نظریه حقوقی اسلام جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی نادری قمی، محمدمهدی کریمی‌نیا

7. خلاصه بحث

خلاصه بحث این شد كه حق باید از طرف كسى تشریع شود كه احاطه بر همه مصالح داشته باشد و نه تنها مصالح انسان‌ها، بلكه مصالح كل موجودات و نیز مصالح كل هستى اعم از مادى ومعنوى، دنیوى و اخروى را بداند؛ و این جز خداى متعال كس دیگرى نخواهد بود. بنابراین، همه حقوق باید از طرف خداى متعال تشریع شود.
از طرف دیگر نیز در پاسخ این سؤال كه او چه حق دارد كه این حقوق را جعل كند، باید گفت: چون او خدا است و همه هستى از آنِ اوست و در مقابل او كسى نیست كه از ناحیه خودش چیزى داشته باشد تا ادعاى حقى كند و پیش از این كه حق براى خدا ثابت شود، براى هیچ موجود دیگرى حقى ثابت نیست. به دنبال آن نیز حق اطاعت و پرستش او بر همه بندگانش ثابت مى‌شود و نیز این امر كه او حق دارد براى برخى بندگان نسبت به دیگران حقوقى را قرار دهد و دیگران مى‌باید این حقوق را رعایت نمایند. بنابر این كسانى كه نسبت به دیگران داراى حقوقى مى‌شوند، این حقوق آنان در پرتو حق خدا است؛ چون از ناحیه خود هستى و وجودى ندارند تا حقى داشته باشند.
﴿ صفحه 151 ﴾

جلسه یازدهم: انسان، آزاد از بندگى خدا!

1. مرورى بر جلسه قبل

بحث ما درباره «حقوق از دیدگاه اسلام» بود. گفتیم از فرمایشات ائمه معصومین(علیهم السلام)استفاده مى‌شود كه تمام «حقوق انسان» فرع «حق خدا» است. اصلى‌ترین حق در عالَم، حقى است كه خدا بر بندگانش دارد و سایر حقوق، فروع و شاخه‌هایى از این اصل هستند. به عنوان نمونه به دو نمونه از بیانات ائمه(علیهم السلام)؛ یكى از امیرالمؤمنین(علیه السلام) و دیگرى از امام سجاد(علیه السلام)استناد كردیم. مفاد هر دو این بود كه حقوق انسان از «حق خدا» نشأت مى‌گیرد و اصیل‌ترین حق، حقى است كه خدا نسبت به بندگانش دارد و آن حق این است كه او را پرستش كنند و اوامرش را اطاعت نمایند. در مقابل، خدا هم براى بندگان حقى را قرار داده كه وقتى او را اطاعت و پرستش كنند، پاداشى در خور و شایسته به آن‌ها عطا كند. این مسأله با بعضى از مفاهیمى كه امروزه در ادبیات سیاسى و جامعه شناسى مطرح است، سازگار نیست.