نظریه حقوقی اسلام جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی نادری قمی، محمدمهدی کریمی‌نیا

جلسه هفتم: دیدگاه اسلام درباره منشأ حقوق

1. مرورى كوتاه بر مطالب پیشین

در جلسه‌هاى گذشته بحث‌هایى درباره مفهوم حق و كاربردهاى آن در زمینه‌هاى مختلف علمى و فلسفى ارائه شد. مطلب به این جا رسید كه گفتیم بخشى از موارد استعمال حق مربوط به علومى مى‌شود كه جنبه علمى و ارزشى و اعتبارى دارد كه عمدتاً مربوط به اخلاق و حقوق مى‌شود؛ البته با تفاوتى كه بین مفهوم اخلاقى و حقوقى حق وجود دارد و به آن اشاره كردیم.
گفتیم مفاهیم حقوقى، مربوط به زندگى اجتماعى انسان است و كاربردش در مورد حقوقى است كه انسان‌ها نسبت به یكدیگر دارند؛ اعم از این كه حق فرد بر جامعه باشد، یا حق جامعه بر فرد، یا حق فرد نسبت به فرد دیگر، یا نظیر حقوق بین الملل كه متضمن حقوق جوامع بشرى در قبال یكدیگر است. در همه این موارد، دو طرفِ حق، انسان‌ها هستند. خصوصیت این حقوق آن است كه پشتوانه حكومتى و قانونى دارد و اگر كسى آنها را رعایت نكند دولت به عنوان ضامن اجرا و براى استیفاى این حقوق وارد عمل مى‌شود. از وظایف دولت و حكومت این است كه از حقوق مردم و شهروندان حمایت كند و متخلفان از قانون و متجاوزان به این حقوق را مجازات نماید. یكى از تفاوت‌هاى اساسى اخلاق و حقوق هم در همین جا است. در اخلاق این خصوصیت وجود ندارد؛ یعنى حقوق اخلاقى ضامن اجراى حكومتى و دولتى ندارد و ضامن اجراى آن، وجدان یا ایمان خود افراد است.
هم‌چنین اشاره كردیم كه در فرهنگ دینى، مفهوم حق وسیع‌تر از مفهوم آن در اخلاق و حقوق است و علاوه بر این كه هم حق اخلاقى و هم حق حقوقى را شامل مى‌شود مصادیق دیگرى نیز دارد، كه از جمله حق خدا بر انسان است. به همین جهت، مفهوم دینى و اسلامى حق، از این حیث با مفهوم حقوقى و اخلاقى آن متفاوت است.
﴿ صفحه 100 ﴾

2. تأكید اسلام بر «تكلیف» و مسؤولیت

تفاوت دیگر دیدگاه الهى و اسلامى در حقوق با سایر مكاتب رایج در این زمینه، مربوط به رسالتى است كه دین براى خود قایل است. دین خود را موظف به هدایت انسان‌ها و سوق‌دادن آنان به سوى سعادت و كمال انسانى آنها مى‌داند. از این جهت، بیشتر توجه دین معطوف به این است كه دستورالعمل‌ها و تكالیف و مسؤولیت‌هایى براى انسان‌ها مقرر دارد كه با انجام آنها به كمال و سعادت دست یابند؛ اما بیان حقوقى كه مسؤولیت‌آور نیست و صرفاً به خاطر نافع‌بودن آن براى نوع بشر بیان مى‌شود، در درجه دوم اهمیت است. این عنایت بیشتر دین به بیان حقوق نوع اول نیز از آن جهت است كه انسان به حسب طبیعت و غریزه و فطرت خود، خواسته‌ها، نیازها و تمایلاتى دارد كه خود به خود به دنبال تأمین آنها برمى‌آید و نیازى به قانون و دستور و تكلیف ندارد. طبیعت انسان به گونه‌اى است كه احتیاج به نفس كشیدن، غذاخوردن، آب خوردن و نظایر آنها دارد. براى این قبیل امور، لازم نیست به انسان‌ها بگویند: حق دارید نفس بكشید، آب بنوشید، غذا بخورید؛ بلكه بدون این كه كسى چیزى بگوید انسان خود به خود این كارها را انجام مى‌دهد. در این‌گونه امور آنچه مهم است این است كه به او بگویند: چه غذاهایى را نخور، به حقوق دیگران تجاوز نكن و این مسؤولیت‌ها را بپذیر. آنچه انسانیت انسان را رشد مى‌دهد توجه به مسؤولیت‌ها و به عبارتى، تكالیفى است كه انسان بر عهده دارد. البته هم‌چنان كه قبلا گفتیم مسؤولیت (تكلیف، وظیفه) و حق، دو روى یك سكه‌اند و طبیعتاً در قبال تكالیف و مسؤولیت‌هایى كه از افراد خواسته مى‌شود حقوقى نیز به آنان اعطا مى‌گردد؛ منتها بحثى كه این جا به آن نظر داریم این است كه در بینش اسلامى به كدام یك از دو روى این سكه بیشتر توجه مى‌شود؟ آیا اسلام بیشتر بر مسؤولیت و تكلیف تأكید دارد یا بیشتر به حقوق انسان‌ها توجه كرده است؟
پاسخ این است كه همان‌طور كه گفتیم انسان به حسب طبع اولى خود، در پى تأمین نیازها و تمایلات و خواسته‌هاى خویش برمى‌آید و به اصطلاح، خودش به طور خودكار به این سمت حركت مى‌كند و نیازى به هل‌دادن ندارد. آنچه مهم است این است كه او را راهنمایى كنند كه مواظب باش در این مسیرى كه مى‌روى به دره سقوط نكنى، به پرتگاه و جاهاى خطرناك نزدیك نشوى، به دیگران ضرر نزنى، و مسایلى از این قبیل كه از سنخ تكالیف، وظایف و مسؤولیت‌ها هستند. لذا در بسیارى موارد وقتى در متون دینى صحبت از حقوق انسان‌ها
﴿ صفحه 101 ﴾
مى‌شود، بحث از حقوقى است كه انسان‌هاى دیگر بر ما دارند؛ یعنى در واقع تأكید بر «تكالیفى» است كه ما در قبال انسان‌هاى دیگر داریم. البته چون این حقوق طرفینى هستند طبیعتاً همان‌طور كه انسان‌هاى دیگر بر ما این حقوق را دارند، ما نیز همین حقوق را بر عهده آنها داریم؛ اما به علت همان بعد سازندگى و تربیت و هدایت كه دین براى خود قایل است، در بیان، به جنبه تكلیف، وظیفه و مسؤولیت توجه بیشترى مى‌كند. در این جا براى آن كه شاهدى براى این مدعاى خویش آورده باشیم به بخشى از فرمایشات امام سجاد(علیه السلام) در رساله حقوق اشاره مى‌كنیم.