نظریه حقوقی اسلام جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: محمدمهدی نادری قمی، محمدمهدی کریمی‌نیا

6. پلورالیسم، نفى «حق» و «حقیقت واحد»

بحث بعدى كه در این جا پیش مى‌آید این است كه: با توجه به این كه معرفت‌هایى كه ما
﴿ صفحه 29 ﴾
مى‌توانیم نسبت به واقع، نسبت به عالم آخرت و یا سایر حقایق پیدا كنیم، ممكن است مختلف و متضاد باشند، آیا همه این معرفت‌ها مى‌توانند صحیح و حق باشند؟ چون امروز یكى از گرایش‌هاى فكرى ـ كه یكى از سرچشمه‌هاى مهم آن، شك‌گرایى است ـ كه در دنیا مطرح است، گرایشى است به نام پلورالیسم كه در زمینه‌هاى مختلفى طرح شده و از باب همان تعمیم‌هاى نابه‌جایى كه در ابتداى بحث همین جلسه به آن اشاره كردیم، به حوزه دین هم كشیده شده است. البته این مسأله هم نیاز دارد كه حداقل یكى، دو جلسه به تفصیل درباره آن صحبت كنیم، ولى چون خارج از موضوع بحث فعلى ماست باز در این مورد هم به اشاره و اجمال اكتفا مى‌كنیم.
یكى از عرصه‌هاى مهم تفكر پلورالیسم، عرصه سیاست است. در باب مسایل سیاسى ممكن است افراد مختلف، دیدگاه‌ها و گرایش‌هاى متفاوتى داشته باشند؛ چه از نظر سلیقه‌هاى شخصى و چه از نظر مرام‌هاى گروهى و مواضع‌حزبى. در یك جامعه ممكن است چند حزب با چند مرام و گرایش مختلف در زمینه مسایل سیاسى وجود داشته باشند و نمى‌شود گفت آنچه یك حزب خاص مى‌گوید حتماً صددرصد صحیح است و مرام فلان حزب دیگر صددرصد باطل است. امروز در دنیا جامعه چندصدایى و پلورالیسم سیاسى، امرى پذیرفته شده است؛ زیرا مسایل سیاسى آن چنان نیست كه به یك نتایج حتمى و قطعى برسد كه بگوییم این نظر صددرصد صحیح است و تمامى آنچه برخلاف آن است صددرصد غلط و باطل است. این، پلورالیسم سیاسى است، كه البته به نظر ما هم تا حدودى (و نه به طور مطلق) معقول است؛ چون یك سرى مسایلى وجود دارند كه پاسخ قطعى و صددرصد ندارند؛ مسایل سیاسى، اجتماعى و یا اقتصادى معمولا از این قبیل هستند. به هر حال، پلورالیسم تا مادامى كه در حوزه مسایل سیاسى و اجتماعى باشد چندان مسأله غیر قابل قبول و منكَرى نیست. مشكل اساسى هنگامى پیدا مى‌شود كه بخواهیم این نظریه را به حوزه مسایل دینى هم وارد كنیم؛ هم‌چنان كه این كار را كرده‌اند. امروزه، كم نیستند كسانى كه مى‌گویند همان‌طور كه گرایش‌هاى سیاسى در یك جامعه مختلف است و وجود صداها و گرایش‌هاى مختلف و متضاد نسبت به مسایل سیاسى امرى مقبول و غیر قابل انكاراست، دین هم به همین صورت است. همان طور كه چند حزب داریم، دین‌هاى متعددى هم داریم، و همان طور كه نمى‌شود گفت حزب الف هرچه مى‌گوید درست و حزب ب هرچه مى‌گوید نادرست و غلط است، در
﴿ صفحه 30 ﴾
مورد ادیان هم نمى‌توان گفت مثلا هرچه اسلام مى‌گوید درست و هر آنچه مسیحیت مى‌گوید نادرست است. اصولا در باب دین و معرفت دینى، درستى و نادرستى، خیلى مفهومى ندارد، بلكه ادیان مختلف در واقع تابع سلیقه‌ها، گرایش‌ها و قرائت‌هاى مختلف است. این دین یك سلیقه است، آن دین هم سلیقه‌اى دیگر. این یك قرائت است، آن هم قرائت دیگرى است. این، پلورالیسم دینى است.
براساس تفكر پلورالیسم دینى، تصریح مى‌شود كه نه تنها در مذاهب فرعىِ یك دین واحد، خوبى و بدى و رجحانى وجود ندارد و مثلا در دین اسلام نمى‌توان گفت شیعه بهتر از سنّى یا به عكس است، بلكه درباره كل ادیان هم مسأله به همین صورت است و مثلا نمى‌شود گفت اسلام بهتر از مسیحیت است یا به عكس، مسیحیت بهتر از اسلام است. حتى بالاتر، اصلا حتى نمى‌شود گفت توحید بهتر است یا بت‌پرستى؛ زیرا این یك شیوه اعتقاد است و آن هم یك شیوه، این یك قرائت از هستى است و آن هم قرائتى دیگر، این یك گرایش است، آن هم گرایشى دیگر است. در باب مسایل دینى، راست و دروغى وجود ندارد و نمى‌شود گفت این درست است و آن غلط است، بلكه انسان‌هایى هستند كه سلیقه‌ها، فرهنگ‌ها، زمینه‌هاى اجتماعى، زمینه‌هاى جغرافیایى و طبیعى مختلف ایجاب كرده كه برخى یك گرایشى پیدا كنند و برخى هم گرایش دیگرى و مثلا یكى مسلمان و یكى مسیحى شود. ما نباید حساسیت و تعصب داشته باشیم كه بگوییم حتماً فقط اسلام درست است و بت‌پرستى غلط؛ حقیقت این است كه این یك شیوه است و آن هم شیوه دیگرى است.
با بیان‌هایى نظیر آنچه گفته شد، پلورالیسم را از عرصه سیاست و پذیرفتن جامعه چندصدایى در مسایل سیاسى، تعمیم داده و به حوزه دین و مسایل دینى هم وارد كرده و مى‌گویند ادیان مختلف هم در واقع مثل احزاب مختلف هستند. بنابراین، شما باید همان طور كه در مسایل سیاسى تحمل دارید، در مورد دینتان هم باید «تولرانس(12)» و تحمل داشته و اهل تساهل و تسامح باشید و بى‌جهت این قدر اصرار نكنید كه فقط اسلام دین بر حق و سایر ادیان باطلند. اسلام یك دین است، گاوپرستى هم یك دین است؛ چه مانعى دارد یك عده دیگر هم گاو یا چیزهاى دیگرى بدتر از گاو را بپرستند؟
اكنون سؤال این است كه این تفكرى كه امروز در دنیا به نام پلورالیسم دینى مطرح است،
﴿ صفحه 31 ﴾
دیدگاه اسلام در مورد آن چیست؟ چون گاهى ما مى‌خواهیم بحث فلسفى بكنیم و بگوییم از نظر فلسفى چنین مسأله‌اى صحیح است یا نه، كه این، به اصطلاح، یك بحث برون دینى است و باید با دلیل عقلى به آن پاسخ دهیم؛ اما یك بار مى‌خواهیم ببینیم قرآن در این زمینه چه مى‌گوید و مسأله را با استفاده از دلیل نقلى پاسخ دهیم، كه این، به اصطلاح، یك بحث درون دینى است. آن بحث برون دینى را باید در جاى خودش و در محافل آكادمیك و علمى دنبال كرد. ما فعلا در این‌جا به تناسب نوع مخاطبانمان كه از همه اقشار در میان آنها هستند، مى‌خواهیم بحث درون دینى انجام دهیم و نظر قرآن را در این باره جویا شویم. براى این كار نیز از راه بررسى كاربرد واژه «حق» در قرآن وارد مى‌شویم.

7. نفى پلورالیسم با استفاده از مفهوم «حق» در قرآن

یكى از موارد كاربرد واژه «حق» در قرآن، مربوط به همین مسأله، یعنى پلورالیسم دینى، مى‌شود. قرآن در این باره مى‌فرماید: أَفَمَنْ یَهْدِى إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لاَیَهِدِّى إِلاَّ أَنْ یُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُون(13)؛ پس آیا كسى كه به سوى حق رهبرى مى‌كند سزاوارتر است مورد پیروى قرار گیرد یا كسى كه راه نمى‌یابد مگر آن كه هدایت شود؟ شما را چه شده، چگونه داورى مى‌كنید؟ مفاد این آیه این است كه در عالم حقّى هست و كسانى نیز هستند كه به این حق هدایت مى‌كنند و كسان دیگرى نیز وجود دارند كه ائمه ضلال هستند، پیشوایان گمراهى و باطلند و مردم را به سوى گمراهى دعوت مى‌كنند، اینها حق را نمى‌شناسند، بلكه خود نیازمند آنند كه حق به آنان شناسانده شود و خودشان آن را نمى‌فهمند و توان شناخت حقیقت را ندارند و یا عقل خود را در این زمینه درست به كار نگرفته‌اند. آیا پیروى از كسانى كه هم حق را شناخته‌اند و دیگران را هم به سوى حق دعوت مى‌كنند، صحیح‌تر است یا پیروى از كسانى كه حق را نمى‌شناسند و چه بسا خودشان نیز معترفند كه ما حق را نمى‌شناسیم و یا گاهى ادعا مى‌كنند كه اصلا حق، شناختنى نیست؟ شما مى‌خواهید از چه كسانى پیروى كنید؟ از كسانى كه حق را شناخته‌اند و شما را به سوى آن دعوت مى‌كنند یا كسانى كه خودشان هم مى‌گویند ما حق را نمى‌شناسیم؟ فَمَا لَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُون. قرآن این جا عقل انسان را به قضاوت مى‌طلبد و مى‌گوید اى انسان‌هاى عاقل، شما چه نظر مى‌دهید؟ آیا مى‌گویید از كسى كه خودش حق را شناخته باید پیروى كرد یا
﴿ صفحه 32 ﴾
كسى كه خودش هم مى‌گوید من حق را نمى‌شناسم و دعوت به شك و گمراهى مى‌كند؟ عقل شما چه مى‌گوید؟
قرآن خطاب به مردم مى‌فرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُم(14)؛ اى مردم، حق از جانب پروردگارتان براى شما آمده است. و یا خطاب به پیامبر مى‌فرماید: وَالَّذِى أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَق(15)؛ و آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، حق است. آنچه از طرف خداوند بر پیامبر نازل شده، حق است و دلایل اثبات كننده دارد و حجت را بر مردم تمام مى‌كند و قرآن مى‌فرماید وقتى حق براى شما روشن شد، فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ اِلاَّ الضَّلاَل(16)، بعد از حق، جز گمراهى چه خواهد بود؟ یعنى حق، یكى بیشتر نیست و آن اسلام است كه از جانب خداوند نازل شده، و وقتى ثابت شد اسلام حق است، دیگر نمى‌شود گفت بت‌پرستى هم یك حق دیگرى است. وقتى ثابت شد توحید حق است دیگر نمى‌شود گفت تثلیث هم یك حق دیگرى است: فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَل؛ و بعد از حقیقت جز گمراهى چیست؟
پس این مسأله هم كه آیا چند حق مى‌تواند وجود داشته باشد و یا پلورالیسم در زمینه دین قابل پذیرش است یا نه، پاسخش از دیدگاه قرآن روشن است: به طور قاطع نه؛ نمى‌توانیم چند دین حق داشته باشیم. اگر یك دین ثابت شد كه حق است ـ كه به نظر ما همان دین اسلام است ـ ماوراى آن، هرچه باشد ضلالت و گمراهى است.
﴿ صفحه 33 ﴾

جلسه دوم: «حق» و مفاهیم مختلف آن (2)