نظریه حقوقی اسلام جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی نادری قمی، محمدمهدی کریمی‌نیا

10. بهداشت فكرى، مهم‌تر از بهداشت جسمى

در هر حال از منظر دولت و سیاست غربى آن جا كه مسأله‌اى با مصالح معنوى انسان‌ها سر و كار داشته باشد اهمیتى ندارد؛ چون اصلا آنان چیزى به نام مصالح معنوى نمى‌شناسند. آنان اعتقادى به آخرت و روح مجرد و حیات ابدى ندارند و زندگى انسان را در همین دنیا و لذت‌هاى مادى خلاصه مى‌بینند. كسى كه چنین دیدگاهى دارد طبیعى است كه براى گمراه شدن مردم و تباه شدن دین و ایمان آنها دل نمى‌سوزاند.
اما كسانى كه انسانیت انسان را به روح او مى‌دانند و بدن را فقط مرْكَب و ابزارى براى تكامل روح مى‌بینند حیات حقیقى انسان را حیات ابدى و آخرتى او مى‌دانند. زندگى دنیا از نظر اینان چیزى جز یك منزل موقتى و مقدماتى براى آخرت نیست. به همین دلیل دغدغه‌اى كه اینان نسبت به مصالح معنوى بشر دارند بسیار بیشتر از نگرانى آنها در مورد مسایل بهداشتى بشر است. اگر براى حفظ بهداشت جامعه‌اى گاه لازم است میلیون و میلیاردها دلار ضرر را متحمل شد و چند میلیون رأس گاو را نابود كرد كه نكند چند رأس آنها مبتلا به جنون گاوى باشند، چرا براى حفظ بهداشت معنوى و دین و ایمان مردم و جامعه نباید هزینه كرد؟ همان‌طور كه با صِرف احتمال وجود ویروس مادى، به حكم عقل مى‌توان و باید وارد عمل شد و محدودیت و منع ایجاد كرد، با خطر ابتلا به عقاید فاسد نیز به حكم عقل مى‌توان و باید مبارزه كرد.
بر این اساس است كه اسلام مى‌گوید دولت حق دارد و بلكه بالاتر، وظیفه دارد جلوى ویروس عقاید فاسد را بگیرد و مانع انتشار و شیوع آن در جامعه شود. در اصل جواز ایجاد ممنوعیت و محدودیت به هنگام احتمال خطرهاى بزرگ و حساس، بین ما و غرب اختلافى نیست؛ اختلاف در تشخیص و تعریف مصالح است. آنها مصالح را فقط مادى و دنیایى مى‌دانند؛ به همین دلیل براى مبارزه با احتمال شیوع بیمارى جنون گاوى میلیون‌ها رأس گاو را
﴿ صفحه 340 ﴾
از بین مى‌برند و خرید و فروش آنها را ممنوع مى‌كنند و آن را مخالف آزادى تجارت نیز نمى‌دانند. ما كه مصالح را اعم از مادى و معنوى، دنیایى و آخرتى مى‌دانیم نظیر همین حساسیت و بالاتر را در مقابل خطرات معنوى و روحىِ فراروى جامعه داریم. در این راه نیز از تبلیغات و جوّسازى‌ها نمى‌هراسیم و هیچ نگران نیستیم كه ما را متهم به نقض حقوق بشر كنند. آن حقوقى كه فقط لذت‌هاى مادى را مى‌شناسد و كارى به دین، ایمان، معنویت و آخرت مردم ندارد از نظر ما حقوق بشر نیست، حقوق حیوان است. زندگى‌اى كه فقط در آن خوردن و خوابیدن و شهوت و شكم و جسم انسان هدف باشد چیزى اضافه بر زندگى سایر حیوانات ندارد. آنچه كه ارزش انسانى محسوب مى‌شود توجه به ارزش‌هاى معنوى و كمالات روحى و تلاش براى هر چه پربارتر كردن زندگى آخرت است:
وَ مَا هَذِهِ الْحَیَوةُ الدُّنْیَا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الاَْخِرَةَ لَهِىَ الْحَیَوَانُ لَوْ كَانُوا یَعْلَمُون(295)؛
این زندگى دنیا چیزى جز سرگرمى و بازیچه نیست، و زندگى حقیقى همانا سراى آخرت است؛ اى كاش مى‌دانستند.
﴿ صفحه 341 ﴾

جلسه بیست و پنجم: آزادى بیان و مطبوعات

1. مرورى بر مباحث پیشین

در این جلسه كه ان‌شاءالله آخرین جلسه از سلسله مباحث ما با عنوان «حقوق در اسلام» خواهد بود ابتدا یك جمع‌بندى بسیار اجمالى و سریع از كل مباحثى كه از ابتداى این سلسله مباحث تاكنون داشته‌ایم ارایه مى‌كنیم و در ادامه با بحثى درباره آزادى بیان و مطبوعات از دیدگاه اسلام به بحث‌هاى این دوره خاتمه مى‌دهیم.
ما پس از ذكر موارد استعمال واژه «حق» در قرآن كریم، مفهوم متداول آن در حقوق و علوم سیاسى را طرح كردیم و پرسش‌هایى را پیرامون آن مطرح ساختیم. در این میان مهم‌ترین پرسش مربوط به «خاستگاه و منشأ حقوق» بود كه در این باره نسبتاً به تفصیل بحث كردیم. پس از آن به این بحث پرداختیم كه آیا آن‌چنان كه برخى از حقوق‌دانان و فلاسفه حقوق مى‌پندارند، براى انسان حقوقى مافوق قانون وجود دارد یا خیر. منظور از «حقوق مافوق قانون» حقوقى بود كه قبل از وجود قانون‌گذار و تدوین قانون خود به خود براى بشر ثابت است و در هر نظام حقوقى معتبر مى‌باشد. تمام انسان‌ها از هر نژاد، دین، قوم و مسلكى كه باشند، باید این حقوق را رعایت كنند و به آنها احترام بگذارند و هیچ قانون‌گذارى حق ندارد قوانینى وضع كند كه مخالف و مزاحم این حقوق باشد. از این حقوق با تعابیرى هم‌چون: حقوق طبیعى و حقوق فطرى و برخى تعابیر دیگر یاد مى‌شود. اشاره كردیم كه ادعا مى‌شود این حقوق همان‌هایى هستند كه در اعلامیه جهانى حقوق بشر گردآورى و تنظیم شده است. به همین مناسبت و نیز به دلیل آن كه با تبلیغات فراوان، این‌گونه به افكار عمومى القا كرده‌اند كه این اعلامیه وحى مُنزل است و آن را تا حد تقدس بالا برده‌اند، لازم شد درباره برخى از مواد و حقوق مطروحه در این اعلامیه بحث‌هایى داشته باشیم. مهم‌ترین این حقوق را مى‌توان حق حیات، حق حرمت و كرامت انسان و حق آزادى دانست. ما درباره هر یك از این حقوق
﴿ صفحه 342 ﴾
مباحثى را طرح كردیم و دیدگاه اسلام را درباره آنها بیان داشتیم. حاصل همه آن بحث‌ها این شد كه اگر منظور از اعتبار این حقوق این باشد كه هر انسانى مطلقاً و با هر شرایط و اوصافى، گرچه مرتكب هزاران جنایت شده باشد از این حقوق بهره‌مند است، باید بگوییم كه این امرى نامعقول است. گفتیم كه اصولا چنین چیزى كه حقوق و آزادى‌ها مطلق باشند و هیچ حد و مرز و قید و شرطى نداشته باشند در هیچ كجاى دنیا پذیرفته شده و قابل اجرا نیست. كسى كه صدها نفر را عمداً و بدون هیچ جرم و گناهى به قتل رسانده، آیا مى‌توان گفت حق حیات او محترم است و نمى‌توان به این حق او تجاوز نمود و او را اعدام كرد؟ البته امروزه در دنیا هستند كشورهایى كه مجازات اعدام را به كلى ملغا و ممنوع كرده‌اند و گروه‌هایى درصددند كه به نام طرفدارى از حقوق بشر آن را در سایر كشورها نیز ممنوع كنند. اما على‌رغم آن، هنوز در پیشرفته‌ترین و دموكرات‌ترین كشورها هم‌چنان مجازات اعدام در مقابل ارتكاب برخى جرایم وجود دارد و اِعمال مى‌شود و درست هم همین است كه وجود داشته باشد. اسلام نیز در قوانین كیفرى خود براى برخى جرایم مجازات اعدام را در نظر گرفته است كه از جمله آنها قصاص است؛ یعنى اگر كسى عمداً انسانى را در حالى كه هیچ فساد و جنایتى مرتكب نشده به قتل برساند مجازاتش این است كه به قصاص او اعدام شود. قرآن كریم در این باره مى‌فرماید: وَ لَكُمْ فِى الْقِصَاصِ حَیَوةٌ یَا أُوْلِى الاَْلْبَاب(296)؛ و اى خردمندان شما را در قصاص زندگانى است. از نظر قرآن، حیات اجتماعى در گرو آن است كه قصاص وجود داشته باشد و اگر این قانون ملغا شود حیات انسان‌ها در مخاطره قرار خواهد گرفت.
هم‌چنین در مورد حق حرمت و كرامت انسان گفتیم كه اسلام براى انسان ارزش خاصى قایل شده و او را برترین مخلوقات دانسته است، اما در عین حال از انسان‌هایى یاد مى‌كند كه از هر حیوانى پست‌تر هستند. اسلام براى چنین انسان‌هایى هیچ حرمت و كرامتى قایل نیست. انسان آن‌گاه حرمت و كرامت دارد كه فطرت انسانى و الهى خود را حفظ كند؛ اما اگر ارزش‌هاى انسانى را زیر پا گذاشت و به فساد و جنایت روى آورد، خود به دست خویش حرمت و كرامت خود را شكسته و از بین برده است. انسان‌هایى هستند كه مرتكب اعمال و جنایاتى مى‌شوند كه هیچ حیوانى به آن پستى و قساوت یافت نمى‌شود. امروزه به چشم خود مشاهده مى‌كنیم انسان‌هایى را كه در برخى نقاط دنیا بر سر مردم محروم مسلط شده‌اند و خون
﴿ صفحه 343 ﴾
آنها را به ناحق مى‌ریزند و در این راه از هیچ جنایتى فروگذار نمى‌كنند. جنایاتى كه در سال‌هاى اخیر در بوسنى اتفاق افتاد یا جنایاتى كه رژیم غاصب صهیونیستى بر علیه مردم مظلوم و ستم‌دیده فلسطین مرتكب مى‌شود، روى همه حیوانات را سفید كرده است. اینان حتى به كودكان و اطفال شیرخوار رحم نمى‌كنند و فرزند شیرخوار را در دامان مادر مورد اصابت گلوله قرار مى‌دهند. زهى وقاحت و حیوانیت! چنین انسان‌هایى نه تنها كرامتى ندارند، كه از سگان درنده نیز پست‌تر و بى‌حرمت‌ترند. در هر حال حرمت و كرامت انسان نیز مانند حق حیات او مطلق نیست بلكه مشروط به شرایط و محدود به رعایت حدود و ضوابطى است.
در مورد «حق آزادى» نیز به تفصیل بحث كردیم. گفتیم آزادى نیز به صورت مطلق نمى‌تواند معقول باشد و هیچ كجاى دنیا چنین نیست و حداقل این است كه مى‌گویند آزادى هر فرد محدود به آزادى دیگران است؛ یعنى هر فرد تا آن‌جا آزاد است كه مزاحم آزادى‌ها و حقوق دیگران نشود. اصلا خود وضع قانون و تدوین نظام حقوقى به معناى قرار دادن حد و مرز براى رفتار افراد است. هم‌چنین اشاره كردیم حق آزادى فروعاتى نظیر آزادى تجارت، آزادى انتخاب شغل، آزادى عقیده، آزادى بیان و آزادى مطبوعات دارد كه در اعلامیه حقوق بشر نیز به آنها اشاره شده است. نوع این آزادى‌ها را معمولا همه قبول دارند كه نمى‌شود مطلق و بى‌قید و شرط باشد؛ مثلا هیچ كشور و دولتى اجازه نمى‌دهد به بهانه حق آزادى تجارت، مواد مخدر و مواد غذایى و داروهاى مضر و خطرناك آزادانه در جامعه خرید و فروش شود و دست به دست بگردد. مثال‌هایى را نیز در این رابطه ذكر كردیم كه نمونه خیلى زنده و به روز آن مسأله شیوع بیمارى جنون گاوى در بین گاوهاى كشور انگلستان بود كه به تبع آن واردات گوشت گاو از این كشور در تمام دنیا ممنوع شد و هیچ كس هم به ذهنش نیامد كه این برخلاف آزادى تجارت است. سایر آزادى‌هاى سیاسى و اجتماعى را نیز تقریباً همه قبول دارند كه در محدوده‌اى است كه به مصالح جامعه لطمه‌اى وارد نشود و منافع اجتماعى در مخاطره نیفتد.