نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

6. اهمیت عامل فرهنگى در پیروزى‌هاى جبهه نظامى

بزرگ‌ترین عامل در پیروزى نظامى، «روحیه رزمندگان اسلام» است. این روحیه یك عامل روانى و فرهنگى است. اگر هزاران ابزار پیشرفته در اختیار افراد بى‌روحیه قرار داشته باشد، سرانجامِ آنان چیزى جز شكست و اضمحلال نخواهد بود. به عكس اگر كسانى روحیه بالا داشته باشند، با عدّه و عُدّه كم مى‌توانند بر لشكر كثیرى با تجهیزات فراوان غلبه كنند. این مطلب بارها در طول 8 سال دفاع مقدس ما به اثبات رسید.
از جمله مسایل بسیار مهم در بُعد فرهنگى، مسأله «ایمان به خدا» است. سزاوار است در این زمینه تحقیقات گسترده‌اى صورت پذیرد. مرورى بر وضع مسلمانان صدر اسلام و دولت نوپاى اسلامى در مقابل قدرت مشركان، مى‌تواند نمونه بسیار خوبى براى این مطالعه باشد. در این محاسبه، كافى است كه تنها به قدرت فراوان مشركان مكه (بدون ضمیمه به قدرت مشركان سایر نقاط) توجه كنیم.
اولین برخورد مسلمانان و مشركان مكه در «جنگ بدر» اتفاق افتاد. مسلمانان هیچ گونه
﴿ صفحه 262 ﴾
آمادگى جنگى نداشتند و تعداد نفرات آنان بسیار كم (313 نفر) و از نظر توان نظامى بسیار ضعیف بودند. شرایط جغرافیایى جبهه جنگ نیز به نفع دشمنان اسلام بود؛ چه این كه مشركان مكه در نقطه بالاترى قرار داشتند و با بارش باران، زمین نیز لغزنده گشت. به هر حال، شرایط آب و هوایى و موقعیت جغرافیایى منطقه، مسلمانان را در وضعیتى بسیار نامطلوب قرار داده بود. به طور طبیعى در این حالت روحیه افراد از بین مى‌رود؛ اما مسلمانان با برخوردارى از یك عامل مهم بر دشمنان پیروز شدند: إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّی مُمِدُّكُمْ بِأَلْف مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِینَ. وَ ما جَعَلَهُ اللّهُ إِلاّ بُشْرى وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاّ مِنْ عِنْدِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَكِیم(171)= به یاد آورید زمانى را كه پروردگار خود را به فریاد مى‌طلبیدید، پس دعاى شما را اجابت كرد كه: من شما را با هزار فرشته پیاپى یاورى خواهم كرد. و این وعده را خداوند جز نویدى براى شما قرار نداد، و تا آن كه دل‌هاى شما بدان اطمینان یابد؛ و پیروزى جز از نزد خدا نیست، كه خدا شكست‌ناپذیر و حكیم است.
مسلمانان دست به دعا برداشتند: خدایا ما مى‌خواهیم بر اساس دستور تو انجام وظیفه كنیم، سلاح و نفرات ما كم و توان ما ضعیف است، ولى توان تو فوق همه قدرت‌ها است. خدا دعاى آنان را اجابت كرد و هزار فرشته را به كمك آنان فرستاد. قرآن كریم با ذكر این قضیه، به دیگر مسلمانان نیز از همین راه روحیه مى‌دهد و تأكید مى‌كند كه توان شما تنها توان مادى نیست و پشتیبانان شما تنها نیروهاى انسانى نیستند، بلكه شما مى‌توانید از پشتیبانى فرشتگان بهره بگیرید. مى‌فرماید: ما فرشتگان را فرستادیم كه دلتان آرام گیرد (وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ)؛ اما پیروزى از خدا است (وَ مَا النَّصْرُ إِلاّ مِنْ عِنْدِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَكِیمٌ)؛ یعنى حتى آن گاه كه فرشتگان به كمك شما آمدند، شما به فرشتگان دل مبندید، بلكه اعتمادتان به خدا باشد. اگر این نیروى معنوى در مسلمانان تقویت شد، هیچ قدرتى بر آنان پیروز نخواهد شد. بنابراین باید از ابزارهاى فرهنگى و معنوى نهایت استفاده را كرد.
حال چنانچه عملكرد ما درست برعكس باشد و تبلیغات و سخنرانى‌هاى ما بر ابزارهاى مادى متمركز گردد، براى مردم چیزى جز یأس و ناامیدى به بار نخواهد آورد. اگر پاى «تعداد» در میان باشد، آنها ده‌ها برابر هستند، و اگر مسأله پیشرفت و تكنولوژى را در نظر بگیریم، ما در این زمینه هر چه داریم از آنان و امثال آنها دریافت كرده‌ایم. البته به بركت انقلاب اسلامى
﴿ صفحه 263 ﴾
پیشرفت‌هایى حاصل شده است و خودمان بعضى ابزارها را ساخته یا اختراع كرده‌ایم، ولى در مقابل سلاح‌هاى بسیار پیشرفته آنان قابل مقایسه نیست. تنها نقطه برترى ما ایمان ما به خدا و ارتباطمان با او است. اگر این عامل مهم تقویت گردد، همه ضعف‌هاى ما را پوشش مى‌دهد، و اگر از این عامل غفلت كنیم و تنها به اسباب مادى اعتماد كنیم، خداوند ما را به همین اسباب واگذار خواهد كرد. خداوند آن‌گاه به كمك مؤمنان خواهد آمد كه امید و توكل مؤمنان به خداوند باشد. در این حالت، نصرت الهى نازل شده و فرشتگان براى اطمینان قلوب مؤمنان فرود مى‌آیند:
الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِیل(172)= همان كسانى كه برخى از مردم به ایشان گفتند: مردمان براى جنگ با شما گرد آمده‌اند؛ پس، از آنان بترسید. ولى این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس است و نیكو حمایت‌گرى‌است.
در صدر اسلام، مشركان و دشمنان اسلام با یكدیگر متحد شده بر ضد اسلام توطئه كردند. هدف آنان نابود ساختن نظام اسلامى بود؛ اما چه نتیجه‌اى به بار آمد؟! وقتى به مسلمانان گفتند: چنین توطئه‌اى در كار است؛ آنان بر خدا اعتماد كردند و ایمان آنان راسخ‌تر گشت (قالُوا حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِیلُ).
آن گاه كه مسلمانان بر خدا اعتماد كردند هیچ آسیبى به آنها نرسید: فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَة مِنَ اللّهِ وَ فَضْل لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللّهِ وَ اللّهُ ذُو فَضْل عَظِیم. إِنَّما ذلِكُمُ الشَّیْطانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِین(173)= پس با نعمت و بخششى از جانب خدا، (از میدان نبرد) بازگشتند، در حالى كه هیچ آسیبى به آنان نرسیده بود، و هم‌چنان خشنودى خدا را پیروى كردند، و خداوند داراى بخششى عظیم است. در واقع، این شیطان است كه دوستانش را مى‌ترساند؛ پس اگر مؤمنید از آنان مترسید و از من بترسید.
امروزه عده‌اى دل ملت ما را خالى مى‌كنند و مى‌گویند: آمریكا چنین و چنان است، باید با او بسازیم! قرآن مى‌فرماید اینها شیاطین هستند كه شما را مى‌ترسانند (إِنَّما ذلِكُمُ الشَّیْطان). كدام قدرت در مقابل اراده الهى توان عرض اندام دارد؟! شما توكلتان بر خدا باشد و از آنان ترسى به
﴿ صفحه 264 ﴾
خود راه ندهید (فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِین). اگر ایمان دارید از من بترسید. این سخن خداوند كه مى‌فرماید: «از من بترسید»، به چه معنا است؟ بدین معنا است كه با احكام من مخالفت نكنید. از عصیان خدا و ترك امر به معروف و نهى از منكر ترسناك باشید. از دشمنان خدا نترسید، آنان در مقابل خدا چیزى نیستند، بلكه از آلوده شدن به گناهان بترسید.
بنابراین بزرگ‌ترین عامل در پیروزى ما بر دشمنان، تقویت ایمان و اعتماد و توكلمان بر خدا است و آنچه وظیفه دولت اسلامى است، فراهم ساختن این بستر است.
﴿ صفحه 265 ﴾

جلسه چهل و چهارم: مهم‌ترین وظیفه دفاعى حكومت

1. مرورى بر مباحث پیشین

موضوع سخن «حقوق از دیدگاه اسلام» بود. بخشى از آن تحت عنوان: «حقوق متقابل مردم و حكومت» مورد بحث قرار گرفت. هر گاه از «حقوق مردم» سخن مى‌گوییم، در واقع تكالیفى بر عهده حكومت و دولت اسلامى گذاشته مى‌شود. متصدى حكومت، این تكالیف را بر عهده داشته و نیازهاى جامعه را برطرف مى‌كند. یكى از نیازهاى اساسى جامعه، مسأله «دفاع» است كه به عنوان یكى از «حقوق مردم» براى دولت تكالیفى ایجاد مى‌كند. به این مناسبت در جلسه گذشته بحثى در باره اصل دفاع مطرح كردیم. «دفاع» یك اصل كلى در آفرینش و ناموس الهى مى‌باشد؛ چه این كه این عالَم، «عالَم تزاحم» است. موجودات گیتى از یكدیگر بهره و سود مى‌برند، در عین حال براى یكدیگر مزاحمت‌هایى را نیز ایجاد مى‌كنند. از این رو موجودات زنده براى حفظ حیات خویش نیازمند یك «سیستم دفاعى» هستند، تا بتوانند در مقابل موجودات دیگر كه در صدد ضرر زدن به آنها بر مى‌آیند از خود دفاع كنند. این سیستم دفاعى در شكل‌هاى ساده آن از موجودات گیاهى و نباتى شروع مى‌شود تا به اشكال پیچیده‌تر آن در انواع حیوانات، و در نهایت به انسان مى‌رسد. همه موجودات به نوعى از سیستم دفاعى بهره‌مند هستند. البته خداى متعال در هر كدام از انواع موجودات بر اساس شرایط و نیازهایى كه دارند، وسیله دفاعى خاصى را قرار داده است. در این میان، برخى حیوانات زندگى اجتماعى و پیشرفته داشته و دفاع آنان به صورت شخصى و فردى نیست، بلكه در مقابل دشمنان به طور دسته‌جمعى دفاع مى‌كنند حتى عده‌اى از حیوانات وحشى به صورت «گله» زندگى مى‌كنند و هنگام استراحت دایرهوار گرد هم مى‌خوابند و تعدادى از آنها كشیك مى‌دهند. آنها كه خوابیده‌اند نیز سرهایشان به طرف محیط دایره و دم‌هایشان به طرف مركز دایره است. این امر بدان منظور است تا آمادگى بیشترى براى دفاع داشته باشند. پرندگان براى
﴿ صفحه 266 ﴾
دفاع از خویش به منقار و چنگال مجهز هستند و حیوانات دیگر، هر یك به نوعى از خویش دفاع مى‌كنند. آنچه مهم است این است كه حیواناتى كه زندگى‌شان پیچیده‌تر بوده و از درك و هوش بیشترى برخوردار هستند، دفاع آنان با سایر حیوانات تفاوت دارد. دفاع آنان همیشه به یك صورت نیست، بلكه با استفاده از هوش خویش، در دفاعْ تنوع به وجود مى‌آورند. آنها در هر جا به شكل و شیوه خاصى به دفاع مى‌پردازند.