نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

3. مواضع امام(رحمه الله) پس از پیروزى انقلاب

آنچه بیان شد چند نمونه از فرمایشات امام راحل در سال‌هاى قبل از پیروزى انقلاب اسلامى است. عده‌اى سخنان ایشان را از نوع تاكتیك سیاسى سیاست‌مداران مى‌دانند كه براى پیروزى در انتخابات سعى مى‌كنند طورى سخن بگویند و شعارهایى بدهند كه از افكار عمومى به نفع خود استفاده كنند. این عده از سیاست‌مداران دربند شعارهاى خویش نیستند و تنها به دنبال پیروزى در انتخابات و جلب افكار عمومى هستند. كسانى معتقدند كه فعالیت‌هاى امام قبل از انقلاب نیز از این قبیل بوده است! در پاسخ به این افراد لازم است فرمایشات امام را پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز مورد مطالعه و بررسى قرار دهیم. در این‌جا ما به چند مورد اشاره مى‌كنیم:
هوشیار باشید كه از كشور خودتان از اسلام عزیز دفاع كنید. اگر بعضى اشخاص منحرف در بین شما پیدا شدند و تبلیغات سوئى كردند، بدانید كه اینها منحرف هستند. اینها با اسلام مخالف هستند. اینها ایادى اشخاصى هستند كه تاكنون ما را به اسارت كشیدند.(227)
نیز مى‌فرمایند: به واسطه اسلام است كه ما مى‌توانیم عدالت را در همه جامعه خودمان پخش كنیم. اگر در راه اسلام باشد غم نیست. ما همه باید در راه اسلام شهید بشویم. اسلام عزیزتر از هر چیز‌است.(228)
در باره نخستین انتخابات مجلس خبرگان فرمودند: براى انتخاب مجلس خبرگان همه مجتمعند در انتخابات كاندیدا؛ كاندیداهاى مشترك تعیین كنید. هر یك یا هر محل كاندیداى جداگانه نداشته باشند؛ بر این تفرق خوف شكست و مخاطره عقب راندن اسلام و احكام مترقى آن است. اختلاف نكنید چون نتیجه اختلاف این مى‌شود كه احكام اسلام تعطیل بشود. پس اتحاد و هم‌گرایى در جهت اسلام و براى حفظ احكام اسلام است نه اتحاد برخلاف اسلام و منهاى اسلام.
امام در مصاحبه‌اى با هفته نامه آمریكایى تایمز در تاریخ 9/9/1358 فرمودند: ما ایالات متحده را از ایران بیرون انداختیم تا حكومت اسلام را برقرار نماییم.
در حالى كه سخن امام و اساس حركت ایشان بسیار روشن است، عده‌اى با كمال وقاحت و بى‌شرمى اصرار دارند كه بگویند امام قیام كرد تا تنها جمهورى باشد، اسلام منظور نبوده! همین اندازه كه مردم مسلمان هستند كافى است و نیازى به جمهورى اسلامى نداریم!
﴿ صفحه 334 ﴾
امام(رحمه الله) در پیامى فرمودند: مى‌خواهیم كه در تمام قشرها و در تمام آن طرف از ممالك اسلامى این حقیقت، این نور، این اسلام عزیز با محتوایى بسیار عزیز پیاده شود، بلكه آرزو این است كه از سرحدات ممالك اسلامى به جاهاى دیگر ان شاء الله كشانده شود.(229)
نیز مى‌فرمایند: ما ملت را در سایه تعالیم اسلام قبول داریم و ملت، ملت ایران، و ما براى ملت همه جور فداكارى مى‌كنیم اما در سایه اسلام است، نه این كه همه‌اش ملیت و همه‌اش گبریت است. ملیت حدودش حدود اسلام، و اسلام هم تأیید مى‌كند او را، ملیت اسلام را باید حفظ كرد. دفاع از ممالك اسلامى جزء واجبات است نه این كه ما اسلامش را كنار بگذاریم و بنشینیم فریاد ملیت بزنیم و پان ایرانیسم!(230)
در جاى دیگر مى‌فرمایند: همه براى اسلام و به سوى اسلام و براى مصالح مسلمین و گریز از تفرقه و جدایى و گروه‌گرایى كه اساس همه بدبختى‌ها و عقب‌افتادگى‌ها است.(231) امام با این سخن، بر محوریت اسلام تأكید مىورزد. هر كس از این محور و اساس دور گردد، گرفتار اختلاف و تفرقه‌مى‌شود.
در بیانى دیگر مى‌فرمایند: آنهایى كه با شما و با ما و با اسلام غرض دارند، اینها مى‌خواهند كه یك افرادى باشد كه این افراد هر چه مى‌توانند كار را از اسلام جدا كنند، مطالب را از اسلام جدا كنند.(232)
امروزه برخى افرادى كه گاه تئوریسین نیز لقب مى‌گیرند و برخى روشنفكران ما، سخنان و حركت‌هایشان دقیقاً در همین راستا است. متأسفانه عده‌اى از سیاست‌مداران ما نیز این افراد را مغز متفكر جامعه و اصلاحات معرفى مى‌كنند! در حالى كه اینان همان افرادى هستند كه با تمام توان تلاش مى‌كنند انقلاب را از اسلام جدا كنند و اساساً مخالف دخالت اسلام در كارهاى اجتماعى هستند.
امام در فراز دیگرى از كلام خویش مى‌فرمایند: اگر اسلام نباشد كه دیگر جمهورى اسلامى معنا ندارد. ما همه فریادمان، و همه ملت ما فریادمان این بود كه ما اسلام را مى‌خواهیم. ما هم الان تمام كوششمان این است كه احكام اسلام را پیاده كنیم.(233)
5. ﴿ صفحه 335 ﴾
نیز خطاب به ملت مى‌فرمایند: شما جوان‌ها كه ایستادید و با مشت محكم جمهورى اسلام را خواستید. شما خواستید كه اسلام رژیم این كشور باشد. شما كوشش كردید كه اسلام باشد. اینها كوشش مى‌كنند كه نباشد. اینها جنود شیطانند. باید آنها را بشناسید تا بتوانید دفاع كنید.(234)
و در باره اهمیت دفاع از اسلام و نظام اسلامى مى‌فرمایند: و اى مسلمانان غیرتمند اقطار عالم! از خواب غفلت برخیزید و اسلام و كشورهاى اسلامى را از دست استعمارگران و وابستگان به آنان رهایى بخشید. اى ملت شریف ایران! به نهضت اسلامى خود ادامه دهید.(235)
نیز خطاب به گروهى از زنان مى‌فرمایند: مرد و زن این كشور خواستار اسلام هستند. مسأله، مسأله عقیده است نه مسأله، مسأله مادیت و به دست آوردن یك چیزى... دفاع از اسلام است. تا آن آخر فردى كه زنده است باید دفاع بكند یا سى و پنج میلیون جمعیت باید از بین بروند.(236)
و در جاى دیگر مى‌فرمایند: بر فرهنگ اسلام تكیه زنید و با غرب و غرب‌زدگى مبارزه نمایید و روى پاى خودتان بایستید و بر روشن‌فكران غرب‌زده و شرق‌زده بتازید و هویت خویش را دریابید.(237)

4. دیدگاه امام(رحمه الله) درباره جنگ ایران و عراق

امام راحل در مسأله دفاع مقدس و بسیج مردم براى جبهه‌ها بر این مسأله تأكید داشتند كه مسأله اسلام در میان است. این در حالى بود كه عده‌اى دولت عراق را دولت اسلامى مى‌دانستند و از نظر آنان جنگ با كشور اسلامى عراق كه عده زیادى از سربازان آن شیعه بودند، نادرست بود! اما امام در مقابل، جنگ ایران و عراق را جنگ بین اسلام و كفر مى‌دانستند. آرى در ظاهر، رژیم عراق براى كشورگشایى به ایران حملهور شده بود، ولى در واقع این جنگ از آن جهت بود كه دنیاى استكبارى، انقلاب اسلامى ایران را براى خود بالاترین خطر مى‌دانست. از این رو جنگ را بر این كشور تحمیل كردند تا به خیال خودشان دولت اسلامى را در نطفه خفه كنند. آنان نمى‌خواستند كارى براى صدام انجام دهند، بلكه حركت عظیم مردم ایران را كه بر اساس باورهاى دینى و ارزش‌هاى اسلامى شكل گرفته بود، به زیان خود
﴿ صفحه 336 ﴾
مى‌دیدند و در اصل در صدد مبارزه با اسلام بودند. از همین رو امام خمینى(رحمه الله) نیز جنگ ایران و عراق را جنگ اسلام و كفر مى‌دانستند.(238)
﴿ صفحه 337 ﴾

جلسه چهل و نهم: استقرار حكومت و ولایت فقیه در ایران