نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

10. سركوب دشمنان دین

ارزش زندگى انسان در روى زمین به «عبادت و بندگى خدا» است. اگر این هدف به خطر افتد خداى متعال در مقام انتقام از مردم برمى‌آید. چرا اقوام گذشته با انواع عذاب‌ها از بین رفتند؟ آیا آنها «حق حیات» نداشتند؟ از طرفداران حقوق بشر این پرسش را مى‌پرسیم: آیا قوم نوح «حق حیات» نداشتند؟! چرا خداوند طوفان فرستاد و همه آنها جز كسانى كه بر كشتى سوار بودند غرق شدند؟ پاسخ این است كه وجود آنها دیگر هیچ فایده‌اى نداشت و آنان ارزش انسانى خویش را از دست داده بودند، به گونه‌اى كه حتى فرزندان و نسل آنها هم ایمان نمى‌آوردند. حضرت نوح(علیه السلام) در نفرینش گفت: خدایا اگر اینها را رها سازى، حتى بچه‌هایشان نیز سالم نخواهند ماند: وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِینَ دَیّاراً. إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا یَلِدُوا إِلاّ فاجِراً كَفّاراً؛(184)= و نوح گفت: پروردگارا، هیچ كس از كافران را بر روى زمین مگذار؛ چرا كه اگر تو آنان را باقى گذارى، بندگانت را گمراه مى‌كنند و جز پلیدكار ناسپاس نزایند.
نسل ایشان فاسد گشته و آنان نیازمند «اصلاح نسل» هستند. اگر زنده بمانند جز افراد فاسد نمى‌زایند و نمى‌پرورانند. از این رو عذاب خدا نازل شد و آنان را از بین برد. چرا عذاب نازل شد؟ آیا چون بیمار بودند و به مرض ایدز مبتلا شده بودند؟! خیر، بسیار سالم و سر حال بودند. از مواد مخدر هم استفاده نمى‌كردند. به این دلیل گرفتار عذاب خدا شدند كه ایمان نداشتند. آنان ارزش انسانى خویش را از دست داده و بلكه براى دیگران هم مضر بودند.
﴿ صفحه 278 ﴾
غیر از قوم نوح، اقوام دیگرى نیز به همین سرنوشت دچار شده‌اند. خداوند برخى را با طوفان عذاب كرد، عده‌اى را با زلزله از بین برد و بعضى را با بارش سنگ از آسمان عذاب كرد. در مورد امت پیامبر آخر الزمان هم به مؤمنان فرمود: قاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَیْدِیكُمْ وَ یُخْزِهِمْ وَ یَنْصُرْكُمْ عَلَیْهِمْ وَ یَشْفِ صُدُورَ قَوْم مُؤْمِنِین(185)= با آنان بجنگید؛ خدا آنان را به دست شما عذاب و رسوایشان مى‌كند و شما را بر ایشان پیروزى مى‌بخشد و دل‌هاى گروه مؤمنان را خنك مى‌گرداند. دیگر از این زمان به بعد، خدا بر اقوام عذاب آسمانى نازل نمى‌كند. عذاب باید به وسیله مؤمنان بر سر كفار معاند نازل شود.
البته با بیان این مطالب شاید فردا دوباره برخى روزنامه‌ها بنویسند: باز فلانى خشونت‌طلبى راه انداخته! و روحیه خشونت‌طلبى را ترویج مى‌كند! ولى این آیه قرآن است. اگر قرآن داراى «رحمان و رحیم» است، این آیات را نیز دارد. چرا به این همه آیاتى كه در باره عذاب اقوام گذشته است توجه نمى‌كنید؟! در كجا فرموده است فلان قوم تا آخر زندگى كردند و همه آنان مؤمن و اهل سعادت بودند و مشمول رحمت‌هاى همیشگى خدا گردیدند؟! معمولا داستان‌هایى كه خداوند نقل مى‌كند مربوط به كسانى است كه در نهایت به عذاب الهى گرفتار آمدند. در آخرالزمان این عذاب‌ها به وسیله اسباب طبیعى نازل نمى‌شود، بلكه به دست مؤمنان جارى مى‌گردد. اگرچه همه چیز براى خدا یكسان است: وَ لِلّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الاَْرْض(186)= و سپاهیان آسمان و زمین از آنِ خدا است. همه چیز لشكر خدا است؛ باد، باران، دریا و آتش؛ ولى اراده الهى آن است كه در این زمان عذاب‌ها به دست مؤمنان بر سر كفار بریزد. مى‌فرماید با آنها بجنگید تا خدا به دست شما آنها را عذاب كند: قاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَیْدِیكُم. خدا مى‌خواهد آنها را رسوا و خوار سازد و شما را بر آنان پیروز گرداند و از این طریق دل‌هاى مؤمنان رنج‌دیده كسانى مانند فلسطینى‌ها را خنك سازد: وَ یُخْزِهِمْ وَ یَنْصُرْكُمْ عَلَیْهِمْ وَ یَشْفِ صُدُورَ قَوْم مُؤْمِنِین.
پس جهاد و دفاعى كه در اسلام واجب شده فقط براى حفظ آب و خاك نیست. آنچه مهم‌تر از آن است حفظ ایمان و ارزش‌هاى دینى است. هر گاه، هر جا و به وسیله هر كس، دین، ایمان و ارزش‌هاى دینى به خطر افتد، در مقابل آنان دفاع به شیوه مناسب واجب است و چنانچه هیچ راه دیگرى جز دفاع نظامى وجود نداشته باشد، دفاع به صورت نظامى آن واجب
﴿ صفحه 279 ﴾
است. بالاترین هدف تشریع جهاد و دفاع، حفظ پرستش‌گاه‌هاى خدا و نیز حراست از ارزش‌هاى اسلامى و دینى است: وَ لَوْلا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْض لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْكَرُ فِیهَا اسْمُ اللّهِ كَثِیرا.(187)
باید جامعه به گونه‌اى باشد كه مردم به خدا توجه پیدا كنند و براى آنان انجام مراسم عبادى، پرستش خدا، احیا و اقامه ارزش‌هاى الهى آسان باشد. گاه پرستش‌گاه‌ها در معرض خطر یا ویرانى هستند، اما نه با بمب و موشك، بلكه با توطئه‌هاى فرهنگى. براى مثال، دستور مى‌دهند باید برنامه‌هاى دینى از مدارس حذف شوند! و یا با شیوه‌هاى شیطانى دیگر كارى مى‌كنند كه جوانان و نوجوانان از مساجد، معابد و حسینیه‌ها دور شده و سرگرم شهوات گردند! در این حالت، دفاع به شیوه مناسب واجب است. قرآن كریم از كسانى ستایش مى‌كند كه وقتى آیات خدا نازل مى‌شود براى آنان حالت خشوع پیدا شده و اشك از دیدگانشان جارى مى‌شود: إِذا تُتْلى عَلَیْهِمْ آیاتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُكِیًّا(188)= هر گاه آیات خداى رحمان برایشان خوانده مى‌شد، سجده‌كنان و گریان به خاك مى‌افتادند.
خداى متعال این گونه بندگانى را مى‌خواهد كه هر گاه آیات الهى را مى‌شنوند، از چشم ایشان اشك جارى شده و دلشان مى‌لرزد: إِذا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إِیماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُون(189)= مؤمنان، همان كسانى‌اند كه چون خدا یاد شود دل‌هایشان بترسد، و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید، و بر پروردگار خود توكل مى‌كنند.
پیامبران آمدند و چنین مردمى را تربیت كردند، ولى گذشتِ زمان باعث كاهش تدریجى توجه به ارزش‌ها شد: فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا(190)= آن‌گاه، پس از آنان جانشینانى به جاى ماندند كه نماز را تباه ساخته و از هوس‌ها پیروى كردند، و به زودى سزاى گمراهى خود را خواهند دید.
روزگارى در اثر تربیت انبیا دل‌هاى مردم متوجه خدا بود به گونه‌اى كه هر گاه نام خدا برده مى‌شد اشك شوق از چشم آنان جارى مى‌شد؛ اما به تدریج این ارزش‌ها كم‌رنگ‌تر شد و دل‌ها متوجه لذت‌هاى مادى گردید. بازار نماز كساد گشت و به جاى آن مراكز شهوت‌رانى رواج پیدا
﴿ صفحه 280 ﴾
كرد (أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَوات). چنین مردمى دچار گمراهى و بیچارگى خواهند شد.
خداوند با كسى خویشاوندى ندارد و «پیمان اخوت» هم نبسته است. هرگاه مردمى عبادت و توجه به خدا و ارزش‌هاى دینى را فراموش كنند، خواه ناخواه به بدبختى دچار خواهند شد، دشمن بر آنها مسلط مى‌گردد و در مقابل دشمنان، شخصیت و هویت خویش را خواهند باخت.
﴿ صفحه 281 ﴾

جلسه چهل و پنجم: در تدارك دفاع از جامعه اسلامى

1. مرورى بر مباحث پیشین

موضوع سخن «وظایف متقابل حكومت اسلامى و مردم» است. یكى از بزرگ‌ترین وظایف حكومت اسلامى و حقوق مردم، مسأله دفاع از جامعه اسلامى است. در جلسه پیش درباره «ضرورت دفاع» و «ویژگى دفاع اسلامى» مطالبى بیان شد. اشاره كردیم كه دفاع گاه «دفاع شخصى» است و گاه «دفاع اجتماعى». در دفاع شخصى هر فرد وظیفه دارد در مقابل متجاوز، از جان، مال، آبرو و ناموس خویش دفاع كند. این نوع دفاع از بحث فعلى ما خارج است. در این‌جا بحث ما در باره «حقوق مردم بر حكومت» یا «وظایف حكومت اسلامى» است؛ از این رو از «دفاع اجتماعى» كه یكى از حقوق مردم و وظایف حكومت است بحث مى‌كنیم. در این زمینه از آیه 22 سوره حج مطالبى را استفاده‌كردیم:
أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ. الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقّ إِلاّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْض لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْكَرُ فِیهَا اسْمُ اللّهِ كَثِیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ. الَّذِینَ إِنْ مَكَّنّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلّهِ عاقِبَةُ الاُْمُور(191)= به كسانى كه جنگ بر آنان تحمیل شده، رخصت (جهاد) داده شده است، چرا كه مورد ظلم قرار گرفته‌اند، و البته خدا بر پیروزى آنان توانا است. همان كسانى كه به ناحق از خانه هایشان بیرون رانده شدند. (آنها گناهى نداشتند) جز این كه مى‌گفتند: «پروردگار ما اللّه است» و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض دیگر دفع نمى‌كرد، صومعه‌ها و كلیساها و كنیسه‌ها و مساجدى كه نام خدا در آنها بسیار برده مى‌شود، سخت ویران مى‌شد. قطعاً خدا به كسى كه (دین) او را یارى كند، یارى مى‌دهد، چرا كه خدا نیرومند و شكست‌ناپذیر است. همان كسانى كه چون در زمین به آنها توانایى دهیم، نماز بر پا مى‌دارند و
﴿ صفحه 282 ﴾
زكات مى‌دهند و به كارهاى پسندیده وا مى‌دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‌دارند، و فرجام همه كارها از آن خدا است.