نظریه حقوقی اسلام جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی نادری قمی، محمدمهدی کریمی‌نیا

9. آزادى عقیده یا آزادى «ترویج عقیده»؟

بنابر این سؤال از این كه عقیده از نظر اسلام آزاد است یا خیر، سؤال بى‌جایى است؛ چون نه اسلام و نه هیچ نظام حقوقى دیگر نمى‌تواند نفیاً یا اثباتاً درباره عقیده قانونى داشته باشد. بلى، آن هنگام كه عقیده اظهار گردد، تبلیغ و ترویج شود و تلاش به عمل آید تا دیگران را جذب آن عقیده كنند، این‌جا وارد حیطه رفتار اجتماعى مى‌شود و وضع قانون حقوقى در مورد آن ممكن مى‌گردد. اگر این عقیده، عقیده باطلى باشد و موجب انحراف فكرى افراد و تضعیف مصالح انسانى آنها گردد، قانون‌گذار مى‌تواند جلوى ترویج آن را بگیرد؛ مانند ماده غذایى فاسدى كه قانون‌گذار مى‌تواند جلوى تبلیغ، توزیع و خرید و فروش آن را بگیرد و منافاتى هم با آزادى تجارت ندارد. تجارت و خرید و فروش تا جایى آزاد است كه ضررى به حال جامعه نداشته باشد. عقیده نیز تا آن هنگام كه عقیده و در دل و ذهن افراد باشد آزاد است و منعى ندارد و كسى به خاطر آن تحت تعقیب واقع نمى‌شود؛ مگر آن كه ظهور و بروزى داشته باشد كه موجب ضرر دیگران و در مخاطره افتادن مصالح آنان گردد. چه ضررى بالاتر از ضربه‌اى كه بر روح انسان وارد شود و به سعادت ابدى او لطمه وارد كند و موجب گردد سر از جهنم درآورد؟ آیا ضررى بالاتر از این تصور مى‌شود كه انسان را به عذاب ابدى و آتش جاودانه مبتلا سازند؟ كسانى كه عقاید فاسد را در جامعه ترویج مى‌كنند و افراد را به كفر و بى‌دینى مى‌كشانند دقیقاً همین كار را انجام مى‌دهند و این بزرگ‌ترین جنایتى است كه ممكن است در حق انسانى روا داشته شود و طبعاً مستحق بزرگ‌ترین مجازات هم خواهد بود. توجه داریم كه در این مرحله دیگر بحث «عقیده» نیست، بلكه بحث «ترویج عقیده» فاسد و گمراه كردن دیگران و از بین بردن مصالح جامعه انسانى مطرح است. اگر كسى خودش عقیده‌اى در دل داشته باشد یا فقط همین مقدار بگوید كه من عقیده‌ام این است، و هیچ در مقام ترویج و تبلیغ آن برنیاید كسى با او كارى ندارد. البته ممكن است براى خودش آثار سوء اخروى داشته باشد و به جهنم برود، ولى در این دنیا دولت و حكومت اسلامى او را تحت تعقیب قرار نمى‌دهد كه چرا معتقد به این عقیده باطل و الحادى است. در طول تاریخ بسیار بوده‌اند كسانى كه در سایه حكومت اسلامى زندگى مى‌كرده‌اند و عقاید فاسدى داشته‌اند و حكومت نیز از آن مطلع بوده، ولى هیچ برخوردى با آنها نشده است. برخورد و منع و تعقیب، زمانى است كه شخص در مقام ترویج عقیده باطل و در پى اضلال و اغواى دیگران برآمده باشد. آن‌گاه كه مصالح انسان‌ها در حال از
﴿ صفحه 338 ﴾
بین رفتن است، آن هم مصالحى كه هزاران برابر زندگى مادى انسان‌ها ارزش دارد، حكومت اسلامى ساكت نمى‌نشیند. اصولا تفاوت دولت و حكومت اسلامى با سایر نظام‌هاى سیاسى همین است كه سایر نظام‌ها حداكثر در پى تأمین منافع مادى و رفاه و امنیت دنیایى جامعه هستند، اما حكومت اسلامى علاوه بر مصالح دنیوى و منافع مادى به مصالح آخرتى و معنوى نیز توجه دارد. در فرهنگ غربى اگر با ورود یك بیمارى و میكروب، بهداشت و سلامت مادى و جسمى مردم جامعه به خطر بیفتد دولت خود را موظف مى‌داند كه اقدام كند و جلوى آن خطر را بگیرد. در این فرهنگ، دولت در قبال بهداشت معنوى و ایمانى مردم وظیفه‌اى ندارد و در مقابله با اشاعه ویروس‌هاى فكرى احساس وظیفه نمى‌كند. این بدان سبب است كه در فرهنگ غربى چیزى جز دنیا و لذت‌هاى مادى اهمیت و اصالت ندارد.
در فرهنگ اسلامى، ویروس‌هاى فكرى به مراتب خطرناك‌تر و جدى‌تر از آفات و بیمارى‌هاى جسمانى تلقى مى‌شوند. ضررها و آسیب‌هایى كه میكروب‌ها و ویروس‌هاى فكرى مى‌توانند وارد كنند به مراتب خطرناك‌تر، مهلك‌تر و جدى‌تر از آسیب‌هاى عوامل بیمارى‌زاى جسمانى است. بیمارى جسمى حداكثر چند روز انسان را ضعیف و ناتوان مى‌كند، یا به عضوى از اعضاى بدن آسیب مى‌رساند و یا در شدیدترین شكل خود ممكن است چند سالى عمر انسان را كوتاه‌تر كند و مرگ را به جلو بیندازد. اما ویروسى كه فكر و روح انسان را مبتلا مى‌كند، مى‌تواند هزاران سال عذاب و آتش، آن هم عذاب و آتش جهنم را به دنبال داشته باشد و موجب شقاوت ابدى انسان گردد. آیا ویروس و میكروبى كه زندگى پنجاه ساله انسان را به مخاطره مى‌اندازد خطرناك‌تر است یا عقیده و اندیشه‌اى كه موجب تباه شدن زندگى هزاران میلیون سالى و ابدى انسان مى‌گردد؟
البته غرب هم كه شعار آزادى عقیده را مى‌دهد مثل سایر موارد اگر جایى منافع خود را در خطر ببیند دیگر حقوق بشر و آزادى عقیده اهمیتى ندارند و به هر قیمتى كه باشد با آن برخورد مى‌كند. اگر لازم باشد براى این كار حتى محله‌اى را هم به آتش مى‌كشند و انسان‌هایى را زنده زنده در آتش مى‌سوزاند. همین چند سال قبل شاهد بودیم كه در آمریكا اعلام كردند عده‌اى از شهروندان آمریكایى طى یك مراسم مذهبى به صورت دسته‌جمعى دست به خودسوزى زده‌اند. فیلم آن را هم در تلویزیون نشان دادند. بعدها اسناد معتبر نشان داد كه در این قضیه دست دولت و پلیس آمریكا در كار بوده است. آرى! اگر عقیده‌اى با سیاست آنها در تضاد باشد
﴿ صفحه 339 ﴾
و براى منافع دنیایى آنان ایجاد خطر كند دیگر آزاد نیست و این‌چنین آن را با صاحبانش مى‌سوزانند و خاكستر مى‌كنند. كیست كه نداند در نسل‌كشى فاجعه‌آمیز چند ساله در بوسنى، دست دولت‌هاى غربى و آمریكا در كار بود و دلیل اصلى آن نیز چیزى جز احساس خطر آنان از رشد و گسترش تفكر و «عقیده اسلامى» در قلب اروپا نبود؟

10. بهداشت فكرى، مهم‌تر از بهداشت جسمى

در هر حال از منظر دولت و سیاست غربى آن جا كه مسأله‌اى با مصالح معنوى انسان‌ها سر و كار داشته باشد اهمیتى ندارد؛ چون اصلا آنان چیزى به نام مصالح معنوى نمى‌شناسند. آنان اعتقادى به آخرت و روح مجرد و حیات ابدى ندارند و زندگى انسان را در همین دنیا و لذت‌هاى مادى خلاصه مى‌بینند. كسى كه چنین دیدگاهى دارد طبیعى است كه براى گمراه شدن مردم و تباه شدن دین و ایمان آنها دل نمى‌سوزاند.
اما كسانى كه انسانیت انسان را به روح او مى‌دانند و بدن را فقط مرْكَب و ابزارى براى تكامل روح مى‌بینند حیات حقیقى انسان را حیات ابدى و آخرتى او مى‌دانند. زندگى دنیا از نظر اینان چیزى جز یك منزل موقتى و مقدماتى براى آخرت نیست. به همین دلیل دغدغه‌اى كه اینان نسبت به مصالح معنوى بشر دارند بسیار بیشتر از نگرانى آنها در مورد مسایل بهداشتى بشر است. اگر براى حفظ بهداشت جامعه‌اى گاه لازم است میلیون و میلیاردها دلار ضرر را متحمل شد و چند میلیون رأس گاو را نابود كرد كه نكند چند رأس آنها مبتلا به جنون گاوى باشند، چرا براى حفظ بهداشت معنوى و دین و ایمان مردم و جامعه نباید هزینه كرد؟ همان‌طور كه با صِرف احتمال وجود ویروس مادى، به حكم عقل مى‌توان و باید وارد عمل شد و محدودیت و منع ایجاد كرد، با خطر ابتلا به عقاید فاسد نیز به حكم عقل مى‌توان و باید مبارزه كرد.
بر این اساس است كه اسلام مى‌گوید دولت حق دارد و بلكه بالاتر، وظیفه دارد جلوى ویروس عقاید فاسد را بگیرد و مانع انتشار و شیوع آن در جامعه شود. در اصل جواز ایجاد ممنوعیت و محدودیت به هنگام احتمال خطرهاى بزرگ و حساس، بین ما و غرب اختلافى نیست؛ اختلاف در تشخیص و تعریف مصالح است. آنها مصالح را فقط مادى و دنیایى مى‌دانند؛ به همین دلیل براى مبارزه با احتمال شیوع بیمارى جنون گاوى میلیون‌ها رأس گاو را
﴿ صفحه 340 ﴾
از بین مى‌برند و خرید و فروش آنها را ممنوع مى‌كنند و آن را مخالف آزادى تجارت نیز نمى‌دانند. ما كه مصالح را اعم از مادى و معنوى، دنیایى و آخرتى مى‌دانیم نظیر همین حساسیت و بالاتر را در مقابل خطرات معنوى و روحىِ فراروى جامعه داریم. در این راه نیز از تبلیغات و جوّسازى‌ها نمى‌هراسیم و هیچ نگران نیستیم كه ما را متهم به نقض حقوق بشر كنند. آن حقوقى كه فقط لذت‌هاى مادى را مى‌شناسد و كارى به دین، ایمان، معنویت و آخرت مردم ندارد از نظر ما حقوق بشر نیست، حقوق حیوان است. زندگى‌اى كه فقط در آن خوردن و خوابیدن و شهوت و شكم و جسم انسان هدف باشد چیزى اضافه بر زندگى سایر حیوانات ندارد. آنچه كه ارزش انسانى محسوب مى‌شود توجه به ارزش‌هاى معنوى و كمالات روحى و تلاش براى هر چه پربارتر كردن زندگى آخرت است:
وَ مَا هَذِهِ الْحَیَوةُ الدُّنْیَا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الاَْخِرَةَ لَهِىَ الْحَیَوَانُ لَوْ كَانُوا یَعْلَمُون(295)؛
این زندگى دنیا چیزى جز سرگرمى و بازیچه نیست، و زندگى حقیقى همانا سراى آخرت است؛ اى كاش مى‌دانستند.
﴿ صفحه 341 ﴾

جلسه بیست و پنجم: آزادى بیان و مطبوعات