نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

3. قرائت‌هاى مختلف

گاهى گفته مى‌شود كه آنچه فقها در رساله‌ها نوشته‌اند یا كسانى مانند مصباح در نماز جمعه آن را مطرح مى‌سازند، قرائتى كهنه از اسلام و مربوط به دوران ما قبل مدرنیته است و در زمان كنونى این قرائت‌ها اعتبار ندارد! از نظر آنان باید قرائت جدیدى از اسلام مطرح شود كه لازمه آن تعطیل احكام اسلام است. امروزه این مسأله به طور جدّى در جامعه ما مطرح است و مقالات متعددى در روزنامه‌ها و مجلات از سوى موافقان و مخالفان این نظریه منتشر مى‌شود؛ امّا به هر حال، بُرد این مقالات و كتبْ محدود است و كارهاى روزمره اكثریت افراد جامعه، فرصت استفاده از آن مطالب را نمى‌دهد. بنابراین لازم است در این باره بحثى داشته باشیم و در حدّ توانْ وظیفه خود را انجام دهیم.
«قرائت‌هاى متعدد» چه صیغه‌اى است؟! یكى از معانى «قرائت‌هاى مختلف» كه از سابق در فرهنگ دینى ما وجود داشته و ذهن متدینان ما با آن آشنا است «قرائت‌هاى مختلف در نماز» یا به طور كلى «قرائت‌هاى مختلف از قرآن» است. برخى آیات قرآن كریم داراى قرائت‌هاى متعدد است و حتى در رساله‌هاى عملیه نیز بدان اشاره شده است. براى مثال، در شبانه روز حداقل ده مرتبه سوره حمد را در نمازمان مى‌خوانیم. در این سوره طبق یك قرائت، «مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» و در قرائت دیگر «مَلِكِ یَوْمِ الدِّینِ» گفته مى‌شود. مفسرین قرآن نیز در باره هر یك از این دو قرائت از جهت معنا و سیاق آن بحث كرده‌اند و هر یك، یكى از آن دو را برگزیده‌اند. در این آیه هر یك از دو قرائت را كه انتخاب كنیم تفاوت چندانى از نظر معنا پیش نمى‌آید. اما گاهى تفاوت قرائت، در معنا تأثیر گذاشته و دو معناى متفاوت از آن به دست مى‌آید. براى مثال در آیه «وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتّى یَطْهُرْنَ»(107)= به زنان نزدیك نشوید تا پاك شوند، دو قرائت وجود دارد: 1. یَطْهُرْنَ 2. یَطَّهَّرنَ؛ كه هر دو قرائت صحیح است، ولى دو نتیجه فقهى متفاوت را در پى دارد.
تعدد قرائات به معناى دیگرى نیز داریم و آن این كه: یك آیه در عین حال كه فقط با یك قرائت خوانده مى‌شود داراى دو معنا است. آن گاه در علم «اصول فقه» این سؤال مطرح شده است كه آیا استعمال لفظ واحد در دو معنا جایز است یا نه؟ از نظر كسانى كه این استعمال جایز است، لفظ واحد داراى دو معنا خواهد گشت و هر دو را مى‌توان اراده كرد. از این رو، ممكن است یك آیه داراى دو معناى صحیح باشد.
﴿ صفحه 133 ﴾
در هر حال، مردم مسلمان ما كم و بیش با مسأله تعدد و اختلاف قرائت آشنا هستند. امروزه عده‌اى از این بستر فرهنگى و دینى سوء استفاده كرده و از آن پلى ساخته‌اند تا به مقاصد شوم خویش دست یابند. كار شیطان نیز همین گونه است. او در بسیارى موارد براى گمراه ساختن دیگران از مقدمات مورد قبول و مشترك‌هاى لفظى استفاده مى‌كند. الفاظ مشترك داراى معانى متغایر با یكدیگر هستند و كاربُرد آنها مى‌تواند زمینه سوء استفاده را فراهم كند.
طرفداران نظریه «قرائت‌هاى مختلف» گاهى براى تثبیت آن، پا را فراتر نهاده و به فتواهاى مختلفِ مراجع تقلید استناد مى‌كنند. مردم ما از مرد و زن، با سواد و بى‌سواد، با تفاوتِ نظرات مراجع تقلید آشنا هستند. اگر یك مرجع تقلید از دنیا برود، از مرجع دیگر تقلید مى‌كنند كه ممكن است برخى فتاواى مجتهد جدید با نظرات مرجع سابق متفاوت باشد. این امر در فرهنگ ما مورد قبول است. طرفداران نظریه «قرائت‌هاى مختلف» در مقام بهره‌بردارى از تفاوت آراى مجتهدان مى‌گویند: فتواى كدام مجتهد درست و فتواى كدام مجتهد خطا است؟ اگر مى‌دانستیم كدام فتوا نادرست است، بدان عمل نمى‌كردیم. به عبارت دیگر، نمى‌توان گفت فتواى مجتهد سابق نادرست است و فتواى مجتهد جدید صحیح است. نیز اگر فتواى مجتهدى تغییر یابد، نمى‌توان گفت: فتواى سابق نادرست و فتواى جدید صحیح است. به عبارت دیگر، براى یك شخص مسلمان فتواى سابق در زمان خودش معتبر است، و اكنون فتواى جدید داراى اعتبار است. هم‌چنین، در زمان واحد، دو نفر از دو مجتهد تقلید مى‌كنند كه اختلاف در فتوا دارند، ولى هم عمل این شخص و هم عمل آن شخص صحیح است و كسى بدان اشكال نمى‌گیرد. بنابراین، نمى‌توان گفت: فلان مجتهد اسلام را بهتر شناخته است و دیگرى شناخت كمترى نسبت به اسلام دارد. گاهى فتواى مجتهدى مخالف با فتاواى همه مراجع تقلید فعلى و موافق با فتواى مجتهدى است كه صد سال پیش مى‌زیسته است؛ این بدان معنا نیست كه فتواى جدید صحیح‌تر است؛ بلكه همه آنها معتبر هستند.
از آنچه گفته شد این نكته به دست مى‌آید كه اختلاف و تعدد قرائت‌ها شامل: اختلاف الفاظ، اختلاف معنا، اختلاف قرائت آیات و اختلاف در فتاواى مجتهدان است.

4. تعدد قرائت در مسایل اصولى دین

گاهى این اختلاف نظر یا تعدد قرائت در مسایل كلامى و اعتقادى مربوط به اصول دین نیز وجود دارد. یك فرد به «معاد جسمانى» معتقد است و دیگرى به «معاد روحانى» اعتقاد دارد. اینْ یك قرائت، و آن نیز قرائت دیگر از مسأله است.
﴿ صفحه 134 ﴾
مثال دیگر از اختلاف در مسایل اصولى دین، وجود دو برداشت در باره جانشین پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) و مسأله «امامت» است. مسلمانان از صدر اسلام و از زمان رحلت پیامبر اسلام این دو برداشت گوناگون را داشته‌اند. بر اساس یك برداشت، جانشین پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) باید از ناحیه خداى متعال تعیین گردد. این برداشت از سوى حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام)، حضرت فاطمه(علیها السلام)، حسنین(علیهما السلام)، سلمان، ابوذر، مقداد و بعد هم از سوى عمار یاسر اظهار شد. در مقابل، اكثریت مسلمانان بر این اعتقادند كه مردم باید جانشین پیامبر اسلام را تعیین كنند! از نظر آنان «حكومت» یك امر مردمى و ناظر به امور دنیوى است و كارى به «دین» ندارد! بنابراین ـ به اعتقاد آنان ـ تعیین خلیفه و حاكم به مردم واگذار شده است. این اختلاف یك اختلاف اعتقادى و مربوط به اصول دین است كه بر اساس آن، اقلیتى به نام «شیعه»، و اكثریتى به نام «اهل سنّت» پیدا شده‌اند.
به اعتقاد مدعیان قرائت‌هاى جدید از دین، همان طور كه، مثلا، نمى‌توان گفت: فتواى مرحوم آیت اللّه بروجردى(رحمه الله) به واقع نزدیك‌تر است یا فتواى مرحوم آیت اللّه خوانسارى(قدس سره)، نیز نمى‌توان گفت: آنهایى كه معتقد به نصب حاكم از سوى خدا هستند (شیعه) درست فهمیده‌اند یا آنهایى كه معتقد به نصب حاكم از سوى مردم هستند (اهل سنّت)، بلكه به اعتقاد آنان، اگر بناى ترجیح‌گذارى و ارزش‌سنجى باشد حق با گروه اخیر است! چون آنان اكثریت قاطع مسلمانان را تشكیل مى‌دهند و جمعیت شیعیان شاید به اندازه یك پنجم جمعیت كل مسلمانان هم نباشد. مبناى «اكثریت» از سوى نظام‌هاى دموكراتیك به عنوان یك اصل مسلّم پذیرفته شده است. به اعتقاد مدعیان قرائت‌هاى جدید، اگر ترجیح با اهل سنّت نباشد، لااقل ارزش هر دو عقیده مساوى است. در نتیجه از نظر آنان، نظر هر كدام از «شیعه» و «اهل سنّت» قرائتى مستقل و هر دو نیز قابل قبول است!
بنابراین، یك بُعد دیگر از مسأله قرائت‌هاى مختلف از دین، اختلاف نظر در مسایل اعتقادى و كلامى است.

5. هرمنوتیك و قرائت‌هاى مختلف

مسأله «قرائت‌ها» حدود چهارصد سال پیش در اروپا مطرح شد و در دهه‌هاى اخیر، تحولاتى نیز پیدا كرده است. از قرن شانزدهم میلادى به بعد و به علت شرایط خاص اجتماعى، سیاسى،
﴿ صفحه 135 ﴾
دینى و فرهنگى؛ حوادثى در اروپا پدیدار گشت و تحوّلاتى در افكار و اندیشه‌ها پدید آمد. ریشه نظریه «قرائت‌ها» به آن دوران باز مى‌گردد. در آن زمان در اروپا عوامل زیادى براى تقویت این نظریه وجود داشت كه با شرایط كنونى ما متفاوت است.
اخیراً نظریه جدیدى به عنوان یك نظریه فلسفى در بین فلاسفه معاصر اروپایى، و سپس در كل جهان غرب پیدا شده است كه از آن به «هرمنوتیك فلسفى» تعبیر مى‌كنند. بر اساس آن، مسأله تعدد قرائت‌ها اختصاص به «متون» یعنى نوشته‌ها و خواندنى‌ها ندارد، بلكه این امر شامل «كلام اشخاص» نیز مى‌شود و علاوه بر متون دینى و كلام خداوند، كلام اشخاص و متون عادى نیز ممكن است معانى متعددى داشته باشد. آنان حتى پا را از این فراتر نهاده و معتقدند كه هر گزاره قابل تصور، كه در ذهن انسان منعكس گردد، مى‌تواند معانى متعدد داشته باشد. نظریه «هرمنوتیك فلسفى» بیش از همه از سوى «مارتین هایدگر» فیلسوف اگزیستانسیالیست آلمانى مطرح گشت و از آن پس سایر فیلسوفان غربى بدان گرایش پیدا كردند و بدین‌سان شاخه‌اى از فلسفه غرب به عنوان «فلسفه هرمنوتیك» شناخته‌شد.
بنابراین از نظر آنان نه تنها متون و الفاظ داراى قرائت‌ها و معانى متفاوت هستند، بلكه كلّیه مفاهیم نیز این گونه هستند. در نتیجه هیچ گونه تفاهمى بین دو انسان واقع نمى‌شود مگر آن كه عامل مشتركى بین آن دو وجود داشته باشد.
از جمله مباحثى كه در این زمینه مطرح گشته این پرسش است كه آیا دقیقاً مى‌توان مقصود یك گوینده را درك كرد یا این كه باید معانى متعدد آن را در نظر گرفت و افراد مى‌توانند از كلام واحد، برداشت‌هاى متفاوت داشته باشند، حتى گوینده نیز یكى از كسانى است كه مى‌تواند از كلام خویش، قرائت و برداشت خاصى داشته باشد؟ به عبارت دیگر، مسأله فهمیدن معنا، انتقال معنا و برداشت معنا از یك لفظ یا یك گزاره، تابع نظر گوینده نیست، بلكه تابع امر مشتركى است كه بین گوینده و شنونده شكل گرفته و محور آن خود «كلام» است.
به هر حال در این جا از تفصیل این بحث فلسفى خوددارى مى‌كنم. منظور از طرح این مبحث، اشاره به جایگاه و منشأ «قرائت‌ها» بود و این كه چگونه سعى شده این امر وارد فرهنگ ایرانى شده و با آن آشتى داده شود. اگر به كتاب‌هایى كه حدود پنجاه سال پیش نوشته شده است مراجعه كنید، سخنى از «قرائت‌هاى متعدد»، آن هم به این معنایى كه امروزه مورد استعمال است، نمى‌یابید. البته مباحثى مانند «تفسیر به رأى» از قدیم وجود داشته است، اما
﴿ صفحه 136 ﴾
مقصود از آن چیزى غیر از مسأله «قرائت‌هاى جدید» است كه امروزه شایع گشته است. به هر حال، خاستگاه این مسأله، مغرب زمین است و تاریخچه آن به حدود چهارصد سال پیش بازمى‌گردد و تحولاتى نیز پیدا كرده است كه در حال حاضر صورت جدید آن، مسأله «هرمنوتیك فلسفى» است.