بر این مسأله تأكید داشتند كه مسأله اسلام در میان است. این در حالى بود كه عده‌اى دولت عراق را دولت اسلامى مى‌دانستند و از نظر آنان جنگ با كشور اسلامى عراق كه عده زیادى از سربازان آن شیعه بودند، نادرست بود! اما امام در مقابل، جنگ ایران و عراق را جنگ بین اسلام و كفر مى‌دانستند. آرى در ظاهر، رژیم عراق براى كشورگشایى به ایران حملهور شده بود، ولى در واقع این جنگ از آن جهت بود كه دنیاى استكبارى، انقلاب اسلامى ایران را براى خود بالاترین خطر مى‌دانست. از این رو جنگ را بر این كشور تحمیل كردند تا به خیال خودشان دولت اسلامى را در نطفه خفه كنند. آنان نمى‌خواستند كارى براى صدام انجام دهند، بلكه حركت عظیم مردم ایران را كه بر اساس باورهاى دینى و ارزش‌هاى اسلامى شكل گرفته بود، به زیان خود
﴿ صفحه 336 ﴾
مى‌دیدند و در اصل در صدد مبارزه با اسلام بودند. از همین رو امام خمینى(رحمه الله) نیز جنگ ایران و عراق را جنگ اسلام و كفر مى‌دانستند.(238)
﴿ صفحه 337 ﴾

جلسه چهل و نهم: استقرار حكومت و ولایت فقیه در ایران

1. مرورى بر مطالب پیشین

موضوع بحث «نظریه حقوقى اسلام» بود كه در دو بخش فلسفه حقوق اسلام، و حقوق متقابل حكومت و مردم از دیدگاه اسلام، به بررسى آن پرداختیم. اشاره كردیم كه براى تعیین وظایف دولت اسلامى و حقوق دولت بر مردم و حقوق مردم بر دولت باید به فلسفه وجود دولت اسلامى توجه كنیم. از این رو این پرسش مطرح شد كه اصولا از دیدگاه اسلام وجود حكومت چه ضرورتى دارد؟ بر این اساس چند وظیفه از وظایف دولت اسلامى را برشمردیم. بیان شد كه یكى از وظایف مهم دولت اسلامى تأمین امنیت داخلى و دفاع در برابر دشمنان خارجى است. این وظیفه داراى گستره زیادى است كه مى‌توان آن را به چند وظیفه دیگر تحلیل كرد؛ مانند: حفظ تمامیت ارضى و حفظ استقلال سیاسى. همه كتاب‌هایى كه در باره فلسفه سیاست به نگارش در آمده، یكى از وظایف دولت را حفظ امنیت داخلى و دفاع در مقابل دشمنان خارجى مى‌داند. به دیگر سخن، در همه حكومت‌ها این وظیفه از مهم‌ترین وظایف دولت شمرده شده است. در این زمینه اشاره كردیم كه دیدگاه دولت اسلامى با سایر دولت‌ها در باره چگونگى و مصادیق دفاع، متفاوت است. آنچه در فلسفه سیاسى مطرح است دفاع از آب و خاك، مال و جان در مقابل دشمنان داخلى و خارجى است، ولى در اسلام علاوه بر این موارد، دفاع دیگرى ضرورت دارد و آن، دفاع از ارزش‌هاى اسلامى و به طریق اوْلى دفاع از كیان اسلام است. بنابراین، وظیفه دولت اسلامى به دفاع از آب و خاك و جان و مال محدود نمى‌شود و باید بیش از هر چیز و پیش از هر امرى دغدغه حفظ اسلام و حراست از احكام، قوانین و ارزش‌هاى اسلامى را داشته باشد. اصولا مشخصه حكومت دینى و دولت اسلامى آن است كه قانون اصلى‌اش قانون اسلام بوده، مجرى قانون نسبت به پیاده كردن احكام اسلام اهتمام داشته باشد. اگر قانون رسمى یك نظام حكومتى، قانون اسلامى نباشد، به هیچ وجه
﴿ صفحه 338 ﴾
نمى‌توان آن را «حكومت اسلامى» نامید؛ چه این كه با صِرف نام‌گذارى حقایق عوض نمى‌شود، بلكه باید محتوا را مورد توجه قرار داد. چنانچه در قانون اساسى كشورى، لزوم تطبیق تمام مقررات و قوانین با احكام اسلام و منابع اصیل اسلامى قید شده باشد، چنین قانونى، اسلامى است و چنانچه مسؤولان و مجریان حكومت به طور جدى ملتزم و متعهد به اجراى احكام اسلامى باشند، به عنوان «حاكم اسلامى» شناخته مى‌شوند، در غیر این صورت نه قانون، «قانون اسلام» و نه حكومت، «حكومت اسلامى» خواهد بود، هر چند نام اسلام بر آن گذاشته شود. همان گونه كه بنى امیه و بنى عباس به نام اسلام حكومت مى‌كردند، ولى هرگز حكومت آنان اسلامى نبود.