نظریه حقوقی اسلام جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی نادری قمی، محمدمهدی کریمی‌نیا

11. جمع‌بندى مباحث گذشته

اگر بخواهیم یك جمع‌بندى از مباحث ارائه شده تا بدین جا داشته باشیم، باید بگوییم آنچه از جلسات گذشته تا این قسمت از بحث این جلسه به آن پرداختیم، مربوط به معانى مختلف حق و عرصه‌هاى كاربرد آن بود. گفتیم در قرآن، در یك تقسیم كلى، دو سنخ معنا براى حق وجود دارد. یك دسته از معانى، مربوط به امور واقعى و تكوینى است؛ نظیر سخن یا اعتقاد مطابق با واقع. دسته دیگر از معانى، در رابطه با امور ارزشى و اعتبارى است. هم‌چنین گفتیم حق به معناى ارزشى و اعتبارى آن، در سه عرصه حقوق و فلسفه حقوق، اخلاق و فلسفه اخلاق، و دین مطرح مى‌شود. در قرآن كریم، مثلا آن جا كه مى‌فرماید: فَلْیُمْلِلِ الَّذِى عَلَیْهِ الْحَق(74)...، كه در مورد قرض دادن و قرض گرفتن است، این یك كاربرد حقوقى است. در مواردى هم كه حق به معناى اخلاقى آن در قرآن به كار رفته، مثل این آیه كه خطاب به كشاورزان مى‌فرماید: وَ ءَاتوُا حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِه(75)؛ یعنى مستحب است كه به هنگام برداشت
﴿ صفحه 75 ﴾
محصول، كشاورزان بخشى از محصول خود را به خویشاوندان و كسانى كه دست‌اندركار این زراعت بوده‌اند و فقرایى كه بر سر كشت‌زار حاضر شده‌اند، بدهند. این دستور یك دستور اخلاقى است و اگر كشاورزان این كار را نكنند كسى از آنها بازخواست نمى‌كند كه چرا ندادید. البته زكات یك حق قانونى است و واجب است كه بدهند و ضمانت اجرایى دارد، اما این دستور یك دستور و حق اخلاقى است.
به هر حال، مباحثى كه در این چند جلسه تا به حال داشتیم در واقع توضیح اصطلاحات و مفردات بحث، و به اصطلاح منطقى «مبادى تصورى» بود؛ یعنى قبل از ورود به بحث اصلى ابتدا لازم بود معناى اصطلاحات مورد بحث را خوب و دقیق تصور كنیم. اكنون پس از روشن شدن این مبادى تصورى، زمان آن رسیده تا وارد اصل بحث شویم، كه ان شاء الله از جلسه آینده به آن خواهیم پرداخت.
﴿ صفحه 76 ﴾
﴿ صفحه 77 ﴾

جلسه پنجم: خاستگاه و منشأ حقوق

1. مقدمه

همان‌گونه كه مستحضرید موضوع بحث ما حقوق از دیدگاه اسلام است. البته این بحث یك بحث فنّى و نسبتاً سنگین است كه عمدتاً مربوط به فلسفه حقوق مى‌شود و اصالتاً باید در دانشگاه‌ها و مجامع علمى مطرح شود و معمولا در جلسات عمومى قابل طرح نیست. آنچه باعث شد على‌رغم پیچیدگى و سنگینى این بحث، تصمیم بگیریم این بحث را از تریبون نماز جمعه كه یك تریبون عمومى است مطرح كنیم استقبالى بود كه مردم و شنوندگان عزیز ما در دو سال گذشته از این سلسله مباحث كردند. عنوان كلى بحث ما در جلساتى كه طى این دو سال داشتیم، نظریه سیاسى اسلام بود و با این كه آن مباحث نیز بحث‌هایى فنى و دقیق و علمى بودند، مردم عزیز ما در موارد متعددى تقدیر و تشكر مى‌كردند و تشویق‌هاى آنان ما را متقاعد كرد كه اگر همین بحث‌هاى علمى و دقیق با زبانى ساده مطرح شود مردم ما آمادگى دریافت آن را دارند. بحمدالله بعد از انقلاب، سطح فرهنگ مردم ما بسیار ترقى كرده و به ما این اجازه را مى‌دهد كه مباحث علمى و تحقیقى را در چنین سطح وسیعى مطرح كنیم.
در جلسه‌هاى قبل و به عنوان مقدمه سلسله مباحث اخیر اشاره كردیم كه واژه حق ـ كه حقوق جمع آن است ـ در موارد متعدد و به معانى مختلفى در قرآن و روایات ما به كار رفته است. هم‌چنین اشاره كردیم هنگامى كه یك لفظ داراى چند معنا باشد طبیعتاً امكان ابهام و مغالطه در مورد آن وجود دارد و ممكن است احكام و آثارى را كه مربوط به یك معناى آن است، به غلط براى معناى دیگرى از آن لفظ نیز ثابت كنیم. براى جلوگیرى از چنین اشتباهات و مغالطه‌هایى، در چند جلسه گذشته به بررسى موارد استعمال واژه حق در قرآن كریم پرداختیم. اكنون زمان آن رسیده كه به طرح مباحث اصلى بپردازیم.
﴿ صفحه 78 ﴾