نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

جلسه چهل و هشتم: امام خمینى(رحمه الله)، مدافع دین و ارزش‌ها

1. امام خمینى(رحمه الله) و اهمیت دفاع از اسلام و نظام اسلامى

از دیدگاه امام خمینى(رحمه الله) انقلاب اسلامى ایران حركتى است كه از آغاز به منظور دفاع از اسلام صورت پذیرفته است. از دید ایشان حتى دفاع مقدسِ هشت ساله و مبارزه با تهاجم صدام در جنگ تحمیلى تنها به منظور دفاع از میهن و محافظت از آب، خاك، مال و عرضِ مسلمانان نبود، بلكه امام این امر را دفاع از اسلام مى‌دانست. اكنون بیش از چهل سال از آغاز نهضت روحانیت به رهبرى امام خمینى(رحمه الله) در سال 1342 مى‌گذرد. در تمام دوران نهضت، چه قبل از پیروزى انقلاب و چه بعد از آن، امام بر اسلامى بودن نهضت و دفاع از اسلام تأكید داشتند. حكومت شاه در دهه سوم، یعنى بین سال‌هاى 1330 تا 1340 شمسى در پى تغییر احكام اسلامى تحت عنوان «اصلاحات» بود، ولى قدرت مردمى آیت‌الله بروجردى و فشار ایشان بر دستگاه مانع از آن شد كه شاه به طور صریح به چنین كارهایى دست بزند. یك بار در تهران در حركتى نمادین، مراسم جشن و آتش‌افروزى صورت گرفت. مرحوم آیت‌الله بروجردى(قدس سره)، مرحوم آقاى حاج احمد خادمى را پیش شاه فرستادند. در این ملاقات، شاه از حال آیة‌الله بروجردى سؤال كرده بود و آقاى خادمى جواب داده بود كه ایشان نگران هستند كه آتشى كه هزار و چهارصد سال پیش به دست پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) خاموش شد امروز به دست شما روشن شود! و هنگامى كه شاه قصد انجام بعضى از اقدامات خلاف شرع را داشت بار دیگر مرحوم آیة‌الله بروجردى به او هشدار داده بودند كه احساسات دینى مردم را جریحه‌دار نكند. شاه در پاسخ گفته بود: چنین حركت‌هایى در تمام كشورهاى اسلامى صورت گرفته است و اختصاص به كشور ما ندارد. فرستاده آیت‌الله بروجردى به شاه گفته بود: در كشورهاى اسلامىِ دیگر ابتدا «جمهورى» ایجاد شده و آن‌گاه این قبیل كارها صورت گرفته است. او با این سخن به شاه خاطر نشان ساخت كه این قبیل كارها سلطنت تو را به مخاطره خواهد انداخت. از این رو تا
﴿ صفحه 328 ﴾
زمانى كه آیت‌الله بروجردى حیات داشتند شاه رسماً در صدد تغییر احكام اسلامى برنیامد. بعد از وفات ایشان شاه مایل بود «مرجعیت» از قم به نجف اشرف منتقل گردد تا به گمان خودش چنین قدرت مزاحمى در كنار او نباشد. لذا فوت آیت الله بروجردى را به علماى قم تسلیت نگفت، بلكه براى یكى از علماى نجف پیام تسلیت فرستاد. اسدالله عَلَم، نخست وزیر شاه، در هیأت دولت مصوبه‌اى تحت عنوان «احیاى حقوق زنان» گذراند و در ظاهر چنین وانمود كرد كه ما مى‌خواهیم به زنان «حق انتخاب كردن و انتخاب شدن» اعطا كنیم. در لابه‌لاى این مصوبه امور دیگرى نیز بى سر و صدا به تصویب رسیده بود كه توجه مردم به آن جلب نمى‌شد. دولت عَلَم مى‌خواست از این طریق مردم را تست كرده، حسّاسیت آنان را نسبت به دین و ارزش‌هاى دینى ارزیابى كند. متأسفانه نظیر این كار در هیأت دولت كنونى جمهورى اسلامى ایران نیز مطرح شده است. یعنى كنوانسیونى 30 ماده‌اى درباره رفع تبعیض از حقوق زنان و برقرارى تساوى كامل بین حقوق مرد و زن حتى در انتخاب چند همسر مطرح شد كه خوشبختانه مراجع تقلید وارد صحنه شدند و با صدور فتاوایى هشدار دادند كه ملت مسلمان ایران این‌گونه قانون‌شكنى‌ها و اسلام‌ستیزى‌ها را تحمل نخواهد كرد.(221) نظیر این حركت‌هاى
﴿ صفحه 329 ﴾
استعمارى در صد سال اخیر در كشورهاى اسلامى، مخصوصاً در كشور تركیه، با نام طرفدارى از حقوق زنان و بها دادن به جوانان انجام شده است.
در هر حال، امام خمینى(رحمه الله) با فراست خداداى خویش خطر دشمنان اسلام و نقشه شوم آنان در حمله به تعالیم اسلام را دریافت. در مصوبه دولت شاه آمده بود كه نمایندگان مجلس و از جمله اقلیت‌هاى مذهبى مى‌توانند به كتاب مقدس خویش سوگند یاد كنند؛ یعنى مسلمانان به قرآن، یهودى‌ها به تورات، مسیحى‌ها به انجیل، زرتشتى‌ها به اوستا و بهایى‌ها به كتاب خویش. از نظر امام، این مصوبه اولا تلاشى آرام و بدون سر و صدا براى حذف رسمیت اسلام و شیعه در ایران بود و ثانیاً مى‌خواستند از طریق آن، فرقه‌اى كه اساساً یك حزب سیاسى و دست نشانده استعمار بود (بهائیت)، تدریجاً به عنوان یك فرقه مذهبى رسمیت یابد. امام خمینى(رحمه الله) در راستاى مقابله با اسلام ستیزى شاه و به مناسبت‌هاى مختلف، در مسجد اعظم و مدرسه فیضیه قم و جاهاى دیگر به سخنرانى و بیدار ساختن مردم پرداخته اعلامیه‌ها و بیانیه‌هاى متعددى منتشر كردند، و بدین ترتیب، نهضت روحانیت آغاز شد.
﴿ صفحه 330 ﴾

2. انگیزه حركت امام خمینى(رحمه الله)؛ اسلام خواهى یا ملى‌گرایى؟

عده‌اى تلاش مى‌كنند كه حركت مردم را تنها یك حركت سیاسى همانند گرایش‌هاى سیاسى دیگر معرفى كنند و مبارزه امام را نیز صرفاً یك حركت سیاسى جلوه دهند كه به همراه گروه‌هاى سیاسى دیگر و در مخالفت با شاه صورت پذیرفت. از نظر آنان، اساساً مسأله دین و اسلام در كار نبود! حال آن‌كه تردیدى وجود ندارد كه حركت امام با مبارزه آشكار با تصویب نامه دولت عَلَم آغاز شد، بدان سبب كه این تصویب‌نامه با احكام اسلام منافات داشت. كافى است كه مرورى بر كتاب صحیفه نور انجام‌گیرد تا روشن گردد كه حركت امام حركتى اسلام خواهانه و به منظور مبارزه با تجاوز به احكام اسلام بود و نه یك حركت سیاسى و ملى‌گرایانه. در این‌جا، براى نمونه، به فرازهایى از سخنرانى‌ها و اعلامیه‌هاى امام خمینى(رحمه الله) توجه مى‌كنیم:
امام خمینى(رحمه الله) در اولین اعلامیه خویش مى‌فرمایند: بسم الله الرحمن الرحیم. مسلمین آگاه باشند كه اسلام در خطر است. به خداى متعال من این زندگى را نمى‌خواهم.انى لا أرى الموت الا سعادة و الحیاة مع الظالمین الا برما. كاش مأمورین بیایند و مرا بگیرند تا تكلیف نداشته باشم.(222) و در مورد انتخابات ایالتى و ولایتى مى‌فرمایند: این‌جانب حسب وظیفه شرعیه به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر مى‌كنم، قرآن كریم و اسلام در معرض خطر است.
در تلگراف به مرحوم آیت الله حكیم در نجف اشرف مى‌نویسند: نگذاریم دست خیانت به احكام مسلّمه دراز شود.
در نامه به علماى اصفهان نوشتند: این تبعیدها و حبس‌ها و زجرها، براى دفاع از احكام مترقیه اسلام و دفع تسلط اجانب بر بلاد مسلمین است.
در نامه به علماى همدان مرقوم داشتند: اگر مسلمین غفلت كنند و مراقبت شدید نكنند و كوشش در دفاع از حریم قرآن كریم و اسلام نكنند، زمانى نگذرد كه خداى نخواسته دستگاه ناپاك و عمال اجنبى از احكام ضرورى اسلام تجاوز كرده و به اساس اسلام مقدس ضربه وارد خواهند كرد. من كراراً اعلام خطر كرده‌ام. خطر براى دیانت مقدسه.
امام خطاب به علماى مشهد مى‌نویسند: علماى اسلام وظیفه دارند از احكام مسلّمه اسلام دفاع كنند. ما همین جا از مراجع بزرگ تقلیدى كه با اعلام فتوایشان، با مصوبه به اصطلاح حقوق زنان مخالفت كردند تشكر مى‌كنیم و امیدواریم كه این حركت را شجاعانه ادامه بدهند تا دشمنان
﴿ صفحه 331 ﴾
اسلام طمع نكنند كه احكام ضرورى اسلام را به بهانه تساوى حقوق زن و مرد از بین ببرند و زیر سؤال‌ببرند.(223)
در جاى دیگر مى‌فرمایند: ما براى دفاع از اسلام و ممالك اسلامى و استقلال ممالك اسلامى در هر حال مهیّا هستیم. برنامه ما برنامه اسلام است.
و در مصاحبه‌اى فرمودند: پس از گردن نهادن به احكام مقدس اسلام هیچ امرى را براى مسلمانان واجب‌تر از این نمى‌دانم كه با جان و مال خویش در راه گرامى داشتن اسلام به دفاع پردازند.
در جاى دیگر مى‌فرمایند: اكنون بر نسل تحصیل‌كرده مسلمان و مردان روشن ضمیر آگاه است كه با كوشش‌هاى همه جانبه و از هر راه ممكن، اسلام و پیشوایان اسلامى و مسؤولیت‌هاى خطیر و سنگین علماى اسلام را به ملت‌هاى مسلمان برسانند تا مردم آگاه شوند.
امام پس از شهادت فرزند بزرگشان مرحوم حاج آقا مصطفى خمینى در پیامى مى‌فرمایند: اكنون وظیفه تمام مسلمانان به خصوص علماى اعلام و روشن‌فكران و دانشگاهى‌هاى علوم قدیمه و جدیده است كه براى دفاع از اسلام عزیز و حفظ احكام حیات‌بخش آن از فرصت استفاده كنند.(224)
اما در سال‌هاى اخیر عده‌اى بى‌شرم و كج‌اندیش كه به بركت خون پاك شهدا بر سر كار آمده‌اند، به طور صریح در برخى محافل رسمى مى‌گویند: با احكام اسلام نمى‌توان مملكت را اداره كرد! یعنى باید احكام اسلام را نسخ كرد! كارى كه شاه جرأت انجام آن را نداشت، اینك برخى آقایان در جمهورى اسلامى و به نام اسلام در پى انجام آن هستند!!
امام در پیامى به مناسبت چهلم شهداى تبریز فرمودند: قیام تبریز چون نهضت همه ایران اسلامى است؛ براى دفاع از حق و احكام اسلام است.
در جاى دیگر مى‌فرمایند: دفاع از حق و اسلام از بزرگ‌ترین عبادت است.
و در پیامى خطاب به مردم این‌گونه سفارش مى‌فرمایند: براى هر حادثه، اجتماعات خود را هر چه بیشتر در مساجد و محافل و فضاهاى باز عمومى برپا نمایید و از قرآن كریم و عدالت اسلامى دفاع كنید و نغمه‌اى كه مخالف آن است از هر حلقومى بیرون آید شیطانى است و به نفع ستمكاران حاكم و به ضرر اسلام و میهن است.
﴿ صفحه 332 ﴾
این در حالى است كه عده‌اى به نام اسلام مدعى‌اند كه اصلا قرآن قابل فهم نیست! قرائت‌هاى مختلف وجود دارد و هیچ كدام از آنها اعتبار ندارد. باید آنها را كنار گذاشت و به سراغ اعلامیه جهانى حقوق بشر، كنوانسیون‌هاى بین‌المللى و هر آنچه كه مردم با رأى خویش انتخاب كرده‌اند،‌رفت.
امام در پیام خویش آن‌گاه كه به ناچار از عراق خارج شدند، چنین نوشتند: پیش من مكان معیّنى مطرح نیست. عمل به تكلیف الهى مطرح است. مصالح عالیه اسلام و مسلمین مطرح است.
و در جاى دیگر مى‌فرمایند: امید است تا مقدار امكان به ملتى كه براى دفاع از اسلام به فداكارى برخاسته است خدمت كنم.
كاش مؤسسه نشر آثار امام خمینى(رحمه الله) فرمایشات امام را واژه‌شناسى مى‌كرد. آن‌گاه روشن مى‌شد كه امام در هر بیانیه و سخنرانى ده‌ها بار واژه «اسلام»، «قرآن كریم» و «خداوند تبارك و تعالى» به كار برده است. زبان‌شناسان هر گاه در پى شناخت سطح تفكرات و انگیزه‌هاى اصلى كسى باشند، واژه‌هاى كلیدى سخنان و مطالب او را شناسایى مى‌كنند. شناخت این واژه‌ها در كلام امام خمینى(رحمه الله) پاسخ قاطعى است به كسانى كه بى‌شرمانه حركت انقلاب را تنها یك حركت سیاسى و ملى مى‌دانند.
امام به مناسبت كشتار مردم كردستان به دست حكومت شاه فرمودند: ما و شما در خط واحد در مقابل طاغوت به پا خاسته و از كیان اسلام و كشور بزرگ اسلامى دفاع مى‌كنیم و با ایثار خون جوانان عزیز كشور رشد ملت را آبیارى مى‌نماییم.(225)
نیز به مناسبت فرا رسیدن محرم پیامى صادر كردند و در آن فرمودند: اگر كیان اسلام را در خطر دیدید فداكارى كنید و خون نثار نمایید. همه، هم‌صدا و پشت بر پشت هم، به سوى هدف مقدس اسلام و برقرارى جمهورى اسلامى مبتنى بر احكام مترقى اسلام به پیش كه پیروزى از آنِ ملت به پا خاسته‌است.
در جاى دیگر مى‌فرمایند: تمسك به اسلام و حبل متین اسلام و قرآن كریم و امام اعظم امام عصر سلام الله علیه بكنند و با همت والاى خود تمام مشكلات را رفع كنند.(226)
﴿ صفحه 333 ﴾