نظریه حقوقی اسلام جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی نادری قمی، محمدمهدی کریمی‌نیا

3. مصلحت از دیدگاه فلسفى

مصلحت از دیدگاه فلسفى به این معنا است كه وقتى امر بین بقاى یك «موجود كامل» و یك «موجود ناقص» دوران داشته باشد، عقل حكم مى‌كند كه «موجود ناقص» فداى «موجود كامل» گردد، و نه بالعكس. هر چند موجود ناقص مانند: گیاه یا حیوان گناهى نكرده است، ولى در صورت لزوم، براى بقاى حیات انسان حیات آنها نادیده گرفته مى‌شود؛ چون انسان نسبت به آنها موجود كامل‌ترى است. از آن طرف، مثلا اگر چند گرگ گرسنه هستند، صحیح نیست بگوییم، یك انسان كشته شود تا چند تا گرگ، زنده بمانند؛ چون شرافت و كمال یك انسان، از هزاران گرگ بیش‌تر است.
بنابراین وقتى مى‌گوییم، احكام و قوانین اسلامى و اوامر و نواهى خداوند بر اساس مصالح و مفاسد است، بدین معناست كه موجب تحقق «خیر اكثر» و «كمال اتمّ» مى‌گردد؛ مثلا براى
﴿ صفحه 225 ﴾
نماز خواندن لازم است از خواب شیرین و لذید صبحگاهى صرف نظر كنیم؛ اما در عوض، تحمّل این رنج به تحقق كمال بالاترى منجر مى‌شود. كه از آن به «مصلحت» تعبیر مى‌كنیم.

4. تعیین مصلحت در موارد تزاحم

گاهى بین خواسته‌ها، تمایلات و نیازهاى «یك فرد» تزاحم ایجاد مى‌شود كه لازم است یك خواسته یا نیاز، فداى خواسته و نیاز دیگر گردد؛ براى مثال، پزشك به بیمار توصیه مى‌كند كه از فلان داروى تلخ استفاده نماید. این امر براى بیمار موجب رنج و ناراحتى است، ولى در مقابِل سلامتى كه براى بیمار حاصل مى‌شود، قابل مقایسه نیست. خداى متعال به انسان دستور داده ماه رمضان را روزه بگیرد. بدن انسان با روزه ضعیف شده و كارآیى آن كم مى‌گردد. بدیهى است كه كارگر با خوردن غذا بهتر مى‌تواند كار كند و محصل و معلم بهتر مى‌توانند به درس و تحقیق بپردازند؛ ولى گفته مى‌شود مصلحت در این است كه گرسنگى بكشند. هر چند سختى‌ها و مشكلاتى براى انسان پیش مى‌آید، ولى در عوض، سلامتى جسم، روح و قوت اراده حاصل مى‌شود و زمینه بهترى براى عبادت و بندگى خدا فراهم مى‌گردد. ارزش این امورى كه به وسیله روزه حاصل مى‌شود، در مقابل محرومیت‌هاى ناشى از آن، قابل مقایسه نیست.
گاهى بین خواسته‌هاى دو فرد تزاحم حاصل مى‌شود؛ مثلا گاهى زن و شوهر در زندگى مشترك داراى تمایلات و خواسته‌هاى گوناگون و مزاحم هستند. در این موارد باید خواسته كدام یك مقدّم گردد؟ در بعضى موارد، مصلحت در آن است كه خواسته زن مقدّم گردد، و در مواردى مصلحت در آن است كه خواسته مرد اجرا گردد. مرد موظف است نفقه زن را بپردازد. گرچه او باید با تحمل رنج و سختى مخارج زندگى زن، مثل غذا، لباس و مسكن را تأمین نماید، امّا در عوض زن با آرامش روحى و جسمى بیش‌ترى مى‌تواند فرزندان را تربیت نماید و آسایش و رفاه را در محیط خانه به ارمغان آورد. زن نیز باید از بعضى خواسته‌هایش صرف‌نظر نماید تا نوع دیگرى از آرامش و صمیمیت در خانواده حاكم گردد. بنابراین، مصلحت یعنى: رنج كمتر فداى سود و كمال بیشتر.
شبیه مطلب فوق در روابط اجتماعى وجود دارد؛ جایى كه میلیون‌ها انسان با یكدیگر ارتباط دارند. یكى از این روابط اجتماعى رابطه‌اى است كه «دولت و دستگاه حاكم» از یك
﴿ صفحه 226 ﴾
طرف و «توده مردم» از طرف دیگر وجود دارد در مواردى، مردم باید از دولت تبعیت و اطاعت نمایند و در مواردى نیز دولت باید نظر مردم را رعایت كند. چه كسى نحوه این رابطه را معین مى‌كند؟ مى‌گویند: قانون. در این جا ما مى‌گوییم، قانون وقتى معقول و قابل دفاع است كه مطابق «مصلحت» باشد؛ یعنى «قانون‌گذار» باید در وضع و تدوین «قانون» مجموع سود و زیان‌ها، محاسن و مشكلات یك كار را بسنجد و با توجه به برآیند این موارد بگوید مصلحت ایجاب مى‌كند كه فلان عمل صورت پذیردیا خیر. در مواردى ممكن است به دلیل آن كه برآیند مزایا و معایب، و سود و زیان كارى منفى است قانون‌گذار بگوید مصلحت نیست این عمل صورت پذیرد؛ هر چند اكثریت مردم بدان تمایل داشته باشند و از آن لذت ببرند.
با این بیان روشن مى‌شود كه «مصلحت» در فرهنگ اسلامى به معناى مراعات رأى و منافع یك «شخص» یا یك «گروه» نیست، بلكه مصلحت مقایسه‌اى بین «خوبى‌ها و بدى‌ها» و «نقص‌ها و كمال‌ها» مى‌باشد. به تعبیر فلسفى، مصلحت باعث تأمین «كمال وجودى» است: هر كارى كه برآیند آن باعث ایجاد وجود كامل‌تر گردد، آن كار مطابق مصلحت است، و هر عملى كه مجموعه فعل و انفعالات آن، به وجود ضعیف‌تر منجر گردد و از كمالات وجود كاسته شود، آن عمل خلاف مصلحت است.

5. مشكل تشخیص مصلحت

ما در بسیارى از موارد مى‌توانیم مصلحت خویش را تشخیص دهیم. بیمار به خاطر حصول بهبودى، داروى تلخ مى‌خورد و این رنج را تحمل مى‌كند. در مواردى بیمار مجبور است چند روز در بیمارستان بسترى باشد. در این حالت اگر بیمار، مثلا تاجر است چندین روز از تحصیل سود و منفعت محروم مى‌گردد، یا اگر محصل و معلم است چندین روز از درس و تحصیل خود باز مى‌ماند. تحمل این چند روز، مخصوصاً براى افراد پركار و كسانى كه به كار خویش علاقه زیادى دارند، بسیار سخت است، ولى با توجه به نظر پزشكان و افراد متخصص صلاح خود مى‌بیند كه چند روز را استراحت نماید و با تحمل ضررهاى موقتى، سلامتى دایم خویش را به دست آورد. این مى‌شود «مصلحت» و افراد متخصص آن را تشخیص مى‌دهند.
گاهى مصلحت «یك فرد» با مصلحت «چندین نفر» تزاحم پیدا مى‌كند. در مواردى مصلحت «یك گروه» با مصلحت «یك جامعه» در تعارض است. در این حالت، باید افراد
﴿ صفحه 227 ﴾
متخصص مصلحت بالاتر را تشخیص دهند. نمونه آن را در ایام «دفاع مقدس» و در زمان جنگ هشت ساله عراق علیه ایران شاهد بودیم. جوانان برومند و حتى افراد چهارده، پانزده ساله در جبهه‌هاى جنگ حضور یافتند و صحنه‌هاى زیبایى از ایثار و جوانمردى را به نمایش گذاشتند. هدف این عده خدمت به مردم و دفاع از سرزمین اسلامى بود و در این راه از شهادت هراسى نداشتند. این عده مى‌توانستند به جبهه نروند و به تحصیل و كار ادامه داده، از رفاه و آسایش برخوردار باشند، ولى در مقابل، مصلحت جامعه و میهن اسلامى تأمین نمى‌گردید. این جا در تزاحم بین مصلحت فرد و مصلحت جامعه كدام یك مقدّم است؟ بدیهى است اگر عده‌اى مخلص و فداكار در جنگ شركت نمى‌كردند، ضرر آن دامن‌گیر همه مى‌شد، تر و خشك را مى‌سوزاند و دیگر امنیت براى هیچ كس باقى نمى‌ماند.
حال باید دید چه عاملى باعث مى‌شود افرادى از مصلحت فردى خویش صرف نظر كنند و در عوض، مصلحت جامعه را تأمین نمایند. گاهى از زور و اجبار براى اعزام افراد به جبهه‌هاى جنگ استفاده مى‌كنند. این مطلب در حكومت‌هاى فاشیستى و مبتنى بر قلدرى و دیكتاتورى اتفاق مى‌افتد. چنان‌چه افراد از رفتن به میدان‌هاى جنگ امتناع ورزند به قتل خواهند رسید. در بعضى كشورها از آداب، رسوم و تلقینات استفاده مى‌كنند. تربیت فرزندان به گونه‌اى است كه این باور از ابتدا براى همگان حاصل مى‌شود كه خدمت به وطن و دفاع از آب و خاك امر مقدسى مى‌باشد. از شعر، ادبیات و هنر به صورت گسترده استفاده مى‌كنند و با ساختن مجسمه‌اى به نام «سرباز گمنام» فرهنگ جان‌فشانى در راه میهن را ایجاد مى‌كنند.
ادیان آسمانى راه دیگرى را مطرح مى‌كنند كه بسیار فراتر از اینها است، كه ما شاهد نمونه آن در ایام «دفاع مقدس» بودیم. منطق ادیان این است كه افرادى كه دست به چنین فداكارى و ایثارى مى‌زنند صدها و هزاران برابر آنچه را در این راه از دست داده‌اند از خداى متعال دریافت مى‌دارند. هر چند منافع محدود آنان فدا شده است، امّا در مقابل آن، منفعت بى‌نهایت را به دست آورده‌اند. این منطق، مخصوص انبیا و ادیان الهى است.