نظریه حقوقی اسلام جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی نادری قمی، محمدمهدی کریمی‌نیا

2. حقوق انسان و محدوده آن

آیا انسان ذاتاً و اصالتاً و صرف‌نظر از آنچه خدا به او داده، مى‌تواند نسبت به دیگرى، حتى بر آفریننده جهان هستى، حقى داشته باشد؟ آیا «اصالت حق انسان» با برهان و تبیین منطقى همراه است یا این‌كه این سخنى است كه از روى هوس، غفلت و جهالت ناشى مى‌شود؟ وقتى وجود و هستى انسان از آنِ خودش نبود، بنابراین آثار و لوازم وجود و حیاتش نیز از آنِ او نخواهد بود. به عبارت دیگر، منشأ وجود، حیات و سایر نعمت‌هایى كه در اختیار انسان است، از ناحیه خدا است و هم اوست كه حقوقى را براى انسان اعتبار كرده است. این نظریه، مورد تأیید ما است. البته شأن یك انسان این نیست كه در مقابل خدا ادعا كند و بگوید من این كار خدا را تأیید مى‌كنم؛ شأن ما، آموختن از پیام آسمانى، یعنى قرآن كریم است. به هر حال در فلسفه حقوق و با بررسى‌هاى فلسفى، این نظریه تأیید مى‌شود كه انسان نمى‌تواند ذاتاً و از جانب خودش حقى داشته باشد.

3. اهمیت ایمان و اعتقاد به خدا در زندگى انسان

اصولا در بررسى و گفتوگو درباره «حقوق انسان» باید قبل از هر چیز، این مسأله اساسى را روشن سازیم كه آیا به خدا و آفریننده جهانِ هستى اعتقاد داریم یا اعتقاد به خدا صرفاً یك امر تشریفاتى و سطحى است؟ آیا این باور و ایمان قلبى حاصل شده است كه او آفریننده همه چیز است و تمام موجودات قائم به اراده او هستند و بقا و استمرار آنان به او متكى است؟ متأسفانه امروزه موج فرهنگ مادى كه در جهان غرب رشد كرده، كشورهاى اسلامى را مورد هجوم خویش قرار داده است و به تدریج ایمان و اعتقاد قلبى به غیب و امور ماوراى طبیعى ضعیف
﴿ صفحه 181 ﴾
مى‌شود. یكى از صفات متقین در آیاتِ آغازین قرآن كریم، «ایمان به غیب» شمرده شده است: ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ(138)؛ این است كتابى كه در (حقانیّت) آن هیچ تردیدى نیست، (و) مایه هدایت تقواپیشگان است: آنان كه به غیب ایمان مى‌آورند، و نماز برپا مى‌دارند، و از آنچه به ایشان روزى داده‌ایم، انفاق مى‌كنند.مطابق این آیه، نعمت هدایت قرآن نصیب كسانى مى‌شود كه ایمان به غیب دارند. به عبارت دیگر، اصلى‌ترین چیزى كه باید یك انسان در ساحت معرفت آن را شناخته، و سپس به آن ایمان آورد، این نكته اساسى است كه جهانِ هستى مساوى با محسوسات و مادیات نیست و در وراى این محسوسات و مادیات، هستى‌هایى بسیار بزرگ‌تر، شریف‌تر و مهم‌تر وجود دارد كه در رأس آن‌ها ـ اگر تعبیر صحیح باشد ـ ذات مقدس پروردگار متعال است كه او محیط بر آنها است و همه هستى‌هاى محسوس و غیر محسوس به ذات اقدس الله وابسته‌اند.
خداى متعال، وجود جسمانى و محسوس ندارد. نمى‌توان او را دید یا صداى او را شنید، و خلاصه با هیچ یك از حواس پنج‌گانه حسى نمى‌توان او را لمس و درك نمود؛ امّا یك وجود فوق‌العاده و بى‌نهایت كامل دارد كه در همه جا حضور دارد. او قیّوم هر موجود است و قوام موجودات به اراده و عنایت او است.
به هر حال، باید این مسأله اساسى یعنى «ایمان به غیب»، و در رأس آن «ایمان به خدا» را براى خویش حل كنیم. اگر در آن شك و تردید داشته باشیم، خواه ناخواه در سایر مسایل زندگى و در ابعاد سیاسى، اقتصادى، اجتماعى با مشكل روبرو خواهیم بود. برخى به اشتباه گمان مى‌كنند مسایل زندگى بشر، اعم از اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى، سیاسى و... را مى‌توان جداى از اعتقاد یا عدم اعتقاد به خدا حل كرد؛ حال آن كه بحث و گفتوگو درباره خدا، یك بحث كاملا دخیل در تمام عرصه‌هاى زندگى است و هیچ‌گاه نمى‌توان براى همیشه این پرونده را بست و آن را به كنارى گذاشت.

4. دیدگاه اگوست كنت درباره اصالت انسان و نفى خدا

تفكر شوم كنار گذاشتن خدا از عرصه زندگى بشر كه از مغرب زمین آغاز گشت و بعدها به جوامع دیگر نیز سرایت كرد، ابتدا با جدا كردن «اخلاق» از «خدا» مطرح شد. آنان به دنبال
﴿ صفحه 182 ﴾
«اخلاق منهاى خدا» بودند. به تدریج تفكر تفكیك «خدا» از عرصه‌هاى مختلف زندگى انسان، حتى به حوزه «دین» نیز سرایت داده شد و در نهایت «دین منهاى خدا» پدیدار گشت. پایه‌گذار این دین، اگوست كنت است؛ كسى كه به عنوان پدر علم «جامعه‌شناسى» معرفى شده است. شاید به دلیل تأثر این علم از افكار امثال كنت و دوركیم است كه رگه‌هاى الحاد و نفى خدا و ماوراى طبیعت در جاى‌جاى این دانش به چشم مى‌خورد.
در هر حال، كنت پس از نفى خدا، «انسان» را به عنوان «خدا» معرفى كرد! بدین طریق، او دین جدیدى را به نام «دین انسان‌پرستى» پایه‌گذارى نمود و خود وى به عنوان «پیامبر» این دین معرفى گشت و حتى پیروان او، معابدى را براى «پرستش انسان» ایجاد نمودند كه افراد در آنها به شعرخوانى، مدح و پرستش انسان مشغول بودند!
بنابر این تفكر جدایى خدا از تمام عرصه‌هاى زندگى انسان، مولود اندیشه و عقاید افرادى همچون «اگوست كنت»، «دوركیم» و سایر جامعه‌شناسان است.