نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

4. وظیفه دفاع و حفظ امنیت اجتماعى

آنچه گذشت آفات و بیمارى‌هایى بود كه به سلامتى یك «فرد» آسیب مى‌رساند. شبیه همین مسأله در مورد «جامعه» قابل طرح است. جامعه نیز با یك سلسله بیمارى‌ها و ناهنجارى‌ها روبه‌رو است. برخى از این آفات در درون جامعه بوده و مشكلاتى را پدیدار ساخته و سلامتى جامعه را از درون تهدید مى‌كند. گاه نیز «عامل خارجى» سلامتى جامعه را با خطر مواجه مى‌سازد. از این رو، جامعه نیز نیازمند دو نوع دفاع است. به عبارت دیگر، حفظ امنیت یك جامعه به دو بخش تقسیم مى‌شود: امنیت داخلى، و امنیت خارجى. و معمولا در همه جوامع پیشرفته براى دولت دو نوع فعالیت دفاعى پیش‌بینى مى‌كنند كه یكى از آن دو را پلیس و نیروى انتظامى به عهده مى‌گیرد و دیگرى را به ارتش و نیروهاى مسلح واگذار مى‌كنند. وظیفه پلیس مقابله با عوامل داخلى مخلّ امنیت و نظم است و وظیفه ارتش مقابله با دشمنان خارجى است. نوع فعالیت‌ها، ابزارها و روش‌ها نیز در بسیارى از كشورها شبیه یكدیگر است.
در گذشته، جوامعْ ساده و زندگى انسان‌ها به صورت ابتدایى بود. از این رو مسایل امنیتى همانند مسایل دیگر به سادگى حل مى‌شد. اگر دشمنى به آنان حملهور مى‌شد راه‌هاى طبیعى و ابزارهاى ساده‌اى براى دفاع داشتند كه عمدتاً شمشیر و سپر و اسب بود و گاه، مثلا، در اطراف روستا یا شهر خود خندق حفر مى‌كردند.
با پیشرفت تمدّن و گسترش روابط اجتماعى، همه ابعاد زندگى انسان‌ها و از جمله مسایل دفاعى، پیچیده و گسترده شد و به تبع آن وظایف دفاعى دولت، متناسب با شرایط جدید تغییر یافت. امروزه دیگر نمى‌توان گفت، وظیفه دولت براى حفظ امنیت داخلى و خارجى، همانند گذشته تهیه تعدادى اسب، شمشیر و سپر است! علاوه بر ابزارها و وسایل نظامى جدید و پیشرفته، معمولا مسایل جانبى متعددى نیز وجود دارد كه جداى از مسایل دفاعى نیست و شناخت و مطالعه آنها نیز لازم است. در حمله به یك كشور انگیزه‌هاى مختلفى، مانند: مسایل اقتصادى، سیاسى و... مى‌تواند وجود داشته باشد. دشمنان براى پیروزى در كار خویش تنها به نیروى نظامى و تجهیزات پیشرفته‌اى كه در اختیار دارند بسنده نمى‌كنند، بلكه به انواع ترفندها و مسایل جنبى دیگر نیز متوسل مى‌شوند. امروزه حتى حمله نظامى به یك كشور ضعیف، به سادگى صورت نمى‌گیرد. افغانستان در حال حاضر از نظر قدرت نظامى بسیار ضعیف است و در بین كشورهاى بزرگ نیز هیچ كشورى مقتدرتر از آمریكا نداریم. این روزها
﴿ صفحه 259 ﴾
ما شاهد حمله آمریكا به افغانستان هستیم. آمریكا براى این كار از مدت‌ها پیش زمینه‌چینى كرده و مقدمات آن را فراهم ساخته است تا بتواند به موفقیت برسد. پس از مدت‌ها كه از این حمله نظامى مى‌گذرد، ما هنوز نتوانسته‌ایم به عمق این قضیه و زمینه‌سازى‌هایى كه براى آن انجام گرفت پى ببریم. این حمله از چه زمانى طراحى شد؟ آیا هدف آنان تنها حمله به افغانستان بود، یا این حمله نظامى مقدمه‌اى براى عملیات بعدى است؟ آیا واقعاً هدف این عملیات سركوب و نابودى نیروهاى طالبان بود یا مسایل دیگر در كار است؟ پاسخ به این پرسش‌ها، در حیطه كار من نیست و بنده هیچ تخصصى در این مسایل ندارم، ولى به هر حال روشن است كه آمریكا براى حمله به كشور افغانستان از زمینه‌هاى فرهنگى و تبلیغاتى فراوانى بهره برد. براى این كار هماهنگى‌هاى لازم را با كشورهاى دوست خویش به عمل آورد و نظر موافق آنان را جلب كرد و از این طریق توانست كمك‌هاى فراوانى به دست آورد. با این كه قدرت نظامى آمریكا ده‌ها و صدها برابر افغانستان است، آمریكا نمى‌توانست به تنهایى و بدون انجام این هماهنگى‌ها به افغانستان حمله كند. او مجبور بود منت انگلستان را بكشد و كشورهاى دیگر را با خود همراه سازد. اینها مربوط به پیچیدگى‌هاى امور و مسایل روزگار ما است كه حمله به یك كشور ضعیف از طرف یك كشور قوى به سادگى امكان‌پذیر نیست. در آخر نیز با وجود همه امكانات، نتوانستند به همه اهداف خود دست پیدا كنند و به ناكامى خویش اعتراف كردند.(169)
به هر حال، دولت اسلامى در مقابل دشمنانى قرار دارد كه داراى انواع نقشه‌ها و توطئه‌هاى شیطانى هستند. براى حفظ كیان، حیثیت و منافع كشور، تنها نمى‌توان به تعداد سربازها، افزایش مدت سربازى، تهیه اسلحه بیشتر و چیزهایى از این قبیل بسنده كرد. در مقایسه با سایر عوامل، اینها مسایلى ساده و ابتدایى به شمار مى‌روند. در این زمینه باید به مسایل مهم جنبى و حاشیه‌اى، مانند: مسایل سیاسى، فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى نیز توجه كرد. دولت اسلامى باید به روابط خویش با دیگر كشورها، و نیز به رویدادهایى كه در داخل جامعه مى‌گذرد توجه نشان دهد. دولت اسلامى در مقابله با دشمنان، تنها به ارتش و سلاح نیاز ندارد،
﴿ صفحه 260 ﴾
بلكه مسأله دفاع با مباحث فراوان دیگرى مانند: مسایل اقتصادى، فرهنگى، سیاسى و بین المللى گره خورده است. البته این امور، چیزى نیست كه تنها در زمان ما ایجاد شده باشد، بلكه در صدر اسلام نیز وجود داشته، با این تفاوت كه امروزه بسیار پیچیده‌تر و متنوع‌تر گشته است.

5. دفاع و امنیت در جوامع ساده

دولت اسلامى در مدینه با تشكیلات ساده و با نفرات و ساز و برگ كم تشكیل شد. مسلمانان عمدتاً به دام‌دارى و كشاورزى مشغول بودند. البته تمام شهر مدینه در اختیار مسلمانان نبود، بلكه اقلیت‌هاى غیرمسلمان مانند یهودى‌ها و كسانى كه هنوز به اسلام گرایش پیدا نكرده بودند نیز در مدینه زندگى مى‌كردند كه در مجموع جمعیت قابل توجهى بودند. پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله)براى حفظ كیان اسلام و دفاع در مقابل دشمنانى كه جامعه نوپاى الهى را تهدید مى‌كردند، سیاست‌هاى الهى بسیارى را به كار برد و از طرف خداى متعال دستورات متعددى صادر شد. برخى روش‌ها و سیاست‌هاى آن حضرت در آیات قرآن كریم منعكس است. قبایلى كه در شهرهاى حجاز زندگى مى‌كردند عمدتاً مشرك بودند. عده‌اى از یهودیان نیز در مدینه و اطراف آن مى‌زیستند. این عده در برخى نقاط براى خود قلعه‌هایى محكم ایجاد كرده بودند. پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) با دشمنان دوردست كه بعضى از آنها بسیار قوى هم بودند «پیمان عدم تعرض» و حتى «پیمان دوستى» منعقد كرد. هدف از این پیمان‌ها، عدم تجاوز و جنگ با یكدیگر بود. با این سیاستِ پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله)مسلمانان مجبور نبودند كه در دو جبهه داخلى و خارجى بجنگند. به دلیل نوپا بودن حكومت اسلامى، مسلمانان نمى‌توانستند به یك باره با همه دشمنان و همه قبایل جنگ كنند. اگر پیغمبر(صلى الله علیه وآله)امنیت داخلى را تأمین نمى‌كرد و شرّ دشمنان داخلى را دفع نمى‌نمود، نمى‌توانست با دشمنان دوردست مبارزه نماید. قرآن در این باره مى‌فرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذِینَ یَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفّار(170)= اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، با كافرانى كه مجاور شما هستند كارزار كنید.
كسانى كه بخواهند در باره «سیاست‌هاى دفاعى اسلام» تحقیق كنند، زمینه‌هاى متعددى براى این موضوع وجود دارد. براى این منظور باید جنگ‌هاى پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) را مورد بررسى و ارزیابى دقیق قرار دهند.
﴿ صفحه 261 ﴾
منظور از بیان این مطالب آن است كه اگر دفاع از كیان اسلام یكى از وظایف دولت اسلامى است، این امر تنها یك مسأله نظامى نیست. دفاع ابعاد و لوازم دیگرى هم دارد و با امور اقتصادى، سیاسى و فرهنگى ارتباط دارد. اولین كار براى تقویت بنیه دفاعى، تقویت بنیه داخلى جامعه است. انسان براى مقابله با امراض، لازم است ابتدا سیستم دفاعى بدن را تقویت كند. اگر سیستم دفاعى بدن ضعیف باشد، با كوچك‌ترین آسیب از پاى درمى‌آید. بیمارى‌هاى خطرناكى هم‌چون ایدز، سرطان و غیره به سیستم دفاعى بدن آسیب رسانده و آن را از پاى در مى‌آورند. در این حالت، بدن نمى‌تواند در مقابل امراض مقاومت كند.
لذا بهترین راه براى دفاع در مقابل دشمنان، تقویت بنیه فرد و جامعه است. از بزرگ‌ترین نعمت‌هاى خداوند در عصر حاضر، وجود «حكومت اسلامى» است؛ و اولین شرط موفقیت در حراست از آن، تقویت بنیه داخلى است. البته توان یا بنیه داخلى داراى ابعاد گوناگونى است كه كم و بیش همه مردم آن را مى‌دانند و دولت‌مردان روى آن تأكید دارند. در این میان یكى از بنیه‌هاى مهم، بنیه فرهنگى جامعه است كه با وجود اهمیت فوق العاده آن، متأسفانه برخى به اشتباه، چندان توجهى به آن ندارند.

6. اهمیت عامل فرهنگى در پیروزى‌هاى جبهه نظامى

بزرگ‌ترین عامل در پیروزى نظامى، «روحیه رزمندگان اسلام» است. این روحیه یك عامل روانى و فرهنگى است. اگر هزاران ابزار پیشرفته در اختیار افراد بى‌روحیه قرار داشته باشد، سرانجامِ آنان چیزى جز شكست و اضمحلال نخواهد بود. به عكس اگر كسانى روحیه بالا داشته باشند، با عدّه و عُدّه كم مى‌توانند بر لشكر كثیرى با تجهیزات فراوان غلبه كنند. این مطلب بارها در طول 8 سال دفاع مقدس ما به اثبات رسید.
از جمله مسایل بسیار مهم در بُعد فرهنگى، مسأله «ایمان به خدا» است. سزاوار است در این زمینه تحقیقات گسترده‌اى صورت پذیرد. مرورى بر وضع مسلمانان صدر اسلام و دولت نوپاى اسلامى در مقابل قدرت مشركان، مى‌تواند نمونه بسیار خوبى براى این مطالعه باشد. در این محاسبه، كافى است كه تنها به قدرت فراوان مشركان مكه (بدون ضمیمه به قدرت مشركان سایر نقاط) توجه كنیم.
اولین برخورد مسلمانان و مشركان مكه در «جنگ بدر» اتفاق افتاد. مسلمانان هیچ گونه
﴿ صفحه 262 ﴾
آمادگى جنگى نداشتند و تعداد نفرات آنان بسیار كم (313 نفر) و از نظر توان نظامى بسیار ضعیف بودند. شرایط جغرافیایى جبهه جنگ نیز به نفع دشمنان اسلام بود؛ چه این كه مشركان مكه در نقطه بالاترى قرار داشتند و با بارش باران، زمین نیز لغزنده گشت. به هر حال، شرایط آب و هوایى و موقعیت جغرافیایى منطقه، مسلمانان را در وضعیتى بسیار نامطلوب قرار داده بود. به طور طبیعى در این حالت روحیه افراد از بین مى‌رود؛ اما مسلمانان با برخوردارى از یك عامل مهم بر دشمنان پیروز شدند: إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّی مُمِدُّكُمْ بِأَلْف مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِینَ. وَ ما جَعَلَهُ اللّهُ إِلاّ بُشْرى وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاّ مِنْ عِنْدِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَكِیم(171)= به یاد آورید زمانى را كه پروردگار خود را به فریاد مى‌طلبیدید، پس دعاى شما را اجابت كرد كه: من شما را با هزار فرشته پیاپى یاورى خواهم كرد. و این وعده را خداوند جز نویدى براى شما قرار نداد، و تا آن كه دل‌هاى شما بدان اطمینان یابد؛ و پیروزى جز از نزد خدا نیست، كه خدا شكست‌ناپذیر و حكیم است.
مسلمانان دست به دعا برداشتند: خدایا ما مى‌خواهیم بر اساس دستور تو انجام وظیفه كنیم، سلاح و نفرات ما كم و توان ما ضعیف است، ولى توان تو فوق همه قدرت‌ها است. خدا دعاى آنان را اجابت كرد و هزار فرشته را به كمك آنان فرستاد. قرآن كریم با ذكر این قضیه، به دیگر مسلمانان نیز از همین راه روحیه مى‌دهد و تأكید مى‌كند كه توان شما تنها توان مادى نیست و پشتیبانان شما تنها نیروهاى انسانى نیستند، بلكه شما مى‌توانید از پشتیبانى فرشتگان بهره بگیرید. مى‌فرماید: ما فرشتگان را فرستادیم كه دلتان آرام گیرد (وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ)؛ اما پیروزى از خدا است (وَ مَا النَّصْرُ إِلاّ مِنْ عِنْدِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَكِیمٌ)؛ یعنى حتى آن گاه كه فرشتگان به كمك شما آمدند، شما به فرشتگان دل مبندید، بلكه اعتمادتان به خدا باشد. اگر این نیروى معنوى در مسلمانان تقویت شد، هیچ قدرتى بر آنان پیروز نخواهد شد. بنابراین باید از ابزارهاى فرهنگى و معنوى نهایت استفاده را كرد.
حال چنانچه عملكرد ما درست برعكس باشد و تبلیغات و سخنرانى‌هاى ما بر ابزارهاى مادى متمركز گردد، براى مردم چیزى جز یأس و ناامیدى به بار نخواهد آورد. اگر پاى «تعداد» در میان باشد، آنها ده‌ها برابر هستند، و اگر مسأله پیشرفت و تكنولوژى را در نظر بگیریم، ما در این زمینه هر چه داریم از آنان و امثال آنها دریافت كرده‌ایم. البته به بركت انقلاب اسلامى
﴿ صفحه 263 ﴾
پیشرفت‌هایى حاصل شده است و خودمان بعضى ابزارها را ساخته یا اختراع كرده‌ایم، ولى در مقابل سلاح‌هاى بسیار پیشرفته آنان قابل مقایسه نیست. تنها نقطه برترى ما ایمان ما به خدا و ارتباطمان با او است. اگر این عامل مهم تقویت گردد، همه ضعف‌هاى ما را پوشش مى‌دهد، و اگر از این عامل غفلت كنیم و تنها به اسباب مادى اعتماد كنیم، خداوند ما را به همین اسباب واگذار خواهد كرد. خداوند آن‌گاه به كمك مؤمنان خواهد آمد كه امید و توكل مؤمنان به خداوند باشد. در این حالت، نصرت الهى نازل شده و فرشتگان براى اطمینان قلوب مؤمنان فرود مى‌آیند:
الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِیل(172)= همان كسانى كه برخى از مردم به ایشان گفتند: مردمان براى جنگ با شما گرد آمده‌اند؛ پس، از آنان بترسید. ولى این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس است و نیكو حمایت‌گرى‌است.
در صدر اسلام، مشركان و دشمنان اسلام با یكدیگر متحد شده بر ضد اسلام توطئه كردند. هدف آنان نابود ساختن نظام اسلامى بود؛ اما چه نتیجه‌اى به بار آمد؟! وقتى به مسلمانان گفتند: چنین توطئه‌اى در كار است؛ آنان بر خدا اعتماد كردند و ایمان آنان راسخ‌تر گشت (قالُوا حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِیلُ).
آن گاه كه مسلمانان بر خدا اعتماد كردند هیچ آسیبى به آنها نرسید: فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَة مِنَ اللّهِ وَ فَضْل لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللّهِ وَ اللّهُ ذُو فَضْل عَظِیم. إِنَّما ذلِكُمُ الشَّیْطانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِین(173)= پس با نعمت و بخششى از جانب خدا، (از میدان نبرد) بازگشتند، در حالى كه هیچ آسیبى به آنان نرسیده بود، و هم‌چنان خشنودى خدا را پیروى كردند، و خداوند داراى بخششى عظیم است. در واقع، این شیطان است كه دوستانش را مى‌ترساند؛ پس اگر مؤمنید از آنان مترسید و از من بترسید.
امروزه عده‌اى دل ملت ما را خالى مى‌كنند و مى‌گویند: آمریكا چنین و چنان است، باید با او بسازیم! قرآن مى‌فرماید اینها شیاطین هستند كه شما را مى‌ترسانند (إِنَّما ذلِكُمُ الشَّیْطان). كدام قدرت در مقابل اراده الهى توان عرض اندام دارد؟! شما توكلتان بر خدا باشد و از آنان ترسى به
﴿ صفحه 264 ﴾
خود راه ندهید (فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِین). اگر ایمان دارید از من بترسید. این سخن خداوند كه مى‌فرماید: «از من بترسید»، به چه معنا است؟ بدین معنا است كه با احكام من مخالفت نكنید. از عصیان خدا و ترك امر به معروف و نهى از منكر ترسناك باشید. از دشمنان خدا نترسید، آنان در مقابل خدا چیزى نیستند، بلكه از آلوده شدن به گناهان بترسید.
بنابراین بزرگ‌ترین عامل در پیروزى ما بر دشمنان، تقویت ایمان و اعتماد و توكلمان بر خدا است و آنچه وظیفه دولت اسلامى است، فراهم ساختن این بستر است.
﴿ صفحه 265 ﴾