نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

7. دفاع از دین و ارزش‌هاى اسلامى، وظیفه‌اى همگانى

برخى دوستان نادان كه ضررشان از دشمنان بیشتر است، مى‌گویند براى حضرت
﴿ صفحه 324 ﴾
سیدالشهدا(علیه السلام) تكلیفى شخصى وجود داشت كه آن تكلیف از ازل براى او نوشته شده بود و آن حضرت موظف بود این وظیفه را انجام دهد. در پاسخ اینان باید گفت كه در اسلام «احكام شخصى» وجود ندارد، جز چند حكم شخصى كه مختص پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) بود؛ مانند: جواز تعدد زوجات بیش از چهار، و وجوب تهجد و نماز شب. سایر تكالیف شرعى مربوط به همه مسلمانان است و هرگاه شرایط آن براى هركس فراهم شود، عین همان تكلیف وجود خواهد داشت. از این رو اگر خداى ناكرده در روزگارى، عده‌اى به نام حاكم اسلامى، احكام اسلامى را تعطیل كرده و به جاى آن، بدعت‌ها را رواج دهند، ما مكلفیم كه عكس‌العمل نشان دهیم. در این وضعیت، اگر در مرحله اول بتوان از راه مسالمت‌آمیز مسأله را حل كرد نوبت به مرحله بعد نمى‌رسد؛ اما اگر راهى جز كار سیدالشهدا(علیه السلام)وجود نداشته باشد همان كار سیدالشهدا(علیه السلام)واجب مى‌گردد تا از این طریق دین احیا شود. اگر احیاى دین و نفى بدعت‌ها جز با شهادت حاصل نشود، این امر به سیدالشهدا(علیه السلام) اختصاص ندارد، بلكه وجوب آن براى دیگران هم ثابت خواهد بود. امیدواریم چنین روزى پیش نیاید، ولى در روزگارى واقع شده‌ایم كه بسیارى از امور ناممكن، ممكن شده است. ما باید از چنین پیش‌آمدهایى كه گاه طلیعه‌اش در گوشه و كنار دیده یا شنیده مى‌شود، بیم‌ناك باشیم. گاه از برخى افرادى كه هیچ انتظارش نمى‌رود سخنان عجیب و غریبى شنیده مى‌شود كه انسان باور نمى‌كند. ما باید اسلام را بهتر شناخته و بهتر از آن دفاع كنیم. اگر راه سیدالشهدا براى ما عزیز است باید از عمق جان بگوییم: یا لَیْتَنا كُنّا مَعَكُمْ فَنَفوزَ فوزاً عظیما= اى كاش با شما بودیم و به رستگارى بزرگ نایل مى‌شدیم. ما باید خودمان را براى ظهور امام زمان(علیه السلام) آماده سازیم؛ چه این كه آن حضرت به یاران وفادارى همانند یاران جدّش نیازمند است؛ یارانى كه جان خویش را به كف گرفته و آماده فداكارى براى اسلام باشند. فلسفه خواندن زیارت‌هایى مانند: زیارت عاشورا و زیارت وارث، احیاى اسلام از طریق فرهنگ شهادت‌طلبى است. با گفتن جمله: یا لَیْتَنا كُنّا مَعَكُمْ فَنَفوزَ فوزاً عظیما، اعلام مى‌كنیم كه من به راه شما ایمان دارم و از این كه در كربلا براى كمك و یارى شما نبودم حسرت مى‌خورم و منتظرم چنانچه شرایطى پیش آید همان راه شما را انتخاب كنم. این همان فرهنگ شهادت‌طلبى است كه امام حسین(علیه السلام)به جامعه اسلامى و به جامعه بشرى اهدا فرمود. آن حضرت ثابت كرد كه گاه براى جامعه اسلامى شرایطى پیش مى‌آید كه مسلمان باید خویشتن، بستگان و حتى طفل شیرخوارش را فدا كند. این فداكارى براى آن است كه اسلام
﴿ صفحه 325 ﴾
زنده بماند، تعالیم دینى تغییر نكند و عده‌اى به نام دین، دین را تغییر ندهند. هرگاه به «دفاع از ارزش‌ها» اشاره مى‌كنیم همین معنا را در نظر داریم.
پس «دفاع» تنها مقابله با مهاجم به آب و خاك نیست. آب و خاك كم‌قیمت‌ترین چیزى است كه مسلمان باید از آن دفاع كند. دفاع از آب و خاك همانند دفاع حیوانات است كه از لانه خویش حفاظت مى‌كنند.البته این سخن به معناى عدم لزوم دفاع در مقابل تهاجم به آب و خاك نیست، ولى از دیدگاه اسلام دفاعى كه مقدس است دفاع از ارزش‌ها است. آب و خاك یك «جماد» است كه امروز در اختیار این فرد، و فردا در اختیار دیگرى است، اما ارزش واقعىِ یك فرد در گرو داشتن نور ایمان، صفاى باطن، اعتقاد به عقاید حق و پاى‌بندى به ارزش‌هاى اسلامى است.
یزید در پى ایجاد جامعه‌اى بود كه در آن، افراد آزاد باشند و هر كس در انجام گناه و كارهاى نادرست مانعى نداشته باشد. حال اگر روزى شاهد چنین جامعه‌اى باشیم آیا دفاع از ارزش‌ها واجب نیست؟! آیا مبارزه با مفاسد، تنها مخصوص حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) بود؟! یزید در صدد ایجاد جامعه‌اى بود كه در آن آزادى به معناى بى‌بند و بارى، بر دین مقدّم باشد؛ حال اگر روزى این كار غلطْ مطرح گشت آیا دفاع واجب نیست؟! بى بند و بارى و ترجیح حاكمیت حیوانى بر مقدسات عالم، به معناى پایمال كردن خون شهدا و نادیده گرفتن زحمات همه انبیا و صالحان عالَم است. آیا در چنین وضعیتى مى‌توان ساكت نشست؟! آیا این امر با مكتب حسین(علیه السلام)سازگارى دارد؟! حادثه كربلا تنها محاصره سیدالشهدا(علیه السلام)، جنگ و نزاع میان دو گروه و بالاخره كشته شدن آن امام نبود. آن حضرت با شعار «هیهات منّا الذلة» كارزار كرد و منظور از «ذلّت»، ذلّتِ پذیرشِ آیین غیر اسلامى و ذلت قبول ارزش‌هاى غیر خدایى است. حسین(علیه السلام)فدا شد تا ذلت‌ها نفى و ارزش‌ها زنده بماند. آنانى كه حسینى هستند و به مكتب حضرت سیدالشهدا(علیه السلام)عشق مىورزند باید ایده و فكر آن حضرت را داشته باشند و خود و فرزندان خویش را این‌چنین تربیت كنند. انتظار ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) نیز به معناى عشق به ارزش‌هاى اسلامى و نفى ارزش‌هاى غیر خدایى است.
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله)براى مردم عالَم رحمت بود؛ چه این كه آن حضرت «وحى» را از خدا دریافت مى‌داشت و براى تأمین سعادت انسان‌ها در اختیارشان قرار مى‌داد. آن‌گاه كه پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) رحلت كرد، بزرگ‌ترین مصیبت براى عالَم به وجود آمد؛ چرا كه براى همیشه وحى
﴿ صفحه 326 ﴾
منقطع گشت. از همین رو، وقتى پیامبر(صلى الله علیه وآله) از دنیا رفت، امیرالمؤمنین(علیه السلام) در فراق او مى‌گریست و مى‌فرمود، با وفات او وحى قطع شد و ما با خداوند از طریق وحى ارتباط نداریم. آن‌گاه امروزه عده‌اى مى‌گویند، اصلا وحى خیال بود و آنچه ما آن را به عنوان وحى مى‌دانیم یك تجربه شخصى و یك احساس درونى بود كه براى پیامبر(صلى الله علیه وآله) اتفاق افتاد!! جبرئیل و خدایى در كار نیست! و قرآن نیز كلام خدا نیست! از نظر آنان، حالِ پیامبر مانند حال دراویش و صوفیه در چله‌نشینى‌ها است!! مى‌گویند پیامبر در غار حرا نشسته بود و در تنهایى حال خاصى برایش پیدا شد و كلماتى بر زبانش جارى گشت و بدین ترتیبْ قرآن به وجود آمد!! آیا با گویندگان این سخن و ترویج دهندگان این عقاید چگونه باید برخورد كرد؟ آیا اجازه دهیم دسته دسته جوانان ما صید آنان شده و به كفر كشانده شوند؟! آیا مى‌توان به نام فرهنگ تساهل و تسامح، به مروّجان عقاید انحرافى و باطل لبخند زد! اگر براى پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) احترام قایل هستیم، باید براى دین آن حضرت نیز ارزش قایل باشیم؛ دینى كه براى حفظ آن، پیامبر و اهل بیتش(علیهم السلام) آن همه فداكارى كردند، جان دادند و عزیزانشان، حتى طفل شیرخوار را نیز فدا كردند. به هوش باشیم تا شیاطین ما را فریب ندهند و با یك سرى الفاظ پوچ و الحادى، آن هم به نام اسلام و ارزش‌هاى انسانى (!) و ارزش‌هاى (!) لیبرال دمكراسى گمراه نسازند. روح این مطالب چیزى جز كفر و انكار ارزش‌هاى الهى نیست. واللّه! خطر این عده براى اسلام از خطر یزید و شمر افزون‌تر است. آیا یزید و شمر توانستند ایمان مردم را بگیرند؟! اما این منحرفان و كج‌اندیشان به راحتى جوانان ما را بى‌دین مى‌سازند. تا كى مى‌توانیم شاهد تلاش‌هاى عده‌اى براى به انحراف كشاندن جوانان عزیز این مرز و بوم باشیم؟! آیا مى‌توانیم فقط «ناظر» باشیم و تنها لبخند بزنیم؟!
به هر حال، من آنچه را در این راه تكلیف خود بدانم، خواهم گفت و خدا را شاهد مى‌گیرم كه تنها براى انجام وظیفه و مسؤولیتى كه تشخیص مى‌دهم این مطالب را براى شما ملت شریف و مسلمان بیان مى‌دارم. به سهم خود حاضرم در این راه جانم را فدا نمایم و بدان نیز افتخار مى‌كنم. امام و رهبر ما، حسین(علیه السلام)، هدفى مهم دات، كه آن، احیاى دین و برپایى ارزش‌هاى اسلامى بود و از همین رو شهادت را برگزید. چنانچه در زمان‌هاى دیگر نیز احیاى ارزش‌هاى دینى جز با شهادت تحقق پیدا نكند، این امر بر دیگران نیز واجب خواهد شد.
﴿ صفحه 327 ﴾

جلسه چهل و هشتم: امام خمینى(رحمه الله)، مدافع دین و ارزش‌ها

1. امام خمینى(رحمه الله) و اهمیت دفاع از اسلام و نظام اسلامى

از دیدگاه امام خمینى(رحمه الله) انقلاب اسلامى ایران حركتى است كه از آغاز به منظور دفاع از اسلام صورت پذیرفته است. از دید ایشان حتى دفاع مقدسِ هشت ساله و مبارزه با تهاجم صدام در جنگ تحمیلى تنها به منظور دفاع از میهن و محافظت از آب، خاك، مال و عرضِ مسلمانان نبود، بلكه امام این امر را دفاع از اسلام مى‌دانست. اكنون بیش از چهل سال از آغاز نهضت روحانیت به رهبرى امام خمینى(رحمه الله) در سال 1342 مى‌گذرد. در تمام دوران نهضت، چه قبل از پیروزى انقلاب و چه بعد از آن، امام بر اسلامى بودن نهضت و دفاع از اسلام تأكید داشتند. حكومت شاه در دهه سوم، یعنى بین سال‌هاى 1330 تا 1340 شمسى در پى تغییر احكام اسلامى تحت عنوان «اصلاحات» بود، ولى قدرت مردمى آیت‌الله بروجردى و فشار ایشان بر دستگاه مانع از آن شد كه شاه به طور صریح به چنین كارهایى دست بزند. یك بار در تهران در حركتى نمادین، مراسم جشن و آتش‌افروزى صورت گرفت. مرحوم آیت‌الله بروجردى(قدس سره)، مرحوم آقاى حاج احمد خادمى را پیش شاه فرستادند. در این ملاقات، شاه از حال آیة‌الله بروجردى سؤال كرده بود و آقاى خادمى جواب داده بود كه ایشان نگران هستند كه آتشى كه هزار و چهارصد سال پیش به دست پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) خاموش شد امروز به دست شما روشن شود! و هنگامى كه شاه قصد انجام بعضى از اقدامات خلاف شرع را داشت بار دیگر مرحوم آیة‌الله بروجردى به او هشدار داده بودند كه احساسات دینى مردم را جریحه‌دار نكند. شاه در پاسخ گفته بود: چنین حركت‌هایى در تمام كشورهاى اسلامى صورت گرفته است و اختصاص به كشور ما ندارد. فرستاده آیت‌الله بروجردى به شاه گفته بود: در كشورهاى اسلامىِ دیگر ابتدا «جمهورى» ایجاد شده و آن‌گاه این قبیل كارها صورت گرفته است. او با این سخن به شاه خاطر نشان ساخت كه این قبیل كارها سلطنت تو را به مخاطره خواهد انداخت. از این رو تا
﴿ صفحه 328 ﴾
زمانى كه آیت‌الله بروجردى حیات داشتند شاه رسماً در صدد تغییر احكام اسلامى برنیامد. بعد از وفات ایشان شاه مایل بود «مرجعیت» از قم به نجف اشرف منتقل گردد تا به گمان خودش چنین قدرت مزاحمى در كنار او نباشد. لذا فوت آیت الله بروجردى را به علماى قم تسلیت نگفت، بلكه براى یكى از علماى نجف پیام تسلیت فرستاد. اسدالله عَلَم، نخست وزیر شاه، در هیأت دولت مصوبه‌اى تحت عنوان «احیاى حقوق زنان» گذراند و در ظاهر چنین وانمود كرد كه ما مى‌خواهیم به زنان «حق انتخاب كردن و انتخاب شدن» اعطا كنیم. در لابه‌لاى این مصوبه امور دیگرى نیز بى سر و صدا به تصویب رسیده بود كه توجه مردم به آن جلب نمى‌شد. دولت عَلَم مى‌خواست از این طریق مردم را تست كرده، حسّاسیت آنان را نسبت به دین و ارزش‌هاى دینى ارزیابى كند. متأسفانه نظیر این كار در هیأت دولت كنونى جمهورى اسلامى ایران نیز مطرح شده است. یعنى كنوانسیونى 30 ماده‌اى درباره رفع تبعیض از حقوق زنان و برقرارى تساوى كامل بین حقوق مرد و زن حتى در انتخاب چند همسر مطرح شد كه خوشبختانه مراجع تقلید وارد صحنه شدند و با صدور فتاوایى هشدار دادند كه ملت مسلمان ایران این‌گونه قانون‌شكنى‌ها و اسلام‌ستیزى‌ها را تحمل نخواهد كرد.(221) نظیر این حركت‌هاى
﴿ صفحه 329 ﴾
استعمارى در صد سال اخیر در كشورهاى اسلامى، مخصوصاً در كشور تركیه، با نام طرفدارى از حقوق زنان و بها دادن به جوانان انجام شده است.
در هر حال، امام خمینى(رحمه الله) با فراست خداداى خویش خطر دشمنان اسلام و نقشه شوم آنان در حمله به تعالیم اسلام را دریافت. در مصوبه دولت شاه آمده بود كه نمایندگان مجلس و از جمله اقلیت‌هاى مذهبى مى‌توانند به كتاب مقدس خویش سوگند یاد كنند؛ یعنى مسلمانان به قرآن، یهودى‌ها به تورات، مسیحى‌ها به انجیل، زرتشتى‌ها به اوستا و بهایى‌ها به كتاب خویش. از نظر امام، این مصوبه اولا تلاشى آرام و بدون سر و صدا براى حذف رسمیت اسلام و شیعه در ایران بود و ثانیاً مى‌خواستند از طریق آن، فرقه‌اى كه اساساً یك حزب سیاسى و دست نشانده استعمار بود (بهائیت)، تدریجاً به عنوان یك فرقه مذهبى رسمیت یابد. امام خمینى(رحمه الله) در راستاى مقابله با اسلام ستیزى شاه و به مناسبت‌هاى مختلف، در مسجد اعظم و مدرسه فیضیه قم و جاهاى دیگر به سخنرانى و بیدار ساختن مردم پرداخته اعلامیه‌ها و بیانیه‌هاى متعددى منتشر كردند، و بدین ترتیب، نهضت روحانیت آغاز شد.
﴿ صفحه 330 ﴾