نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

2. جاودانگى احكام اسلام

عده‌اى از مدت‌ها پیش، حتى پیش از انقلاب، این نغمه را ساز كرده‌اند كه احكام اسلام تاریخ‌مند است؛ از جمله آنها گروه «منافقین» هستند كه آن روزها «مجاهدین خلق» نامیده مى‌شدند. به اعتقاد این عده امروزه دیگر نمى‌توان به احكام اسلام عمل كرد و تاریخ مصرف آن گذشته است! متأسفانه بعد از انقلاب این فكر انحرافى در میان بسیارى از گروه‌ها شایع شد و حتى بعضى از خواص نیز تحت تأثیر قرار گرفتند.
به هر حال، براى برخى افراد این پرسش مطرح است كه به چه دلیل احكام اسلام همیشگى و جاودانه است. اهمیت این پرسش هنگامى روشن مى‌شود كه توجه كنیم كه انكار جاودانگى احكام اسلام در واقع به معناى انكار اسلام و كفر صریح است. این مثل آن است كه ما بپذیریم كه احكام تورات زمانى حق و از طرف خدا بوده است و باید اجرا شود، ولى براى این زمان نفعى ندارد؛ چون تاریخ آن گذشته است. اگر بنا باشد كه احكام اسلام همانند احكام تورات باشد، پس اسلام نیز همانند دین یهود منسوخ بوده و با سایر ادیان منسوخ تفاوتى نخواهد داشت. منسوخ نبودن دین اسلام در صورتى است كه بپذیریم در زمان كنونى نیز احكام و تعالیم اسلام باید اجرا شود. اگر تاریخ مصرف احكام اسلام همانند احكام تورات و
﴿ صفحه 169 ﴾
انجیل گذشته باشد، پس اسلام با یهودیت و مسیحیت چه فرقى دارد؟! چه این‌كه در این حالت، احكام اسلام قابل اجرا نیست. پذیرش اسلام به معناى پذیرش تمام احكام آن و لزوم اجراى دستورات آن است. در اسلام فقط موارد بسیار محدودى، از جمله در مورد مسأله قبله، نسخ حكم واقع شده است. سایر احكام اسلام محدود به زمان خاصى نبوده و قابل نسخ نیست. جاودانگى تعالیم اسلام، امرى قطعى و از ضروریات اسلام است. بنابراین، انكار جاودانگى احكام اسلام مساوى با انكار اسلام، انكار ضروریات و ارتداد است.

3. سوء استفاده‌هاى مدعیان قرائت‌ها

غیر از مسأله قرائت‌هاى متعدد لفظى، كه مفهوم آشنایى در ادبیات ما است، زمینه‌هاى فرهنگى دیگرى نیز براى پذیرش این شبهه وجود دارد. قرآن مشتمل بر «آیات محكم» و «آیات متشابه» مى‌باشد و آیات متشابه قابل تفاسیر گوناگون است: مِنْهُ آیاتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهات(116)= پاره‌اى از قرآن، آیات محكم (صریح و روشن) است. آنها اساس كتابند؛ و پاره‌اى دیگر متشابهاتند.
هم‌چنین مسأله «تأویل» آیات قرآن نیز مورد توجه این عده بوده است. برخى آیات قرآن و بلكه همه آیات قرآن داراى تأویل است.
موضوع «ظاهر و باطن قرآن» نیز در این زمینه مورد توجه بوده است و از آن براى تعدد قرائت‌ها سود مى‌جویند. در روایات مى‌خوانیم كه قرآن كریم غیر از «ظاهر» داراى «بطن» یا «بطون» است و حتى تا هفت بطن براى آیات قرآن ذكر شده است.
كسانى كه با فرهنگ قرآنى آشنا هستند، مى‌دانند این‌گونه امور، یعنى تعدد تفسیر، تأویل، و ظاهر و باطن داشتن قرآن پذیرفته شده است، ولى عده‌اى مغرض از این واژه‌ها براى ترویج عقاید باطل و اغراض شیطانى خویش سوءاستفاده مى‌كنند. آنان مى‌گویند: ظاهر و باطن هر دو پسندیده و صحیح است. آیات قرآن مى‌تواند معانى متعدد و متضاد داشته باشد و همه آنها صحیح است. یك معناى آن را «جبرى‌ها» مى‌پذیرند، و معناى دیگر را«تفویضى‌ها» ، یك معنا را «سنّى‌ها» مى‌پذیرند و معناى دیگر را «شیعیان» قبول دارند. از نظر آنان همه این معانى متعدد درست است و دلیل آن هم وجود فرقه‌هایى است كه همیشه وجود داشته‌اند!
﴿ صفحه 170 ﴾
آیا این امر عجیب نیست كه عده‌اى كه خود را اهل فضل دانسته و گاهى نیز لقب «حجة‌الاسلام» و «آیة الله» را یدك مى‌كشند، دلیل پذیرش قرائت‌هاى مختلف را وجود نحله‌هایى مى‌دانند كه از صدر اسلام وجود داشته است؟ آیا این‌كه یك عده «جبرى» مسلك و عده‌اى دیگر «تفویضى» بوده‌اند، نشان مى‌دهد كه مسأله قرائت‌هاى مختلف مورد پذیرش بوده است؟! عجیب است! آیا وجود چند فرقه كه همه آنان باطل بوده‌اند، یا یكى از آنان حق بوده و بقیه باطل بوده‌اند، دلیل آن است كه همه اینها صحیح هستند؟! مثلا آیا هم قرائت امیرالمؤمنین(علیه السلام) از اسلام و هم قرائت «خوارج» كه مقابل آن حضرت ایستادند، هر دو مقبول است؟! امام امیرالمؤمنین(علیه السلام)فرمودند: مَا اخْتَلَفَتْ دَعْوَتان إلاّ كانَتْ إحْدیهُما ضَلالَةٌ؛(117)= دو دعوت اختلاف ندارند، مگر این‌كه یكى از آن دو گمراهى است.
یعنى دو دعوت مختلف، هر دو حق نمى‌شود. البته ممكن هم هست كه هر دو گمراهى باشند، اما حداقل آن این است كه اگر بین دو فرقه اختلاف‌نظر باشد، یكى از آن دو گمراهى است. قرآن كریم مى‌فرماید: فَذلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنّى تُصْرَفُون(118)= این است خدا، پروردگار حقیقى شما، و بعد از حقیقت جز گمراهى چیست؟ پس چگونه از حق بازگردانیده‌مى‌شوید؟
اگر یكى حق بود، بعد از حق، جز گمراهى چه خواهد بود؟! چگونه ممكن است دو فكر متضاد هر دو صحیح و قابل قبول باشد؟!

4. پاسخى به شبهه تعدد قرائت‌ها

به هر حال عده‌اى، از «تعدد معانى» و «تعدد بطون» سوء استفاده كرده‌اند. به اعتقاد آنان این امر نشان مى‌دهد قرائت‌هاى مختلف به همین اصطلاحى كه امروزه در غرب رایج است صحیح و مورد قبول‌مى‌باشد.
یك پاسخ كلى كه در این‌جا مى‌توان بیان كرد این است كه چگونه ممكن است دو فكر متضاد هر دو صحیح و قابل قبول باشد؟! همان‌گونه كه در گذشته اشاره كردیم، وقتى مى‌گوییم قرآن داراى ظاهر، باطن، تفسیر و تأویل است، در صورتى بطون متعدد و تفسیرها و
﴿ صفحه 171 ﴾
تأویل‌هاى گوناگون مى‌تواند مورد قبول باشد كه با یكدیگر در تضاد نباشد. اگر قرآن داراى ظاهر و بطن است، و آن بطن داراى بطن دیگر است، تا هفت بطن ( إنَّ لِلْقرآنِ ظَهْراً و بَطْناً و لِبَطْنِهِ بَطْنٌ إلى سَبْعَةِ أَبْطُن(119)= همانا براى قرآن ظاهر و باطن است و براى بطن آن هم بطن است تا هفت بطن) این بطون در طول هم هستند و با هم تضادى ندارند. امّا این كه یك لفظ چگونه ممكن است چند معناى طولى داشته و همه آنها صحیح بوده و با یكدیگر تضادى نداشته باشد، بحثى است كه در فرصت مناسب باید بدان پرداخت.
به هر حال، آنچه مورد قبول است آن تعدد معانى است كه با هم تضاد نداشته باشند؛ اما اگر با یكدیگر متضاد باشند هیچ عاقلى نمى‌تواند هر دوى آنها را بپذیرد، مگر این‌كه ریگى در كفش داشته باشد و بخواهد دیگران را فریب دهد. ماست نمى‌تواند هم سفید باشد هم سیاه! زغال نمى‌تواند هم سیاه باشد هم سفید! حقیقت یكى است و هر آنچه غیر از آن است باطل است. سوغاتى كه از مغرب زمین با نام «تعدد قرائت‌ها» وارد فرهنگ ما گشته است چیزى است كه نه به تعدد قرائت‌هاى لفظى ربط دارد و نه به تعدد مفاهیم طولى مربوط مى‌شود. قرائت‌هاى مختلف غرب به این معنا است كه یك كلام مى‌تواند چند معناى متضاد داشته باشد به گونه‌اى كه همه آن معانى قابل قبول بوده، هیچ كدام ترجیحى بر دیگرى نداشته باشد!! این سخن را نه عقل مى‌پذیرد و نه هیچ دینى آن را قبول دارد.