نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

7. نقش دین در هویت اجتماعى

غیر از رابطه اخوّت و برادرى كه بین افراد وجود دارد، گروه‌هاى اسلامى نیز نسبت به یكدیگر داراى رابطه اخوّت هستند. تحقق اخوّت بین تمام مسلمانان و گروه‌هاى اسلامى در صورتى است كه ما كشورهاى اسلامى را یك «ملت واحد» در نظر بگیریم؛ در حالى كه آنچه در ادبیات سیاسى غرب مورد قبول واقع شده است «ملیت‌هاى مختلف» است. در این حالت، گرایش‌هاى ملى‌گرایى شكل مى‌گیرد كه این امر اساساً با تفكر اسلامى سازگار نیست. اگر كشورهاى اسلامى را نه بر اساس ملیت‌هاى جدا از یكدیگر، بلكه بر اساس ارزش‌هاى مورد قبول اسلام مورد توجه قرار دهیم، این پرسش فراروى ما خواهد بود كه این واحدهاى مستقل یا كشورهاى اسلامى نسبت به یكدیگر چه حقوقى دارند؟
امروزه در عالَم اسلام ما با این واقعیت مواجهیم كه یكى از سرزمین‌هاى مقدس مسلمانان مورد طمع و تجاوز دشمنان خدا و دین‌ستیزان قرار گرفته است. آنان خودشان را دین‌دار و
﴿ صفحه 112 ﴾
یهودى معرفى مى‌كنند؛ ولى كیست كه نداند كه امروز، كشور اسراییل نه به دست یهودیانِ واقعى، بلكه به دست صهیونیست‌ها(97) اداره مى‌شود. صهیونیست‌ها در واقع یك گروه مذهبى و یهودى نیستند، بلكه یك حزب سیاسى، یك گروه متجاوز، برترى‌طلب و نژادپرست مى‌باشند. این سرزمین مقدس اسلامى بیش از پنجاه سال است كه در حیطه نفوذ غاصبان و شیاطین قرار گرفته است. سرزمینى كه از نظر قرآن كریم «بلد مبارك» است: الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بارَكْنا حَوْلَه(98)= مسجدالاقصایى كه پیرامون آن را بركت داده‌ایم.
﴿ صفحه 113 ﴾
مسلمانان از ابتدا موظف بودند در مقام حفظ و حراست از قبله اول مسلمین و این بلد مبارك، مانع از تشكیل این حكومت شوند؛ ولى متأسفانه در انجام وظیفه كوتاهى كردند. على‌رغم مصوَّباتى كه به تصویب كشورهاى اسلامى رسیده است، برخى از این كشورها رسماً با دولت اسراییل داراى روابط سیاسى هستند و اكنون نیز به سبب منافع اندكى كه به جیب سردمداران این كشورها مى‌رود، حاضر به قطع رابطه با كشور غاصب و دین‌ستیز اسراییل نیستند. اسراییل مولود نامشروع استعمار پیر، انگلستان است و اكنون خیانت‌كارى دیگر، حضانت آن را به عهده گرفته است و اسراییل با اتكا به همین دایه، یعنى شیطان بزرگ آمریكا، به حیات ننگین خویش ادامه مى‌دهد.
از دیدگاه اسلام، مسلمانان جهان و همه سرزمین‌هاى اسلامى حكم ملت واحد و كشور واحد را دارند. بنابراین مسلمانان در هر جاى عالَم كه زیست مى‌كنند، نسبت به یكدیگر حق دارند. اگر گوشه‌اى از جهان اسلام مورد تجاوز و ستم واقع شود، تمام مسلمانان موظف به رفع ظلم هستند. در اسلام؛ ملیت ایرانى، ملیت فلسطینى و... مورد توجّه نیست، بلكه در اسلام، اخوت اسلامى و ایمانى مطرح است. از این رو مسلمانان نسبت به یكدیگر حقوق متقابل و متساوى دارند. هر فرد مسلمان موظف است از راه معقول و به اندازه توان خویش در رفع ظلمْ گام بردارد. بر این اساس، این نحوه عملكرد و پشتیبانى از مظلوم به معناى دخالت در امور كشور دیگر نیست. ادبیات سیاسى یا حقوق بین‌الملل جهان امروز نمى‌تواند براى ما تكلیف‌ساز یا رافع تكلیف باشد. ملاك ما در این زمینه تعالیم اسلام است و بر اساس تعالیم اسلام، مسلمان باید نسبت به مسلمان دیگر در هر نقطه از جهانْ حساس باشد. جان آنها مانند جان برادران ایرانى عزیز است و ناموس آنان همانند نوامیس ما محترم است. آیا مى‌توان نسبت به تعرض یا تجاوزى كه به همسایه صورت مى‌گیرد بى‌تفاوت بود؟! آیا مى‌توانیم چشم فرو بندیم و بگوییم: این مسأله به ما مربوط نیست؟! همسایه بر همسایه حق دارد و حفظ ناموس همسایه بر همسایه واجب است. كشورهاى اسلامى با یكدیگر همسایه و بلكه بالاتر از همسایه هستند و حفظ حقوق آنان واجب است: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة(99)= همانا مؤمنان با یكدیگر برادرند.
اما ملى‌گراها و مزدوران آمریكا در گوشه و كنار مملكت، این مطلب را ترویج مى‌نمایند كه:
﴿ صفحه 114 ﴾
ما در مملكت خویش داراى مشكلات فراوان هستیم، بنابراین نوبت به حمایت از سایر كشورها نمى‌رسد! مبناى سخن این عده چیزى جز عقاید كفرآمیز و ضد اسلامى نیست و ریشه در بى‌اعتقادى به مبانى فكرى و نظرى اسلام دارد. اینان به عنوان گروه‌هاى سیاسى یا فرهنگى، تفكرات سكولاریسم، لیبرالیسم و فرهنگ الحادى را در مملكت اسلامى ما ترویج مى‌كنند. لازم است ما به همه عزیزان، مخصوصاً نوجوانانى كه در معرض هجوم این افكار الحادى و شیطانى هستند هشدار دهیم. عزیزان! مسلمان با مسلمان برادر، و حفظ حقوق آنان بر یكدیگر لازم است، خواه در یك چارچوب جغرافیایى قرار گیرند و یا خارج از آن باشند. در مرحله اول حفظ دین آنان و آن‌گاه حفظ جان، مال و ناموس آنان بر ما واجب است. پس چنان نیست كه بتوانیم، بگوییم: «چراغى كه به خانه روا است به مسجد حرام است». هرجا مسلمان زیست مى‌كند، آن‌جا در حكم خانه ما است، مخصوصاً مسجدالاقصى كه قبله اول مسلمین و به تعبیر قرآن، بلد مبارك است. در این سرزمین هزاران پیامبر و مردان نیك زیادى زیست كرده‌اند و به عبادت خدا و ارشاد دیگر انسان‌ها مشغول بوده‌اند. وجود آنان هم‌چون شمع روشنى بخش انسان‌ها بوده و بسیارى از آنان در نهایت نیز جان خویش را فدا نموده‌اند. این سرزمین پایگاه توحید در جهان بوده و قرن‌ها از این مكان مقدس، خداپرستى نیز به جهان بشریت عرضه شده و ترویج گردیده است. این مكان باید براى همیشه به عنوان نماد توحید و خداپرستى باقى بماند و حرمت و قداست آن حفظ گردد. از دیدگاه قرآن كریم دو مكان به عنوان نماد توحید هستند. یكى از آن دو، مكه است: إِنَّ أَوَّلَ بَیْت وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذِی بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِین(100)= در حقیقت، نخستین خانه‌اى كه براى عبادت مردم نهاده شده، همان است كه در مكه است كه مبارك و براى جهانیان مایه هدایت است. مكان دوم، مسجدالاقصى است: سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى...‌‌.(101) این دو مسجد همانند دو چشم در جهان اسلام هستند. ما نمى‌توانیم از اهمیت یكى از این دو بكاهیم و شاهد طمع دشمنان اسلام و جدایى هر یك از این دو مسجد عظیم از پیكر اسلام باشیم. اسلام به ما اجازه نمى‌دهد كه مسجدالاقصى به یك پرستشگاه كفر تبدیل شود.
هیچ قلمى نمى‌تواند جنایات اسراییل را به نگارش درآورد و هیچ هنرمندى نمى‌تواند مظلومیت مردم فلسطین را ترسیم نماید. نمونه این‌گونه ظلم‌ها و ستم‌ها در عالَم یافت
﴿ صفحه 115 ﴾
نمى‌شود. آیا مى‌توانیم در مقابل این جنایات و رخدادهاى ناگوار چشم فرو بندیم و به خواب آرام رویم؟! غیرت دینى كجا است؟ احساس مسؤولیت نسبت به سایر مسلمانان كجا رفت؟! آیا جاى این سخن «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» كجا است؟ چگونه باید شعایر اسلامى را حفظ كرد و حمایت نمود؟

8. ظرفیت‌هاى فراوان حمایت از مردم مسلمان فلسطین

متأسفانه هنوز احساسات و عواطف مردمِ مسلمان ما در حمایت از مردم فلسطین و مسجدالاقصى به اوج لازم خویش نرسیده و ظرفیت‌هاى فراوانى براى تلاش رسانه‌ها و هنرمندان وجود دارد تا هرچه بیشتر حقایق روشن گردد. با این حال، باید مبانى فكرى و نظرى حمایت از مسلمانان را تشریح كنیم و باور نماییم كه این مسأله از اصول فكر اسلامى است. مبادا راهزنان دین، اعتقاد به این اصل اسلامىِ «اخوّت ایمانى» را از دل نوجوانان ما بربایند و افكار ناسیونالیستى و ملى‌گرایانه را جایگزین آن نمایند؛ آن‌چنان كه متأسفانه در بعضى صحنه‌ها این پدیده روى داده است.
بعد از ایمان به وظیفه حمایت از برادران مسلمان، باید در پى عمل به این تكلیف الهى باشیم. كمترین و ابتدایى‌ترین وظیفه، انجام تظاهرات و راهپیمایى به مناسبت روز جهانى قدس است. البته این حركت الهى و خداپسندانه در دلگرم نمودن مسلمانانِ فلسطین و حركت انتفاضه بسیار مؤثر است. این كار كمى نیست؛ اما در مقابل وظایف سنگین‌تر ما، كار كمى محسوب مى‌شود. به عبارت دیگر، ما باید در پى حمایت‌هاى عملى از مردم شریف، مظلوم و مستضعف فلسطین باشیم. اندیشمندان، نخبگان و سیاست‌مداران كشور نحوه كمك به این عزیزان را بررسى كنند؛ آن هم راه‌كارهایى كه اولا در پیشرفت حركت آنان مؤثر و مفید باشد، و ثانیاً كمترین اشكال و دشوارى را براى نظام و دولت اسلامى در پى داشته باشد. طبیعى است كه مسایل سیاسى و بین‌المللى پیچیدگى‌هاى خاص خود را دارد و همه نمى‌توانند تصویر درست و سنجش حساب شده‌اى از نفع و ضررهاى آن داشته باشند. گاهى توقعاتى در بین مردم مخلص ما به وجود مى‌آید كه بیش از ظرفیت عملى است. من مطمئنم كه عده‌اى از جوانان مخلص و پاك‌نیت ما آمادگى حضور در جبهه‌هاى جنگ با اسراییل را دارند، مخصوصاً بسیجیان عزیزى كه هشت سال دفاع مقدس را در فرهنگ اسلامى تجربه كرده‌اند و
﴿ صفحه 116 ﴾
این فرهنگ در اعماق وجودشان نفوذ پیدا كرده است. اینان باور دارند كه مسلمانان با یكدیگر برادرند و از نظر آنان حضور در جبهه شلمچه و جبهه فلسطین یكسان است؛ چون هدف، تحصیل رضایت خداوند و اطاعت از امر امام زمان(علیه السلام) و ولىّ‌امر مسلمین است. در این موقعیت خاص، تشخیص راه‌كار مناسب كه بهترین سود براى مردم فلسطین، و كمترین ضرر را براى دیگران داشته باشد، نیازمند برنامه‌ریزى متخصصان است. نباید این مسایل را ساده انگاشت و نیز نمى‌توان توقعات و انتظارات جوان‌هاى مخلص را نادیده گرفت. مسؤولان نیز باید بیشتر به اهمیت وظیفه خویش پى ببرند. البته نباید بعضى نارسایى‌ها را حمل بر تقصیر مسؤولان و متصدیان نمود. اگرچه در برخى مسایل سیاسى و اقتصادى اختلاف نظرهایى مشاهده مى‌شود؛ ولى بحمداللّه در بین سیاستمداران و گروه‌ها، در حمایت از مردم فلسطین هیچ اختلاف نظرى وجود ندارد. خدا را بر این اتفاق نظر شاكریم و صادقانه و مخلصانه در این راه از همه مسؤولان حمایت مى‌كنیم. امید است كه آنان نیز راه‌كارهاى مؤثرِ حمایت از مردم فلسطین را بیابند و به مردم اعلام كنند.
﴿ صفحه 117 ﴾

جلسه سى و سوم: انحراف حاكمان و كارگزاران در حكومت اسلامى