نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

5. كجایند مردان بى‌ادعا؟

در ایام «دفاع مقدس» هر گاه امام خمینى(رحمه الله) دستور مى‌فرمود كه جبهه‌ها را پر كنید، بسیجیان به جبهه هجوم مى‌آوردند، و تعدادشان آن قدر زیاد بود كه گاهى قدرت سازماندهى را از مسؤولان و فرماندهان سلب مى‌كرد. امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز به دنبال چنین یارانى بود. آن حضرت نفرمود من مى‌گریم براى كسانى كه به روى دوست و دشمن لبخند مى‌زدند و مى‌خواستند با همه سازش كنند! چنین افرادى تنها به دنبال زندگى مادى، رفاه و آرامش جامعه هستند. مدت خلافت امیرالمؤمنین(علیه السلام)4 سال و 9 ماه بود. 4 سال از عمر خلافتِ حضرت در جنگ سپرى گشت. با این حال آن بزرگوار به حال كسانى افسوس مى‌خورد كه وقتى نداى جهاد بلند مى‌شد، لبیك مى‌گفتند! این یاران باوفا، به رهبر خویش اعتماد كرده و از او پیروى نمودند. آنچه جامعه اسلامى به دنبال آن است مردمى است كه در پى احیاى سنّت‌ها و اجراى احكام خداوند باشند، نه به دنبال آنچه كه لیبرال‌هاى غربى آن را ترویج مى‌كنند. امیرالمؤمنین(علیه السلام)مى‌خواست «نماز جمعه» احیا شود نه «چهارشنبه سورى»، «سیزده بدر» و جشن‌هاى بى‌پایه و اساسى كه زمینه اختلاط دختر و پسر و رقص‌هاى مشترك را فراهم مى‌كند. متأسفانه ما این روزها شاهدیم عده‌اى به بهانه‌هاى مختلف در بعضى از فرهنگ‌سراها كلاس رقص تشكیل مى‌دهند! آیا اگر على(علیه السلام)در جامعه ما مى‌زیست این اَعمال را تأیید مى‌كرد؟!
آیا مى‌دانید امیرالمؤمنین(علیه السلام) در چه حالى این خطبه را مى‌خواند؟ رُوِىَ عَنْ نوفِ الْبَكّالى قال: خَطَبَنا بِهـذِهِ الْخُطْبَةِ أَمیرُالْمُؤمنینَ عَلِى(علیه السلام) بِالْكوفَةِ و هو قائِمٌ عَلى حِجارَة، نَصَبَها لَهْ جَعْدَةُ بْنِ هُبَیْرَةِ المخزومى، و عَلَیْهِ مِدْرَعَةٌ مِنْ صُوف، و حَمایِلُ سَیْفِه لیفٌ، و فى رِجْلَیْهِ نَعْلان مِنْ لیف، و كَأَنَّ جَبینَهُ ثَفِنَةُ بَعیر(68)= یكى از یاران امام، به نام «نوف بكالى»(69) نقل كرده كه امام در سال 40 هجرى در اواخر زندگى خود در شهر كوفه بر روى سنگى كه «جعدة بن هبیرة مخزومى»(70) آماده كرد، ایستاد، در
﴿ صفحه 76 ﴾
حالى كه لباسى خشن از پشم بر تن، و شمشیرى با دستگیره‌اى از لیف خرما بر گردن، و كفشى از لیف خرما در پا داشت، و از كثرت سجود پیشانى او مانند زانوى شتر پینه بسته بود.
سیماى على(علیه السلام) را در ذهن خویش مجسم نمایید. آیا من و شما حاضریم در پاى سخنرانى شخصى با آن قیافه و پوشاك بنشینیم؟ او به جاى لباسِ اطو زده و ادكلن زده، لباس پشمینه خشن پوشیده و پیشانى‌اش از كثرت عبادت و سجده پینه بسته بود و با چشم گریان فریاد بر مى‌آورد: أَیْنَ عمّار، أَیْنَ ابنُ التّیّهان، أَیْنَ ذوالشّهادَتین. سخنرانى امیرالمؤمنین(علیه السلام) و دعوت مردم به جهاد در حالى بود كه آن حضرت روزه داشت و حدود یك هفته پس از ایراد این خطبه در نوزدهم ماه رمضان با شمشیر ابن ملجم به شهادت رسید.

6. احیاى سیره علوى

امسال (سال 1380 شمسى) سال «رفتار علوى» است. اگر ما دنباله‌رو امام امیرالمؤمنین(علیه السلام)بوده و در پى احیاى سیره آن حضرت در جامعه هستیم، باید ببینیم آن بزرگوار از چه چیزى خشنود بوده و در پى تحقق چه امورى است. بنابراین، لازم است حكومت على، سخنان على، عقاید على و ارزش‌هاىِ مورد قبول على(علیه السلام) را مورد مطالعه قرار دهیم. آیا ما كه از على(علیه السلام) و تشیّع علوى دَم مى‌زنیم، به دنبال همان چیزهایى هستیم كه حضرت مى‌گفت؟ آیا به دنبال احیاى سنّت‌ها و مبارزه با بدعت‌ها هستیم و یا هر روز «بدعتى جدید» به نام «قانون» بنیان مى‌گذاریم! و آن گاه افتخار مى‌كنیم كه در صدد اجراى همین قوانینِ بدعت‌آمیز هستیم! و چنین چیزى را «قانون‌مدارى» مى‌نامیم! كدام قانون؟ قانون خدا و اسلام یا بدعت‌هایى در دین به نام قانون؟ آیا ما حق داریم خود را تابع على(علیه السلام)بدانیم؟ على(علیه السلام) كسى است كه پیشانى‌اش از كثرت سجده پینه بسته بود؛ حال ما چقدر در انجام عبادات خویش تلاش مى‌كنیم؟ على(علیه السلام)كسى است كه در شبانه روز هزار ركعت نماز مى‌خواند، آیا ما نماز واجب خویش را درست مى‌خوانیم؟ آیا قرائت نماز و سایر احكام نماز را به درستى مى‌دانیم؟ على(علیه السلام)كسى است كه وقتى بیل مى‌زد و یا آب از چاه مى‌كشید لب‌هایش به قرائت قرآن مشغول بود، آیا من و شما چقدر با قرآن آشنا هستیم؟ روى سخن من با بسیجیان و مردم مسلمان است. عزیزان من! به جاى قرآن، ترانه‌هاى غربى را به خورد شما ندهند و شما را نفریبند. مُهر رسمى وزارت ارشاد به معناى جوازِ گوش دادن به هر نوارى نیست.
﴿ صفحه 77 ﴾
شما را به عنوان «هنرهاى اسلامى»! در «فرهنگ‌سراها» فریب ندهند. و اللّه! دروغ مى‌گویند. برخى از هنرهایى كه به عنوان «هنرهاى اسلامى» اجرا مى‌شود در راه احیاى بدعت‌ها و میراندن سنّت‌ها است! با این هنرهاى مبتذل، جوانان متدیّن ما را از راه صحیح باز داشته و به فساد كشانده‌اند. آنان را از جلسات قرآن و معارف اسلامى باز داشته‌اند و به جلسات رقص و آواز و... دعوت مى‌كنند. به اسم «احیاى هنر»! دختر و پسر روابط نامشروع برقرار مى‌كنند. فرهنگ‌‌سراها محلى براى پخش مواد مخدر، نوارها و فیلم‌هاى مبتذل در میان جوانان و نوجوانانِ عزیز ما شده است؛ فیلم‌هایى كه نمونه آن را حتى در كشورهاى اروپایى كمتر مى‌توان یافت! آن هم با قیمتى ارزان‌تر از نوار خام! آیا فكر مى‌كنید اینان این كارها را براى خدمت به اسلام انجام مى‌دهند؟! این پرسش زیاد مطرح مى‌شود كه چرا در ظرف چند سال، ارزش‌هاى اسلامى فراموش شده است؟ امّا آیا توقعى بهتر از این مى‌توان داشت در حالى كه بیت‌المال مسلمین در راه احیاى بدعت‌هاىِ كفرآمیز، هنرهاى فاسد و مُفسد، فیلم‌هاى مبتذل و تشویق از افراد فاسد دورانِ شاه صرف مى‌گردد؟!
﴿ صفحه 79 ﴾

جلسه سى‌ام: ولىّ فقیه و حق قانون‌گذارى