نظریه حقوقی اسلام جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی نادری قمی، محمدمهدی کریمی‌نیا

5. مشكل تشخیص مصلحت

ما در بسیارى از موارد مى‌توانیم مصلحت خویش را تشخیص دهیم. بیمار به خاطر حصول بهبودى، داروى تلخ مى‌خورد و این رنج را تحمل مى‌كند. در مواردى بیمار مجبور است چند روز در بیمارستان بسترى باشد. در این حالت اگر بیمار، مثلا تاجر است چندین روز از تحصیل سود و منفعت محروم مى‌گردد، یا اگر محصل و معلم است چندین روز از درس و تحصیل خود باز مى‌ماند. تحمل این چند روز، مخصوصاً براى افراد پركار و كسانى كه به كار خویش علاقه زیادى دارند، بسیار سخت است، ولى با توجه به نظر پزشكان و افراد متخصص صلاح خود مى‌بیند كه چند روز را استراحت نماید و با تحمل ضررهاى موقتى، سلامتى دایم خویش را به دست آورد. این مى‌شود «مصلحت» و افراد متخصص آن را تشخیص مى‌دهند.
گاهى مصلحت «یك فرد» با مصلحت «چندین نفر» تزاحم پیدا مى‌كند. در مواردى مصلحت «یك گروه» با مصلحت «یك جامعه» در تعارض است. در این حالت، باید افراد
﴿ صفحه 227 ﴾
متخصص مصلحت بالاتر را تشخیص دهند. نمونه آن را در ایام «دفاع مقدس» و در زمان جنگ هشت ساله عراق علیه ایران شاهد بودیم. جوانان برومند و حتى افراد چهارده، پانزده ساله در جبهه‌هاى جنگ حضور یافتند و صحنه‌هاى زیبایى از ایثار و جوانمردى را به نمایش گذاشتند. هدف این عده خدمت به مردم و دفاع از سرزمین اسلامى بود و در این راه از شهادت هراسى نداشتند. این عده مى‌توانستند به جبهه نروند و به تحصیل و كار ادامه داده، از رفاه و آسایش برخوردار باشند، ولى در مقابل، مصلحت جامعه و میهن اسلامى تأمین نمى‌گردید. این جا در تزاحم بین مصلحت فرد و مصلحت جامعه كدام یك مقدّم است؟ بدیهى است اگر عده‌اى مخلص و فداكار در جنگ شركت نمى‌كردند، ضرر آن دامن‌گیر همه مى‌شد، تر و خشك را مى‌سوزاند و دیگر امنیت براى هیچ كس باقى نمى‌ماند.
حال باید دید چه عاملى باعث مى‌شود افرادى از مصلحت فردى خویش صرف نظر كنند و در عوض، مصلحت جامعه را تأمین نمایند. گاهى از زور و اجبار براى اعزام افراد به جبهه‌هاى جنگ استفاده مى‌كنند. این مطلب در حكومت‌هاى فاشیستى و مبتنى بر قلدرى و دیكتاتورى اتفاق مى‌افتد. چنان‌چه افراد از رفتن به میدان‌هاى جنگ امتناع ورزند به قتل خواهند رسید. در بعضى كشورها از آداب، رسوم و تلقینات استفاده مى‌كنند. تربیت فرزندان به گونه‌اى است كه این باور از ابتدا براى همگان حاصل مى‌شود كه خدمت به وطن و دفاع از آب و خاك امر مقدسى مى‌باشد. از شعر، ادبیات و هنر به صورت گسترده استفاده مى‌كنند و با ساختن مجسمه‌اى به نام «سرباز گمنام» فرهنگ جان‌فشانى در راه میهن را ایجاد مى‌كنند.
ادیان آسمانى راه دیگرى را مطرح مى‌كنند كه بسیار فراتر از اینها است، كه ما شاهد نمونه آن در ایام «دفاع مقدس» بودیم. منطق ادیان این است كه افرادى كه دست به چنین فداكارى و ایثارى مى‌زنند صدها و هزاران برابر آنچه را در این راه از دست داده‌اند از خداى متعال دریافت مى‌دارند. هر چند منافع محدود آنان فدا شده است، امّا در مقابل آن، منفعت بى‌نهایت را به دست آورده‌اند. این منطق، مخصوص انبیا و ادیان الهى است.

6. نیاز انسان به وحى در تعیین مصالح

به‌طور اجمال مى‌دانیم كه در تعارض مصالح، باید مصلحت فرد، فداى مصلحت جامعه گردد؛ امّا تا چه حد؟ كدام مصلحت جامعه؟ چه اندازه از مصالح فرد باید فداى چه اندازه از مصالح
﴿ صفحه 228 ﴾
جامعه شود؟ معمولا تشخیص دقیق این كه تا كجا فرد باید از منافع خویش صرف نظر كند، میسّر نیست. از ین رو، ما معتقدیم غیر از آنچه كه عقل بدان قضاوت مى‌كند، و غیر از آنچه كه مى‌توان از نظر كارشناسان، علوم و تجارب انسانى استفاده كرد، نیازمند منبع شناخت دیگرى هستیم كه به همه این روابط احاطه دارد.
معادله ریاضى وقتى یك مجهولى باشد، حل آن آسان است. امّا وقتى معادله چند مجهولى باشد و اطراف آن خیلى طولانى باشد، حل آن به سادگى امكان ندارد. اكنون معادله‌اى را فرض كنید كه هزاران مجهول یا عضو دارد به گونه‌اى كه هر طرف معادله میل به بى‌نهایت داشته و هر لحظه بر مجهولات آن افزوده مى‌گردد. كدام انسان هوشمندى مى‌تواند آن را حل كند؟ حتى كامپیوترهاى امروزى از حل آن عاجزند. از این رو، انسان نیازمند علمى فراتر از علوم انسانى و ابزارهاى مصنوعى مى‌باشد و باید «علم خدا» مسأله را حل كند.
روابط انسانى بسیار پیچیده و تنگاتنگ است. هزاران فعل و انفعالِ دو جانبه یا چند جانبه در حال انجام است. مرد و زن در خانه نسبت به یكدیگر، و آن دو نسبت به فرزندان، روابط اهالى یك محل، یك شهر، یك كشور، روابط بین كشورها، هم دینان، هم نژادان و...‌. عقل انسان از احاطه نسبت به همه این روابط و درك همه سود و زیان‌ها، كمال‌ها و نقص‌ها عاجز است. یكى از دلایل احتیاج ما به وحى، نبوت و دین همین مسأله اساسى است كه، مقایسه همه مصلحت‌ها و مفسده‌ها در زندگى اجتماعى بسیار دشوار است و هیچ عقل انسانى نمى‌تواند بر همه آنها احاطه داشته باشد.
به علاوه، آنچه بیان شد مربوط به مصالح و مفاسدِ زندگى دنیوى بود. یعنى عقل انسان از درك تمام مصالح مربوط به خویش، همسر، فرزندان، همسایه، همشهرى و... ناتوان است. حال چنان‌چه مصالح اخروى بدان ضمیمه گردد، دامنه مجهولات بسیار وسیع‌تر مى‌گردد. اعمال و رفتار ما چه اندازه‌اى در روح خودمان و روح دیگران تأثیر دارد؟ چه اندازه در مصالح و سعادت اخروى ما اثر دارد؟ از چه راهى مى‌توان رابطه بین دنیا و آخرت را كشف كرد؟ ما تجربه‌اى نسبت به آخرت خویش نداریم تا بدانیم رفتارمان در طول زندگى، چه تأثیرى در زندگى پس از مرگ دارد و هیچ راه تجربى براى كشف این رابطه، و حل این معادله وجود ندارد و این امر، فراتر از علم و تجربه بشرى است. بنابر این، ما به وحى و دین نیاز داریم و باید از علم الهى استفاده كنیم.
﴿ صفحه 229 ﴾
مطالب فوق در توضیح این نكته بود كه باید افعال، رفتار، گفتار و هرگونه تلاش فكرى یا عملى، و نیز تمام كارهاى فردى یا اجتماعى انسان، تابع مصالح باشد، آن هم نه مصلحت فرد، بلكه مصلحت كل انسان‌ها؛ حتى نه مصلحت نسل حاضر، بلكه مصلحت نسل‌هاى آینده؛ نه مصلحت این جامعه، بلكه مصلحت كل جوامع؛ و نه تنها مصلحت جوامع بشرى، بلكه مصلحت كل هستى تأمین گردد. خداوند تدبیر و اداره جهان هستى را به عهده دارد و انسان‌ها تنها بخش كوچكى از مخلوقات او مى‌باشند. انسان موجودى است كه در كره زمین زندگى مى‌كند كه كره زمین در مقایسه با كرات، منظومه‌ها و كهكشان‌هاى دیگر بسیار ناچیز است. تدبیر موجودات دیگر غیر از انسان هم بر عهده خدا است. به عبارت دیگر، آنها نیز داراى مصالح و منافعى هستند كه باید تأمین گردد. تمام عالَم هستى در فعل و انفعال با یكدیگر مى‌باشند و خداى متعال كه نسبت به كل هستى احاطه دارد و خیرش فراگیر است، باید برآیند تمام سود و زیان‌ها، و خیر و شرها را در نظر بگیرد.

7. تأثیر غیر مستقیم عوامل در پدیده‌ها و تعیین مصلحت

نكته‌اى كه توجه به آن ما را هر چه بیشتر به ناتوانى عقل و تجربه بشرى از درك همه مصالح و مفاسد واقف مى‌كند این است كه برخى امور در درازمدت و با هزاران واسطه داراى تأثیر و تأثر است. این سخن نباید مایه تعجب باشد. فرهنگ دینى و چیزهایى نظیر نماز جمعه، جهاد، انفاق و خدمت به مردم، نسل به نسل و از 1400 سال پیش به ما رسیده است. حوادث و عوامل بسیار فراوان و گوناگون در این گونه امور، به صورت مستقیم و غیر مستقیم تأثیر داشته است. شنیده‌ها، گفته‌ها و دیدنى‌هاى فراوان باعث شده كه ما امروز تصمیم بگیریم در نماز جمعه حضور پیدا كنیم. بنابراین اثر رفتار انسان منحصر به آن مورد خاصى نیست كه مستقیماً در آن اثر مى‌گذارد و ممكن است به طور غیر مستقیم و بعد از هزار سال اثر بگذارد. براى صدور حكم وجوب یا حرمت نسبت به كارى، باید تمام این آثار را در نظر گرفت. بنابراین وقتى گفته مى‌شود احكام تابع مصالح و مفاسد است، بدین معنا است كه تمامى این ملاحظات در مورد آنها انجام گرفته و سپس وضع شده‌اند. چه بسا شمارش این‌ها براى هیچ انسان یا كامپیوترى ممكن نباشد. به هر حال این تأثیر و تأثرات یك امر حقیقى است و همان‌طور كه گفته شد آثار اعمال تنها به حیات دنیوى خلاصه نمى‌شود بلكه آثار اخروى هم دارد كه براى كشف آن هیچ راهى جز وحى و نبوت نداریم.
﴿ صفحه 230 ﴾
پس وقتى در فرهنگ اسلامى گفته مى‌شود، ملاك ارزش‌ها، یا ملاك احكامْ مصلحت است، داراى معناى دقیق و پیچیده‌اى است كه در بسیارى از موارد جز علم الهى، هیچ چیز دیگر نمى‌تواند آن را كشف نماید. انسان در روابطش با پدیده‌هاى جهان، تنها به صورت محدود، به بعضى از مصالح خویش، آن هم در یك چارچوب تعریف شده پى مى‌برد، و دیگر فراتر از آن چارچوب علم انسان راه ندارد: وَ مَا أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلا(185)؛ و به شما از دانش جز اندكى داده نشده است.
بر این اساس، وقتى خداوند حقى براى كسى قرار مى‌دهد، این حق به صورت گزافى و بى‌دلیل داده نمى‌شود. تمام حقوق بر اساس مصالح و مفاسد واقعى، و تابع علم مطلق الهى است. در برخى از این موارد، عقل ما به تنهایى نیز مصالح و مفاسد یك حكم را درك مى‌كند و به هنگام تزاحم نیز تشخیص مى‌دهد كه كدام یك بر دیگرى مقدم است؛
ولى در اكثر موارد ما از سنجش همه سود و زیان‌ها، و خیر و شرها عاجزیم و به همین جهت نمى‌توانیم درباره آنها قضاوت نهایى و قطعى داشته باشیم، و تنها مى‌توانیم بگوییم در حد علم و تجربه ما مقتضاى فلان مسأله این است، ولى تمام مسأله این نیست و پرونده آن براى تحقیقات بیشتر باز است. چه بسا نتیجه تحقیقات، قضاوت‌هاى فعلى را تغییر دهد؛ چنان كه كم نیست مواردى كه بشر پس از سالیان طولانى به اشتباه قضاوت قبلى خویش پى برده است. این امر به دلیل محدودیت ابزار و منابع شناخت انسان است.
﴿ صفحه 231 ﴾