نظریه حقوقی اسلام جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمی‌نیا

6. حاكمان، بهترین و بدترین بندگان خداوند!

امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) در فراز دیگرى از نهج‌البلاغه مى‌فرماید: فَاعْلَمْ أَنَّ أفْضَلَ عِبادِ اللّهِ عِندَ اللّهِ امامٌ عادلٌ هُدِىَ و هَدى، فأَقامَ سُنَّةً، معلومةً، وَ أماتَ بِدْعَةً مَجهولَةً. و إنَّ السُّنَنَ لَنَیِّرَةٌ لها أعلامٌ وَ إنَّ البِدَعَ لَظاهِرَةٌ لها أعلام(19)= پس بدان كه برترین بندگان خدا در پیشگاه او رهبر عادل است كه خود
﴿ صفحه 30 ﴾
هدایت شده و دیگران را هدایت مى‌كند، سنّت شناخته شده را بر پا دارد، و بدعت ناشناخته را بمیراند. سنّت‌ها روشن و نشانه‌هایش آشكار است، بدعت‌ها آشكار و نشانه‌هاى آن بر پا است.
دانستیم كه از دیدگاه اسلام حكومت فاسق بهتر از نبود حكومت است؛ ولى این بدان معنا نیست كه حكومت خوب و بد از نظر ارزش یكسان است. نیز، منظور ما این نیست كه مردم موظف به اطاعت از هر حكومتى مى‌باشند. خیر، بلكه مردم موظف به ایجاد حكومت حق و عدل مى‌باشند و باید با حكومت ظلم و جور مبارزه نمایند، تا حكومت باطل به حكومت حق تبدیل گردد. طبیعى است كه حكومت حق و امام و رهبر عادل، با حكومت باطل و امام جایر بسیار تفاوت دارد. از نظر حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام)بهترین بنده نزد خداوند، امام و رهبر شایسته است كه داراى این سه شرط باشد: 1. عادل باشد تا با ظلم مبارزه نماید؛ 2. خودش هدایت شده باشد و راه حق را بشناسد؛ 3. تلاش نماید تا دیگران را هدایت نماید.
آن گاه حضرت، بدترین انسان را این گونه معرفى مى‌نماید: و إنَّ شرَّ النّاسِ عِندَاللّهِ امامٌ جائِرٌ ضَلَّ و ضُلَّ بهِ، فَأَماتَ سُنَّةً مأخوذَةً (معلومةً)، وَ أَحْیا بِدعَةً مَتروكَة(20)= و بدترین مردم نزد خدا، رهبر ستمگرى است كه خود گمراه بوده و مایه گمراهى دیگران است، سنّت پذیرفته را بمیراند، و بدعت ترك شده را زنده گرداند.
معیار سنجش حكومت حق از حكومت باطل، در میزان وفادارى به سنّت‌هاى نیك و ترویج فضایل معنوى و اخلاقى است و مشخصه حكومت باطل این است كه در راه نابودى سنّت‌هاى حسنه و ترویج بدعت‌ها، خرافات و امور باطل گام بر مى‌دارد. باید دید آیا حكومت، مردم را به شركت در نماز جمعه تشویق مى‌كند یا چهارشنبه سورى را ترویج مى‌كند. ما باید ببینیم آیا دولت مردان ما براى مراسم دینى بودجه صرف مى‌كنند یا براى احیاى چهارشنبه سورى ستاد تشكیل داده و صدها میلیون تومان هزینه مى‌نمایند؟! حكومت باطل است كه احكام الهى را تعطیل، و بدعت‌هاى متروكه را زنده‌مى‌نماید.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) حدیثى را كه از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) شنیده است این گونه بیان مى‌دارد: وَ إنّى سَمِعْتُ رَسولَ اللّه(صلى الله علیه وآله)یقولُ: یُؤتى یومَ القیامةِ بالامامِ الجائرِ و لَیْسَ مَعَهُ نصیرٌ و لا عاذِرٌ فَیُلْقى فى نارِ جهَنَّمَ فَیَدورُ فیها كَما تَدورُ الرَّحى ثمَّ یَرتَبِطُ فى قَعرِها(21)= همانا من از پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله)شنیدم كه گفت:
﴿ صفحه 31 ﴾
«روز قیامت رهبر ستمگر را بیاورند كه نه یاورى دارد و نه كسى عذر او را مى‌پذیرد، پس او را در آتش جهنم افكنند، و در آن چنان مى‌چرخد كه سنگ آسیاب، تا به قعر دوزخ رسیده در آنجا بسته شود.
در زمان قدیم آسیاهاى آبى وجود داشت كه امروزه جوانان كمتر آن را به یاد مى‌آورند. آب نهرى درون چاه مانندى ریخته مى‌شد و از برخورد آب به چرخ آسیا، آسیا به گردش در مى‌آمد. اگر چیزى از بالا ریخته مى‌شد در قعر این چاه آسیا قرار مى‌گرفت.(22) روز قیامت، امام جایر را در چاه جهنم مى‌اندازند به گونه‌اى كه دور خودش مى‌گردد و در نهایت به قعر جهنم سقوط مى‌نماید. آن گاه در آن‌جا به غل و زنجیر كشیده مى‌شود (یَرْتَبِطُ فى قعرها).
بنابراین از نظر معارف و تعالیم اسلامى كاملا روشن است كه هر چند وجود حكومت و حاكم براى مردم ضرورى است (لابدّ للناس من امیر بَرٍّ او فاجر)، ولى هیچ‌گاه «برّ» و «فاجر» در پیشگاه خدا مساوى نیستند. نمى‌توان به این بهانه كه: «حكومت فاجر از نبود حكومت بهتر است»، از خودْ سلب مسؤولیت نمود. در منطق اسلام و از دیدگاه امیرالمؤمنین(علیه السلام) حاكمى كه در صدد احیاى سنّت‌هاى الهى برنیاید «امام جایر» است و همان گونه كه گذشت سرنوشت او سقوط در چاه جهنم و آن گاه غل و زنجیر شدن مى‌باشد. در مقابل، «امام عادل» سنت‌هاى الهى را زنده مى‌كند و او از برترین انسان‌ها و عزیزترین بندگان در پیشگاه خداوند است.
بنابراین از دیدگاه اسلام وظیفه حكومت تنها تأمین امنیت جامعه و بهداشت و اقتصاد آن نیست؛ بلكه فراتر از آن، رسالت بزرگ‌ترى نیز بر عهده دارد و آن هدایتِ انسان‌ها به سوى كمال و سعادت اخروى است.

7. حقوق متقابل مردم و حكومت از دیدگاه امیرالمؤمنین(علیه السلام)

امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) در فراز دیگرى از نهج‌البلاغه «حقوق متقابل مردم و رهبرى» را این گونه بیان مى‌فرمایند:
أیّها النّاسُ إنَّ لى عَلَیكُم حقّاً، و لكُم علَىَّ حَقٌّ. فَأَمّا حَقُّكُم عَلَىَّ فَالنَّصیحَةُ لَكُم، و تَوفیرُ فَیْئِكُم عَلَیْكُم، و
﴿ صفحه 32 ﴾
تَعلیمُكُم كَیلا تَجْهَلوا، و تأْدیبُكُم كَیما تَعْلَموا. و أمّا حَقّى عَلَیكُم فَالوَفاءُ بالبَیعَةِ، و النَّصیحَةُ فِى المَشهَدِ وَ المَغیبِ، وَ الاجابَةُ حینَ أدعوكُم، وَ الطّاعَةُ حینَ آمُرُكُم(23)= اى مردم! مرا بر شما و شما را بر من حقوقى است، حق شما بر من، آن است كه از خیرخواهى شما دریغ نورزم و بیت‌المال را میان شما عادلانه تقسیم كنم، و شما را آموزش دهم تا بى‌سواد و نادان نباشید، و شما را تربیت كنم تا راه و رسم زندگى را بدانید. و اما حق من بر شما این است كه به بیعت با من وفادار باشید، و در آشكار و نهان برایم خیرخواهى كنید. هر گاه شما را فرا خواندم اجابت نمایید، و هرگاه فرمان دادم اطاعت كنید.
امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) در كلام خود هم حق خویش و هم حق مردم را بیان مى‌دارد. برخى حقوق مردم بر حاكم، «حقوق مادى» و برخى دیگر «حقوق معنوى» است. حقوق مادى همان مسأله بیت‌المال است كه مربوط به كل جامعه بوده و نتایج آن عاید همه مردم مى‌گردد. این اموال در اختیار افراد یا گروه‌هاى خاصّى نیست، بلكه در اختیار دولت است و دولت در راه حفظ و ازدیاد اموال بیت‌المال تلاش مى‌كند. وظایف معنوى حاكم نیز عبارت است از: خیرخواهى مردم، تعلیم و آموزش و رفع جهل و بى‌سوادى، و تأدیب و تربیت.
بنابراین وظیفه حاكم اسلامى تأمین وسایل رشد معنوى جامعه و هدایت مردم در راه خیر و صلاح است و نه ترویج فساد و بى‌بند و بارى. گاهى به عنوان «فرهنگ تساهل و تسامح» شرایط بى‌تفاوتى و حالت بى‌دینى مردم را فراهم مى‌سازند! آیا وظیفه حكومت اسلامى آشنا ساختن مردم با دین و ترویج محافل دینى است یا گسترش فساد، بى‌بند و بارى، مواد مخدر و اختلاط نامشروع پسر و دختر؟!! به عنوان «فرهنگ‌سرا» و «خانه جوان» فیلم‌هاى مبتذل و مواد مخدر توزیع مى‌گردد! حكومتى كه بتواند فساد اخلاقى، اعتقادى و دینى را كاهش دهد در مسیر اسلامى گام برداشته است. حال چنانچه به هدف نهایى، یعنى محو كامل فساد و بى‌بندوبارى نرسد، لااقل مسیر انتخاب شده صحیح است؛ اما اگر مسیر یك حكومت ـ به بهانه بهادادن به جوانان ـ تضعیف هر چه بیشتر اعتقاد و ایمان نسل جوان باشد، در حقیقت این حكومت، حكومت ضداسلامى است و همان است كه حضرت امیرالمؤمنین على(علیه السلام) فرمود كه روز قیامت امام جایر را در آتش جهنم افكنند و در آن همانند چرخ آسیا مى‌چرخد تا به قعر دوزخ رسد.
امیدواریم پروردگار متعال ـ به حق خون سیدالشهدا(علیه السلام) ـ مسؤولان ما را در راه احیاى دین و ترویج سنّت‌هاى الهى و نابودى بدعت‌ها و منكرات موفق نماید.
﴿ صفحه 33 ﴾

جلسه بیست و هفتم: حكومت و حاكم از دیدگاه اسلام (2)