نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

4. حضور و حمایت، حق حاكم اسلامى بر مردم

از آن‌جا كه بحث ما در باره حقوق از دیدگاه اسلام است، مناسب است در این‌جا به مناسبت ایام دهه فجر و 22 بهمن كه پشت سر گذاشتیم، به یكى از حقوق حاكم و حكومت اسلامى بر مردم اشاره كنم. یكى از مهم‌ترین حقوقى كه دولت بر مردم دارد حضور مردم در صحنه‌هایى است كه مصالح جامعه اسلامى اقتضاى آن را دارد. حق حاكم اسلامى بر مردم است كه هر گاه آنان را فراخواند اجابتش كنند. حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام)مى‌فرماید: حق من بر شما این است كه هرگاه شما را دعوت كردم اجابت كنید. ما باید از داشتن چنین مردمى به خود ببالیم كه در 22 بهمن امسال با اشاره رهبر معظم انقلاب چنین حماسه عظیمى را خلق كرده چشم جهانیان را خیره ساختند. براى حركتى كه مردم شریف، مؤمن و متعهد ما انجام دادند، نمى‌توان نظیرى ارائه داد، جز استقبال مردم از حضرت امام‌خمینى رضوان الله علیه كه در 12 بهمن 1357
﴿ صفحه 249 ﴾
واقع گشت. حتماً بسیارى از شما آن استقبال گسترده را به یاد دارید. این حضور، دل تمام دوستان را در سراسر عالَم شاد كرد و دشمنان را ناامید ساخت. از جمله آثار و بركات این حركت عظیم آن بود كه مزدوران استعمار در داخل كشور لب فرو بسته وستایش از اربابان خویش را متوقف ساختند و كشور ما براى مدتى دیگر از تبلیغات مسموم مزدوران آمریكا مصونیت پیدا كرد. كسانى كه تا دیروز بى‌شرمانه از برقرارى روابط با آمریكا دم مى‌زدند، با این حركت ملت ایران تا مدتى سر جاى خود خواهند نشست. حركت مردم چیزى جز یك لطف بزرگ الهى نسبت به جامعه ما و نسبت به اسلام نبود. در درجه اول وجود چنین ملتى را به پیشگاه حضرت بقیة‌الله الاعظم ـ ارواحنافداهـ و در درجه دوم به مقام معظم رهبرى حضرت آیت‌الله خامنه‌اى تبریك مى‌گوییم. مردم ما مصداقى از این آیه شریفه را پس از 1400 سال تحقق بخشیدند؛ آیه‌اى كه خطاب به پیغمبر اكرم مى‌فرماید: هُوَ الَّذِی أَیَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِین(167)= خدا بود كه تو را با یارى خود و مؤمنان نیرومند گردانید. خداى متعال خطاب به پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) مى‌فرماید: خداى بزرگ، هم با نصرت و عنایت خاص خود تو را تأیید كرد و هم به وسیله مردم مؤمنى كه دلشان به طرف تو متوجه گشت و محبت تو در دل آنان قرار گرفت، تو را یارى رساند. به هر حال، هر چند كم و بیش بین گروه‌هاى سیاسى اختلاف نظر و گاه كدورت‌هایى وجود دارد؛ ولى در 22 بهمن مانند برادر و خواهر اختلاف سلیقه‌ها و كدورت‌ها را فراموش كردند و در كنار یكدیگر صحنه‌اى فراموش نشدنى به وجود آوردند كه اشك شوق بر دیدگان بسیارى از مردم جارى ساخت. این واقعه همانند صحنه تاریخى 12 بهمن 1357 بود كه در آن روز بدون هیچ برنامه‌ریزى قبلى و بدون آن كه پیشنهادى در میان باشد دفعتاً فریاد «خمینى‌اى امام» را سر دادند. آن فریاد، سرود فرشتگان خدا بود كه در صحنه جامعه ما طنین انداز شد و بار دیگر آن حالت معنوى و عشق بى‌پایان مردم به خداى متعال، به دین، به نظام اسلامى و به امام راحل(رحمه الله) متجلى گشت. شاید بهترین گفتار در وصف این حركت به یاد ماندنى، همان تعبیر مقام معظم‌رهبرى، پس از راهپیمایى 22 بهمن 80 باشد كه فرمودند: این نمودى از قدرت لایزال الهى است. آرى! حركت مردم نمودى از قدرت خداوند است كه در صحنه جامعه ما ظاهر گشت. خداوند این‌چنین، دل‌ها را به حركت در مى‌آورد. خداوند در قرآن خطاب به پیامبر(صلى الله علیه وآله)مى‌فرماید: وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الاَْرْضِ جَمِیعاً
﴿ صفحه 250 ﴾
ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَكِیم(168)= و میان دل‌هایشان الفت انداخت، كه اگر آنچه در روى زمین است همه را خرج مى‌كردى نمى‌توانستى میان دل‌هایشان الفت برقرار كنى، ولى خدا بود كه میان آنان الفت انداخت، چرا كه او تواناى حكیم است.
اگر تمام ثروت عالم به پیامبر داده مى‌شد تا میان دل‌هاى مردم مهربانى ایجاد كند، امكان نداشت بین آنان چنین الفت و مهربانى ایجاد گردد. این سخن شوخى نیست، گوینده سخن خدا است و شنونده آن پیامبر است. بحمدالله نمونه آنچه در آن روز از جانب خداى متعال براى پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) ظهور كرد در زمان ما نیز ظاهر گشت. مردم پاك، مؤمن و متعهد، محبت خویش را به مقام معظم رهبرى كه جانشین پیغمبر(صلى الله علیه وآله)و امام زمان(علیه السلام)است نشان دادند.
پروردگارا! عزت مسلمین را افزون و دل‌هاى مسلمانان را به یكدیگر مهربان‌تر و همه ما را از یاوران حضرت ولى‌عصر(علیه السلام) قرار ده.
﴿ صفحه 251 ﴾

جلسه چهل و سوم: دفاع و امنیت، وظیفه حكومت

1. مرورى بر مباحث پیشین

موضوع سخن «حقوق متقابل مردم و دولت» بود. با توجه به حقوقى كه مردم بر دولت اسلامى دارند، براى دولت تكالیفى ایجاد مى‌شود و دولت موظف به تأمین این حقوق است. از یك دیدگاه «حقوق مردم» با «وظایف دولت» متضایف است؛ چه بگوییم: حقوق مردم بر دولت، و چه بگوییم: وظایف دولت نسبت به مردم، چندان تفاوتى نمى‌كند؛ چه این كه، وظایفى كه دولت به عهده دارد، نفعش به مردم باز مى‌گردد و در این حالت، «حقوق مردم» تأمین مى‌شود. البته این حق مردم است كه حقوق خویش را از دولت مطالبه كنند. بنابراین، براى این كه بتوان مجموعه «حقوق مردم بر دولت» را در یك بیان منطقى بررسى و احصا نمود، باید «وظایف دولت» را مورد توجه قرار داد. نیز، براى این كه بتوان از «وظایف دولت» تحلیل درست و بیان منطقى ارائه داد، باید به «فلسفه وجودى دولت» بازگردیم. در این حالت به «روش استقرایى» یا شمارش تك‌تكِ وظایف دولت بسنده نمى‌شود، بلكه باید به این پرسش پاسخ داده شود كه: اساساً به چه دلیل در جامعه به وجود دولت نیازمندیم؟
علل و حكمت‌هایى كه موجب پیدایش دولت در جامعه است، بیان‌گر و تعیین‌كننده وظایف دولت است و اصلى‌ترین آنها تأمین نیازمندى‌هاى جامعه است. جامعه داراى نیازهایى است كه تأمین آن از عهده افراد خارج است. بنابراین جامعه نیازمند دستگاهى قوى‌تر به نام «دولت» است. براى برخى كارهاى جامعه، داوطلب كافى وجود دارد. در مقابل، كارهاى زیادى نیز هست كه افراد براى آن به طور داوطلبانه اقدام نمى‌كنند؛ چون از نظر آنان هیچ الزام یا ضرورتى براى انجام آن كار توسط ایشان وجود ندارد. پس معیار تعیین وظایف دولت، تأمین نیازمندى‌هاى جامعه است.
نیازهاى جامعه نیز به چند دسته تقسیم مى‌شود. طبیعى‌ترین این نیازها، نیازهاى مادى
﴿ صفحه 252 ﴾
است كه افراد در زندگى اجتماعى و براى رشد، پیشرفت و تكامل خود بدان احتیاج دارند. هر گاه جامعه بشرى كوچك و ساده باشد این نیازها كمتر و تأمین آنها ساده‌تر است. براى مثال، زندگى چند نفر در یك دهكده از طریق كشاورزى و با استفاده از جنگل، مراتع و آب چشمه و رودخانه تأمین مى‌شود؛ ولى وقتى جامعه به صورت متشكل درآید و روابط پیچیده‌اى بین افراد برقرار گردد، نیازها به صورت تصاعدى افزایش مى‌یابد. هیچ‌گاه نیازهاى مردم در یك اجتماع چند میلیونى كه داراى روابط بسیار گسترده هستند، خود به خود تأمین نمى‌گردد. براى مثال، آب یكى از نیازهاى اولیه انسان است، اما بهره‌بردارى و نگهدارى از این ماده حیاتى جز با برنامه‌ریزى، هماهنگى و استفاده از علوم و تكنولوژى میسّر نیست. یا مثلا منابع و كالاها پس از استخراج و تولید، لازم است به صورت عادلانه میان مردم توزیع گردد. بنابراین نقش دولت در امر «توزیع» یك نقش اساسى است. البته بسیارى از نیازهاى اجتماعى اعم از استحصال، نگهدارى و تولید به وسیله خود مردم تأمین مى‌گردد، ولى به دلیل وجود زیاده‌خواهى‌هاى برخى افراد، تنش‌ها و اختلاف‌هایى در جامعه پدید مى‌آید. در این حالت، جامعه نیازمند دستگاه مافوق جهت اعمال قدرت و نظارت بر امور است.
«وظایف دولت» از نظر نظام‌هاى سوسیالیستى و لیبرالى متفاوت است. دولت در نظام‌هاى سوسیالیستى تمام فعالیت‌هاى اقتصادى را در اختیار گرفته و در تولید و توزیع كالا و خدمات دخالت یا اشراف كامل دارد. در مقابل، نظام‌هاى لیبرال تلاش دارند به افراد آزادى بیشترى بدهند و دخالت دولت را به حداقل ممكن كاهش دهند. در هر حال، هر جامعه‌اى در امر برنامه‌ریزى، نظارت و اجراى مقررات ناگزیر از دولت است. لیبرال‌ترین نظام عالم نیز نیازمند دستگاهى به نام دولت است، هر چند فعالیت اقتصادى و اجتماعى در این گونه كشورها در مقایسه با كشورهاى سوسیالیستى آزادانه‌تر انجام مى‌گیرد. براى مثال، جوامع لیبرالى لااقل براى جمع‌آورى مالیات‌ها و هزینه كردن آن نیازمند دولت هستند. نیز، براى اجراى مقررات پذیرفته شده نیاز به دولت دارند.