نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

7. خطر قرائت‌ها و وظیفه ما

كسانى كه مى‌خواستند دین را از مردم بگیرند آیا راهى بهتر از مسأله «قرائت‌ها» پیدا مى‌كردند؟
﴿ صفحه 165 ﴾
آیا آمریكا نوكرهایى بهتر از این افراد پیدا مى‌كند كه با لباس روحانیت و با سمَت استادى دانشگاه و ورود در بعضى از نهادها چنین افكارى را بین جوان‌هاى ما تزریق كنند و هیچ كس هم حرفى نزند؟! اگر هم كسى حرفى بزند، خشونت طلب، متعصب و ضد تساهل و تسامح معرفى مى‌شود. حكومت اسلامى براى چه هدفى روى كار آمده است؟ آیا براى این منظور كه زمینه افكار التقاطى و انحرافى را باز كند؟! آیا ما باید افتخار كنیم به این كه به مردم آزادى داده‌ایم تا عده‌اى با سوء استفاده از آزادى، ریشه دین را بِكَنند؟ آیا وظیفه حاكم اسلامى این است؟ همان گونه كه در مقدمه قانون اساسى آمده و در اصول متعددى از آن تصریح شده، یكى از وظایف مهم حكومت اسلامى ترویج اخلاق، رشد معنویات و اجراى احكام اسلامى است. آیا دولت‌مردان ما تحت تأثیر این گونه افكار باطل قرار گرفته‌اند؟ مگر همه مسؤولان كشور، متخصص در امور اسلامى هستند تا بتوانند خودشان را در برابر امواج شبهه‌ها حفظ كنند؟! وقتى دولت‌مردان ما به طور دایم با همین اشخاص منحرف سر و كار داشته باشند و این‌گونه كتاب‌ها را نیز مطالعه كنند، تدریجاً تحت تأثیر قرار مى‌گیرند؛ و این مسأله براى انقلاب اسلامى یك فاجعه است.
یكى از بزرگ‌ترین وظایف ما مسلمانان این است كه مبانى فكرى و اعتقادى خودمان را تقویت كنیم و زمینه را براى ترویج عقاید صحیح، آن هم به قرائت خدا، قرائت پیامبر(صلى الله علیه وآله) و قرائت امامان معصوم(علیهم السلام) فراهم سازیم. باید جوان‌ها را تشویق كنیم كه در جلسات بحث از معارف اسلام شركت كنند تا مبانى دینى را فرا بگیرند؛ البته جلساتى بدون رنگ سیاسى، تا آنان را به راست‌گرایى یا چپ‌گرایى متهم نكنند. متأسفانه وضعیت به گونه‌اى شده است كه تا انسان از عقاید دینى سخن مى‌گوید او را راست‌گرا و محافظه‌كار معرفى مى‌كنند! مرا با راست‌گرا و محافظه‌كار چه كار؟! من یك طلبه هستم و كار تبیین و تبلیغ دین را انجام مى‌دهم. واللّه عضو هیچ حزب، گروه یا جناحى نیستم. نامه‌هاى زیادى مى‌نویسند كه در آن مى‌پرسند: شما عضو كدام گروه هستید؟! آیا یك جا اسم مرا از دفترى درآورده‌اید كه عضو گروه یا حزبى باشم؟ من یك طلبه‌ام و كارم ترویج دین است. وقتى مى‌بینم عقاید دینى از جامعه رخت بر مى‌بندد و نسل آینده بى‌دین و كافر مى‌شوند، نگران و ناراحت مى‌شوم و فریاد مى‌زنم. اگر شما هم دلتان به حال دین مى‌سوزد و نگران ایمان مردم و جوان‌ها هستید، كمك كنید تا به حول و قوه الهى جلوى این انحرافات را بگیریم.
﴿ صفحه 166 ﴾
﴿ صفحه 167 ﴾

جلسه سى و هفتم: قرائت‌هاى مختلف از دین (4)

1. مرورى بر مطالب پیشین

موضوع بحث «نظریه حقوقى اسلام» بود. بخشى از آن، مربوط به «حقوق حكومت بر مردم» و «حقوق مردم بر حكومت» است. غیر از وظایف مشتركى كه براى هر حكومتى شمرده مى‌شود، از دیدگاه اسلام مهم‌ترین وظیفه حكومت اسلامى از آن جهت كه «اسلامى» است، احیاى سنّت‌هاى اسلام و مبارزه با بدعت‌ها است. اجراى این وظیفه مهم امروزه با مشكلاتى مواجه است كه به‌طور عمده به وسیله القاى شبهات فراهم مى‌شود. یكى از این شبهه‌ها، شبهه اختلاف قرائت‌ها است كه در چند دهه گذشته، مخصوصاً در این دهه اخیر رواج پیدا كرده است. این روزها این مسأله در ادبیات سیاسى و دینى ما وارد گشته و حتى برخى از مسؤولان كشور این واژه را به كار برده بدان استناد مى‌جویند. بنابراین، براى روشن شدن زوایاى این مطلب، لازم است بحثى تفصیلى در این زمینه انجام گیرد.
قرائت‌هاى مختلف براى مردم ما اصطلاحى آشنا است. این آشنایى به بحث قرائت‌هاى مختلف در برخى آیات قرآن كریم بازمى‌گردد. با توجه به قواعد علم تجوید، بعضى از قاریان قرآن كریم یك آیه را چند گونه قرائت مى‌كنند؛ قواعدى مانند: اشمام، اماله، تخفیف همزه و غیره. هر یك از اینها، نوعى قرائت از قرآن كریم محسوب مى‌شود. علاوه بر این، برخى كلمات قرآن از نظر حروف یا اِعراب داراى اختلاف قرائت است؛ مانند: «یَطْهُرْنَ» كه «یَطَّهَّرْن» نیز قرائت شده، و نیز «مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» كه «مَلِكِ یَوْمِ الدِّینِ» نیز قرائت شده است. عده‌اى با سوء استفاده از این مفهوم آشنا در ادبیات دینى ما، مفهوم غربى آن را وارد ادبیات ما كرده‌اند، در حالى كه این مفهوم یك اصطلاح خاص بوده و جایگاه ویژه آن، همان مغرب زمین است. غرب بعد از رنسانس با پاره‌اى مشكلات دینى مواجه گشت و اختلافاتى، به خصوص میان «كاتولیك‌ها» و «پروتستان‌ها» در نحوه تفسیر متون مقدس به وجود آمد. این اختلافات به
﴿ صفحه 168 ﴾
جنگ‌هاى متمادى و نزاع‌هاى خانمان‌سوز تبدیل گشت، كه هنوز هم این‌گونه نزاع‌ها كمابیش در اروپا وجود دارد. عده‌اى براى رفع این اختلافات به مسأله تعدد قرائت‌ها متوسل شدند. گفته شد، دو قرائت گوناگون از دین مسیحیت وجود دارد؛ یكى قرائت كاتولیكى و دیگرى قرائت پروتستانى؛ هر دو قرائت، معتبر و درست است. البته این قرائت مربوط به «الفاظ» نیست (نظیر آنچه در مورد قرآن اشاره كردیم) بلكه به «مفهوم كتاب مقدس» بازمى‌گردد. عده‌اى از دشمنان اسلام و غرب‌زده‌ها این مطلب را از فرهنگ غرب گرفته و به قرآن نیز سرایت دادند. به اعتقاد آنان، ما نیز در قرآن قرائت‌هاى مختلف داریم و یك آیه ممكن است چند گونه معنا شود و هر یك از آن معانى نیز صحیح است! قرائت‌هاى مختلف، زمینه را براى گرایش پلورالیسم دینى فراهم ساخت؛ یعنى این كه چند مذهب در كنار یكدیگر صحیح بوده و هیچ یك بر دیگرى ترجیحى ندارند. از نظر آنان شیعه بر سنّى و سنّى هم بر شیعه ترجیحى ندارد و حتى اسلام بر بت‌پرستى ترجیح ندارد! بت‌پرستى نیز بر اسلام ترجیحى ندارد!