نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

3. نقش قرارداد اجتماعى در ایجاد حق و تكلیف

همان‌طور كه پیش‌تر گذشت، در میان مكاتب حقوقى دنیا، مكتبى كه بتواند اصلى‌ترین مسایل حقوقى را تبیین عقلانى نماید، وجود ندارد. مكاتب حقوقى دنیا عمدتاً به آرا و نظرات مردم اتكا مى‌كنند. بهترین نظریه‌اى كه در زمینه حقوق مورد توجه حقوق‌دانان و فیلسوفانِ حقوق واقع گشته، رأى‌گیرى و «قرارداد اجتماعى» است. از نظر آنان مردم ناچار به داشتن روابط اجتماعى با یكدیگر هستند و قراردادها و پیمان‌هایى كه بین آنان منعقد مى‌گردد، روابط اجتماعى آنان را تنظیم و سامان‌دهى‌مى‌كند.
«قراردادها» در یك تقسیم‌بندى كلى دو گونه هستند: گاهى قراردادها در داخل یك نظام سیاسى به نام كشور، ملت یا دولت انجام مى‌گیرد، و گاهى قراردادها بین دو یا چند كشور منعقد مى‌گردد. ناگفته نماند كه قراردادها همیشه از روى رضایت و میل باطنى نیستند، بلكه برخى قراردادها از روى جبر یا كراهت منعقد مى‌گردند. به عبارت دیگر، در زندگى اجتماعى چاره‌اى جز پذیرش این‌گونه قراردادها نیست. به هر حال، از نظر حقوق متداول امروزى، قرارداد چه از روى رضایت باشد، و چه از روى اكراه و اجبار باشد، منشأ حقوق و تكالیف است.
هم‌چنین در حقوق بین‌الملل ، نمایندگان دولت‌ها با یكدیگر به عقد قراردادهاى بین‌المللى مبادرت مى‌نمایند. از همین رو اگرچه ممكن است اكثریت مردم كشورى با رفتار دولت‌مردان خویش موافق نباشند، ولى به هر حال، پیمان‌ها و قراردادهاى بین‌المللى بر اساس اراده و خواست دولت‌ها به وجود آمده و از نظر حقوق بین‌الملل داراى ارزش و رسمیت است. سازمان‌هاى بین‌المللى، كنوانسیون‌هاى بین‌المللى، منشور سازمان ملل متحد، اعلامیه جهانى حقوق بشر و... بر همین اساس به وجود آمده‌اند.
﴿ صفحه 108 ﴾
در هر حال از نظر آنان، وراى این قراردادهاى دو یا چند جانبه، هیچ اساس عقلانى براى اثبات حق و تكلیف براى افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها و كشورها وجود ندارد. البته در گذشته، حقوق و تكالیف را بر اساس برخى نظریات دیگر نظیر حقوق طبیعى تبیین مى‌كردند، ولى امروزه این نظریه‌ها در مجامع حقوقى جهان اعتبار خویش را از دست داده و عملا گرایش‌هاى پوزیتیویستى بر محافل حقوقى دنیا حاكم گشته است.

4. منشأ حق و تكلیف در نظام حقوقى اسلام

از دیدگاه اسلام، مسأله حق و تكلیف به گونه دیگرى است. به اعتقاد ما، تنها نظام حقوقى كه بر اساس برهان عقلى قابل تبیین است، نظام حقوقى اسلام است. از بیانات ائمه اطهار(علیهم السلام)استفاده مى‌شود كه فلسفه حقوق اسلام بر جهان‌بینى توحیدى استوار است. جهان هستى به طُفیل اراده الهى به وجود آمده و هستىِ مطلق و ازلى مخصوص خداى متعال است. هستىِ هركس از او است و هیچ‌كس، از خود چیزى ندارد. بر این اساس، خداى متعال كه آفریدگار همه عالم و از جمله انسان‌ها است، بر همه موجودات، داراى حق خالقیت است. از آن‌جا كه او وجود و هستى را به همه موجودات دیگر افاضه كرده است، حق دارد در موجودات دیگر، بر اساس مصلحت و حكمت خویش تصرف نماید. از این رو، اولین حقى كه در عالَم ثابت مى‌شود حق خالقیت خدا بر مخلوقات است.
موجودات دیگر و از جمله انسان، براى ادامه حیات و تكامل خویش نیازمند نعمت‌هایى هستند كه آنها هم از سوى خداوند در اختیار انسان قرار گرفته است، كه این امر به معناى حق ربوبیت است. ربوبیت الهى از آن جهت كه شامل افعال اختیارى انسان هم مى‌شود، به دو شاخه ربوبیت تكوینى و ربوبیت تشریعى تقسیم مى‌گردد. ربوبیت تشریعى به معناى حق مولویت و فرمان دادن است. بنابراین اولین حق، حق خداوند است كه شامل: حق خالقیت، حق پرورش، رشد و تربیت انسان‌ها و حق مولویت و فرمان دادن است.
متقابلا به اقتضاى این حق، «تكلیف» ثابت مى‌شود، همان‌طور كه قبلا گذشت، «حق و تكلیف» رابطه «تضایف» دارند و اثبات «حق» براى یك طرف، بدون اثبات «تكلیف» براى طرف مقابل معنا ندارد. اگر خدا بر بندگانش داراى حق باشد، اما در مقابل، بندگان تكلیفى در اداى حق خدا نداشته باشند، وجود این حق لغو است. از این رو، اولین چیزى كه در عالَمِ اعتبار و ارزش‌ها براى انسان اثبات مى‌شود «تكلیف» است.
﴿ صفحه 109 ﴾

5. اهمیت تكریم بیت‌المقدس

حق خداوند بر بندگان در مرحله اول اطاعت و پرستش او است و در مرحله دوم، شامل اطاعت، احترام و تقدیس نسبت به آنچه كه منسوب به دستگاه الهى است، مى‌شود. در عالم اسلام چند مسجد و معبد داریم كه بیشترین تقدیس و احترام را براى آنها قایلیم؛ مانند: مسجدالحرام و مسجدالاقصى. قبله اول مسلمین، مسجدالاقصى است. مدتى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)و مسلمانان، با وجودى كه در مكه بودند به طرف مسجدالاقصى نماز مى‌گزاردند.(94)امروزه شاهد غصب این مكان مقدس توسط غاصبان هستیم. مكانى كه قرآن كریم از آن این گونه یاد مى‌كند: سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیر(95)= منزه است آن خدایى كه بنده‌اش را شبانگاهى از مسجدالحرام به سوى مسجدالاقصى ـ كه پیرامون آن را بركت داده‌ایم ـ سیر داد، تا از نشانه‌هاى خود به او بنمایانیم، كه او همان شنواى بینا است.
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) در معراج مشهور خود ابتدا از مسجدالحرام به سوى مسجدالاقصى، و از آن‌جا به عوالم بالا سیر كردند.(96) این امر گویاى این مطلب است كه تا احترام این دو مكان
﴿ صفحه 110 ﴾
مقدس در عالَم ارضى رعایت نشود، نوبت به شعایر فوقانى نمى‌رسد. حق الهى بر همه انسان‌ها و از جمله ما مسلمانان این است كه اگر كوچك‌ترین بى‌احترامى نسبت به پایگاه معراج و قبله اول مسلمین صورت پذیرد، با تمام وجود از خانه خدا حمایت كنیم و از بى‌احترامى نسبت به آن مكان مقدس جلوگیرى نماییم. در مدت حدود پنجاه سال اخیر، غاصبان بیت‌المقدس تلاش كرده‌اند تا از اهمیت اسلامى این مكان مهم بكاهند و آن را به صورت یك معبد یهودى درآورند. شرح توطئه‌هاى رژیم اشغالگر قدس، مثنوى هفتاد من است. آنان در تلاش اخیر خود كوشیدند معبدى را در مسجدالاقصى بنا نمایند و مى‌خواستند سنگى را در آن مكان نصب نمایند كه با مخالفت مسلمانان، موفق به این كار نشدند. اگر آنان قدرت پیدا كنند دیر یا زود این مسجد را از حالت مسجد بودن خارج خواهند ساخت و به قول خودشان هیكل سلیمان را در آنجا بازسازى خواهند كرد. بنابراین یكى از وجوه مهم حساسیت ما نسبت به مسأله فلسطین به سبب پایمال شدن حق خداوند است. شعایر اسلامى مورد اهانت واقع شده است و ما هرگز نمى‌توانیم نسبت به این مسأله بى‌تفاوت باشیم.