نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

1. مرورى بر مطالب پیشین

موضوع بحث «وظایف حكومت اسلامى» بود. گفتیم كه حكومت اسلامى علاوه بر وظایفى كه هر حكومت مدنى و صالح به عهده دارد، وظیفه سنگین‌تر دیگرى نیز دارد كه عبارت از احیاى باورها و ارزش‌هاى اسلام در جامعه و ترویج احكام و قوانین اسلامى است. این وظیفه از جهان بینى اسلامى و اعتقادات مسلمانان سرچشمه مى‌گیرد. بنابراین وظیفه حكومت اسلامى تنها حفظ امنیت و تأمین نیازمندى‌هاى مادّىِ جامعه، مانند بهداشت، نیست.
با وجودى كه حكومت اسلامىِ ما خود را متعهد به اسلام مى‌داند و در قانون اساسى ما نیز بدان تأكید شده است، اما مشاهده مى‌كنیم كه مسؤولان حكومتى، در احیاى ارزش‌ها و باورهاى دینى آن چنان كه انتظار مى‌رود موف نیستند. گاهى شرایط خاص اجتماعى، مانع آنان در اجراى احكام اسلامى است؛ اما شواهدى وجود دارد كه گاهى با وجود توان اجرایى، خود را موظف به رعایت دستورات دینى نمى‌دانند. این امر ناشى از شبهه‌هایى است كه براى این عده مطرح است و نتیجه آن، تشكیك در ضرورت اجراى احكام اسلامى است. یكى از آن شبهه‌ها، مسأله «تعدد قرائت‌ها» است كه در چند سال اخیر در ادبیات علمى و سیاسى ما مطرح شده و موج آن به ادبیات دینى نیز سرایت كرده است. وقتى گفته مى‌شود: در اسلام فلان چیز واجب است، یا فلان چیز حرام است، مدعیان «قرائت‌ها» مى‌گویند: این مطلب بر حسب قرائت شما است و در این باره قرائت دیگرى هم وجود دارد! از آن‌جا كه تعابیرى مانند: اختلاف قرائت‌ها و اختلاف فهم‌ها، در این چند سال اخیر زیاد مطرح شده است، تبیین مسأله براى مردم متدین و خصوصاً جوانان عزیز ایجاب مى‌نماید كه ما نیز بحث نسبتاً مبسوطى در این باره مطرح سازیم تا شبهات موجود برطرف گردد. در این راستا و در چند جلسه قبل این پرسش را طرح كردیم كه آیا در ادبیات دینى ما و در جامعه اسلامى چیزى به نام تعدد
﴿ صفحه 154 ﴾
قرائت‌ها یافت مى‌شود؟ گفتیم، در مواردى عین همین تعبیر به كار رفته است. براى مثال در مورد برخى آیات قرآن تعدد قرائت وجود دارد. گاهى نیز مى‌بینیم كه قاریان مصرى یا قاریان ایرانى یك آیه را به صورت‌هاى گوناگون قرائت مى‌كنند. مسلمانان با این امر اُنس ذهنى دارند. گاهى نیز یك لفظ واحد داراى چند معنا است. به عبارت دیگر، یكى از مصادیق مسأله «تعدد قرائت‌ها»، وجود معانى متعدد براى یك لفظ است. اطلاق «تعدد قرائت‌ها» به تعدد معانى، از باب علاقه مجاورت یا علاقه سبب و مسبب است. در واقع در این حالت، تعدد معنا است نه تعدد قرائت. هم‌چنین بین فقها و مجتهدان اختلاف فتوا وجود دارد. فقهاى اسلامى در بسیارى از مسایل فقهى با یكدیگر اختلاف‌نظر دارند، كه عده‌اى از این امر به «تعدد قرائت» تعبیر مى‌كنند. ما حتى در فرهنگ و ادبیات دینى شاهد اختلاف‌نظر در مسایل اعتقادى بین صاحب‌نظران هستیم؛ البته این موارد بسیار نادر است. هم‌چنین اگرچه در آیاتى از قرآن كریم قرائت‌هاى گوناگون وجود دارد، نیز ممكن است یك آیه داراى چند معنا در عرض یكدیگر باشد، اما این موارد نیز نادر هستند. پذیرش تعدد قرائت‌ها بدین معنا نیست كه هر آیه‌اى از آیات قرآن داراى چند معناى گوناگون است. نیز پذیرش این امر، بدین معنا نیست كه هر كس مى‌تواند معنایى دل‌خواه و به میل خویش براى آیه‌اى از قرآن ارائه دهد. براى مثال، بسم اللّه الرحمن الرحیم تنها داراى یك قرائت است. بنابراین نمى‌توان آن را به گونه دیگر خواند. ما بیش از شش هزار آیه در قرآن داریم كه یك قرائت بیشتر ندارد. همین امر در مورد احكام فقهى نیز صادق است. بسیارى از مسایل فقهى، ضرورى و قطعى و مسلّم هستند و در مورد آنها اختلافى بین فقها وجود ندارد. اگر كسى در آن مسایل ابداع خلاف نماید، به حكم این كه خلاف اتفاق و خلاف اجماع است، مردود شمرده مى‌شود. برخى مسایل فقهى، از ضروریات دین محسوب مى‌گردد، اگر كسى آنها را قبول نداشته باشد، اصلا مسلمان محسوب نمى‌شود. بنابراین همه چیز قابل قرائت نیست، بلكه موارد خاصى این ویژگى را دارند، كه البته آن هم دلیل خاص خود را دارد.
منشأ اصطلاح «قرائت‌هاى مختلف» كه امروزه برخى نویسندگان و گویندگان ما آن را تكرار مى‌كنند، از كجا است؟ همان طور كه قبلا بیان شد، زادگاه این اصطلاح اروپا بود و پس از آن به آمریكا سرایت نمود و به تدریج به كشورهاى شرقى و كشورهاى اسلامى راه پیدا كرد. عامل اجتماعى پیدایش این امر در مغرب زمین، وجود مذاهب گوناگون در مسیحیت بود كه
﴿ صفحه 155 ﴾
عمده آنها سه مذهب كاتولیك، پروتستان و ارتدكس هستند. پس از پیدایش فرقه «پروتستان» اختلاف شدیدى میان طرفداران مسیحیت در اروپا پدید آمد و جنگ‌هاى خانمان سوزى در پى داشت كه هنوز برخى آثار و تركش‌هاى آن حوادث در اروپاى امروزى به چشم مى‌خورد.
به دنبال بالا گرفتن اختلافات مذهبى در اروپا عده‌اى از سر اصلاح‌طلبى و خیراندیشى گفتند: تمام این مذاهب درست است! آنان مى‌خواستند از این طریق اختلاف‌ها و نزاع‌ها برطرف گردد. وقتى «كاتولیك‌ها» دیدگاه خاص خویش را مطرح مى‌ساختند، آنها مى‌گفتند: دیدگاه شما درست است؛ این قرائت شما است. نیز وقتى «پروتستان‌ها» و «ارتدكس‌ها» دیدگاهى مخالف كاتولیك‌ها را بیان مى‌كردند، مى‌گفتند: دیدگاه شما نیز درست است و اینها هم قرائت دوم و سوم از انجیل است. بنابراین «قرائت‌هاى مختلف» و «پلورالیسم» تدبیرى براى تبدیل جنگ و خون‌ریزى به صلح و آشتى بود، كه البته تا حدودى كارساز بود و اختلاف مسیحیان در اروپا را كاهش داد. به عبارت دیگر، طرح فرمول «قرائت‌ها» به ضمیمه مسأله «زبان دین» و «هرمنوتیك» باعث فروكش نمودن جنگ‌هاى مذهبى شد.

2. انگیزه طرح بحث «قرائت‌ها» در كشور ما

كسانى كه خواسته‌اند فرمول «قرائت‌ها» را در كشور ما پیاده كنند، براى این كار دلایل متعددى داشته‌اند؛ اما باید توجه داشت كه حتّى یكى از آن دلایل هم پایان بخشیدن به نزاع‌ها و درگیرى‌ها نبوده است! دلیل این ادعاى ما این است كه جنگ‌هاى خونین عقیدتى و مذهبى كه در مغرب زمین رخ داده است، هیچ گاه در كشور ما وجود نداشته است. هیچ گاه بین شیعه و سنّى در ایران جنگ نبوده است. البته ممكن است یك شیعه در گوشه و كنارى سخنى توهین‌آمیز نسبت به اهل تسنن گفته باشد، یا ممكن است رفتارى ناشایست از جانب یك سنّى نسبت به شیعه‌اى صورت گرفته باشد؛ اما این موارد نادر است. این تاریخ ما است؛ چه آن زمان كه اكثریت ایران را اهل تسنن تشكیل مى‌داده‌اند و چه اكنون كه اكثریت مردم ایران را شیعیان تشكیل مى‌دهند، یاد نداریم كه جنگ جدّى میان شیعه و سنّى اتفاق افتاده باشد. هم اینك در كشور ما شهرها و روستاهاى متعددى وجود دارند كه جمیعت آنها تركیبى از شیعه و سنّى است و آنان با یكدیگر در كمال صفا، صمیمیت و احترام زندگى مى‌كنند. البته اختلافات سلیقه‌اى كم و بیش وجود دارد؛ ولى این مسأله امر تازه‌اى نیست و در جاهاى دیگر دنیا نیز
﴿ صفحه 156 ﴾
مشاهده مى‌شود. به عبارت دیگر، ما در این مملكت شاهد جنگ‌هاى مذهبى و قومى حادّ نبوده‌ایم تا براى رفع اختلاف و ارائه راه حل از نظریه «قرائت‌ها» استفاده شود.
واقعیت این است كه در طرح این مسأله در كشورما، عوامل مختلف دیگرى وجود دارد كه یكى از آنها عامل روانىِ «خودباختگى» است. در برخى از اقشار جامعه ما یك حالت خودباختگى نسبت به غربى‌ها وجود دارد و یكى از اثرها و جلوه‌هاى خودباختگى، تقلیدهاى كوركورانه و بى‌منطقى است كه تحت عنوان «مُد» صورت مى‌گیرد؛ مدهایى از قبیل: مد لباس، مد آرایش مو، مد ساختمان‌سازى و...‌‌. البته مسأله «مد» در قبل از انقلاب بازار داغى داشت و بحمداللّه بعد از انقلاب اسلامى مردم ما با بازیابى هویت و شخصیت خویش از تقلیدهاى كوركورانه فاصله گرفتند؛ اما در عین حال، گوشه و كنار افرادى هستند كه از خویشتن خویش شخصیت مستقلى ندارند و به آسانى تحت تأثیر غربى‌ها و مدهاى آنان قرار مى‌گیرند. حتى در میان برخى روشن‌فكران ما به دلیل عدم‌ثبات شخصیت، تقلیدهاى كوركورانه مشاهده مى‌شود و وقتى یك گرایش فكرى در مغرب زمین رواج پیدا كند، آنان دوست دارند به تقلید از آنان همان گرایش فكرى را مطرح سازند.

3. انگیزه‌هاى خیرخواهانه طرح بحث قرائت‌ها

گرچه بحث «قرائت‌هاى مختلف» احیاناً از سوى برخى افراد با مقاصد خاص و فتنه‌انگیز طرح شده است، اما عده‌اى نیز از روى حسن ظن و حسن نیت نظریه «تعدد قرائت‌ها» را مطرح ساختند. بسیارى از تحصیل كرده‌ها در مقام جمع بین «نظریه‌هاى علمى» و «افكار مذهبى» خود را موفق نمى‌یابند. برخى مسایل در كیهان‌شناسى و زیست‌شناسى، مانند «نظریه داروین»، با آموخته‌هاى دینى وفق نمى‌دهد. گاهى اعتقادات دینى ما یا برداشت‌هایى كه از قرآن و روایات وجود دارد، با آنچه در كتاب‌هاى درسى در دانشگاه‌ها تدریس مى‌شود در تضاد است. در این گونه موارد آیا ما باید نظر دین را بپذیریم یا دست‌آوردهاى علوم مختلف را قبول نماییم؟ یكى از راه‌حل‌هایى كه این افراد دلسوز و متدین مطرح مى‌سازند، همان راه حلى است كه قبلا اروپایى‌ها در عهد رنسانس به كار گرفتند. آنان براى این منظور بحث «زبان دین» را مطرح كردند. همان طور كه قبلا بیان شد، مجموعه‌اى از تئورى‌ها، مانند: «زبان دین»، «تعدد قرائت‌ها» و «نسبیت معرفت» اختلافات و تضادهاى اروپایى‌ها را كاهش داد. حالت
﴿ صفحه 157 ﴾
«جزم‌گرایى» از متدینان سلب شد و شك و تردید در اعتقادات دینى را پذیرا شدند. وقتى دو یا چند «شك» وجود داشته باشد، دیگر اختلافى بین افراد پیش نمى‌آید و علیه یكدیگر ادعایى را مطرح نمى‌سازند. یكى مى‌گوید: من شك دارم؛ دیگرى هم مى‌گوید: من نیز شك دارم؛ در این حالت طبعاً اختلاف و نزاع جدّى و آن‌چنانى پیش نخواهد آمد. اختلاف از آن‌جا ناشى مى‌شود كه یكى با قاطعیت بگوید: مطلب از این قرار است، و دیگرى هم با قاطعیت بگوید: مطلب از این قرار نیست. در این حالت هر كس مى‌خواهد اعتقادات خویش را در زندگى منشأ اثر قرار دهد، كه در نتیجه علاوه بر تضاد اعتقادى، تضاد عملى و رفتارى نیز به وجود خواهد آمد.
یكى از راه حل‌هایى كه براى رفع این اختلاف‌ها مطرح شد بحث «تعدد معنا» یا «تعدد قرائت‌ها» در مورد متون دینى بود. كسانى كه بحث قرائت‌ها را مطرح كردند، در صدد برآمدند تا با استفاده از آن، مسأله تعارض «علم و دین» را نیز حل كنند. هر گاه یك مطلب دینى یا آیه و روایتى با «علم» ناسازگار باشد، یا «علم» آن را ابطال كند، مى‌گویند: این آیه یا روایت داراى معناى دیگرى است كه متفاوت با معناى سابق است.
ما نیز مى‌پذیریم كه عده‌اى از سر دلسوزى و حسن نیت بحث «تعدد قرائت‌ها» را مطرح كردند تا از این طریق خدمتى به دین كرده باشند. این مسأله مخصوصاً در قشر تحصیل كرده، آموزگاران، دبیران و اساتید دانشگاه بیشتر مشاهده مى‌شود. هر گاه به آنان اعتراض شود كه این مطلب با فلان آیه یا روایت سازگار نیست، در پاسخ مى‌گویند: این آیه معناى دیگرى دارد. هر چند آنان در نیت خویش صداقت دارند، اما این كار ایشان اشتباهى بزرگ و ویران‌گر است.