نظریه حقوقی اسلام جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی نادری قمی، محمدمهدی کریمی‌نیا

6. انسان پست‌تر از حیوان

همین انسانى كه خداوند بدو كرامت بخشیده است گاهى آیات الهى را فراموش مى‌كند و با تحریف و تأویل آنها درصدد فریب مردم و سوء استفاده از آراى ایشان برمى‌آید. همین خدایى كه آیه «وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا...» را نازل فرموده، در جاى دیگر درباره همین انسان دو پا مى‌فرماید: وَ لَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَ یَفْقَهُونَ بِهَا وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لاَ یُبْصِرُونَ بِهَا وَ لَهُمْ ءَاذَانٌ لاَ یَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالاَْنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغفِلونَ(204)؛ و در حقیقت، بسیارى از جنّیان و آدمیان را براى دوزخ آفریده‌ایم. (چرا كه) دل‌هایى دارند كه با آن (حقایق را) دریافت نمى‌كنند، و چشمانى دارند كه با آن نمى‌بینند، و گوش‌هایى دارند كه با آنها نمى‌شنوند، آنان همانند چهارپایان بلكه گمراه‌ترند. (آرى،) آنها همان غافل ماندگانند. این عده از راز زندگى، هدف آفرینش و فرجام زندگىِ خویش غافل هستند و تنها در اندیشه ارضاى شهوات و تمایلات حیوانى بوده، و همانند حیوان سر در آخور دارند! آنها به فكر دنیاى خویشند و هیچ گاه در اندیشه آینده خود و جهان ابدى نمى‌باشند: إنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِینَ كَفَرُوا فَهُمْ لاَ‌یُؤْمِنُونَ(205)؛ بى‌تردید، بدترین جنبندگان پیش خدا كسانیند كه كفر ورزیدند و ایمان نمى‌آورند.
آن كسانى كه از نعمتى بزرگ مانند نعمت «عقل» بهره‌مند هستند و از نعمت‌هاى بى‌شمار خداوند استفاده مى‌كنند و با این وجود، چشمان خویش را بر روى حقایق بسته، و از انجام وظیفه نسبت به خداى آفریننده كوتاهى نموده و با اهل حق و حقیقت عناد مىورزند، از هر
﴿ صفحه 254 ﴾
جنبنده‌اى بدتر، و همانند چهارپایان هستند: وَالَّذِینَ كَفَروا یَتَمَتَّعُونَ وَ یَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الاَْنعَمُ وَ النَّارُ مَثْوًى لَهُم(206)؛ و كسانى كه كافر شده‌اند، (در ظاهر) بهره مى‌برند و همان‌گونه كه چارپایان مى‌خورند، مى‌خورند، و جایگاه آنها آتش است.
افرادى كه تنها در پى پر كردن شكم خویشند، با حیواناتى مانند: گاو و گوسفند چه فرقى دارند؟ تعبیر قرآن كریم در مورد افراد غافل دو گونه است: گاهى آنان را «همانند حیوان» معرفى مى‌نماید، دیگر بار، آنان را «بدتر از حیوان» مى‌داند. دلیل این امر آن است كه حیوان فاقد عقل و شعور است و انتظارى از او نمى‌رود، ولى انسان با وجود برخوردارى از این نعمت بزرگ غفلت مىورزد و راه كفر و انكار در پیش مى‌گیرد: لَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسَانَ فِى أَحْسَنِ تَقْوِیم ثُمَّ رَدَدْنَهُ أَسْفَلَ سَفِلِینَ، إِلاَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّلِحَتِ فَلَهُم أَجْرٌ غَیرُ مَمْنُون(207)؛ به راستى انسان را در نیكوترین اعتدال آفریدیم. سپس او را به پَست‌ترین (مراتب) پستى بازگردانیدیم؛ مگر كسانى را كه گرویده و كارهاى شایسته كرده‌اند، كه پاداشى بى‌منت خواهند داشت. انسان‌ها در بهترین موقعیت‌ها آفریده شده‌اند، امّا عده‌اى از ایشان به پست‌ترین حالت برمى‌گردند؛ چه این كه آنان قدر نعمت الهى را نمى‌دانند و در حفظ آن كوشا نیستند: ألَمْ تَرَ إلَى الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْرًا وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ. جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَهَا وَ بِئْسَ الْقَرَار(208)؛ آیا به كسانى كه (شُكر) نعمت خدا را به كفر تبدیل كردند و قوم خود را به سراى هلاكت آوردند ننگریستى؟ (در آن سراى هلاكت كه) جهنم است (و) در آن وارد مى‌شوند، و چه بد قرارگاهى است.

7. جمع دو آیه «لقد كرّمنا» و «بل هُم اضلّ»

خداوند در آیه‌اى «كرامت» را براى انسان ثابت نموده و مى‌فرماید: ما آدمى‌زادگان را كرامت بخشیدیم؛ ولى در آیه دیگر مى‌فرماید: بعضى آدمیان از هر جنبنده‌اى بدترند. حال این پرسش مطرح است كه این دو آیه چگونه قابل جمع است؟ پاسخ این است كه كرامتى كه به انسان بخشیده شده است، كرامتى نیست كه براى همه انسان‌ها افتخار بیافریند. شرافتى كه موجب افتخار مى‌شود، در گرو اَعمال و رفتار اختیارى انسان است و این‌كه چگونه از نعمت‌هاى
﴿ صفحه 255 ﴾
خداوند در جهت كمال انسانى سود جوید. عده‌اى از كرامت خویش دور مى‌گردند و همانند مارى كه پوست مى‌اندازد اینان نیز از پوسته كرامت خویش دور مى‌افتند. این عده، از بندگى خدا خارج مى‌گردند و بنده شیطان مى‌شوند؛ به گونه‌اى كه به خود اجازه مى‌دهند كه علیه خدا تظاهرات كنند: وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِى ءَاتَینَهُ ءَایَتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَنُ فَكَانَ مِنَ الغاوِینِ(209)؛ خبر آن كس را كه آیات خود را به او داده بودیم براى آنان بخوان كه از آن عارى گشت؛ آن‌گاه شیطان، او را دنبال كرد و از گمراهان شد.
بنابراین، از دیدگاه اسلام، انسان داراى «كرامت تكوینى» است كه آن عبارت از نعمت‌هایى است كه خداى متعال به انسان داده است. یكى از بزرگ‌ترین این نعمت‌ها نعمت عقل و شعور است كه در اعلامیه جهانى حقوق بشر نیز به آن اشاره شده است. در قسمتى از ماده یك این اعلامیه آمده است: «... همه داراى عقل و وجدان مى‌باشند و باید نسبت به یكدیگر با روح برادرى رفتار كنند.» آرى، خرد و وجدان از نعمت‌هاى مهم الهى است و این همان «كرامت تكوینى» است. مطلب مذكور از اعلامیه، با دیدگاه اسلام توافق دارد؛ ولى این كه خرد و وجدان انسان منشأ حقوقى براى وى گردد كه حتّى با ارتكاب بدترین جنایات نیز مستحق اهانت نباشد، قابل قبول نیست. انسان به دلیل داشتن همین كرامت، داراى تكالیف سنگینى مى‌گردد كه در صورت عدم انجام آنها از انسانیت ساقط مى‌گردد، و بلكه از هر جنبنده‌اى پست‌تر مى‌شود.
بنابراین «ارزش انسان» هیچ گاه «مطلق» نیست. خداوند انسان را كرامت بخشید و او را از نعمت‌هاى بى‌شمار و گوناگون و حتّى تسخیر جهان و حیوانات بهره‌مند ساخت؛ اما آیا برخوردارى انسان از این نعمت‌ها بدون حساب و كتاب است و او مى‌تواند هر عمل خلافى را مرتكب گردد؟! بقاى كرامت در گرو انجام وظایف و اعمال نیك است؛ این‌كه بندگى خدا نماید و فردى خدمت‌گزار، دلسوز و مهربان براى مردم باشد. انسانى كه از دایره بندگى خداوند خارج گردد و حقایق را انكار نماید، یا بدترین جنایت‌ها را مرتكب شود، پست‌تر از حیوان خواهد بود و دیگر داراى كرامت و احترام نیست. اصرار بر حرمت و كرامت چنین انسان‌هایى بسیار سست و غیر قابل قبول است.
همه هستى انسان از خدا است و پیوسته و آن به آن، وجود و نعمت‌هاى دیگر به انسان افاضه مى‌شود. در این میان، عده‌اى به جاى شكر نعمت‌هاى الهى، در غفلت و بى‌خبرى، خدا
﴿ صفحه 256 ﴾
را فراموش كرده، به فساد و جنایت روى مى‌آورند و به مبارزه با خدا و پیامبران و احكام الهى برمى‌خیزند. آیا این افراد، حرمت و احترام انسان‌هاى دیگر را رعایت مى‌كنند؟! وقتى سپاس نعمت‌هاى منعم حقیقى را به‌جا نمى‌آورند، در مقابل مردم نیز از انجام این وظیفه كوتاهى خواهند كرد و در نهایت از كرامت خدادادى محروم شده و تا پست‌ترین درجه سقوط خواهند نمود.
﴿ صفحه 257 ﴾

جلسه نوزدهم: حق كرامت انسان (2)