نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

8. پیوند نظریه قرائت‌هاى مختلف با بحث هرمنوتیك

این سخن كه یك كلام داراى چند معناى متضادِ قابل پذیرش باشد نه معقول است، نه مقبول و نه مشروع. بار دیگر تأكید مى‌كنم كه متون دینى براى كسانى كه بدان ایمان دارند از میان معانى متضاد و غیر قابل جمع، تنها یك معنا بیشتر ندارد. البته معانى طولى متعدد كه با یكدیگر تضادى نداشته باشند قابل قبول است؛ از قبیل ظاهر و باطن و تفسیر و تأویل، اما دو معناى غیر قابل جمع، دو معناى متقابل، دو معناى متضاد و متعارض براى یك متن معقول نیست؛ مگر بر اساس تئورى جدیدى به نام هرمنوتیك كه از مغرب زمین به ارمغان آورده شده است. بر اساس این تئورى، متون مقدس خود به خود هیچ معنایى ندارد! تعجب نكنید، این حرف‌هایى است كه آنان در كتاب‌هاى خویش نوشته‌اند. چه بسا اگر در سابق این حرف‌ها را مى‌شنیدیم، آن را فكاهى تلقى كرده و مى‌خندیدیم، اما این نظریه‌ها را كسانى ابراز كرده‌اند كه در غرب به نام فیلسوف شناخته مى‌شوند و در مجامع علمى روى حرف آنها حساب مى‌كنند! امروزه گرایش‌هایى در زمینه فلسفه در دانشگاه‌هاى مهم دنیا براى این تئورى وجود دارد و صدها تز در این باره نوشته شده است؛ تئوریى كه بر اساس آن متون دینى خود به خود هیچ معنایى ندارد! از نظر آنان لفظ آبستن معنا نیست بلكه لفظ فقط زمینه‌اى است كه معنا در آن مى‌روید و این خود اشخاص هستند كه روح معانى را در كالبد الفاظ مى‌دمند!
این سخن آن‌قدر ضعیف و سخیف است كه اصلا براى اذهان كسانى كه با نور دین و ایمان آشنا هستند قابل توجّه نیست. براى آن كه اصل نظریه هرمنوتیك تا حدودى روشن شود ابتدا یكى دو مثال ذكر مى‌كنیم:
شاید از موزه هنرهاى مدرن و مراكز هنرى بازدید كرده باشید. براى بعضى از این كارهاى هنرى هزاران ساعت وقت صرف شده است. وقتى دو نفر از یك اثر هنرى بازدید مى‌كنند چه
﴿ صفحه 178 ﴾
بسا قضاوت یكسانى نداشته باشند و دو معناى گوناگون به ذهن آنان بیاید. یكى از آن دو مى‌گوید: این اثر هنرى شبیه سلاح جنگى است، و آن دیگرى مى‌گوید: شبیه یك آلت موسیقى است. این دو دیدگاه بسیار با هم متفاوتند. كسى كه ذهنش با مسایل موسیقى و آلات موسیقى آشنا بوده، فكر مى‌كند این اثر هنرى شبیه آلات موسیقى است، و دیگرى چون ذهنش با ابزار و وسایل نظامى و جنگى آشنا است آن اثر هنرى را شبیه یك ابزار نظامى مى‌بیند. در این میان ممكن است فرد سومى كه نه موسیقى‌دان است و نه با مسایل نظامى آشنا است، در برخورد با این اثر هنرى دیدگاه سومى را مطرح سازد.
یا در تست‌هاى روانشناسى وقتى بخواهند یك نفر را مورد آزمایش قرار دهند، گاهى لكه‌هاى مركّب را روى كاغذ ریخته و نشان او مى‌دهند و از او مى‌خواهند كه بگوید این شكل شبیه چیست. پزشك روان‌شناس از این طریق روحیات فرد و مشكلات روانى او را تشخیص مى‌دهد. در این حالت، پزشك روان‌شناس كه لكه‌هاى جوهر را روى كاغذ ریخته است هیچ قصد خاصى نداشته و شكل معیّنى را در نظر نگرفته است، بلكه لكه‌ها را به طور تصادفى روى كاغذ پخش كرده تا ببیند قضاوت افراد چیست و چه تصورى را از آن نزد خود مجسّم مى‌كنند. بنابراین، لكه‌هاى جوهر به خودى خود مبیِّن هیچ معنایى نیست.
مدعیان افراطى هرمنوتیك دینى مى‌گویند: متون دینى همانند این لكه‌هاى جوهر، خود به خود هیچ معنایى ندارد! گفت: شعر مى‌گویم و معنا ز خدا مى‌طلبم! برخى از شاعران خودشان هم نمى‌دانند چه مى‌گویند! بعد كسانى كه این شعرها را مى‌خوانند معانى متعددى براى آن بیان مى‌دارند. یا گاهى به كتاب حافظ فال مى‌زنند و معناهایى براى آن بیان مى‌شود، در حالى كه منظور حافظ نبوده است. در فال غزل حافظ، افراد مختلف یك غزل را مى‌خوانند و چند معناى گوناگون از آن استفاده مى‌كنند و حال آن كه حافظ هیچ كدام از این معانى را اراده نكرده است. یكى مى‌گوید: مسافرى از سفر مى‌آید، یكى مى‌گوید: مریضى بهبود پیدا مى‌كند و دیگرى مى‌گوید: عاشقى به معشوقش مى‌رسد.
اكنون عده‌اى مى‌گویند: ـ العیاذ بالله ـ قرآن كریم هم این‌گونه است و هر كسى طبق ذهنیت خودش چیزى از آن درك مى‌كند!
هر كسى از ظن خود شد یار من *** وز درون من نجست اسرار من
بلكه آنها مى‌گویند، اصلا اسرارى وجود ندارد، تنها الفاظى است كه به گونه‌اى تنظیم شده
﴿ صفحه 179 ﴾
تا هر كس از آن معنایى را بفهمد! آیا فكر مى‌كنید براى محو دین از دل‌هاى مؤمنان هیچ راهى بهتر از این وجود دارد كه بگویند كه قرآن خودش هیچ معنایى ندارد و براى هر كس همان معنایى كه از آن به دست مى‌آورد درست است؟!! براساس این نظریه، حلال و حرام معنایى بوده كه در قرائت سنّتى به قرآن و اسلام نسبت داده مى‌شده و در قرائت مدرن، دیگر اصلا تكلیف و حلال و حرام وجود ندارد! اگر بگوییم، اسلام دستور به جهاد با كفار داده و فرموده: فَقاتِلُوا أَئمَّةَ الكُفر؛ مى‌گویند: این حرف‌ها مربوط به 1400 سال پیش است و امروزه باید از صلح سخن گفت، لبخند زد و اهل گفتگو بود. مى‌گویند: جنگ مربوط به دوران وحشى‌گرى است كه دوران آن گذشته است! آیات جنگ و جهاد قرآن امروزه دیگر بى‌معنا است و تاریخ مصرف آن سپرى شده است! این زمان، زمانِ تولرانس، تساهل، تسامح، صلح‌طلبى، لبخند، گفتگو، مهربانى، صفا و صمیمیت، و پرهیز از جدال و ستیزه‌جویى است! دشمنان هر بلایى هم كه به سر شما آوردند شما با آنها مهربانى كنید و مبادا دست به سلاح ببرید! شما خلع سلاح شوید تا دشمن هر چه مى‌خواهد، انجام دهد!
آیا براى محو دین و اسلام و قرآن ابزارى بهتر از این وجود دارد؟! آیا ساده‌لوحى بیشتر از این مى‌شود؟! بحمدالله به بركت خون شهدا هنوز اكثریت قریب به اتفاق مردم ما فریب این افسون‌ها را نخورده‌اند و ان‌شاءاللّه نخواهند خورد؛ اما با كمال تأسف مى‌بینیم كه برخى از خواص در دامن این افسون‌ها گرفتار آمده‌اند.
﴿ صفحه 180 ﴾
﴿ صفحه 181 ﴾

جلسه سى و هشتم: قرائت‌هاى مختلف از دین (5)

1. مرورى بر مطالب پیشین

موضوع بحث «حقوق متقابل حكومت و مردم» از دیدگاه اسلام است. مهم‌ترین وظیفه حكومت اسلامى نسبت به مردم، و متقابلا مهم‌ترین حق مردم بر حكومت اسلامى، احیا و اجراى ارزش‌هاى اسلامى و سنّت‌هاى الهى در جامعه است. نیز حكومت اسلامى مى‌بایستى با انحرافات و بدعت‌ها مبارزه كرده زمینه رشد اخلاقى و معنوى را براى همه مردم فراهم سازد. در این میان، برخى امور مانع دولت اسلامى در اجراى صحیح احكام اسلامى است و در بعضى موارد موجب توقف و تعطیلى حدود الهى و احكام جزایى اسلام مى‌شود. یكى از عوامل مهم در این زمینه كه در یكى دو دهه اخیر مطرح گشته است مسأله «قرائت‌هاى مختلف از دین» است. وقتى گفته مى‌شود: باید تعالیم اسلام احیا گردد، یا دانشگاه باید اسلامى باشد و یا مواردى از این قبیل؛ در جواب مى‌گویند: كدام اسلام؟! اسلام به كدام قرائت؟! ما نمى‌دانیم كدام قرائت معتبر است تا بدان عمل كنیم؟! این سخن در واقع عذرى است براى كسانى كه در اجراى احكام اسلامى در كشور سهل‌انگارى مى‌كنند. به این مناسبت بحثى نسبتاً مفصل را در باره قرائت‌هاى مختلف از دین مطرح كردیم. در این زمینه، معناى این اصطلاح و خاستگاه و ریشه این اندیشه مورد توجه قرار گرفت. در نهایت متذكر شدیم كه اندیشه «تعدد قرائت‌ها» و اصطلاحات مشابه آن، مانند: «نظریه پلورالیسم و كثرت‌گرایى دینى» و اعتبار چند دین در كنار یكدیگر بدون ترجیح یكى بر دیگرى، از سوغات‌هاى فرهنگ غربى است كه از طرف غرب‌زدگان مخصوصاً در دوران پس از انقلاب ترویج گشته است. البته قبل از انقلاب، زمینه‌هاى چنین افكارى وجود داشت. حتى از اوایل صدر اسلام این‌گونه انحراف‌ها وجود داشته است و عده‌اى، از متون دینى و حتى از قرآن كریم سوء استفاده كرده و تفسیرهایى غلط از آن ارائه داده‌اند كه اصطلاحاً از آن به «تفسیر به رأى» یاد مى‌شود.
﴿ صفحه 182 ﴾