نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

7. فرهنگ‌سراها به جاى مساجد و عبادت گاه‌ها!

قرآن كریم بر این نكته تأكید مىورزد كه همه عالم پرستش‌گاه خدا است: تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الاَْرْضُ وَ مَنْ فِیهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَیْء إِلاّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُم(178)= آسمان‌هاى هفت‌گانه و زمین و هر كس كه در آنهااست او را تسبیح مى‌گویند، و هیچ چیز نیست مگر این كه در حال ستایش، تسبیح او مى‌گوید، ولى شما تسبیح آنها را در نمى‌یابید.
همه چیز، خدا را تسبیح مى‌كنند. قرآن كریم در باره «پرندگان» مى‌فرماید: أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّیْرُ صَافّات كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِیحَهُ وَ اللّهُ عَلِیمٌ بِما
﴿ صفحه 273 ﴾
یَفْعَلُونَ؛(179)= آیا ندانسته‌اى كه هر كه (و هر چه) در آسمان‌ها و زمین است براى خدا تسبیح مى‌گویند، و پرندگان نیز در حالى كه در آسمان پرگشوده‌اند (تسبیح او مى‌گویند)؟ همه ستایش و نیایش خود را مى‌دانند، و خدا به آنچه مى‌كنند دانا است.
پرندگان در آسمان نماز مى‌خوانند. آنها نماز خویش را یاد دارند. «عبادت» و «عبودیت» اساس خلقت و فوق همه ارزش‌ها است: ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ.(180) انسانى كه مسجود ملایكه واقع مى‌شود انسانى است كه در مراتب عبودیت به درجاتى عالى نایل شده است.
از این رو باید در جامعه، زمینه توجه هر چه بیشتر به خدا و پرستش‌ها و عبادت‌هاى آگاهانه فراهم شود. بدترین خطرى كه جامعه انسانى را تهدید مى‌كند آن است كه انسان بنده بودن خویش را فراموش كند و پرستش خدا در جامعه مورد تحقیر و تضعیف قرار گیرد و به جاى «عبادت سرا»، «فرهنگ‌سرا» درست كنند و مردم را به اسم هنر و موسیقى و حركات موزون و سرگرمى، از پرستش خدا باز دارند! و در وقت نماز و عبادت خدا در فرهنگ‌سراها به تماشاى فیلم مشغول كنند و یا در مراكز دیگر به سرگرمى بپردازند! این بدترین خطرى است كه یك جامعه اسلامى را تهدید مى‌كند. باید جامعه اسلامى به گونه‌اى باشد كه انسان از دیدن در و دیوار آن به یاد خدا بیفتد: رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِیتاءِ الزَّكاةِ یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصار(181)= مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى، آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و دادن زكات، به خود مشغول نمى‌دارد، و نگران روزى هستند كه دل‌ها و دیده‌ها در آن زیر و رو مى‌شود.
یكى از اسرارِ سفارش به بلند ساختن معابد، گنبدها و گلدسته‌ها آن است كه این مراكز در دید مردم باشد و هرگاه گناهى از آنان سر مى‌زند، به وسیله این پرستش‌گاه‌ها به یاد خدا بیفتند. حتى در كشورهاى اروپایى كه ساختمان‌هاى بلندى مى‌سازند، اجازه داده نمى‌شود كه در كنار یا نزدیك كلیسا ساختمانى بلندتر از كلیسا ساخته شود. از نظر آنان، این عمل نماد خداپرستى در جامعه است و باید مردم دائماً از طریق این مراكز عبادى به یاد خدا باشند. بدترین خطر براى جامعه آن است كه به تدریج مساجد و معابد ویران شود و به جاى آن، ساختمان‌هاى
﴿ صفحه 274 ﴾
مرتفع و بزرگ ساخته شود و حداكثر محلى كوچك به مسجد اختصاص داده شود به گونه‌اى كه كسى بدان رغبت نشان ندهد. این عمل به تدریج یاد خدا را به فراموشى مى‌كشاند.
پس بر اساس آیه شریفه (22 حج) مهم‌ترین هدف از تشریع دفاع و جهاد، باقى ماندن یاد خدا و رواج خداپرستى در جامعه است. باید با كسانى كه بیشترین دشمنى را با دین دارند، بیشترین مبارزه را كرد. آنان نه تنها با منافع اقتصادى ما دشمنى دارند، بلكه از اساس، با دین و مذهب ما مخالفند. دفاع از منافع مادى مانند جان، مال و آب و خاك، امرى غریزى است و در همه حیوانات وجود دارد. اگر ما از منافع مادى خویش دفاع نكنیم، از حیوانات فرومایه‌تر، تنبل‌تر و پست‌تریم. كلام اساسى آن است كه انسانیت انسان بیش از آن است كه انسان تنها به منافع مادى خویش بیندیشد. آنچه مسلمانان باید در درجه اول به فكر آن باشند، مسأله دین و خطراتى است كه دین را تهدید مى‌كند.

8. دفاع از امت اسلامى

از نظر اسلام آیا تنها باید از جان و مال خویش دفاع كنیم؟ آیا تنها موظف به حفظ ملت و میهن خودمان هستیم یا فراتر از آن نیز وظیفه داریم؟
بر اساس آموزه‌هاى اسلامى، وجود كشورها و ملت‌هاى مختلف مورد پذیرش نیست. اسلام همه مسلمانان را یك «امت» و یك «ملت» مى‌داند و مرزهاى جغرافیایى بین كشورها و جوامع اسلامى اصالتاً اعتبارى ندارد. البته این مرزها مى‌تواند به عنوان «مصالح ثانوى» معتبر باشد و اگر این گونه شد، رعایت و حفظ آن لازم است، اما به هر حال در هیچ آیه یا روایتى، كلامى كه دالّ بر پذیرش مرزهاى گوناگون و جدایى مسلمانان از یكدیگر باشد، وجود ندارد. مسلمانان تنها داراى «دار الاسلام»، «دار الحرب» و «دار الهدنه» هستند. آنچه در اسلام به عنوان «وطن» داریم همان «میهن اسلامى» است و نه «میهن جغرافیایى». همان گونه كه گذشت، مرزهاى جغرافیایى تنها به جهت مصالح و شرایط خاص ممكن است اهمیت پیدا كند، چنان كه در زمان ما این گونه است. ان شاء اللّه، پس از ظهور حضرت ولىّ عصر عجل اللّه تعالى فرجه الشریف، این مرزها برداشته شده همه مسلمانان به صورت یك ملت خواهند شد. در حال حاضر مصالحى اقتضا مى‌كند كه این مرزها كم و بیش اعتبار داشته باشند، اما این امر جنبه ثانوى و فرعى دارد. آنچه مهم است دفاع از «جامعه اسلامى» است. هرجا مسلمان زندگى
﴿ صفحه 275 ﴾
مى‌كند، آن‌جا میهنِ همه مسلمانان است و همه مسلمانان موظف به دفاع از آن مى‌باشند. از دیدگاه اسلام، همان گونه كه دفاع از مرزهاى ایران واجب است، دفاع از سرزمین فلسطین نیز واجب است. براى یك مسلمان فرقى بین ایران، افغانستان یا فلسطین نیست. وظیفه‌اى به عهده مسلمان است و آن عبارت از دفاع از میهن اسلامى و سرزمینى است كه مسلمانان در آن زندگى مى‌كنند. به عبارت دیگر، مسلمان از «دار الاسلام» دفاع مى‌كند و تفاوت نام‌ها در این امر، تغییرى ایجاد نمى‌كند. مرزهاى جغرافیایى امرى اعتبارى، قراردادى و ثانوى است. مسلمانان همان گونه كه به حفظ جان و مالِ خود و بستگان و كسانى كه به اصطلاح امروزه ـ و نه به اصطلاح اسلام ـ در یك شهر یا كشور زندگى مى‌كنند، موظفند، در دفاع از همه مسلمانان نیز وظیفه دارند: وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِیرا(182)= و چرا شما در راه خدا (و در راه نجات) مردان و زنان و كودكان مستضعف نمى‌جنگید؟ همانان كه مى‌گویند: پروردگارا، ما را از این شهرى كه مردمش ستم‌پیشه‌اند بیرون ببر، و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده، و از نزد خویش یاورى براى ما تعیین فرما.
قرآن مى‌فرماید، عده‌اى تحت فشار و تسلط دشمن قرار گرفته‌اند. آنان به استضعاف كشیده شده‌اند و جان و مال آنها از ناحیه دشمن به خطر افتاده است. هر روز عده‌اى از این بى‌گناهان به فجیع‌ترین وضع كشته مى‌شوند؛ آیا نمى‌خواهید براى نجات آنان بجنگید؟! آیا نسبت به آنان احساس مسؤولیت نمى‌كنید؟!
دفاع در اسلام اختصاص به آب و خاك ایران ندارد، بلكه دفاع از «دار الاسلام» واجب است. بنابراین یكى از وظایف دولت‌هاى اسلامى، حمایت از مسلمان‌هایى است كه در این مناطق زندگى مى‌كنند و گرفتار بدترین فجایع و مشكلات مى‌باشند. در باره نحوه و كیفیت این كار، باید مسؤولان كشورهاى اسلامى با مشورت، هم‌فكرى و همكارى یكدیگر، راهى براى این مسؤولیت خطیر پیدا‌كنند.
به هر حال منظور از بیان این مطالب آن است كه جوانان ما به دلیل نفوذ فرهنگ غرب نپندارند كه ما تنها باید از كشور خودمان دفاع كنیم و كارى به دیگر ملل مظلوم از جمله فلسطین نداشته باشیم. براى یك مسلمان، تفاوتى بین ایران و فلسطین نیست؛ بلكه از یك
﴿ صفحه 276 ﴾
دیدگاه مى‌توان گفت براى ما فلسطین مهم‌تر از ایران است؛ چه این كه «مسجدالاقصى» قبله اول مسلمین در آن‌جا واقع شده است، همان جایى كه پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) از آن به معراج رفت: سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیر(183)= منزه است آن خدایى كه بنده‌اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى ـ كه پیرامون آن را بركت دادیم ـ سیر داد، تا از نشانه‌هاى خود به او بنمایانیم، كه او همان شنواى بینا است.
«مسجدالاقصى» یكى از بزرگ‌ترین مساجد و معابد الهى در روى زمین است. اگر بر طبق آیه 22 از سوره حج، دفاع اساساً براى حفظ پرستش‌گاه‌هاى خدا است، پس در درجه اول حفظ «كعبه» و در درجه دوم حفظ «مسجدالاقصى» لازم است. بر مسلمانان واجب است به پا خیزند و به هر صورت ممكن در مقابل متجاوزانِ به قبله اول مسلمین، دفاع كنند. اینها شعار نیست بلكه استناد به آیات قرآن و بیان یك مسأله شرعى و حكم الهى است و بر اساس آن، این دفاع، دفاعى واجب است.

9. دو ویژگى متفاوت دفاع در حكومت اسلامى

وظیفه دفاعى دولت اسلامى با دیگر دولت‌ها تفاوت‌هایى دارد. اولین تفاوت آن است كه دولت اسلامى نباید تنها از مال و جان افرادى كه در مرز جغرافیایى خاص قرار گرفته‌اند دفاع كند، بلكه جان و مال همه مسلمانان در روى زمین محترم است و دفاع از آنها بر همه مسلمانان واجب است و نحوه و كیفیت آن به شرایط زمان و مكان و نیز به نظر مسؤولان و صاحب‌نظران بستگى دارد. باید دید آنان با روشن‌بینى و دوراندیشى چه راه‌كارى را مناسب تشخیص مى‌دهند.
تفاوت دوم آن است كه در جامعه اسلامى تنها دفاع از جان، مال و آب و خاك مطرح نیست، بلكه از همه مهم‌تر دفاع از دین و ایمان است. حتى اگر حمله نظامى هم در كار نباشد و دشمنان بخواهند از راه‌هاى گوناگون دین و ایمان مردم را هدف قرار دهند، بر دولت اسلامى واجب است به هر صورت ممكن، گرچه با حمله نظامى، دفاع كند. این نكته دقیقى است و باید بیشتر به آن توجه كرد. برخى تصور مى‌كنند وقتى دفاع لازم است كه دشمن به روى ما
﴿ صفحه 277 ﴾
اسلحه بكشد و بخواهد جان و مال ما را به خطر اندازد؛ در حالى كه، اگر دشمن نه از راه نظامى، بلكه با حمله اقتصادى، سیاسى، تبلیغاتى و فرهنگى موجبات به خطر افتادن دین و ایمان مردم را فراهم سازد، دفاع هر چند به شكل نظامىِ آن واجب است. در این حالت، دشمن حمله نظامى نكرده است، بلكه با حمله فرهنگى وارد كارزار و مبارزه شده است؛ اما با این وجود در صورت ضرورت، دفاع نظامى واجب خواهد بود تا دین و ایمان مردم محفوظ بماند. به عبارت دیگر، اگر راه مبارزه با دشمن و جلوگیرى از خطر فرهنگى او به عملیات نظامى منحصر باشد، باید حمله نظامى كرد، چون زندگى این عالَم و اساس خلقت براى «خداپرستى» است.