نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

2. وظایف حكومت در تأمین نیازهاى مادى جامعه

وظایف دولت در كشورهاى اسلامى و كشورهاى غیر اسلامى در بخش تأمین نیازمندى‌هاى مادى شبیه یكدیگر است؛ مانند: حفظ و نگهدارى مراتع و منابع طبیعى، جنگل‌بانى و
﴿ صفحه 253 ﴾
كشاورزى، كه گاهى یك یا چند وزارت‌خانه بدان اختصاص داده مى‌شود. هم‌چنین بهره‌بردارى و حفظ منابع زیرزمینى و روزمینى نیازمند برنامه‌ریزى و نظارت است. بازرگانى و تجارت و صنایع سبك و سنگین نیز با نیازهاى مادى مردم جامعه در ارتباط است كه البته بر حسب شرایط و موقعیت جغرافیایى هر كشور ممكن است یك یا چند مورد از این موارد از اهمیت بیشترى برخوردار باشد. براى مثال، اگر بازرگانى و تجارت یك كشور بسیار توسعه یافته باشد، ممكن است دو یا چند وزارت‌خانه بدان اختصاص یابد و در برخى كشورها كه بازرگانى اهمیت كمترى دارد، ممكن است چند امر از امور فوق در یك وزارت‌خانه رسیدگى شود. به هر حال، همه اینها تحت عنوان تأمین نیازهاى مادى جامعه قرار دارد و همگى در این ویژگى شریك هستند كه انجام این امور از ناحیه افراد به تنهایى امكان‌پذیر نیست و یا داوطلب كافى براى آن وجود ندارد.
آنچه گذشت نقش دولت در تأمین نیازمندى‌هاى مادّى و تولید كالا و خدمات با استفاده از منابع طبیعى را نشان مى‌دهد، ولى نیازهاى مادى انسان تنها تولید و توزیع كالاها و خدمات نیست. در برخى موارد، جامعه نیازمند دفع ضررها، آسیب‌ها و آفاتى است كه زندگى افراد جامعه را مورد خطر قرار مى‌دهد. به عبارت دیگر، ما در راستاى نیازهاى مادى خویش، هم به «جذب» و هم به «دفع» احتیاج داریم. جوامع بشرى معمولا در معرض آفات و گرفتارى‌هایى هستند كه برخى از این آفات، آفات طبیعى و برخى دیگر آفاتى است كه به دست بشر تولید مى‌شود. اگر این آفات در جامعه بروز پیدا كند و یا شایع گردد، آسیب‌هاى جدّى به مردم وارد مى‌شود. بنابراین، ما نیازمند دستگاهى هستیم كه در پیش‌گیرى آفات یا برطرف ساختن آنها، نقش سازنده‌اى داشته باشد. البته ممكن است این آفات نسبت به منابع طبیعى و یا نسبت به خود انسان باشد. از این رو، «وزارت‌خانه بهداشت و درمان» ایجاد مى‌شود چون جوامع انسانى در معرض شیوع امراض گوناگون است. اگر افراد به تنهایى بخواهند با امراض مقابله كنند و بهداشت و درمان خویش را عهده‌دار گردند، از توان آنان خارج است؛ مخصوصاً در جوامع گسترده، كه معالجه و پیش‌گیرى از امراض و بیمارى‌ها، داراى پیچیدگى‌هاى خاصّى است. از این رو، تقریباً در تمام كشورهاى دنیا وزارت‌خانه‌اى به نام «وزارت بهداشت و درمان» یا مشابه آن وجود دارد. وظیفه این وزارت‌خانه جلوگیرى از شیوع بیمارى‌ها است، و چنانچه امراض شایع گشت وظیفه آنان معالجه و درمان است. هر گاه یك بیمارى شایع
﴿ صفحه 254 ﴾
مى‌گردد، مسؤولان بهداشت و درمان اقدام به واكسیناسیون كرده وسایل و ابزارهاى لازم را در اختیار مردم قرار مى‌دهند. فعالیت‌هاى بهداشت و درمان در جامعه از سوى آحاد مردم به تنهایى و بدون نظارت دولت امكان‌پذیر نیست. در گذشته بسیارى از جوامع با امراضى چون «وبا» و «طاعون» روبه‌رو بودند و از این طریق، تلفات سنگینى بر مردم وارد مى‌شد. این گونه امور در میان كشورهاى اسلامى و غیر اسلامى تفاوتى نمى‌كند. در این زمینه آنچه مى‌توان به عنوان فرق بین كشورهاى اسلامى و غیر اسلامى بیان داشت آن است كه احكام اسلامى، و رعایت مسایل شرعى خود به خود از بسیارى از امراض و آفات جلوگیرى مى‌كند. در دهه‌هاى اخیر پس از جنگ جهانى امراض مقاربتى زیادى در كشورهاى غربى شایع گشت. عده زیادى از مردم از این بیمارى‌ها رنج مى‌بردند و مسؤولین این كشورها سال‌ها درگیر مبارزه با این امراض مسرى بودند. كسانى كه جنگ جهانى دوم را به یاد مى‌آورند مى‌دانند كه عده‌اى از اسراى جنگى كه متعلق به بعضى از كشورهاى اروپایى بودند به ایران آورده شدند. این اسرا به امراض شدیدى مبتلا بودند كه متأسفانه كم و بیش به مردم ما نیز سرایت كرد و وقت و بودجه زیادى صرف معالجه و درمان آنها شد. امروزه شاهد بیمارى‌هاى صعب العلاج و مهلك در دنیا هستیم كه در اثر فساد اخلاقى و معاشرت‌هاى ناسالم به وجود آمده است و متأسفانه موج آن كشورهاى اسلامى را نیز تهدید مى‌كند. اگر احكام اسلامى در باره روابط مرد و زن و سایر مسایل جنسى رعایت گردد، این گونه امراض شیوع پیدا نمى‌كند و یا اساساً به وجود نمى‌آید. دولت اسلامى موظف به اجراى مقررات اسلامى مربوط به بهداشت جامعه است، تا این آفات دامن‌گیر جامعه اسلامى نگردد.
در مواردى متخصصان و اهل فن، مسایل كلى مربوط به بهداشت و درمان را سیاست‌گذارى كرده و یك سرى قوانین و مقررات را تدوین مى‌كنند. براى مثال، افراد پس از ورود به كشور قرنطینه مى‌شوند و یا محدودیت‌هایى در رفت و آمد آنان اِعمال مى‌گردد. چنین امرى در همه جاى دنیا مرسوم است و هیچ گاه انسان‌هاى عاقل این گونه عملكرد را خلاف آزادى جامعه تلقى نمى‌كنند. اگر براى مبارزه با سل یا ایدز مقرراتى وضع و اجرا گردد، عملكرد دولت تخطئه نمى‌شود و یا آن را خلاف حقوق بشر نمى‌دانند. دولت موظف به محدود ساختن بعضى از آزادى انسان‌ها است تا امراض شایع نگردد. با این حال، عده‌اى گرفتار هوس‌ها و امیال نفسانى شده‌اند، به گونه‌اى كه هر گاه مقررات مصلحت‌آمیز در جامعه اجرا
﴿ صفحه 255 ﴾
گردد، ماتم حقوق بشر مى‌گیرند! وقتى از ممنوعیت مواد مخدر و یا مسكرات سخن مى‌گوییم، از نظر آنان آزادى‌هاى انسان سلب شده است! همان طور كه مى‌دانید در برخى كشورها استعمال این چیزها ممنوع نیست. حتى در مجالس رسمى خویش از مسكرات استفاده مى‌كنند. همه عالم مى‌دانند كه مسكرات براى بدن مضرّ است. با وجود ضرر قطعى مسكرات، هر گاه از تولید، فروش و استفاده از شراب جلوگیرى شود، عده‌اى به آن اشكال گرفته، آن را ضد حقوق بشر دانسته و ایجاد محدودیت اقتصادى را دخالت در مسایل شخصى مردم معرفى مى‌كنند!
مطلب مهم‌تر این است كه آدمیزاد تنها از بدن تشكیل نشده است. «روح» نیز جزیى از انسان است و بلكه قوام و ارزش انسان به روح است. روح نیز داراى ابعاد مختلف است. بخشى از نیازمندى‌هاى روحى مربوط به «اعصاب و روان» است. برخى ناراحتى‌هاى روانى ناشى از ناهنجارى‌هاى اخلاقى و رفتار ضد اسلامى است. عده‌اى به مصالح خویش آگاه نیستند، یا اگر آگاه هستند تحت تأثیر هوس‌ها و امیال نفسانى قرار گرفته‌اند. از این رو، محدودیت‌هاى موجود را نمى‌پذیرند و مبارزه دولت با مظاهر فساد را نوعى دیكتاتورى، یا دخالت در حقوق افراد و یا منافى با حقوق بشر مى‌دانند! به این گونه افراد باید گفت همان اندازه كه «سلامت بدن» براى انسان اهمیت دارد، دست كم به همان اندازه «سلامت روح و روان» نیز داراى اهمیت است و بلكه سلامت روح و روان نسبت به سلامت جسم به مراتب اهمیت بیشترى دارد. بنابراین همان طور كه «روح» بیش از «بدن» ارزش دارد، «بهداشت روح و روان» نیز بیش از «بهداشت بدن» اهمیت دارد. از این رو در احكام و معارف اسلامى به این مسایل توجه بیشترى شده است. به همین دلیل است كه بین دولت اسلامى با دولت‌هاى لاییك در وظایف و نحوه اجراى مقررات، تفاوت‌هایى مشاهده مى‌شود. متقابلا در كمیّت و كیفیتِ «حقوق مردم بر دولت» نیز اختلافاتى وجود دارد. بخش مهمى از وظایف دولت اسلامى به سلامت، حیات، شرف و عزت یك جامعه مربوط مى‌شود.

3. سلامت و امنیت فردى

پرداختن به مسایل بهداشت و درمان در واقع از «وظایف دفاعى» دولت و حكومت است. خداوند در بدن انسان سالم اندام‌هایى را با استعدادها و ساز و كارهاى خاصّى قرار داده است
﴿ صفحه 256 ﴾
و هر گاه آفات و میكروب‌ها به بدن حمله كنند، بدن به طور طبیعى توان مقابله و دفع بسیارى از آنها را دارد. گاهى انسان مبتلا به تب یا سرماخوردگى ساده مى‌شود و پزشك متخصص مى‌گوید: نیازى به دارو نیست، بعد از دو سه روز استراحتْ بهبودى حاصل مى‌شود. دلیل این امر آن است كه خود بدن متكفل مبارزه با میكروب‌ها و علاج خویش مى‌شود. بدن انسان قدرت مقاومت و دفاع در مقابل بسیارى از بیمارى‌ها را دارا است. یكى از حكمت‌هاى الهى در آفرینش انسان، وجود «پادزهر» در بدن است. هرگاه مواد سمّى یا میكروب وارد بدن گردد، بدن خود به خود از طریق غدد درونى و سایر اندام‌ها، پادزهر آن را تولید و میكروب‌ها را از بین مى‌برد. این «سیستم دفاعى» به طور طبیعى در موجودات زنده، حتى گیاهان نهفته است. اما هر گاه میكروب‌ها قوى، و سیستم دفاعى بدن ضعیف باشد، بدن نیازمند درمان خارجى است. یك نكته اساسى در این باره آن است كه سیستم دفاعى موجود در حیوانات بسیار قوى‌تر از انسان است. به عبارت دیگر، انسان به درمان‌هاى خارجى بیشتر احتیاج پیدا مى‌كند. دلیل یا سرّ آن مطلبى است كه هم به فلسفه و هم علوم انسانى دیگر و هم به علوم تجربى باز مى‌گردد. حیوانات نیز مبتلا به بیمارى مى‌شوند، ولى بدون این كه به پزشك یا درمان خارجى احتیاج داشته باشند خود را معالجه مى‌كنند. آنها هنگام بیمارى به طور غریزى نوع تعذیه خویش را عوض مى‌كنند تا بهبودى پیدا كنند. در این‌جا داستانى از یكى از بزرگان كه من به ایشان ارادت دارم نقل مى‌كنم. ایشان امام جمعه یكى از شهرهاى استان مركزى است. توجه به این داستان در بحث «خداشناسى» و در ارتباط با «حكمت الهى» جالب توجه است. ایشان مى‌گفتند: روزى براى تفریح و ورزش به یكى از كوهستان‌هاى اراك رفته بودم. ناگهان سوسمار بزرگى را مشاهده كردم كه لا به لاى سنگ‌ها حركت مى‌كرد. در این هنگام ناگهان مارى از راه رسیده و روى سوسمار حلقه زد و نیش خود را در بدن آن فرو كرد. تا به حال چنین چیزى را ندیده بودم كه یك مار، سوسمار را نیش بزند. به هر حال، در نتیجه نیش مار سوسمار دچار آسیب جدّى شد و از حركت بازماند. من همین طور وضعیت به وجود آمده را مشاهده مى‌كردم تا ببینم چه اتفاقى مى‌افتد. بعد از لحظاتى، جفت سوسمار به دنبالش آمد و متوجه مسمومیت آن شد. بلافاصله برگشت، طولى نكشید كه دیدم علفى را كنده و آورد و آن را به جفتش خورانید. بعد از مدتى مسمومیت از سوسمار بیمار برطرف شد و به راه خود ادامه داد.
﴿ صفحه 257 ﴾
انسان در درمان بیمارى‌ها از این شناخت غریزى كه حیوانات از آن بهره مى‌گیرند محروم است. این نادانى یا ناتوانى انسان داراى حكمت است. خداوند خواسته است حداكثر فعالیت آدمى، آگاهانه و با انتخاب و اختیار باشد. انسان خلیفه خدا و مظهر صفات الهى است. بنابراین باید مظهر اتمّ صفات خداوند باشد. امتیاز و ویژگى خاص انسان نسبت به سایر موجودات «قدرت انتخاب و گزینش» است و طبیعتاً باید زمینه آن در انسان بیشتر باشد. از این رو، هم نیازش به علوم و معارف بیشتر است، هم راه‌هاى استفاده او از طبیعت بیش از همه حیوانات است و هم آفات و امراضى كه سلامتى انسان را تهدید مى‌كند بسیار متنوع‌تر است. احتیاج انسان، بیشتر به «علوم آگاهانه» و نه «علوم غریزى» است. انسان نمى‌تواند خود به خود مسایل را بفهمد، بلكه باید در پى شناخت بیمارى‌ها، داروها و در یك كلام «علم پزشكى» باشد. انسان مجبور به زحمت، تلاش و تجربه است تا بتواند نسبت به جهان اطراف خویش شناخت پیدا كند. بعد از «شناخت» نوبت به «عمل» مى‌رسد. انسان در «عمل» نیز آزاد است. یكى از عوامل مهم در عملكرد صحیح، داشتن تعهد و مبارزه با هوس‌ها و میل‌هاى درونى است. انسان باید براى حفظ سلامتى خویش متعهد و بر خویشتن مسلط باشد. هر گاه فهمید مواد مخدر و مسكرات برایش ضرر دارد، باید لذت‌هاى زودگذر را زیر پا بگذارد تا بتواند سلامتى بدن، عقل و روان خود را حفظ كند.
به هر حال، انسان از همه موجودات روى زمین آسیب‌پذیرتر است. انواع آفات جسمانى متوجه انسان است. اكنون سخن ما در باره «آفات جسمانى» است. آفات جسمانى مربوط به انسان‌ها بسیار بیشتر از آفات جسمانى مربوط به حیوانات است. برخى از این آفات و امراض جسمانى، «آفات درونى» هستند؛ بدین معنا كه یا اساساً این بیمارى در درون بدن انسان تولید مى‌شود، و یا اگر از خارج آمده است، بعداً در بدن ثابت مى‌ماند. در این میان، برخى آفات و امراض جسمانى، «آفات خارجى» است كه از خارجْ بدن انسان را مورد حمله قرار مى‌دهد. البته این گونه آسیب‌ها اختصاص به انسان ندارد، بلكه در مورد حیوانات هم وجود دارد. براى مثال، یك فرد از غذاى نامناسب یا مسموم استفاده مى‌كند. در نتیجه، در داخل بدن او فعل و انفعالاتى صورت مى‌پذیرد و او را مریض مى‌كند و به او آسیب مى‌رساند. گاه نیز یك موجود بیرونى مانند گرگ به انسان حملهور مى‌شود و به او آسیب مى‌رساند. پس ما به دو نوع دفاع نیازمندیم: یك نوع دفاع با آفات درونى كه سلامتى درونى ما را تأمین مى‌كند و یك نوع دفاع بیرونى در مقابل خطرهایى كه از بیرون متوجه ما مى‌شود.
﴿ صفحه 258 ﴾

4. وظیفه دفاع و حفظ امنیت اجتماعى

آنچه گذشت آفات و بیمارى‌هایى بود كه به سلامتى یك «فرد» آسیب مى‌رساند. شبیه همین مسأله در مورد «جامعه» قابل طرح است. جامعه نیز با یك سلسله بیمارى‌ها و ناهنجارى‌ها روبه‌رو است. برخى از این آفات در درون جامعه بوده و مشكلاتى را پدیدار ساخته و سلامتى جامعه را از درون تهدید مى‌كند. گاه نیز «عامل خارجى» سلامتى جامعه را با خطر مواجه مى‌سازد. از این رو، جامعه نیز نیازمند دو نوع دفاع است. به عبارت دیگر، حفظ امنیت یك جامعه به دو بخش تقسیم مى‌شود: امنیت داخلى، و امنیت خارجى. و معمولا در همه جوامع پیشرفته براى دولت دو نوع فعالیت دفاعى پیش‌بینى مى‌كنند كه یكى از آن دو را پلیس و نیروى انتظامى به عهده مى‌گیرد و دیگرى را به ارتش و نیروهاى مسلح واگذار مى‌كنند. وظیفه پلیس مقابله با عوامل داخلى مخلّ امنیت و نظم است و وظیفه ارتش مقابله با دشمنان خارجى است. نوع فعالیت‌ها، ابزارها و روش‌ها نیز در بسیارى از كشورها شبیه یكدیگر است.
در گذشته، جوامعْ ساده و زندگى انسان‌ها به صورت ابتدایى بود. از این رو مسایل امنیتى همانند مسایل دیگر به سادگى حل مى‌شد. اگر دشمنى به آنان حملهور مى‌شد راه‌هاى طبیعى و ابزارهاى ساده‌اى براى دفاع داشتند كه عمدتاً شمشیر و سپر و اسب بود و گاه، مثلا، در اطراف روستا یا شهر خود خندق حفر مى‌كردند.
با پیشرفت تمدّن و گسترش روابط اجتماعى، همه ابعاد زندگى انسان‌ها و از جمله مسایل دفاعى، پیچیده و گسترده شد و به تبع آن وظایف دفاعى دولت، متناسب با شرایط جدید تغییر یافت. امروزه دیگر نمى‌توان گفت، وظیفه دولت براى حفظ امنیت داخلى و خارجى، همانند گذشته تهیه تعدادى اسب، شمشیر و سپر است! علاوه بر ابزارها و وسایل نظامى جدید و پیشرفته، معمولا مسایل جانبى متعددى نیز وجود دارد كه جداى از مسایل دفاعى نیست و شناخت و مطالعه آنها نیز لازم است. در حمله به یك كشور انگیزه‌هاى مختلفى، مانند: مسایل اقتصادى، سیاسى و... مى‌تواند وجود داشته باشد. دشمنان براى پیروزى در كار خویش تنها به نیروى نظامى و تجهیزات پیشرفته‌اى كه در اختیار دارند بسنده نمى‌كنند، بلكه به انواع ترفندها و مسایل جنبى دیگر نیز متوسل مى‌شوند. امروزه حتى حمله نظامى به یك كشور ضعیف، به سادگى صورت نمى‌گیرد. افغانستان در حال حاضر از نظر قدرت نظامى بسیار ضعیف است و در بین كشورهاى بزرگ نیز هیچ كشورى مقتدرتر از آمریكا نداریم. این روزها
﴿ صفحه 259 ﴾
ما شاهد حمله آمریكا به افغانستان هستیم. آمریكا براى این كار از مدت‌ها پیش زمینه‌چینى كرده و مقدمات آن را فراهم ساخته است تا بتواند به موفقیت برسد. پس از مدت‌ها كه از این حمله نظامى مى‌گذرد، ما هنوز نتوانسته‌ایم به عمق این قضیه و زمینه‌سازى‌هایى كه براى آن انجام گرفت پى ببریم. این حمله از چه زمانى طراحى شد؟ آیا هدف آنان تنها حمله به افغانستان بود، یا این حمله نظامى مقدمه‌اى براى عملیات بعدى است؟ آیا واقعاً هدف این عملیات سركوب و نابودى نیروهاى طالبان بود یا مسایل دیگر در كار است؟ پاسخ به این پرسش‌ها، در حیطه كار من نیست و بنده هیچ تخصصى در این مسایل ندارم، ولى به هر حال روشن است كه آمریكا براى حمله به كشور افغانستان از زمینه‌هاى فرهنگى و تبلیغاتى فراوانى بهره برد. براى این كار هماهنگى‌هاى لازم را با كشورهاى دوست خویش به عمل آورد و نظر موافق آنان را جلب كرد و از این طریق توانست كمك‌هاى فراوانى به دست آورد. با این كه قدرت نظامى آمریكا ده‌ها و صدها برابر افغانستان است، آمریكا نمى‌توانست به تنهایى و بدون انجام این هماهنگى‌ها به افغانستان حمله كند. او مجبور بود منت انگلستان را بكشد و كشورهاى دیگر را با خود همراه سازد. اینها مربوط به پیچیدگى‌هاى امور و مسایل روزگار ما است كه حمله به یك كشور ضعیف از طرف یك كشور قوى به سادگى امكان‌پذیر نیست. در آخر نیز با وجود همه امكانات، نتوانستند به همه اهداف خود دست پیدا كنند و به ناكامى خویش اعتراف كردند.(169)
به هر حال، دولت اسلامى در مقابل دشمنانى قرار دارد كه داراى انواع نقشه‌ها و توطئه‌هاى شیطانى هستند. براى حفظ كیان، حیثیت و منافع كشور، تنها نمى‌توان به تعداد سربازها، افزایش مدت سربازى، تهیه اسلحه بیشتر و چیزهایى از این قبیل بسنده كرد. در مقایسه با سایر عوامل، اینها مسایلى ساده و ابتدایى به شمار مى‌روند. در این زمینه باید به مسایل مهم جنبى و حاشیه‌اى، مانند: مسایل سیاسى، فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى نیز توجه كرد. دولت اسلامى باید به روابط خویش با دیگر كشورها، و نیز به رویدادهایى كه در داخل جامعه مى‌گذرد توجه نشان دهد. دولت اسلامى در مقابله با دشمنان، تنها به ارتش و سلاح نیاز ندارد،
﴿ صفحه 260 ﴾
بلكه مسأله دفاع با مباحث فراوان دیگرى مانند: مسایل اقتصادى، فرهنگى، سیاسى و بین المللى گره خورده است. البته این امور، چیزى نیست كه تنها در زمان ما ایجاد شده باشد، بلكه در صدر اسلام نیز وجود داشته، با این تفاوت كه امروزه بسیار پیچیده‌تر و متنوع‌تر گشته است.