نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

4. منشأ حق و تكلیف در نظام حقوقى اسلام

از دیدگاه اسلام، مسأله حق و تكلیف به گونه دیگرى است. به اعتقاد ما، تنها نظام حقوقى كه بر اساس برهان عقلى قابل تبیین است، نظام حقوقى اسلام است. از بیانات ائمه اطهار(علیهم السلام)استفاده مى‌شود كه فلسفه حقوق اسلام بر جهان‌بینى توحیدى استوار است. جهان هستى به طُفیل اراده الهى به وجود آمده و هستىِ مطلق و ازلى مخصوص خداى متعال است. هستىِ هركس از او است و هیچ‌كس، از خود چیزى ندارد. بر این اساس، خداى متعال كه آفریدگار همه عالم و از جمله انسان‌ها است، بر همه موجودات، داراى حق خالقیت است. از آن‌جا كه او وجود و هستى را به همه موجودات دیگر افاضه كرده است، حق دارد در موجودات دیگر، بر اساس مصلحت و حكمت خویش تصرف نماید. از این رو، اولین حقى كه در عالَم ثابت مى‌شود حق خالقیت خدا بر مخلوقات است.
موجودات دیگر و از جمله انسان، براى ادامه حیات و تكامل خویش نیازمند نعمت‌هایى هستند كه آنها هم از سوى خداوند در اختیار انسان قرار گرفته است، كه این امر به معناى حق ربوبیت است. ربوبیت الهى از آن جهت كه شامل افعال اختیارى انسان هم مى‌شود، به دو شاخه ربوبیت تكوینى و ربوبیت تشریعى تقسیم مى‌گردد. ربوبیت تشریعى به معناى حق مولویت و فرمان دادن است. بنابراین اولین حق، حق خداوند است كه شامل: حق خالقیت، حق پرورش، رشد و تربیت انسان‌ها و حق مولویت و فرمان دادن است.
متقابلا به اقتضاى این حق، «تكلیف» ثابت مى‌شود، همان‌طور كه قبلا گذشت، «حق و تكلیف» رابطه «تضایف» دارند و اثبات «حق» براى یك طرف، بدون اثبات «تكلیف» براى طرف مقابل معنا ندارد. اگر خدا بر بندگانش داراى حق باشد، اما در مقابل، بندگان تكلیفى در اداى حق خدا نداشته باشند، وجود این حق لغو است. از این رو، اولین چیزى كه در عالَمِ اعتبار و ارزش‌ها براى انسان اثبات مى‌شود «تكلیف» است.
﴿ صفحه 109 ﴾

5. اهمیت تكریم بیت‌المقدس

حق خداوند بر بندگان در مرحله اول اطاعت و پرستش او است و در مرحله دوم، شامل اطاعت، احترام و تقدیس نسبت به آنچه كه منسوب به دستگاه الهى است، مى‌شود. در عالم اسلام چند مسجد و معبد داریم كه بیشترین تقدیس و احترام را براى آنها قایلیم؛ مانند: مسجدالحرام و مسجدالاقصى. قبله اول مسلمین، مسجدالاقصى است. مدتى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)و مسلمانان، با وجودى كه در مكه بودند به طرف مسجدالاقصى نماز مى‌گزاردند.(94)امروزه شاهد غصب این مكان مقدس توسط غاصبان هستیم. مكانى كه قرآن كریم از آن این گونه یاد مى‌كند: سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیر(95)= منزه است آن خدایى كه بنده‌اش را شبانگاهى از مسجدالحرام به سوى مسجدالاقصى ـ كه پیرامون آن را بركت داده‌ایم ـ سیر داد، تا از نشانه‌هاى خود به او بنمایانیم، كه او همان شنواى بینا است.
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) در معراج مشهور خود ابتدا از مسجدالحرام به سوى مسجدالاقصى، و از آن‌جا به عوالم بالا سیر كردند.(96) این امر گویاى این مطلب است كه تا احترام این دو مكان
﴿ صفحه 110 ﴾
مقدس در عالَم ارضى رعایت نشود، نوبت به شعایر فوقانى نمى‌رسد. حق الهى بر همه انسان‌ها و از جمله ما مسلمانان این است كه اگر كوچك‌ترین بى‌احترامى نسبت به پایگاه معراج و قبله اول مسلمین صورت پذیرد، با تمام وجود از خانه خدا حمایت كنیم و از بى‌احترامى نسبت به آن مكان مقدس جلوگیرى نماییم. در مدت حدود پنجاه سال اخیر، غاصبان بیت‌المقدس تلاش كرده‌اند تا از اهمیت اسلامى این مكان مهم بكاهند و آن را به صورت یك معبد یهودى درآورند. شرح توطئه‌هاى رژیم اشغالگر قدس، مثنوى هفتاد من است. آنان در تلاش اخیر خود كوشیدند معبدى را در مسجدالاقصى بنا نمایند و مى‌خواستند سنگى را در آن مكان نصب نمایند كه با مخالفت مسلمانان، موفق به این كار نشدند. اگر آنان قدرت پیدا كنند دیر یا زود این مسجد را از حالت مسجد بودن خارج خواهند ساخت و به قول خودشان هیكل سلیمان را در آنجا بازسازى خواهند كرد. بنابراین یكى از وجوه مهم حساسیت ما نسبت به مسأله فلسطین به سبب پایمال شدن حق خداوند است. شعایر اسلامى مورد اهانت واقع شده است و ما هرگز نمى‌توانیم نسبت به این مسأله بى‌تفاوت باشیم.

6. ضرورت تبیین هرچه بیشتر نظریه حقوقى اسلام

گفته شد اولین حق در عالَمِ حقوق، حق خداوند است و خداى متعال از حق اصیل خویش، حقوقى را براى بندگان قرار داده است. از جمله حقوقى كه خداوند براى انسان‌ها نسبت به یكدیگر قرار داده است، حقوق گروه‌هاى اسلامى نسبت به یكدیگر است. همین جا بین پرانتز
﴿ صفحه 111 ﴾
عرض مى‌كنم كه سزاوار است صاحب‌نظران، متفكران و اهل قلم و تحقیق، به فرهنگ اصیل اسلامى اعتماد كنند و استقلال فكرى و فرهنگى خویش را بازیابند و نظریه حقوقى اسلام را كه اصیل‌ترین، برترین و متقن‌ترین نظام حقوقى است مورد بررسى و تجزیه و تحلیل قرار دهند.
حقوق انسان‌ها بر یكدیگر به چند گونه متصور است: حقوق فرد بر فرد، حقوق گروه‌ها بر یكدیگر، حقوق فرد بر گروه و حقوق گروه بر فرد. تفصیل هر یك از این موارد نیازمند بحث‌هاى طلبگى و آكادمیك است؛ ولى به هرحال، آنچه در حال حاضر مورد بررسى ما قرار دارد این است كه از دیدگاه اسلام، مسلمانان نسبت به یكدیگر داراى حقوق ویژه هستند. تبیین این مسأله، بیان منشأ آن و علت اهمیت آن از نظر اسلام، محتاج فرصت مناسبى است. ما باید تلاش كنیم رسوبات فرهنگ الحادى از دل‌ها و فكرها زدوده شود تا زمینه درك بهتر و بیشترِ نظریه حقوقى اسلام فراهم گردد. متأسفانه در قرن بیستم و مخصوصاً در هفتاد سال اخیر، فرهنگ الحادى چنان در فرهنگ ما نفوذ كرده است كه خلاص شدن از آثار و رسوبات آن كارى بس مشكل است. كار به جایى رسیده كه عده‌اى تصور مى‌كنند فرهنگ الحادى همان چیزى است كه مورد قبول اسلام است! تبیین عناصر فرهنگى اسلام و فرهنگ الحادى غرب و توضیح تفاوت‌هاى آنها نیازمند یك جهاد علمى است. امیدواریم خداى متعال افرادى هم‌چون شهید مطهرى را برانگیزاند تا این جهاد علمى را انجام دهند.