نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

2. انگیزه ترور شهید مطهرى(رحمه الله)

هر یك از سخنرانى‌ها و كتاب‌هاى مرحوم شهید مطهرى برگى زرین در تاریخ فرهنگ اسلامى كشور ما است. ایشان در هر بخش از آثار خویش نكته‌هایى ناب را مطرح ساخته‌اند. آن گاه كه انسان آثار این بزرگوار را مطالعه مى‌كند متوجه شخصیت بى‌نظیر آن عزیز مى‌شود. از این رو، دشمن كه نقش‌آفرینى مهم شهید مطهرى را در عرصه‌هاى فكرى و فرهنگى پیش‌بینى مى‌كرد، این مغز نیرومند را در بهار انقلاب اسلامى نشانه گرفت. در واقع، دشمن با هدف قرار دادن مغز استاد مطهرى، مغز اسلام را هدف قرار داد. دشمن به خوبى پى برده بود كه با وجود زبان و بیان گویاى اسلام و نیز با وجود قلم توانا و راه‌گشاى امثال ایشان در میدان فكر و اندیشه اسلامى، شب‌پره‌ها نمى‌توانند در عرصه فرهنگ اسلامى عرض اندام كنند. تا وقتى خورشیدى هم‌چون مطهرى در آسمان مى‌درخشد، جایى براى ظهور این شب‌پره‌ها نیست. آنها باید در فضاى تاریك و غبارآلود جولان دهند. از این رو، مغز ایشان را هدف قرار داده، امتّ اسلامى را از وجود این رادمرد بزرگ و اندیشمند والامقام محروم ساختند. آنها پس از ترور ناجوان‌مردانه امثال مطهرى‌ها است كه مى‌توانند نقشه‌هاى شیطانى خویش را عملى سازند و دستارهایى بر سر نااهلان گذاشته، آنان را با القاب «حجت الاسلام» و «آیت الله» مطرح كنند و قاضى‌القضات‌ها و دادستان‌هاى مطرود را بر كرسى قضاوت و مسند فتوا نشانده، فتواى اعدام نظیر شهید آیت‌الله شیخ فضل الله نورى‌ها را صادر كرده، بدعت‌هایى در میان امت اسلامى بنیان نهند.
اگرچه همه علما، دانشمندان و گویندگان دینى خدماتى ارزنده و قابل تقدیر ارائه داده و مى‌دهند، ولى مقام این شخصیت بى‌نظیر در میان علما بسیار ممتاز بود. بسیار فرق است بین كسانى كه مطالب كلیشه‌اى و تكرارى را بازگو یا بازنویسى مى‌كنند و كسانى كه نكته‌هاى پنهانى
﴿ صفحه 299 ﴾
و مخفى را آشكار مى‌سازند. مطهرى حقایق مستور، مكتوم و فراموش شده را به عرصه فكر و اندیشه مى‌آورد، توطئه‌هاى دشمنان و بدعت‌هاى آنان را آشكار مى‌ساخت و سنّت‌ها و حقایق دینى را تبیین مى‌كرد. او هر بار قلم مى‌زد و صفحه‌اى را مى‌نگاشت، نورى در آسمان فكر و جهان اندیشه مى‌آفرید. از همین رو است كه در آغاز انقلاب، كسى مانند مطهرى از ما گرفته مى‌شود، با وجود آن كه شخصیت‌هاى متعدد سیاسى مشهورتر و مبارزتر از ایشان نیز وجود داشتند. آرى، باید مردى از عرصه فرهنگ و اندیشه برداشته شود تا شیاطین بتوانند افكار انحرافى خویش را به جاى اسلام و حقیقت معرفى كنند؛ همان نقشه‌هایى كه شیاطین در طول تاریخ براى وارونه نشان دادن حقایق دین به كار مى‌گیرند. آنان هم‌چنان به این عملكرد انحرافى خویش ادامه مى‌دهند تا به گمان خویش مسیر انقلاب اسلامى را مانند جریان مشروطیت منحرف كنند.
استاد مطهرى دوراندیشى خاصى داشت و از مسایل دوران مشروطیت مطّلع بود. با وجود آن كه انقلاب اسلامى در آغاز پیروزى خویش بود و ما نمى‌توانستیم خیلى از مسایل را پیش‌بینى كنیم، او در كتاب نهضت‌هاى اسلامى صد ساله اخیر بر یك نكته تأكید مىورزد و آن این كه، انقلاب را اصلاح‌طلبان به وجود مى‌آورند، اما فرصت‌طلبان آن را منحرف مى‌سازند. از این رو، او به انقلابیون راستین در باره نفوذ غرب‌زده‌ها و انحراف حقایق اسلام و انقلاب هشدار مى‌داد.

3. پاسخ شهید مطهرى به عوام‌فریبى مبلّغان مسیحى

شهید مطهرى در چند كتاب خویش در باره «اهمیت دفاع و جهاد از دیدگاه اسلامى» سخن گفته است. مبشّرین مسیحى در تبلیغات خویش بر این نكته تأكید فراوان دارند كه: دین مسیحیت دین صلح و آشتى بوده، با جنگ و نزاع مخالف است. البته این سخن آنان ابزارى در دست قدرت‌مندان و شیاطین عالم واقع شده است كه دنیا را بازیچه سیاست خویش قرار داده‌اند. آنان از این طریق ملت‌ها را خام كرده و روحیه مقاومت و سلحشورى را از بین مى‌برند، تا در نهایت بر آنان تاخته، آنها را برده خویش سازند. استاد شهید مطهرى رضوان الله علیه به این مسأله توجه خاصى نشان داد و در مقابل مسیحیان كه به نبود جنگ در دین مسیح افتخار مى‌كنند، مى‌گوید: این افتخار اسلام است كه قانونى در باره «جهاد و دفاع» آورده است.
﴿ صفحه 300 ﴾
اگر آنان افتخار مى‌كنند كه در باره جنگ، قانونى ندارند، ما در مقابل، افتخار مى‌كنیم كه اسلام در باب جهاد قوانینى وضع نموده است. اگر ما روحیه سلحشورى، دفاع و مقاومت را از دست دهیم، مردمى زبون، پَست و فرومایه شده، طعمه‌اى براى گرگان استعمار و استبداد خواهیم شد. این روحیه جهاد است كه انسان‌ها را از یوغ بردگى نجات داده، به آقایى و عزت مى‌رساند. اگر دینى در باره جهاد و دفاع قانونى نداشته باشد، این امر براى آن دین، افتخار نخواهد بود. این سخن كه در مسیحیت، جنگ، دفاع و مبارزه وجود ندارد، چیزى جز مسیحیت تحریف شده نیست. مسیحیت حقیقى همان است كه حضرت عیسى بن مریم(علیه السلام) آن را این گونه تبیین فرمود: شریعت من همان شریعت حضرت موسى(علیه السلام)است و احكامى كه حضرت موسى(علیه السلام)آورده است در شریعت من نیز وجود دارد و فقط در برخى موارد تغییر كرده است. قرآن كریم در این باره مى‌فرماید: وَ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ لِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِی حُرِّمَ عَلَیْكُمْ وَ جِئْتُكُمْ بِآیَة مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللّهَ وَ أَطِیعُون(202)= (عیسى گفت: آمده‌ام تا) تورات را كه پیش از من نازل شده است تصدیق كننده باشم، و تا پاره‌اى از آنچه را كه بر شما حرام گردیده، براى شما حلال كنم، و از جانب پرودگارتان براى شما نشانه‌اى آورده‌ام. پس، از خدا پروا دارید و مرا اطاعت كنید.
بنابراین همان قانون جهاد و دفاع كه در شریعت حضرت موسى وجود داشت، در شریعت حضرت عیسى نیز هست، ولى دشمنان عیسى بن مریم مانند همه كینه‌توزان امروز، در بیان حقایق كارشكنى كردند و مانع تشكیل دولت به دست حضرت عیسى شدند. از این رو اكثر عمر آن بزرگوار در هجرت از شهرى به شهر دیگر و از آبادیى به آبادى دیگر سپرى گشت؛ و گرنه این سخن كه در شریعت این پیامبر آسمانى جهاد و دفاع وجود ندارد، نادرست است. چه بسیار پیامبرانى كه از طرف خدا مبعوث شده و با حمایت مؤمنان و خداپرستان با دشمنان خدا و دشمنان بشریت جنگ كردند. آنان در این راه از خود ضعف و سستى نشان ندادند و دشمنان را از سر راه برداشته و به پیروزى نهایى رسیدند: وَ كَأَیِّنْ مِنْ نَبِیّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ كَثِیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا وَ اللّهُ یُحِبُّ الصّابِرِین(203)= و چه بسیار پیامبرانى كه همراه او توده‌هاى انبوه، كارزار كردند؛ و در برابر آنچه در راه خدا بدیشان رسید، سستى نورزیدند و ناتوان نشدند؛ و تسلیم دشمن نگردیدند، و خداوند شكیبایان را دوست دارد.
﴿ صفحه 301 ﴾
در همه شرایع آسمانى قانون جهاد و دفاع وجود داشته است. ادعاى عدم وجود این قانون در مسیحیت، نه تنها مایه افتخار نیست بلكه اساساً یك تحریف و تهمت ناروا به مسیحیت است. به فرض كه در یك آیین، قانون جهاد و دفاع وجود نداشته باشد، آیا این امر نشانه افتخار است یا نشانه نقص و كمبود؟! ما باید افتخار كنیم كه در شریعت اسلام صدها آیه و روایت در باره جهاد و دفاع وارد شده است و ما را به پیروى از این شیوه ترغیب نموده است. سیره پیامبر اكرم و ائمه اطهار(علیهم السلام) و بزرگان دین بر این اصل مهم استوار بوده است. مرحوم استاد شهید مطهرى این روایت را در كتاب‌ها و سخنرانى‌هاى خویش آورده‌اند كه پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: مَنْ مـاتَ و لَمْ یَغْزُ أَوْ لَمْ یُحَدِّثْ بِهِ نَفْسَهُ مـاتَ عَلى شُعْبَة مِنْ النِّفاقِ.(204) در این روایت، تعبیر «جهاد» نیست بلكه از «غزوه» یعنى «جنگیدن» سخن به میان آمده است. حضرت مى‌فرمایند، اگر كسى در جنگى شركت نكند و نیت جنگیدن نیز نداشته باشد در واقع شعبه‌اى از نفاق را دارد. مؤمن واقعى اگر هم توفیق رزم و جنگ نداشته باشد در آرزوى ظهور حضرت ولىّ عصر(علیه السلام) است تا در ركاب آن حضرت جنگ كرده، خون خود را در راه ترویج اسلام و نجات محرومان و مستضعفان نثار كند. مؤمنان واقعى كه همان پیروان راستین اهل بیت(علیهم السلام)هستند، هر روز صبح با امام زمان خویش پیمان مى‌بندند و از خدا مى‌خواهند تا به آنها توفیق جنگیدن در ركاب آن حضرت را عنایت فرماید. در «دعاى عهد» كه مستحب است هر روز صبح خوانده شود، آمده است: أللّهُمَّ اِن حالَ بَیْنى و بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذى جَعَلْتَهُ على عِْبادِك حتماً مَقْضِیّاً فَاَخْرِجْنى مِنْ قَبْرى مُؤْتَزِراً كَفَنى شاهِراً سَیْفى مُجَرِّداً قَناتى مُلَبِّیاً دَعوَةَ الدّاعى فِى الحاضِرِ و البادى(205)= خدایا! اگر میان من و او (حضرت مهدى(علیه السلام)) مرگ فاصله انداخت، آن چنان كه مرگ را بر بندگانت به عنوان یك امر حتمى مقرر داشتى، پس مرا از قبر بیرون آور، در حالى كه كفن خود را به كمر بسته باشم و با شمشیرِ كشیده و نیزه افراشته، دعوتِ دعوت كننده (حضرت مهدى(علیه السلام)) را در شهر و بادیه اجابت كنم.
اگر مؤمنْ موفق به شهادت نشد، آرزو مى‌كند كه هنگام ظهور امام زمان(علیه السلام) و در زمان رجعت زنده شود و در ركاب دولت مهدى(علیه السلام) به رزم و جنگ بپردازد. اگر كسى در اندیشه جنگ و جهاد در راه خدا نباشد مبتلا به نوعى نفاق است (مـاتَ عَلى شُعْبَة مِنْ النِّفاقِ). ترك
﴿ صفحه 302 ﴾
دفاع و جهاد به معناى تن دادن به پستى، زبونى، فرومایگى و در نهایت نیستى است، و این امر نه با قانون فطرت، نه با قانون عقل و نه با قانون شرع سازگار نیست.

4. صلح و آشتى آرى، ذلت‌پذیرى هرگز

از دیگر مطالبى كه مرحوم شهید مطهرى در كتاب‌هاى خویش بر آن تأكید دارند این است كه در اسلام، صلح و آشتى به عنوان یك آرمان مقدس و انسانى مطرح است. آیات متعددى از قرآن كریم بر این امر دلالت دارد:
ـ وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیم(206)= و اگر به صلح گراییدند، تو نیز بدان گراى و بر خدا توكل نما كه او شنواى دانا است.
ـ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْكُم(207)= پس میان برادرانتان را سازش دهید.
یكى از آرمان‌هاى اصیل اسلامى، اصل اصلاح، آشتى و صلح است.(208) با این وجود مرحوم
﴿ صفحه 303 ﴾
شهید مطهرى تأكید مى‌كند كه، مبادا این آموزه اسلامى دست‌آوردى براى شیاطین شود و صلح و آشتى را با ذلت‌پذیرى مساوى بدانند. بدیهى است بین صلح‌طلبى و ذلت‌پذیرى تفاوت اساسى وجود دارد. امسال (سال 1381 شمسى) سال عزت و افتخار حسینى نام گرفته است. حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) با شعار «هیهات منّا الذّلّة» ذلت‌پذیرى را رد كرد. از میان ویژگى‌هاى گوناگون حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) واژه «عزت و افتخار» انتخاب شد. دلیل این انتخاب آن است كه حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) با شعار «هیهات منّا الذّلّة» به همه عالم اعلام كرد كه اسلام با ذلت‌پذیرى سازگار نیست. مؤمن باید سربلند باشد و با افتخار زیست كند:وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِین(1)= و اگر مؤمنید، سستى مكنید و غمگین مشوید كه شما برترید.
1. آل عمران (3)، 139؛ هم‌چنین ر.ك: محمد (47)، 35.
﴿ صفحه 304 ﴾
شما برترین‌ها هستید. خداى متعال اجازه نداده كه غیرمؤمن بر مؤمن تسلط پیدا كند:وَ لَنْ یَجْعَلَ اللّهُ لِلْكافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلا(209)= و خداوند هرگز بر زیان مؤمنان، براى كافران راه تسلطى قرار نداده است.
هم‌چنان كه پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) فرموده است، اسلام برترى مى‌جوید و هیچ آیینى نباید بر پیروان اسلام برترى داشته باشد: اَلاِْسْلامُ یَعْلُوا وَ لا یُعلى [عَلَیه].(210)
بنابراین یكى از اهداف مقدس حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) كه همان هدف والاى اسلام است، وجود عزت و افتخار و برترى براى اهل حق و حقیقت، یعنى مسلمانان واقعى، مى‌باشد. البته هر كس به اندازه‌اى كه از حق شناخت داشته باشد، از عزت، افتخار و برترى برخوردار است، ولى برترى مطلق از آنِ پیروان حق مطلق است.