نظریه حقوقی اسلام جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی نادری قمی، محمدمهدی کریمی‌نیا

5. كرامت انسان در قرآن

پرسش اساسى در این زمینه این است كه منشأ كرامت انسان چیست؟ «انسان» با «حیوانات» داراى تفاوت‌هاى اساسى است. چیزهایى در «انسان» یافت مى‌شود كه در سایر حیوانات یافت نمى‌شود؛ اما در عین حال، حیوانات نیز داراى برخى صفات و ویژگى‌هایى هستند كه انسان فاقد آن است؛ براى مثال، سگ‌ها داراى شامه بسیار قوى هستند كه مى‌توانند به پلیس در كشف مواد مخدر مخفى شده كمك نمایند. نیز بعضى حیوانات دیگر مثل گاو، گوسفند، گربه، مرغ و خروس مى‌توانند وقوع زلزله را از پیش درك نمایند. لرزه‌هاى اولیه، كه قبل از وقوع زلزله پدید مى‌آید، براى این حیوانات قابل درك است. بنابراین، بعضى حیوانات از نظر طبیعى داراى برترى‌هایى بر انسان هستند. حال به چه علت باید این حیوانات در تسخیر و خدمت انسان باشند؟ چرا حیوانات نباید داراى كرامت و احترام باشند؟! مكاتب انسانى‌شناسىِ غربى كه تفسیرى مادى‌گرایانه از انسان ارائه مى‌كنند چه دلیلى بر كرامت و امتیاز انسان نسبت به سایر حیوانات دارند؟ اگر چه حقوق مندرج در اعلامیه جهانى حقوق بشر، مبتنى بر كرامت و اصالت آزادى‌هاى انسان است، اما هیچ تبیین عقلانى یا تبیین اخلاقى براى آن ارایه نداده‌اند و البته در صدد بیان این مطلب هم نبوده‌اند.
دیدگاه اسلام در مورد كرامت و منشأ آن چیست؟ آیا كرامت عام و فراگیر است یا قابل استثنا است؟ در قرآن كریم، آیات مختلفى درباره كرامت انسان وجود دارد؛ از جمله مى‌فرماید: وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِى ءَادَمَ وَ حَمَلنَهُمْ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَهُمْ مِنَ الطَّیِّبَتِ وَ فَضَّلْنَهُمْ عَلَى كَثِیر مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلا(202)؛ و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم، و آنان را در خشكى و دریا [بر مركب‌ها]برنشاندیم، و از چیزهاى پاكیزه به ایشان روزى دادیم، و آن‌ها را بر بسیارى از آفریده‌هاى خود برترى آشكار دادیم.
آدمى‌زادگان را تكریم نمودیم و دلیل آن این كه آنان را هم در خشكى و هم در دریا بر مركب‌ها قرار دادیم، و در حالى كه حیوانات از چیزهاى كثیف و آلوده مى‌خورند، روزى انسان
﴿ صفحه 252 ﴾
را از غذاهاى پاكیزه و طیّب قرار دادیم و او را بر بسیارى از مخلوقات برترى بخشیدیم. با توجه به ابتداى آیه فوق (لقد كرّمنا بنى‌آدم)، این كرامت، كرامتى تكوینى و موهبتى الهى است كه مثلا از جمله آثارش این است كه انسان مى‌تواند هم در خشكى و هم در دریا حركت نماید. در گذشته از مركب‌هاى ساده مانند: اسب، شتر و قاطر براى حركت در خشكى استفاده مى‌كرد و امروزه با قدرت فكرى كه خدا به انسان بخشیده است، از خودروها، هواپیماها و سفینه‌هاى فضایى بهره مى‌برد. در گذشته از كِشتى‌هاى بادى براى حركت در دریاها استفاده مى‌نمود و امروزه عظیم‌ترین كِشتى‌ها و اقیانوس‌پیماها در اختیار بشر است. در گذشته از ابزارهاى ساده و نیروى بدنى استفاده مى‌كرد، ولى امروزه در سایه پیشرفت‌هاى علمى و فنّى، از ابزارها و وسایل بسیار پیشرفته استفاده مى‌نماید. این‌ها همه، راه‌هاى برترى انسان بر حیوانات و سایر موجودات است و این تفوق و برترى، هم در گذشته و هم امروزه براى بشر وجود دارد و چنین چیزى مقتضاى «كرامت» انسان است.
اما آیا این كرامت، یك كرامت مطلق است؟ آیا به این عنوان كه انسان داراى چنین كرامت و برترى نسبت به سایر موجودات است، نباید مجازاتى نسبت به او صورت پذیرد؟! آیا چنان‌چه انسان از مسیر هدایت و تكامل خارج گردد و مرتكب هزاران جنایت گردد، نباید رفتار خشونت‌آمیزى نسبت به او صورت پذیرد؟! به نظر ما هیچ‌گاه چنین ملازمه‌اى وجود ندارد. خداى متعال بر انسان منت گذاشت و توان استفاده از نعمت‌هاى فراوان را بدو بخشید. چنین امرى شكر و سپاس انسان را مى‌طلبد. ظاهر این آیه شریفه این است كه در مقام بیان برترى قوا و استعدادهاى وجودى انسان نسبت به سایر موجودات است نه این كه بخواهد حقى را براى انسان اثبات نماید؛ بلكه حتى به عكس، در صدد بیان این نكته است كه ما نعمت‌هاى بى‌شمارى را در اختیار انسان قرار دادیم و بشر در مقابل مى‌باید وظیفه بندگى خویش را انجام دهد. بر فرض هم كه از این كرامتى كه به انسان بخشیده شده است بتوان یك «حق قانونى» براى انسان استنباط نمود، ولى به هیچ وجه، به این معنا نیست با ارتكاب هر جنایتى، هم‌چنان حرمتش محفوظ باشد. گاهى انسان با رفتار اختیارى خویش از هر حیوانى پست‌تر مى‌گردد؛ از جمله اینان، كسانى هستند در مقام سوء استفاده از آیات آسمانى برمى‌آیند: هُوَ الَّذِى أَنْزَلَ عَلَیْكَ الْكِتَبَ مِنْهُ ءَایَتٌ مُحْكَمَتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَبِ وَ أُخَرُ مُتَشَبِهَتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِى قُلُوبِهِم زَیغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَبَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ وَ مَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّسِخُونَ فِى
﴿ صفحه 253 ﴾
الْعِلْمِ یَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا یَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الاَْلْبَب(203)؛ اوست كسى كه این كتاب (قرآن) را بر تو فرو فرستاد. پاره‌اى از آن، آیات محكم (= صریح و روشن) است. آنها اساس كتابند؛ و (پاره‌اى) دیگر متشابهاتند (كه تأویل پذیرند). امّا كسانى كه در دل‌هایشان انحراف است براى فتنه‌جویى و طلب تأویل آن (به دلخواه خود،) از متشابه آن پیروى مى‌كنند، با آن‌كه تأویلش را جز خدا و ریشه‌داران در دانش كسى نمى‌داند. (آنان كه) مى‌گویند: «ما بدان ایمان آوردیم، همه (چه محكم و چه متشابه) از جانب پروردگار ماست»، و جز خردمندان كسى متذكّر نمى‌شود.

6. انسان پست‌تر از حیوان

همین انسانى كه خداوند بدو كرامت بخشیده است گاهى آیات الهى را فراموش مى‌كند و با تحریف و تأویل آنها درصدد فریب مردم و سوء استفاده از آراى ایشان برمى‌آید. همین خدایى كه آیه «وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا...» را نازل فرموده، در جاى دیگر درباره همین انسان دو پا مى‌فرماید: وَ لَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَ یَفْقَهُونَ بِهَا وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لاَ یُبْصِرُونَ بِهَا وَ لَهُمْ ءَاذَانٌ لاَ یَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالاَْنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغفِلونَ(204)؛ و در حقیقت، بسیارى از جنّیان و آدمیان را براى دوزخ آفریده‌ایم. (چرا كه) دل‌هایى دارند كه با آن (حقایق را) دریافت نمى‌كنند، و چشمانى دارند كه با آن نمى‌بینند، و گوش‌هایى دارند كه با آنها نمى‌شنوند، آنان همانند چهارپایان بلكه گمراه‌ترند. (آرى،) آنها همان غافل ماندگانند. این عده از راز زندگى، هدف آفرینش و فرجام زندگىِ خویش غافل هستند و تنها در اندیشه ارضاى شهوات و تمایلات حیوانى بوده، و همانند حیوان سر در آخور دارند! آنها به فكر دنیاى خویشند و هیچ گاه در اندیشه آینده خود و جهان ابدى نمى‌باشند: إنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِینَ كَفَرُوا فَهُمْ لاَ‌یُؤْمِنُونَ(205)؛ بى‌تردید، بدترین جنبندگان پیش خدا كسانیند كه كفر ورزیدند و ایمان نمى‌آورند.
آن كسانى كه از نعمتى بزرگ مانند نعمت «عقل» بهره‌مند هستند و از نعمت‌هاى بى‌شمار خداوند استفاده مى‌كنند و با این وجود، چشمان خویش را بر روى حقایق بسته، و از انجام وظیفه نسبت به خداى آفریننده كوتاهى نموده و با اهل حق و حقیقت عناد مىورزند، از هر
﴿ صفحه 254 ﴾
جنبنده‌اى بدتر، و همانند چهارپایان هستند: وَالَّذِینَ كَفَروا یَتَمَتَّعُونَ وَ یَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الاَْنعَمُ وَ النَّارُ مَثْوًى لَهُم(206)؛ و كسانى كه كافر شده‌اند، (در ظاهر) بهره مى‌برند و همان‌گونه كه چارپایان مى‌خورند، مى‌خورند، و جایگاه آنها آتش است.
افرادى كه تنها در پى پر كردن شكم خویشند، با حیواناتى مانند: گاو و گوسفند چه فرقى دارند؟ تعبیر قرآن كریم در مورد افراد غافل دو گونه است: گاهى آنان را «همانند حیوان» معرفى مى‌نماید، دیگر بار، آنان را «بدتر از حیوان» مى‌داند. دلیل این امر آن است كه حیوان فاقد عقل و شعور است و انتظارى از او نمى‌رود، ولى انسان با وجود برخوردارى از این نعمت بزرگ غفلت مىورزد و راه كفر و انكار در پیش مى‌گیرد: لَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسَانَ فِى أَحْسَنِ تَقْوِیم ثُمَّ رَدَدْنَهُ أَسْفَلَ سَفِلِینَ، إِلاَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّلِحَتِ فَلَهُم أَجْرٌ غَیرُ مَمْنُون(207)؛ به راستى انسان را در نیكوترین اعتدال آفریدیم. سپس او را به پَست‌ترین (مراتب) پستى بازگردانیدیم؛ مگر كسانى را كه گرویده و كارهاى شایسته كرده‌اند، كه پاداشى بى‌منت خواهند داشت. انسان‌ها در بهترین موقعیت‌ها آفریده شده‌اند، امّا عده‌اى از ایشان به پست‌ترین حالت برمى‌گردند؛ چه این كه آنان قدر نعمت الهى را نمى‌دانند و در حفظ آن كوشا نیستند: ألَمْ تَرَ إلَى الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْرًا وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ. جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَهَا وَ بِئْسَ الْقَرَار(208)؛ آیا به كسانى كه (شُكر) نعمت خدا را به كفر تبدیل كردند و قوم خود را به سراى هلاكت آوردند ننگریستى؟ (در آن سراى هلاكت كه) جهنم است (و) در آن وارد مى‌شوند، و چه بد قرارگاهى است.

7. جمع دو آیه «لقد كرّمنا» و «بل هُم اضلّ»

خداوند در آیه‌اى «كرامت» را براى انسان ثابت نموده و مى‌فرماید: ما آدمى‌زادگان را كرامت بخشیدیم؛ ولى در آیه دیگر مى‌فرماید: بعضى آدمیان از هر جنبنده‌اى بدترند. حال این پرسش مطرح است كه این دو آیه چگونه قابل جمع است؟ پاسخ این است كه كرامتى كه به انسان بخشیده شده است، كرامتى نیست كه براى همه انسان‌ها افتخار بیافریند. شرافتى كه موجب افتخار مى‌شود، در گرو اَعمال و رفتار اختیارى انسان است و این‌كه چگونه از نعمت‌هاى
﴿ صفحه 255 ﴾
خداوند در جهت كمال انسانى سود جوید. عده‌اى از كرامت خویش دور مى‌گردند و همانند مارى كه پوست مى‌اندازد اینان نیز از پوسته كرامت خویش دور مى‌افتند. این عده، از بندگى خدا خارج مى‌گردند و بنده شیطان مى‌شوند؛ به گونه‌اى كه به خود اجازه مى‌دهند كه علیه خدا تظاهرات كنند: وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِى ءَاتَینَهُ ءَایَتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَنُ فَكَانَ مِنَ الغاوِینِ(209)؛ خبر آن كس را كه آیات خود را به او داده بودیم براى آنان بخوان كه از آن عارى گشت؛ آن‌گاه شیطان، او را دنبال كرد و از گمراهان شد.
بنابراین، از دیدگاه اسلام، انسان داراى «كرامت تكوینى» است كه آن عبارت از نعمت‌هایى است كه خداى متعال به انسان داده است. یكى از بزرگ‌ترین این نعمت‌ها نعمت عقل و شعور است كه در اعلامیه جهانى حقوق بشر نیز به آن اشاره شده است. در قسمتى از ماده یك این اعلامیه آمده است: «... همه داراى عقل و وجدان مى‌باشند و باید نسبت به یكدیگر با روح برادرى رفتار كنند.» آرى، خرد و وجدان از نعمت‌هاى مهم الهى است و این همان «كرامت تكوینى» است. مطلب مذكور از اعلامیه، با دیدگاه اسلام توافق دارد؛ ولى این كه خرد و وجدان انسان منشأ حقوقى براى وى گردد كه حتّى با ارتكاب بدترین جنایات نیز مستحق اهانت نباشد، قابل قبول نیست. انسان به دلیل داشتن همین كرامت، داراى تكالیف سنگینى مى‌گردد كه در صورت عدم انجام آنها از انسانیت ساقط مى‌گردد، و بلكه از هر جنبنده‌اى پست‌تر مى‌شود.
بنابراین «ارزش انسان» هیچ گاه «مطلق» نیست. خداوند انسان را كرامت بخشید و او را از نعمت‌هاى بى‌شمار و گوناگون و حتّى تسخیر جهان و حیوانات بهره‌مند ساخت؛ اما آیا برخوردارى انسان از این نعمت‌ها بدون حساب و كتاب است و او مى‌تواند هر عمل خلافى را مرتكب گردد؟! بقاى كرامت در گرو انجام وظایف و اعمال نیك است؛ این‌كه بندگى خدا نماید و فردى خدمت‌گزار، دلسوز و مهربان براى مردم باشد. انسانى كه از دایره بندگى خداوند خارج گردد و حقایق را انكار نماید، یا بدترین جنایت‌ها را مرتكب شود، پست‌تر از حیوان خواهد بود و دیگر داراى كرامت و احترام نیست. اصرار بر حرمت و كرامت چنین انسان‌هایى بسیار سست و غیر قابل قبول است.
همه هستى انسان از خدا است و پیوسته و آن به آن، وجود و نعمت‌هاى دیگر به انسان افاضه مى‌شود. در این میان، عده‌اى به جاى شكر نعمت‌هاى الهى، در غفلت و بى‌خبرى، خدا
﴿ صفحه 256 ﴾
را فراموش كرده، به فساد و جنایت روى مى‌آورند و به مبارزه با خدا و پیامبران و احكام الهى برمى‌خیزند. آیا این افراد، حرمت و احترام انسان‌هاى دیگر را رعایت مى‌كنند؟! وقتى سپاس نعمت‌هاى منعم حقیقى را به‌جا نمى‌آورند، در مقابل مردم نیز از انجام این وظیفه كوتاهى خواهند كرد و در نهایت از كرامت خدادادى محروم شده و تا پست‌ترین درجه سقوط خواهند نمود.
﴿ صفحه 257 ﴾