نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

6. عوامل اجتماعىِ پیدایش پلورالیسم

یكى از مسایلى كه آثار مخرب بسیارى براى اروپا در بر داشت جنگ‌ها و اختلافات مذهبى بود. این مسأله به خصوص پس از پیدایش آیین پروتستان بسیار بالا گرفت. مارتین لوتر
﴿ صفحه 150 ﴾
آلمانى و كالوین فرانسوى مذهب جدیدى به نام «پروتستان» بنیان نهادند كه بر اساس آن تفسیر خاصى براى كتاب مقدس ارائه كردند كه با تفسیر كلیساى كاتولیك مخالف بود. فرقه پروتستان به تدریج طرفدارانى، مخصوصاً در شمال اروپا پیدا كرد و جنگ‌هاى عظیم و متمادى بین پروتستان‌ها و كاتولیك‌ها به وقوع پیوست كه هنوز هم در بعضى از كشورهاى اروپایى این كشمكش‌ها و نزاع‌ها وجود دارد. هنوز هم گاهى آنان به جان یكدیگر مى‌افتند و كشتار مى‌كنند. اخبار اختلافات و درگیرى‌هاى پروتستان‌ها و كاتولیك‌ها در كشور ایرلند را هر از چندگاهى مى‌شنویم. مصلحان جامعه اروپایى براى رفع اختلافات و پایان این خون‌ریزى‌ها گفتند: هم پروتستان‌ها درست مى‌گویند و هم كاتولیك‌ها! به اعتقاد آنان نباید گفت: پروتستان‌ها ضد دین، منحرف و بدعت‌گذار هستند و نیز نباید گفت: كاتولیك‌ها این‌گونه‌اند. در حال حاضر نیز هریك از این فرقه‌ها، به ده‌ها فرقه فرعى منشعب شده‌اند، به طورى كه امروزه حدود هزار فرقه مسیحى در دنیا شناخته شده است كه بیش از پانصد فرقه آن مربوط به پروتستان‌ها است.
از جمله نزاع‌هاى كاتولیك‌ها و پروتستان‌ها اختلاف بر سر مسأله «تثلیث» است. آیا تثلیث حقیقى است یا مجازى؟ و اساساً باید چه تفسیرى براى تثلیث ارائه داد؟ عده‌اى از مسیحیان معتقدند كه تثلیث مربوط به دین مسیحیت نیست بلكه بعداً وارد این دین شده است، كه به نظر ما حق هم همین است. مصلحان جامعه اروپایى سعى كردند رفتار پروتستان‌ها و كاتولیك‌ها را به گونه‌اى تنظیم كنند كه هیچ‌گاه این دو فرقه بر سر مسایل مختلف از جمله مسأله تثلیث اختلاف نداشته باشند.
بنابراین طرح نظریه «پلورالیسم دینى» و «قرائت‌هاى متعدد» علاوه بر انگیزه اصلاح و آشتى بین «علم» با «دین، فلسفه و عقل»، داراى انگیزه سیاسى و اجتماعى نیز بود.
وقتى همه مذاهب درست باشند، پس هم «تثلیث» درست است و هم «توحید»! نیز هم اعتقاد به خدا صحیح است و هم بت‌پرستى! هم‌چنین «انسان‌پرستى» هم كه در یكى دو قرن اخیر رایج شده و اگوست كنت پایه‌گذار آن بود، درست و بر حق است!
حقیقت این است كه بازگشت این سخنان به عدم واقعیت همه ادیان و مذاهب است؛ چه این‌كه اگر هریك از این دین‌ها درست و بر حق باشند، جمع بین نقیضین پیش مى‌آید. نمى‌توان گفت: همه ادیان صحیح هستند؛ چون این ادیان در مواردى با یكدیگر متعارض و متناقضند. پذیرش صحت همه ادیان به معناى اجتماع نقیضین است.
﴿ صفحه 151 ﴾
از نظر طرفداران پلورالیسم دینى، اعتقاد به دین، مانند دوست داشتن رنگ‌ها است كه به سلیقه افراد وابسته است. عده‌اى رنگ سبز را دوست دارند و برخى دیگر رنگ زرد یا صورتى یا رنگ‌هاى دیگر را مى‌پسندند. این‌گونه نیست كه در خوب بودن یا بد بودن رنگ‌ها واقعیتى نفس‌الامرى وجود داشته باشد و مثلا بگوییم: رنگ سبز خوب است و رنگ صورتى بد؛ چه این‌كه هركسى رنگ خاصى را مى‌پسندد. در مورد ادیان هم یك سلیقه به خداى واحد اعتقاد دارد و سلیقه دیگر چند خدایى و تثلیث را مى‌پسندد. براى گروه اول اعتقاد به خداى یگانه حق است و براى گروه دیگر تثلیث حق است! بنابراین ما ملاك و معیار واحدى براى سنجش حق از باطل نداریم؛ چون اساساً هیچ كدام واقعیت ندارند!
این مطالب حاصل تلاش كسانى است كه به منظور آشتى دادن فرقه‌هاى مختلف و نیز به منظور جمع بین علم و دین مسأله «پلورالیسم دینى» را مطرح ساختند. در جلسه بعد در این باره بیشتر سخن خواهیم گفت.
﴿ صفحه 152 ﴾
﴿ صفحه 153 ﴾

جلسه سى و ششم: قرائت‌هاى مختلف از دین (3)

1. مرورى بر مطالب پیشین

موضوع بحث «وظایف حكومت اسلامى» بود. گفتیم كه حكومت اسلامى علاوه بر وظایفى كه هر حكومت مدنى و صالح به عهده دارد، وظیفه سنگین‌تر دیگرى نیز دارد كه عبارت از احیاى باورها و ارزش‌هاى اسلام در جامعه و ترویج احكام و قوانین اسلامى است. این وظیفه از جهان بینى اسلامى و اعتقادات مسلمانان سرچشمه مى‌گیرد. بنابراین وظیفه حكومت اسلامى تنها حفظ امنیت و تأمین نیازمندى‌هاى مادّىِ جامعه، مانند بهداشت، نیست.
با وجودى كه حكومت اسلامىِ ما خود را متعهد به اسلام مى‌داند و در قانون اساسى ما نیز بدان تأكید شده است، اما مشاهده مى‌كنیم كه مسؤولان حكومتى، در احیاى ارزش‌ها و باورهاى دینى آن چنان كه انتظار مى‌رود موف نیستند. گاهى شرایط خاص اجتماعى، مانع آنان در اجراى احكام اسلامى است؛ اما شواهدى وجود دارد كه گاهى با وجود توان اجرایى، خود را موظف به رعایت دستورات دینى نمى‌دانند. این امر ناشى از شبهه‌هایى است كه براى این عده مطرح است و نتیجه آن، تشكیك در ضرورت اجراى احكام اسلامى است. یكى از آن شبهه‌ها، مسأله «تعدد قرائت‌ها» است كه در چند سال اخیر در ادبیات علمى و سیاسى ما مطرح شده و موج آن به ادبیات دینى نیز سرایت كرده است. وقتى گفته مى‌شود: در اسلام فلان چیز واجب است، یا فلان چیز حرام است، مدعیان «قرائت‌ها» مى‌گویند: این مطلب بر حسب قرائت شما است و در این باره قرائت دیگرى هم وجود دارد! از آن‌جا كه تعابیرى مانند: اختلاف قرائت‌ها و اختلاف فهم‌ها، در این چند سال اخیر زیاد مطرح شده است، تبیین مسأله براى مردم متدین و خصوصاً جوانان عزیز ایجاب مى‌نماید كه ما نیز بحث نسبتاً مبسوطى در این باره مطرح سازیم تا شبهات موجود برطرف گردد. در این راستا و در چند جلسه قبل این پرسش را طرح كردیم كه آیا در ادبیات دینى ما و در جامعه اسلامى چیزى به نام تعدد
﴿ صفحه 154 ﴾
قرائت‌ها یافت مى‌شود؟ گفتیم، در مواردى عین همین تعبیر به كار رفته است. براى مثال در مورد برخى آیات قرآن تعدد قرائت وجود دارد. گاهى نیز مى‌بینیم كه قاریان مصرى یا قاریان ایرانى یك آیه را به صورت‌هاى گوناگون قرائت مى‌كنند. مسلمانان با این امر اُنس ذهنى دارند. گاهى نیز یك لفظ واحد داراى چند معنا است. به عبارت دیگر، یكى از مصادیق مسأله «تعدد قرائت‌ها»، وجود معانى متعدد براى یك لفظ است. اطلاق «تعدد قرائت‌ها» به تعدد معانى، از باب علاقه مجاورت یا علاقه سبب و مسبب است. در واقع در این حالت، تعدد معنا است نه تعدد قرائت. هم‌چنین بین فقها و مجتهدان اختلاف فتوا وجود دارد. فقهاى اسلامى در بسیارى از مسایل فقهى با یكدیگر اختلاف‌نظر دارند، كه عده‌اى از این امر به «تعدد قرائت» تعبیر مى‌كنند. ما حتى در فرهنگ و ادبیات دینى شاهد اختلاف‌نظر در مسایل اعتقادى بین صاحب‌نظران هستیم؛ البته این موارد بسیار نادر است. هم‌چنین اگرچه در آیاتى از قرآن كریم قرائت‌هاى گوناگون وجود دارد، نیز ممكن است یك آیه داراى چند معنا در عرض یكدیگر باشد، اما این موارد نیز نادر هستند. پذیرش تعدد قرائت‌ها بدین معنا نیست كه هر آیه‌اى از آیات قرآن داراى چند معناى گوناگون است. نیز پذیرش این امر، بدین معنا نیست كه هر كس مى‌تواند معنایى دل‌خواه و به میل خویش براى آیه‌اى از قرآن ارائه دهد. براى مثال، بسم اللّه الرحمن الرحیم تنها داراى یك قرائت است. بنابراین نمى‌توان آن را به گونه دیگر خواند. ما بیش از شش هزار آیه در قرآن داریم كه یك قرائت بیشتر ندارد. همین امر در مورد احكام فقهى نیز صادق است. بسیارى از مسایل فقهى، ضرورى و قطعى و مسلّم هستند و در مورد آنها اختلافى بین فقها وجود ندارد. اگر كسى در آن مسایل ابداع خلاف نماید، به حكم این كه خلاف اتفاق و خلاف اجماع است، مردود شمرده مى‌شود. برخى مسایل فقهى، از ضروریات دین محسوب مى‌گردد، اگر كسى آنها را قبول نداشته باشد، اصلا مسلمان محسوب نمى‌شود. بنابراین همه چیز قابل قرائت نیست، بلكه موارد خاصى این ویژگى را دارند، كه البته آن هم دلیل خاص خود را دارد.
منشأ اصطلاح «قرائت‌هاى مختلف» كه امروزه برخى نویسندگان و گویندگان ما آن را تكرار مى‌كنند، از كجا است؟ همان طور كه قبلا بیان شد، زادگاه این اصطلاح اروپا بود و پس از آن به آمریكا سرایت نمود و به تدریج به كشورهاى شرقى و كشورهاى اسلامى راه پیدا كرد. عامل اجتماعى پیدایش این امر در مغرب زمین، وجود مذاهب گوناگون در مسیحیت بود كه
﴿ صفحه 155 ﴾
عمده آنها سه مذهب كاتولیك، پروتستان و ارتدكس هستند. پس از پیدایش فرقه «پروتستان» اختلاف شدیدى میان طرفداران مسیحیت در اروپا پدید آمد و جنگ‌هاى خانمان سوزى در پى داشت كه هنوز برخى آثار و تركش‌هاى آن حوادث در اروپاى امروزى به چشم مى‌خورد.
به دنبال بالا گرفتن اختلافات مذهبى در اروپا عده‌اى از سر اصلاح‌طلبى و خیراندیشى گفتند: تمام این مذاهب درست است! آنان مى‌خواستند از این طریق اختلاف‌ها و نزاع‌ها برطرف گردد. وقتى «كاتولیك‌ها» دیدگاه خاص خویش را مطرح مى‌ساختند، آنها مى‌گفتند: دیدگاه شما درست است؛ این قرائت شما است. نیز وقتى «پروتستان‌ها» و «ارتدكس‌ها» دیدگاهى مخالف كاتولیك‌ها را بیان مى‌كردند، مى‌گفتند: دیدگاه شما نیز درست است و اینها هم قرائت دوم و سوم از انجیل است. بنابراین «قرائت‌هاى مختلف» و «پلورالیسم» تدبیرى براى تبدیل جنگ و خون‌ریزى به صلح و آشتى بود، كه البته تا حدودى كارساز بود و اختلاف مسیحیان در اروپا را كاهش داد. به عبارت دیگر، طرح فرمول «قرائت‌ها» به ضمیمه مسأله «زبان دین» و «هرمنوتیك» باعث فروكش نمودن جنگ‌هاى مذهبى شد.