نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

3. تفاوت دهكده جهانى اسلام و غرب

ما نیز آرزو داریم كه همه مردم در راه حق یكسان شوند و در دولتى كه وجود مقدس حضرت ولى‌عصر عجل اللّه فرجه الشریف در آن حكومت مى‌كند وحدت پیدا كنند. منظور از یكسان شدن آن است كه همه عدالت را رعایت كنند، به حقوق یكدیگر احترام بگذارند و ارزش‌هاى الهى و اسلامى در همه جهان حاكم شود. اما آنچه كه دشمنان اسلام با نام «فرهنگ واحد جهانى» و یكسان‌سازى ملت‌ها تبلیغ مى‌كنند و در پى ایجاد آن هستند این است كه ارزش‌هاى اسلامى و الهى از بین رفته، همه تحت سلطه و تجاوز قرار گیرند و مفاسد جوامع غربى در همه دنیا گسترش پیدا كند. از این رو بین «وحدت» یا «جامعه واحد»ى كه اسلام و به خصوص تشیّع به دنبال آن است و با «فرهنگ واحد جهانى» كه دشمنان اسلام در صدد آن هستند تفاوت اساسى وجود دارد. همین امر بر برخى نادان‌ها و كج‌اندیشان مشتبه شده است. آنان وقتى مى‌خواهند رفتارهاى تجاوزگرانه آمریكا را توجیه كنند، مى‌گویند: آیا مگر شما نیز معتقد نیستید كه سرانجام دنیا، به یك «جامعه واحد» تبدیل مى‌شود؟!
﴿ صفحه 292 ﴾
در پاسخ باید گفت: كدام وحدت؟ آیا وحدت بر كفر؟! وحدت بر ظلم؟! وحدت بر حیوانیت؟! یا وحدت بر اساس حق، عدالت، ایمان، انسانیت، تقرب به خدا و بالاخره وحدت بر اساس حاكمیت ارزش‌هاى الهى؟ این دو نوع وحدت كاملا در مقابل یكدیگر قرار دارند و وحدت به هر صورت ممكن مطلوب ما نیست. آیا وحدت بر شرك و ایجاد جامعه مشرك جهانى مطلوب است؟! «جامعه واحد»ى كه ما به دنبال ایجاد آن هستیم ایده‌اى مقدس است كه عبارت است از وحدت بر محور حق، نه وحدت بر اساس فرهنگ الحادى غرب.
ما با هر وسیله‌اى كه مردم را از فرهنگ اسلامى خویش دور سازد و به اصطلاح به فرهنگ جهانى غرب نزدیك سازد مخالفیم. چرا؟ چون مردم را از حق و از سعادت دنیا و آخرت دور مى‌كند. آیا براى ما متحد شدن بر اساس هر محورى اصالت دارد؟! ما خواهان فرهنگ واحد حق و الهى هستیم كه ارزش‌هاى الهى، و نه ارزش‌هاى شیطانى بر آن حاكم باشد، وگرنه ما همان «اختلاف» و تعدد ملت‌ها را به مراتب بر چنین وحدت كفرآمیزى ترجیح مى‌دهیم، چون لااقل ما مى‌توانیم دین و فرهنگ والاى خودمان را حفظ كنیم.
این سخن كه «در ایده تشیع نیز مسأله جامعه واحد جهانى نیز مطرح است، پس چرا با فرهنگ جهانى غرب مبارزه مى‌كنید؟» چیزى بیش از یك مغالطه نیست. در این‌جا دو امر متضاد، یعنى نور و ظلمت وجود دارد. شما چگونه نور را با ظلمت مقایسه مى‌كنید؟ ما خواهان وحدتى هستیم كه انسان‌ها بر اساس نور گرد یكدیگر مى‌آیند، در حالى كه آنان خواهان وحدت بر اساس ظلمت و نابود ساختن انوار هستند. چگونه این دو با یكدیگر قابل مقایسه است؟!

4. تعیین راهبرد و راه‌كار مبارزه و دفاع

پس از كسب چهار نوع معرفت: شناخت دشمن، شناخت عُمال داخلى، شناخت انگیزه‌ها و شناخت ابزارها و شیوه‌هاى رفتارى دشمن، نوبت به طراحى روش مبارزه با دشمن مى‌رسد. كسانى كه در زمینه مبانى فكرى و ارزشى اسلامى تسلط كافى دارند، باید «مدیریت دفاع» را تدوین كنند. این كار باید بر اساس ارزش‌ها و جهان‌بینى توحیدى و اسلامى باشد. مبانى فكرى و ارزشى اسلام مهم‌ترین مسأله‌اى است كه باید به خوبى آن را شناخت و از آن به صورت كامل دفاع كرد. متأسفانه بسیارى از كشورهاى اسلامى در تمامى این مراحلْ ضعف
﴿ صفحه 293 ﴾
دارند. طبیعى است وقتى شناخت صحیحى از دشمن و ایادى داخلى او و انگیزه‌ها و ابزارها و روش‌هایش نداشته باشیم، نمى‌توانیم نقشه سنجیده و صحیحى براى مبارزه و دفاع طراحى كنیم.
بحمداللّه مردم جامعه ما به بركت رهنمودهاى امام راحل(رحمه الله) در این زمینه نسبت به جوامع دیگر پیشرفت بسیارى داشته‌اند. از خداى متعال درخواست داریم كه ساعت به ساعت بر علوّ درجات آن بزرگوار بیفزاید. امروز مردم بى‌سواد و كم‌سواد روستاها، پیرزن‌ها و پیرمردهاى ما نیز بسیارى از مسایل سیاسى را درك مى‌كنند كه افراد تحصیل‌كرده كشورهاى اروپایى و آمریكایى از درك آن عاجزند. شاید باور كردن این ادّعا مشكل باشد، ولى حقیقتى است كه وجود دارد. پیرزن‌هاى روستایى و نقاط دورافتاده كشور ما چیزهایى را درك مى‌كنند كه دانشجویان دانشگاه‌هاى اروپا و آمریكا آن را درك نمى‌كنند. این رشد فكرى، روشن‌بینى و دشمن‌شناسى، به بركت انقلاب و در سایه ارزش‌هاى اسلامى حاصل شده است. اما نباید مغرور شویم، چون آگاهى‌ها به حد نصاب نرسیده است و متأسفانه هنوز در بعضى قسمت‌ها كمبود داریم.

5. ارتباط مسأله دفاع با مسایل فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى

یكى از اقداماتى كه حكومت اسلامى از باب مقدمه براى دفاع مذكور، موظف به انجام آن است افزایش دادن آگاهى و شناخت مردم و جامعه در این زمینه است. در یك جامعه اسلامى نمى‌توان بخش «دفاع» را از بخش «فرهنگ» جدا ساخت. چنانكه «دفاع» از «اقتصاد» جدا نیست. این بخش‌ها در هم تنیده است. بنابراین نمى‌توان گفت گروهى در زمینه مسایل اقتصادى برنامه‌ریزى كنند و گروهى دیگر برنامه‌ریزى در زمینه امور دفاعى را به عهده گیرند. این دو به یكدیگر ارتباط دارد. كسانى كه براى جامعه اسلامى سیاست‌گذارى كلان مى‌كنند باید حد نصابى از اطلاعات در همه این زمینه‌ها را دارا باشند و متخصصان بتوانند در بخش‌هاى مختلف و در مجالس مشورتى خویش از این سیاست‌هاى كلان بهره گیرند.
به دلیل اهمیت دشمن‌شناسى، حكومت اسلامى باید در سیاست‌گذارى‌هاى خود، نسبت به توسعه اطلاعات مردم در زمینه شناخت دشمنان، عُمال داخلى،انگیزه‌ها و نیز شیوه‌هاى آنان توجه ویژه مبذول دارد و با استفاده از ابزارها و روش‌هاى مختلف، آموزش‌هاى لازم را در
﴿ صفحه 294 ﴾
این زمینه به مردم بدهد. بدین منظور رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و مجامع علمى دیگر وظیفه خطیرى بر عهده دارند. باید با تشكیل كنفرانس‌ها، سمینارها و همایش‌ها، اطلاعاتْ تجزیه و تحلیل شده و در سطوح مختلف در اختیار جامعه قرار گیرد. جامعه اسلامى نمى‌تواند بدون طى این مراحل از خویش دفاع كند. در این زمینه باید حتى مسایل علمى را به زبان ساده و به صورت اطلاعات عمومى در اختیار همگان قرار داد. امام خمینى(رحمه الله)ثابت كرد كه مسایل سیاسى مهم را مى‌توان به بهترین روش و ساده‌ترین بیان براى عموم مردم روشن كرد. الحمدلله هنوز طنین سخنان امام در گوشمان است و جوانان ما گهگاهى از طریق رادیو و تلویزیون با سخنان آن بزرگوار آشنا مى‌شوند. امام با چه سادگى، و بدون استفاده از اصطلاحات پیچیده علمى، و بدون بهره‌گیرى از واژه‌هاى بیگانه و گیج‌كننده كه شنوندگان را دچار حیرت سازد، با مردم سخن مى‌گفت، مشت دشمنان را باز و نقشه‌هاى آنان را افشا مى‌كرد. امام با زبان ساده مردم را در جریان توطئه‌هاى دشمن قرار مى‌داد و با سخنرانى‌هاى خویش آن‌چنان مردم را ارشاد و تربیت مى‌كرد كه خود مردم دشمن‌شناس مى‌شدند. آن بزرگوار، قراین توطئه‌هاى دشمن را از لحن كلام و از رفتارشان تشخیص مى‌داد و عُمال داخلى دشمن را نیز با همان شواهد شناسایى مى‌كرد. افسوس! كه آن روش آن‌چنان كه لازم و شایسته است ادامه و گسترش پیدا نكرد و بعد از رحلت امامْ عمق لازم پیدا ننمود. امیدواریم مسؤولان دلسوز كشور بیشتر به این نكته‌ها توجه كنند و یكى از وظایف خویش را دادن آگاهى و شناخت به مردم در زمینه عملكرد و اهداف دشمن بدانند؛ چه این كه این آگاهى‌ها در حفظ حیات ملت و كیان اسلامى ضرورت دارد. ممكن است برخى از مسؤولان كشور به لحاظ مسایل دیپلماتیك نتوانند بى‌پرده سخن گویند و در برخوردهاى سیاسى ملاحظاتى را در نظر داشته باشند. آنان مجبورند برخى امور را به عنوان «عرف سیاسى و دیپلماسى» رعایت كنند؛ اما باید به كسانى كه این محذورات را ندارند و توان افشاى توطئه‌هاى دشمن را دارند اجازه فعالیت دهند و حتى آنان را تشویق كنند. اگر عده‌اى توطئه‌هاى دشمن را افشا كردند آنها را به عنوان مخالف حكومت یا دشمن شخصى تلقى نكنند. آنان اگر خود از صراحت بیان و گفتار در این زمینه معذورند، باید به صورت‌هاى گوناگون به دیگران اجازه فعالیت بدهند تا آنان مردم را «دشمن‌شناس» كنند، نه این كه آنان را به عنوان «مرتجع» و «واپس‌گرا» و «خشونت طلب» متهم سازند.
اینها حقایقى است كه نمى‌توان از كنار آن گذشت. قرآن كریم مى‌فرماید دشمنان در صدد
﴿ صفحه 295 ﴾
گرفتن دین شما هستند: وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَكُمْ حَتّى یَرُدُّوكُمْ عَنْ دِینِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا(199)= و آنان پیوسته با شما مى‌جنگند تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند. هم‌چنین مى‌فرماید: وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصارى حَتّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم(200)= و هرگز یهودیان و ترسایان از تو راضى نمى‌شوند، مگر آن كه از كیش آنان پیروى كنى.
اینها سخنان صریح قرآن كریم است، البته به شرطى كه نگویید این مطالب مربوط به 1400 سال پیش بوده و امروزه دیگر به كار نمى‌آید! تعبیر قرآن در این باره «لا یزالون» است كه در فارسى به واژه‌هایى مانند «همواره»، «پیوسته» و «همیشه» ترجمه مى‌شود؛ یعنى دشمنان همواره با شما جنگ خواهند كرد و حتى یك روز هم از شما دست نخواهند كشید. در ظاهر، شعار صلح مى‌دهند كه شما را بفریبند، ولى همیشه در صدد كارزار نظامى با شما خواهند بود. جنگ آنان تا چه وقت است؟ حَتّى یَرُدُّوكُمْ عَنْ دِینِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا؛ تا زمانى كه شما را از دینتان برگردانند. تا وقتى كه شما از دینتان دست برندارید آنها نیز از شما دست نخواهند كشید. آنان تنها در صدد تسلط بر اموال و اشغال اراضى شما نیستند.
قرآن كریم 1400 سال پیش انگیزه اصلى دشمنان را افشا مى‌كند، ولى متأسفانه ما باور نمى‌كنیم. حماقت دشمنان اسلام موجب شده كه آنان سرّشان را از پرده برون اندازند و بگویند: دشمن اصلى ما اسلام است. افسوس! كه كلام جاودانه قرآن كریم را باور نكردیم و خیال كردیم مى‌توان با آنان سازش نمود و با لبخند و روى خوش رفتار كرد! غافل از آن كه اگر توان داشته باشند یك لحظه از جنگ دست بر نخواهند داشت. آنان دوست دارند شما نیز مثل آنان كافر باشید تا یكسان شوید: وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَواء.(201) ما باید هوشیار باشیم. فكر نكنیم با دادن آوانس به آمریكا و در اختیار گذاشتن نفت، دست از سر ما مى‌كشند. هرگز آنها از ما راضى و خشنود نخواهند شد مگر این كه از راه و روش آنان پیروى كنیم و به رنگ آنها درآییم: وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصارى حَتّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم. باید طوق بندگى آنان را به گردن بیندازیم، در غیر این صورت، و اگر بخواهیم دین خودمان را نگه داریم، از ما خشنود نخواهند شد. این سخن اغراق نیست، بلكه عین حقیقت است كه قرآن آن را فرموده است. ما باید از
﴿ صفحه 296 ﴾
این كلام نورانى هدایت‌گر استفاده كنیم؛ اما متأسفانه با تغافل یا غفلت از آن عبور مى‌كنیم. امید است خداى متعال دل هوشیار، چشم بینا و گوش شنوا به همه ما عنایت كند تا بیشتر و بهتر از دستورات قرآن پیروى كرده و از اوامر ولىّ‌امر مسلمین كه در جهت سعادت و هدایت جامعه اسلامى است، اطاعت كنیم.
﴿ صفحه 297 ﴾