نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

5. مهم‌ترین دفاع از نظر قرآن كریم

اسلام نكته‌اى بسیار مهم‌تر را در باب دفاع مطرح ساخته است. در این‌جا به دو آیه از قرآن در
﴿ صفحه 269 ﴾
باره مسأله «دفاع» اشاره مى‌كنیم:
وَ لَوْلا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْض لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَ لكِنَّ اللّهَ ذُو فَضْل عَلَى الْعالَمِین(174)= و اگر خداوند برخى از مردم را به وسیله برخى دیگر دفع نمى‌كرد، قطعاً زمین تباه مى‌گردید؛ ولى خداوند نسبت به جهانیان تفضّل دارد.
اگر خداى متعال، مسأله دفاع را مقرر نفرموده بود، زمین فاسد مى‌گشت. پس دفاع براى جلوگیرى از فساد در جامعه است. اما سخن خداوند در این آیه اجمال دارد، یعنى نمى‌فرماید این فساد چیست؟ و اگر دفاع نمى‌شد، چه فسادهایى در زمین پدید مى‌آمد؟ اما آیه دیگرى از قرآن كریم، مى‌تواند مفسِّر آیه فوق باشد، و یا لااقل مصداق روشنى از فساد را بیان مى‌دارد:
الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقّ إِلاّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْض لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْكَرُ فِیهَا اسْمُ اللّهِ كَثِیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیز(175)= همان كسانى كه به ناحق از خانه‌هایشان بیرون رانده شدند. (آنها گناهى نداشتند) جز این كه مى‌گفتند: پروردگار ما اللّه است و اگر خدا بعضى مردم را با بعض دیگر دفع نمى‌كرد، صومعه‌ها و كلیساها و مساجدى كه نام خدا در آنها بسیار برده مى‌شود، سخت ویران مى‌شد، و قطعاً خدا به كسى كه (دین) او را یارى مى‌كند، یارى مى‌دهد، چرا كه خدا نیرومند شكست‌ناپذیر است.
اگر «قانون دفاع» نمى‌بود، پرستش‌گاه‌هاى خدا ویران مى‌گشت. در گذشته و در زمان انبیاى گذشته و از جمله پیامبران صاحب شریعت، پرستش‌گاه‌هایى با نام‌هاى خاصّى وجود داشته است و مردمى در آن‌جا به عبادت خدا مى‌پرداختند. قوم یهود معابدى به نام «كنشت» و مسیحى‌ها نیز معابدى به نام «كلیسا» دارند. علاوه بر این معابد، مكان‌هاى دیگرى به نام «صومعه» یا «دیر» وجود داشت كه برخى افراد مؤمن بیشتر وقت خود را در آن‌جا به عبادت و بندگى خدا مشغول بودند. از نظر قرآن كریم، اگر «قانون دفاع» نبود، بیش از همه، صومعه‌ها و معابد ویران مى‌گشت. دفاعى كه اسلام بر آن تأكید دارد، تنها به منظور حفظ جان، مال و آب و خاك نیست. ارزش آب و خاك و جان در مقابل شرف و عزت و انسانیت انسان قابل مقایسه نیست. آنچه براى انسان بیش از همه مهم بوده و داراى ارزش است، چیزى است كه به انسانیت انسان مربوط مى‌شود و انسان را با خدا ارتباط داده و ارزش او را بالا مى‌برد و به او
﴿ صفحه 270 ﴾
این قابلیت را عطا مى‌كند كه همه موجودات، حتى فرشتگان در مقابل او خضوع كرده و به خاك افتند. به دلیل اهمیت «ارتباط انسان با خدا» باید مراكزى در جامعه وجود داشته باشد كه نمادى از آن «ارتباط» باشد و در آنها خدا عبادت شود و با او ارتباط برقرار گردد. این مراكز نمادین همان معابد، صومعه‌ها، دیرها، كلیساها، كنشت‌ها و مساجد هستند. این مراكز عبادى باید به صورت آباد روى زمین باقى بماند تا انسانیت انسان و هدف از آفرینش آدمى تحقق یابد. اگر این مكان‌ها برقرار نباشد، جامعه انسانى با حیوانات فرقى نخواهد داشت. آنچه از جان و مال افراد مهم‌تر است، دین و ایمان است. بنابراین مهم‌ترین دفاع در اسلام به منظور حفظ ارزش‌هاى دینى است.
در احادیث آمده است: هرگاه خطرى به جان و مال تو متوجه گشت و تو بتوانى با فدا كردن مال، جان خویش را حفظ كنى، از مال بگذر تا جان تو محفوظ بماند؛ ولى چنانچه خطرى متوجه جان و دین تو شده باشد و امر دایر است بین این كه یا جانت را بدهى و در عوض با ایمان از دنیا بروى، یا آن كه زنده بمانى، ولى بى‌دین و بى‌ایمان باشى؛ در این حالت، جان خویش را فداى دینت كن.(176) ارزش دین از جان و از زندگى دنیا به مراتب بیشتر است.
﴿ صفحه 271 ﴾
بنابراین دفاع در اسلام تنها براى حفظ جان، فرزندان، ناموس، و آب و خاك نیست؛ البته براى این موارد هم هست، ولى بالاتر از آن، دفاع براى حفظ دین و ایمان انسان‌ها است. با مقایسه و تطبیق آیه اول و دوم روشن مى‌شود كه دست كم یكى از مهم‌ترین مصادیق «فساد ارض» همانا ویران گشتن پرستش‌گاه‌ها است. این امر نشان‌دهنده آن است كه همیشه در میان انسان‌ها، خطرهایى براى دین و ایمان مردم وجود داشته است و عده‌اى به دلایل و انگیزه‌هاى مختلف، مانع انتخاب راه صحیح و یكتاپرستى مردم بوده‌اند.

6. انبیا و دفاع از دین و دین‌دارى

چرا در طول تاریخ عده‌اى با ایمان مردم دشمنى مىورزیده‌اند؟ آیا دین و ایمان دیگران چه ضررى براى آنان داشته است؟ پاسخ به این سؤال، نیازمند تحلیل جامعه شناختى گسترده‌اى است. داستان‌هایى كه قرآن كریم از پیامبران نقل مى‌كند حاكى است كه دشمنى‌ها و مخالفت‌هاى این عده با انبیا بر سر دین و ایمان مردم بوده است. جنگ آنها با انبیا دعواى شخصى نبوده و با پیامبران پدركشتگى و نزاع خصوصى نداشتند. اگر چنین بود، اساساً موضوع نبوّت و دین مطرح نمى‌شد: سَنَكْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الاَْنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَق(177)= به زودى آنچه را گفتند، و به ناحق كشتن آنها پیغمبران را، خواهیم نوشت.
در طول تاریخ همیشه عده‌اى با پیغمبران دشمنى مىورزیدند و آنان را به ناحق مى‌كشتند. بلاهاى زیادى بر سر پیامبران آوردند: برخى از پیغمبران را مدت‌ها در ته چاه زندانى كردند. بعضى از آنان را با ارّه سر بریدند. بعضى از پیامبران را در آتش یا آب جوش سوزاندند. اینها واقعیات تاریخى هستند. براى دشمنىِ این نامردمان با انبیا و اولیاى خدا، چه تحلیلى مى‌توان ارائه داد؟ این امر، بحث گسترده‌اى مى‌طلبد كه اكنون موضوع بحث ما نیست. اگر هیچ مدركى در اختیار نداشتیم، بیان قرآن كریم در اثبات جریان همیشگى مبارزه كفار با خداپرستان در طول تاریخ، كافى بود. دستور اكید خداوند به انبیا مبنى بر جهاد و دفاع، همانا براى محفوظ ماندن دین مردم، آباد گشتن معابد و پرستش‌گاه‌ها و برقرارى خداپرستى بوده است. روزگارى مساجد وجود نداشت و كنشت‌ها و كلیساها مكان‌هاى مقدسى براى عبادت به شمار مى‌رفت.
﴿ صفحه 272 ﴾
این مكان‌ها محترم و داراى ارزش بود و مى‌بایست آباد باشد. از این رو قرآن كریم در آیاتى كه اشاره كردیم، در ابتدا بر صومعه‌ها تأكید مى‌ورزد (وَ لَوْلا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْض لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِد). سپس به «صومعه‌ها» و «بِیَع» اشاره مى‌كند كه منظور از آنها عبادت‌گاه‌هاى یهودیان و مسیحیان است. در نهایت نیز به مساجد، یعنى عبادت‌گاه‌هاى مسلمانان اشاره مى‌كند. تأخیر در ذكر «مساجد» به دلیل تأكید بر یك نكته تاریخى است و آن این كه دین اسلام متأخر از سایر ادیان است.
به هر حال این امر كه مهم‌ترین دفاع، دفاع از دین و ارزش‌ها است، نكته مهمى است كه نه تنها كفار بدان توجه ندارند، بلكه متأسفانه مسلمانان نیز به آن توجه كمترى دارند. حتى افراد متخصص و كسانى كه مسؤولیت تبیین این مسایل را براى مردم دارند بر این امر تأكید نمى‌كنند. قرآن كریم نمى‌فرماید: اگر قانون دفاع نمى‌بود، جان‌ها به خطر مى‌افتاد، خون‌هاى ناحقى بر زمین جارى مى‌گشت و یا خانه‌ها و شهرها ویران مى‌شد (اگر چه عبارت «لفسدت الارض» شامل این موارد هم مى‌شود) بلكه تأكید بر این است كه اگر قانون دفاع نمى‌بود، پرستش‌گاه‌ها نابود مى‌گشت. بنابراین دفاع اصلى و مهم، براى بقاى خداپرستى در جامعه است. این امر، فوق همه امور و بالاترین ارزش‌ها است. در سایه باقى ماندن معابد و پرستش‌گاه‌ها، سایر ارزش‌هاى انسانى و حقوق افراد و جوامع باقى مى‌ماند و بالطبع هر گاه مراكز پرستش از بین برود، ارتباط انسان با خدا و انسانیت انسان از بین مى‌رود. آنچه موجب امتیاز واقعى انسان بر سایر حیوانات است همان ارتباط آگاهانه او با پروردگار متعال است.

7. فرهنگ‌سراها به جاى مساجد و عبادت گاه‌ها!

قرآن كریم بر این نكته تأكید مىورزد كه همه عالم پرستش‌گاه خدا است: تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الاَْرْضُ وَ مَنْ فِیهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَیْء إِلاّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُم(178)= آسمان‌هاى هفت‌گانه و زمین و هر كس كه در آنهااست او را تسبیح مى‌گویند، و هیچ چیز نیست مگر این كه در حال ستایش، تسبیح او مى‌گوید، ولى شما تسبیح آنها را در نمى‌یابید.
همه چیز، خدا را تسبیح مى‌كنند. قرآن كریم در باره «پرندگان» مى‌فرماید: أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّیْرُ صَافّات كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِیحَهُ وَ اللّهُ عَلِیمٌ بِما
﴿ صفحه 273 ﴾
یَفْعَلُونَ؛(179)= آیا ندانسته‌اى كه هر كه (و هر چه) در آسمان‌ها و زمین است براى خدا تسبیح مى‌گویند، و پرندگان نیز در حالى كه در آسمان پرگشوده‌اند (تسبیح او مى‌گویند)؟ همه ستایش و نیایش خود را مى‌دانند، و خدا به آنچه مى‌كنند دانا است.
پرندگان در آسمان نماز مى‌خوانند. آنها نماز خویش را یاد دارند. «عبادت» و «عبودیت» اساس خلقت و فوق همه ارزش‌ها است: ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ.(180) انسانى كه مسجود ملایكه واقع مى‌شود انسانى است كه در مراتب عبودیت به درجاتى عالى نایل شده است.
از این رو باید در جامعه، زمینه توجه هر چه بیشتر به خدا و پرستش‌ها و عبادت‌هاى آگاهانه فراهم شود. بدترین خطرى كه جامعه انسانى را تهدید مى‌كند آن است كه انسان بنده بودن خویش را فراموش كند و پرستش خدا در جامعه مورد تحقیر و تضعیف قرار گیرد و به جاى «عبادت سرا»، «فرهنگ‌سرا» درست كنند و مردم را به اسم هنر و موسیقى و حركات موزون و سرگرمى، از پرستش خدا باز دارند! و در وقت نماز و عبادت خدا در فرهنگ‌سراها به تماشاى فیلم مشغول كنند و یا در مراكز دیگر به سرگرمى بپردازند! این بدترین خطرى است كه یك جامعه اسلامى را تهدید مى‌كند. باید جامعه اسلامى به گونه‌اى باشد كه انسان از دیدن در و دیوار آن به یاد خدا بیفتد: رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِیتاءِ الزَّكاةِ یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصار(181)= مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى، آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و دادن زكات، به خود مشغول نمى‌دارد، و نگران روزى هستند كه دل‌ها و دیده‌ها در آن زیر و رو مى‌شود.
یكى از اسرارِ سفارش به بلند ساختن معابد، گنبدها و گلدسته‌ها آن است كه این مراكز در دید مردم باشد و هرگاه گناهى از آنان سر مى‌زند، به وسیله این پرستش‌گاه‌ها به یاد خدا بیفتند. حتى در كشورهاى اروپایى كه ساختمان‌هاى بلندى مى‌سازند، اجازه داده نمى‌شود كه در كنار یا نزدیك كلیسا ساختمانى بلندتر از كلیسا ساخته شود. از نظر آنان، این عمل نماد خداپرستى در جامعه است و باید مردم دائماً از طریق این مراكز عبادى به یاد خدا باشند. بدترین خطر براى جامعه آن است كه به تدریج مساجد و معابد ویران شود و به جاى آن، ساختمان‌هاى
﴿ صفحه 274 ﴾
مرتفع و بزرگ ساخته شود و حداكثر محلى كوچك به مسجد اختصاص داده شود به گونه‌اى كه كسى بدان رغبت نشان ندهد. این عمل به تدریج یاد خدا را به فراموشى مى‌كشاند.
پس بر اساس آیه شریفه (22 حج) مهم‌ترین هدف از تشریع دفاع و جهاد، باقى ماندن یاد خدا و رواج خداپرستى در جامعه است. باید با كسانى كه بیشترین دشمنى را با دین دارند، بیشترین مبارزه را كرد. آنان نه تنها با منافع اقتصادى ما دشمنى دارند، بلكه از اساس، با دین و مذهب ما مخالفند. دفاع از منافع مادى مانند جان، مال و آب و خاك، امرى غریزى است و در همه حیوانات وجود دارد. اگر ما از منافع مادى خویش دفاع نكنیم، از حیوانات فرومایه‌تر، تنبل‌تر و پست‌تریم. كلام اساسى آن است كه انسانیت انسان بیش از آن است كه انسان تنها به منافع مادى خویش بیندیشد. آنچه مسلمانان باید در درجه اول به فكر آن باشند، مسأله دین و خطراتى است كه دین را تهدید مى‌كند.