نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

3. سلامت و امنیت فردى

پرداختن به مسایل بهداشت و درمان در واقع از «وظایف دفاعى» دولت و حكومت است. خداوند در بدن انسان سالم اندام‌هایى را با استعدادها و ساز و كارهاى خاصّى قرار داده است
﴿ صفحه 256 ﴾
و هر گاه آفات و میكروب‌ها به بدن حمله كنند، بدن به طور طبیعى توان مقابله و دفع بسیارى از آنها را دارد. گاهى انسان مبتلا به تب یا سرماخوردگى ساده مى‌شود و پزشك متخصص مى‌گوید: نیازى به دارو نیست، بعد از دو سه روز استراحتْ بهبودى حاصل مى‌شود. دلیل این امر آن است كه خود بدن متكفل مبارزه با میكروب‌ها و علاج خویش مى‌شود. بدن انسان قدرت مقاومت و دفاع در مقابل بسیارى از بیمارى‌ها را دارا است. یكى از حكمت‌هاى الهى در آفرینش انسان، وجود «پادزهر» در بدن است. هرگاه مواد سمّى یا میكروب وارد بدن گردد، بدن خود به خود از طریق غدد درونى و سایر اندام‌ها، پادزهر آن را تولید و میكروب‌ها را از بین مى‌برد. این «سیستم دفاعى» به طور طبیعى در موجودات زنده، حتى گیاهان نهفته است. اما هر گاه میكروب‌ها قوى، و سیستم دفاعى بدن ضعیف باشد، بدن نیازمند درمان خارجى است. یك نكته اساسى در این باره آن است كه سیستم دفاعى موجود در حیوانات بسیار قوى‌تر از انسان است. به عبارت دیگر، انسان به درمان‌هاى خارجى بیشتر احتیاج پیدا مى‌كند. دلیل یا سرّ آن مطلبى است كه هم به فلسفه و هم علوم انسانى دیگر و هم به علوم تجربى باز مى‌گردد. حیوانات نیز مبتلا به بیمارى مى‌شوند، ولى بدون این كه به پزشك یا درمان خارجى احتیاج داشته باشند خود را معالجه مى‌كنند. آنها هنگام بیمارى به طور غریزى نوع تعذیه خویش را عوض مى‌كنند تا بهبودى پیدا كنند. در این‌جا داستانى از یكى از بزرگان كه من به ایشان ارادت دارم نقل مى‌كنم. ایشان امام جمعه یكى از شهرهاى استان مركزى است. توجه به این داستان در بحث «خداشناسى» و در ارتباط با «حكمت الهى» جالب توجه است. ایشان مى‌گفتند: روزى براى تفریح و ورزش به یكى از كوهستان‌هاى اراك رفته بودم. ناگهان سوسمار بزرگى را مشاهده كردم كه لا به لاى سنگ‌ها حركت مى‌كرد. در این هنگام ناگهان مارى از راه رسیده و روى سوسمار حلقه زد و نیش خود را در بدن آن فرو كرد. تا به حال چنین چیزى را ندیده بودم كه یك مار، سوسمار را نیش بزند. به هر حال، در نتیجه نیش مار سوسمار دچار آسیب جدّى شد و از حركت بازماند. من همین طور وضعیت به وجود آمده را مشاهده مى‌كردم تا ببینم چه اتفاقى مى‌افتد. بعد از لحظاتى، جفت سوسمار به دنبالش آمد و متوجه مسمومیت آن شد. بلافاصله برگشت، طولى نكشید كه دیدم علفى را كنده و آورد و آن را به جفتش خورانید. بعد از مدتى مسمومیت از سوسمار بیمار برطرف شد و به راه خود ادامه داد.
﴿ صفحه 257 ﴾
انسان در درمان بیمارى‌ها از این شناخت غریزى كه حیوانات از آن بهره مى‌گیرند محروم است. این نادانى یا ناتوانى انسان داراى حكمت است. خداوند خواسته است حداكثر فعالیت آدمى، آگاهانه و با انتخاب و اختیار باشد. انسان خلیفه خدا و مظهر صفات الهى است. بنابراین باید مظهر اتمّ صفات خداوند باشد. امتیاز و ویژگى خاص انسان نسبت به سایر موجودات «قدرت انتخاب و گزینش» است و طبیعتاً باید زمینه آن در انسان بیشتر باشد. از این رو، هم نیازش به علوم و معارف بیشتر است، هم راه‌هاى استفاده او از طبیعت بیش از همه حیوانات است و هم آفات و امراضى كه سلامتى انسان را تهدید مى‌كند بسیار متنوع‌تر است. احتیاج انسان، بیشتر به «علوم آگاهانه» و نه «علوم غریزى» است. انسان نمى‌تواند خود به خود مسایل را بفهمد، بلكه باید در پى شناخت بیمارى‌ها، داروها و در یك كلام «علم پزشكى» باشد. انسان مجبور به زحمت، تلاش و تجربه است تا بتواند نسبت به جهان اطراف خویش شناخت پیدا كند. بعد از «شناخت» نوبت به «عمل» مى‌رسد. انسان در «عمل» نیز آزاد است. یكى از عوامل مهم در عملكرد صحیح، داشتن تعهد و مبارزه با هوس‌ها و میل‌هاى درونى است. انسان باید براى حفظ سلامتى خویش متعهد و بر خویشتن مسلط باشد. هر گاه فهمید مواد مخدر و مسكرات برایش ضرر دارد، باید لذت‌هاى زودگذر را زیر پا بگذارد تا بتواند سلامتى بدن، عقل و روان خود را حفظ كند.
به هر حال، انسان از همه موجودات روى زمین آسیب‌پذیرتر است. انواع آفات جسمانى متوجه انسان است. اكنون سخن ما در باره «آفات جسمانى» است. آفات جسمانى مربوط به انسان‌ها بسیار بیشتر از آفات جسمانى مربوط به حیوانات است. برخى از این آفات و امراض جسمانى، «آفات درونى» هستند؛ بدین معنا كه یا اساساً این بیمارى در درون بدن انسان تولید مى‌شود، و یا اگر از خارج آمده است، بعداً در بدن ثابت مى‌ماند. در این میان، برخى آفات و امراض جسمانى، «آفات خارجى» است كه از خارجْ بدن انسان را مورد حمله قرار مى‌دهد. البته این گونه آسیب‌ها اختصاص به انسان ندارد، بلكه در مورد حیوانات هم وجود دارد. براى مثال، یك فرد از غذاى نامناسب یا مسموم استفاده مى‌كند. در نتیجه، در داخل بدن او فعل و انفعالاتى صورت مى‌پذیرد و او را مریض مى‌كند و به او آسیب مى‌رساند. گاه نیز یك موجود بیرونى مانند گرگ به انسان حملهور مى‌شود و به او آسیب مى‌رساند. پس ما به دو نوع دفاع نیازمندیم: یك نوع دفاع با آفات درونى كه سلامتى درونى ما را تأمین مى‌كند و یك نوع دفاع بیرونى در مقابل خطرهایى كه از بیرون متوجه ما مى‌شود.
﴿ صفحه 258 ﴾

4. وظیفه دفاع و حفظ امنیت اجتماعى

آنچه گذشت آفات و بیمارى‌هایى بود كه به سلامتى یك «فرد» آسیب مى‌رساند. شبیه همین مسأله در مورد «جامعه» قابل طرح است. جامعه نیز با یك سلسله بیمارى‌ها و ناهنجارى‌ها روبه‌رو است. برخى از این آفات در درون جامعه بوده و مشكلاتى را پدیدار ساخته و سلامتى جامعه را از درون تهدید مى‌كند. گاه نیز «عامل خارجى» سلامتى جامعه را با خطر مواجه مى‌سازد. از این رو، جامعه نیز نیازمند دو نوع دفاع است. به عبارت دیگر، حفظ امنیت یك جامعه به دو بخش تقسیم مى‌شود: امنیت داخلى، و امنیت خارجى. و معمولا در همه جوامع پیشرفته براى دولت دو نوع فعالیت دفاعى پیش‌بینى مى‌كنند كه یكى از آن دو را پلیس و نیروى انتظامى به عهده مى‌گیرد و دیگرى را به ارتش و نیروهاى مسلح واگذار مى‌كنند. وظیفه پلیس مقابله با عوامل داخلى مخلّ امنیت و نظم است و وظیفه ارتش مقابله با دشمنان خارجى است. نوع فعالیت‌ها، ابزارها و روش‌ها نیز در بسیارى از كشورها شبیه یكدیگر است.
در گذشته، جوامعْ ساده و زندگى انسان‌ها به صورت ابتدایى بود. از این رو مسایل امنیتى همانند مسایل دیگر به سادگى حل مى‌شد. اگر دشمنى به آنان حملهور مى‌شد راه‌هاى طبیعى و ابزارهاى ساده‌اى براى دفاع داشتند كه عمدتاً شمشیر و سپر و اسب بود و گاه، مثلا، در اطراف روستا یا شهر خود خندق حفر مى‌كردند.
با پیشرفت تمدّن و گسترش روابط اجتماعى، همه ابعاد زندگى انسان‌ها و از جمله مسایل دفاعى، پیچیده و گسترده شد و به تبع آن وظایف دفاعى دولت، متناسب با شرایط جدید تغییر یافت. امروزه دیگر نمى‌توان گفت، وظیفه دولت براى حفظ امنیت داخلى و خارجى، همانند گذشته تهیه تعدادى اسب، شمشیر و سپر است! علاوه بر ابزارها و وسایل نظامى جدید و پیشرفته، معمولا مسایل جانبى متعددى نیز وجود دارد كه جداى از مسایل دفاعى نیست و شناخت و مطالعه آنها نیز لازم است. در حمله به یك كشور انگیزه‌هاى مختلفى، مانند: مسایل اقتصادى، سیاسى و... مى‌تواند وجود داشته باشد. دشمنان براى پیروزى در كار خویش تنها به نیروى نظامى و تجهیزات پیشرفته‌اى كه در اختیار دارند بسنده نمى‌كنند، بلكه به انواع ترفندها و مسایل جنبى دیگر نیز متوسل مى‌شوند. امروزه حتى حمله نظامى به یك كشور ضعیف، به سادگى صورت نمى‌گیرد. افغانستان در حال حاضر از نظر قدرت نظامى بسیار ضعیف است و در بین كشورهاى بزرگ نیز هیچ كشورى مقتدرتر از آمریكا نداریم. این روزها
﴿ صفحه 259 ﴾
ما شاهد حمله آمریكا به افغانستان هستیم. آمریكا براى این كار از مدت‌ها پیش زمینه‌چینى كرده و مقدمات آن را فراهم ساخته است تا بتواند به موفقیت برسد. پس از مدت‌ها كه از این حمله نظامى مى‌گذرد، ما هنوز نتوانسته‌ایم به عمق این قضیه و زمینه‌سازى‌هایى كه براى آن انجام گرفت پى ببریم. این حمله از چه زمانى طراحى شد؟ آیا هدف آنان تنها حمله به افغانستان بود، یا این حمله نظامى مقدمه‌اى براى عملیات بعدى است؟ آیا واقعاً هدف این عملیات سركوب و نابودى نیروهاى طالبان بود یا مسایل دیگر در كار است؟ پاسخ به این پرسش‌ها، در حیطه كار من نیست و بنده هیچ تخصصى در این مسایل ندارم، ولى به هر حال روشن است كه آمریكا براى حمله به كشور افغانستان از زمینه‌هاى فرهنگى و تبلیغاتى فراوانى بهره برد. براى این كار هماهنگى‌هاى لازم را با كشورهاى دوست خویش به عمل آورد و نظر موافق آنان را جلب كرد و از این طریق توانست كمك‌هاى فراوانى به دست آورد. با این كه قدرت نظامى آمریكا ده‌ها و صدها برابر افغانستان است، آمریكا نمى‌توانست به تنهایى و بدون انجام این هماهنگى‌ها به افغانستان حمله كند. او مجبور بود منت انگلستان را بكشد و كشورهاى دیگر را با خود همراه سازد. اینها مربوط به پیچیدگى‌هاى امور و مسایل روزگار ما است كه حمله به یك كشور ضعیف از طرف یك كشور قوى به سادگى امكان‌پذیر نیست. در آخر نیز با وجود همه امكانات، نتوانستند به همه اهداف خود دست پیدا كنند و به ناكامى خویش اعتراف كردند.(169)
به هر حال، دولت اسلامى در مقابل دشمنانى قرار دارد كه داراى انواع نقشه‌ها و توطئه‌هاى شیطانى هستند. براى حفظ كیان، حیثیت و منافع كشور، تنها نمى‌توان به تعداد سربازها، افزایش مدت سربازى، تهیه اسلحه بیشتر و چیزهایى از این قبیل بسنده كرد. در مقایسه با سایر عوامل، اینها مسایلى ساده و ابتدایى به شمار مى‌روند. در این زمینه باید به مسایل مهم جنبى و حاشیه‌اى، مانند: مسایل سیاسى، فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى نیز توجه كرد. دولت اسلامى باید به روابط خویش با دیگر كشورها، و نیز به رویدادهایى كه در داخل جامعه مى‌گذرد توجه نشان دهد. دولت اسلامى در مقابله با دشمنان، تنها به ارتش و سلاح نیاز ندارد،
﴿ صفحه 260 ﴾
بلكه مسأله دفاع با مباحث فراوان دیگرى مانند: مسایل اقتصادى، فرهنگى، سیاسى و بین المللى گره خورده است. البته این امور، چیزى نیست كه تنها در زمان ما ایجاد شده باشد، بلكه در صدر اسلام نیز وجود داشته، با این تفاوت كه امروزه بسیار پیچیده‌تر و متنوع‌تر گشته است.

5. دفاع و امنیت در جوامع ساده

دولت اسلامى در مدینه با تشكیلات ساده و با نفرات و ساز و برگ كم تشكیل شد. مسلمانان عمدتاً به دام‌دارى و كشاورزى مشغول بودند. البته تمام شهر مدینه در اختیار مسلمانان نبود، بلكه اقلیت‌هاى غیرمسلمان مانند یهودى‌ها و كسانى كه هنوز به اسلام گرایش پیدا نكرده بودند نیز در مدینه زندگى مى‌كردند كه در مجموع جمعیت قابل توجهى بودند. پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله)براى حفظ كیان اسلام و دفاع در مقابل دشمنانى كه جامعه نوپاى الهى را تهدید مى‌كردند، سیاست‌هاى الهى بسیارى را به كار برد و از طرف خداى متعال دستورات متعددى صادر شد. برخى روش‌ها و سیاست‌هاى آن حضرت در آیات قرآن كریم منعكس است. قبایلى كه در شهرهاى حجاز زندگى مى‌كردند عمدتاً مشرك بودند. عده‌اى از یهودیان نیز در مدینه و اطراف آن مى‌زیستند. این عده در برخى نقاط براى خود قلعه‌هایى محكم ایجاد كرده بودند. پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) با دشمنان دوردست كه بعضى از آنها بسیار قوى هم بودند «پیمان عدم تعرض» و حتى «پیمان دوستى» منعقد كرد. هدف از این پیمان‌ها، عدم تجاوز و جنگ با یكدیگر بود. با این سیاستِ پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله)مسلمانان مجبور نبودند كه در دو جبهه داخلى و خارجى بجنگند. به دلیل نوپا بودن حكومت اسلامى، مسلمانان نمى‌توانستند به یك باره با همه دشمنان و همه قبایل جنگ كنند. اگر پیغمبر(صلى الله علیه وآله)امنیت داخلى را تأمین نمى‌كرد و شرّ دشمنان داخلى را دفع نمى‌نمود، نمى‌توانست با دشمنان دوردست مبارزه نماید. قرآن در این باره مى‌فرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذِینَ یَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفّار(170)= اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، با كافرانى كه مجاور شما هستند كارزار كنید.
كسانى كه بخواهند در باره «سیاست‌هاى دفاعى اسلام» تحقیق كنند، زمینه‌هاى متعددى براى این موضوع وجود دارد. براى این منظور باید جنگ‌هاى پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) را مورد بررسى و ارزیابى دقیق قرار دهند.
﴿ صفحه 261 ﴾
منظور از بیان این مطالب آن است كه اگر دفاع از كیان اسلام یكى از وظایف دولت اسلامى است، این امر تنها یك مسأله نظامى نیست. دفاع ابعاد و لوازم دیگرى هم دارد و با امور اقتصادى، سیاسى و فرهنگى ارتباط دارد. اولین كار براى تقویت بنیه دفاعى، تقویت بنیه داخلى جامعه است. انسان براى مقابله با امراض، لازم است ابتدا سیستم دفاعى بدن را تقویت كند. اگر سیستم دفاعى بدن ضعیف باشد، با كوچك‌ترین آسیب از پاى درمى‌آید. بیمارى‌هاى خطرناكى هم‌چون ایدز، سرطان و غیره به سیستم دفاعى بدن آسیب رسانده و آن را از پاى در مى‌آورند. در این حالت، بدن نمى‌تواند در مقابل امراض مقاومت كند.
لذا بهترین راه براى دفاع در مقابل دشمنان، تقویت بنیه فرد و جامعه است. از بزرگ‌ترین نعمت‌هاى خداوند در عصر حاضر، وجود «حكومت اسلامى» است؛ و اولین شرط موفقیت در حراست از آن، تقویت بنیه داخلى است. البته توان یا بنیه داخلى داراى ابعاد گوناگونى است كه كم و بیش همه مردم آن را مى‌دانند و دولت‌مردان روى آن تأكید دارند. در این میان یكى از بنیه‌هاى مهم، بنیه فرهنگى جامعه است كه با وجود اهمیت فوق العاده آن، متأسفانه برخى به اشتباه، چندان توجهى به آن ندارند.