نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

جلسه سى و دوم: مبناى نظرى دفاع و حمایت از مسلمانان فلسطین

1. توجه انقلاب اسلامى ایران به مسأله فلسطین

موضوع بحث نظریه حقوقى اسلام بود كه در جلسات پیش، حقوق و تكالیفِ متقابل مردم و حكومت را مورد توجه قرار دادیم. از آن جا كه امروزه یك حركت همگانى در كشور ما در حمایت از انتفاضه مردم فلسطین و هم‌دردى با مردم شریف و محروم آن دیار در جریان است، مناسب است بحثى حقوقى ناظر به مسایل جهان اسلام و مخصوصاً فلسطین مطرح سازیم.
بحمداللّه مردم ایران از پیش از انقلاب اسلامى نسبت به مسأله فلسطین و ظلمى كه از طرف جهان‌خواران و اسلام‌ستیزان بر مردم نجیب و شریف آن دیار مى‌رود، حساس بوده‌اند. افرادى هم‌چون امام خمینى(رحمه الله) و استاد شهید علامه مطهرى رضوان‌اللّه‌علیه مردم را متوجه اهمیت این موضوع مى‌نمودند. حتى قبل از انقلاب، اقداماتى در جهت كمك به مردم فلسطین صورت پذیرفت. در این میان، این رویّه از سوى برخى مورد انتقاد قرار گرفت. به اعتقاد این عده، حساسیت نسبت به مسأله فلسطین كه دور از مرزهاى كشور ما است اهمیتى ندارد!
در سال اول پیروزى انقلاب اسلامى، از سوى امام خمینى(رحمه الله) روز جمعه آخر ماه مبارك رمضان به عنوان «روز جهانى قدس» اعلام گردید.(93) ملت ایران در مدت بیست و چند سال
﴿ صفحه 106 ﴾
اخیر و به صورت‌هاى گوناگون احساسات مذهبى و هم دردى خویش را با مردم مظلوم فلسطین ابراز نموده است. دولت‌مردان ما نیز هر كدام به سهم خویش نسبت به این مسأله مهم حساس بوده‌اند.
اما حركت‌هایى كه تا كنون در این زمینه صورت پذیرفته، بیشتر جنبه احساسى و عاطفى داشته است. این جنبه نمى‌تواند چندان ریشه‌دار و عمیق باقى بماند، مگر این‌كه پشتوانه نظرى و فكرى داشته باشد. حركت‌هایى كه تنها بر اساس هیجانات و عواطف مردم شكل مى‌گیرد، از سوى دشمنان آسیب‌پذیر خواهد بود. بنابراین، لازم است در كنار حركت‌هاى احساسى و عاطفى، حركت‌هاى علمى و فكرى در راستاى تقویت مبانى نظرى آن حركت صورت پذیرد. به عبارت دیگر، اگر تنها به انزجار و تنفر از اسراییل و حامیانش بسنده كنیم، ممكن است برخى با تبلیغات شوم خویش این حركت مقدس را تضعیف یا نابود سازند. اكنون ما شاهدیم كه عده‌اى به نام طرفدارى از ناسیونالیسم و ملى‌گرایى این مطلب را بین دانش‌آموزان و دانشجویان القا مى‌كنند كه كشور ما هنوز گرفتار مشكلات فراوان مانند: فقر، فساد و كمبودها است و در مبارزه با این مصایب موفقیت چندانى نداشته‌ایم. بنابراین نوبت به حمایت از انسان‌هایى كه فرسنگ‌ها از ما دور هستند، نمى‌رسد!

2. بى‌تفاوتى به بهانه پرهیز از دخالت در روابط بین‌الملل

از نظر برخى، هیچ ملتى نباید با دیگر ملل كارى داشته باشد؛ چون این امرْ نوعى دخالت محسوب مى‌شود و اصولا ما نسبت به دیگر ملل تكلیفى نداریم. گاهى آنان به سخنان خویش رنگ و لعاب حقوقى نیز مى‌دهند. به گفته آنان، یكى از اصول پذیرفته شده در حقوق و روابط بین‌الملل، عدم دخالت در امور دیگران است. اسراییل كشورى است كه از سوى سازمان ملل و اكثر كشورهاى جهان به رسمیت شناخته شده است. بنابراین از نظر حقوق بین‌الملل این كشور داراى حیثیت و اعتبار است.
لازم است این مسأله از نظر فكرى و اعتقادى مورد تحلیل قرار گیرد. این بررسى از دو جهت خواهد بود: اول از نظر مكاتب حقوقى دنیا، و دوم در قالب نظریه حقوقى اسلام. آیا اسلام براى گروه‌ها، جمعیت‌هاى مسلمان و یا كشورهاى اسلامى دیگر حقى قایل است؟ آیا مردم مسلمان فلسطین نسبت به ما داراى حق هستند؟ آیا ما نسبت به آنان داراى تكلیف
﴿ صفحه 107 ﴾
هستیم؟ اگر رابطه تكلیف و حق بین ما و سایر مظلومان و محرومان دنیا وجود دارد، اساس حقوقى آن چیست؟ بر چه مبنایى باید به آنان كمك كنیم و همواره حمایت خویش را از آنان دریغ نداریم؟