نقش تقلید در زندگی انسان

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

عصمت خصیصه ذاتى فرستادگان خدا

در سوره انعام، پس از آنكه خداوند هیجده تن از پیامبران را نام مى‌‌برد، در آیه 90 مى‌‌فرماید: أُولئِكَ الَّذِینَ هَدَى اللّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ...؛ اینان كسانى هستند كه خداوند آنان را راه نمود، پس راه راستِ ایشان را پى‌‌گیر.
در ابتدا خداوند مى‌‌فرماید كه ما آن پیامبران را به حق و راه خود هدایت كردیم و آنان به راه خویش یقین دارند و هدایت آنها از سوى ما تضمین شده است و چنان نیست كه آنان بر اساس حدس و گمان مردم را راهنمایى كنند. پس
﴿ صفحه 174 ﴾
از آن مى‌‌فرماید كه شما نیز از ایشان اطاعت كنید و در مسیر هدایت قرار گیرید. آیاتى كه بدان اشارت رفت، دلالت بر عصمت انبیا در تلقى وحى و فهم و ارائه آن دارد. چه اینكه عصمت انبیا از اعتقادات ضرورى ما مسلمانان است و فلسفه عصمت آنان به روشنى در آیات دیگرى این گونه بیان مى‌‌گردد: عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى غَیْبِهِ أَحَداً. إِلاّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُول فَإِنَّهُ یَسْلُكُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً. لِیَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحاطَ بِما لَدَیْهِمْ وَ أَحْصى كُلَّ شَیْء عَدَداً؛(67) داناى نهان است و كسى را بر غیب خود آگاه نمى كند. مگر آن را كه به پیامبرى پسندد و برگزیند، كه [در این صورت]براى او از پیش رو و از پشت سرش نگاهبانانى خواهد گماشت. تا بداند كه [پیامبران]پیام‌‌هاى پروردگارشان را رسانده‌‌اند و [خدا] بدان چه نزد ایشان است احاطه دارد و هر چیزى را به عدد شماره كرده است.
اما با توجه به ضرورى بودن اعتقاد به عصمت پیامبران، برخى از دگراندیشان كه خود را پیرو قرآن و مسلمان مى‌‌دانند، عصمت پیامبران را انكار مى‌‌كنند و مى‌‌گویند كه فهم پیامبران نیز از وحى، فهم بشرى است و فهم بشرى مصون از خطا و اشتباه نیست و پیامبران نیز چون دیگران اشتباه و خطا مى‌‌كرده‌‌اند. این افراد با این انحرافات اساسى كه دارند به عنوان نظریه‌‌پرداز دینى، در سخنرانى‌‌ها، مقالات و كتابهاى خود مقدسات و اعتقادات مردم را زیر سؤال مى‌‌برند و ضروریات دین را انكار مى‌‌كنند، اما متأسفانه توسط برخى از مسئولان تایید و حمایت مى‌‌شوند و حتّى به وجود آنان افتخار مى‌‌كنند!

راهبرى منحرفان و دگراندیشان توسط شیطان

در مقابل پیامبران كه دعوت كننده به حق هستند و خداوند آنان را براى هدایت انسان‌‌ها برگزیده و به مقام عصمت نایل ساخته است و صحّت شیوه و مرامشان
﴿ صفحه 175 ﴾
را ضمانت كرده، شیاطین و كسانى قرار دارند كه حق را نمى‌‌شناسند و درصدد گمراه‌‌ساختن دیگران هستند. خداوند جدّاً مردم را از پیروى و دنباله روى آنان باز مى‌‌دارد، چون آنان برخلاف عقل و فطرت انسان‌‌ها كه طالب حق است، مردم را به بیراهه مى‌‌كشانند و سرانجام كارشان خذلان و سرافكندگى و بدبختى است. این دسته كه درصدد انحراف و گمراه ساختن دیگران و افشاندن بذر نفاق و كفر در دل‌‌ها هستند، سروكارشان با شیطان است و در زمره یاران و دوستان شیطان قرار دارند و اوست كه بر دل‌‌هایشان حكومت و سلطه دارد و اختیار آنان را به دست مى‌‌گیرد و به هر نحو كه خود بخواهد در قلب آنان تصرف مى‌‌كند: إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِینَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ؛(68) تسلط او تنها بر كسانى است كه او را دوست و سرپرست خود گرفته اند و بر كسانى كه به او [خدا] شرك مىورزند.
همچنان كه خداوند به پیامبران خود وحى مى‌‌كند و راه راست و سعادت و حق را به آنها مى‌‌نمایاند و آنان را براى هدایت و نشان دادن راه سعادت به مردم برمى‌‌انگیزاند، شیطان نیز به دوستان و پیروان خود وحى مى‌‌كند و با القائات خویش آنان را گمراه مى‌‌سازد و شیوه به انحراف كشاندن مردم را نشانشان مى‌‌دهد؛ و آنان را بر مى‌‌انگیزد تا با دوستان خدا و پیروان حق مبارزه كنند: وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیُوحُونَ إِلى أَوْلِیائِهِمْ لِیُجادِلُوكُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ؛(69) و همانا شیطان ها نهانى به گوش دوستان خود مى خوانند تا با شما ستیزه كنند، و اگر آنان را فرمان برید قطعاً شما نیز مشركید.
شیطان مرموزانه به ذهن پیروان خود سخنانى را القا مى‌‌كند كه قبل از آن بدان آگاهى نداشتند و خود نمى‌‌توانستند بدان دست یابند، آن گاه آنان احساس مى‌‌كنند كه به آنان الهام شده و ناخواسته و نادانسته سوژه‌‌اى مناسب در اختیارشان نهاده شده كه با آن مى‌‌توانند به مبارزه و جدال با حق و مكتب انبیا
﴿ صفحه 176 ﴾
برخیزند و در دل مؤمنان بذر تردید و شك بپراكنند و عقاید و باورهایشان را متزلزل سازند. از این روست كه قرآن به مؤمنان هشدار مى‌‌دهد كه مواظب منحرفان و پیروان شیطان باشید و با آنان نشست و برخاست و گفتگو نداشته باشید. چون آنان درصددند كسانى را كه معرفت راسخ و عقاید محكمى ندارند و توان دفاع از باورهاى دینى را ندارند، تحت تاثیر خود قرار دهند و ایمان آنان را بستانند. طبیعى است كه شیطان سراغ علماى راستین و كسانى كه راه حق را شناخته‌‌اند و با همه وجود به آن ایمان دارند و مى‌‌توانند با استدلال و منطق از عقاید خود دفاع كنند، نمى‌‌رود؛ چون مى‌‌داند كه نمى تواند در آنها نفوذ كند. بلكه او سراغ افراد سطحى‌‌نگر كه از شناخت كافى به معارف و حق بى‌‌بهره‌‌اند مى‌‌رود. او سراغ كسانى مى‌‌رود كه نمى‌‌توانند در برابر تشكیكات و شبهات بایستند و بدان‌‌ها پاسخ گویند و خود تحت تاثیر آنها قرار مى‌‌گیرند؛ چنین كسانى مورد خطاب و عتاب خداوند قرار مى‌‌گیرند و خداوند به آنها مى‌‌فرماید: وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْكُمْ فِی الْكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللّهِ یُكْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتّى یَخُوضُوا فِی حَدِیث غَیْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جامِعُ الْمُنافِقِینَ وَ الْكافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعاً؛(70) و [خدا] در این كتاب بر شما فروفرستاده كه چون بشنوید كه به آیات خدا كافر شوند و آنها را مسخره كنند با آنان منشینید تا به گفتارى دیگر پردازند، چرا كه در این صورت شما نیز مثل آنها خواهید بود. خداوند، همه منافقان و كافران را در دوزخ گرد خواهد آورد.

جوانان قربانى اهداف شوم دگراندیشان و منافقان

كسى كه با منافقان و دگراندیشان مى‌‌نشیند و تحت تأثیر آنان قرار مى‌‌گیرد، گرچه در ظاهر مسلمان، و معتقد به نظام است اما قلب او به نفاق آلوده گشته و در
﴿ صفحه 177 ﴾
عقاید و باورهایش رخنه وارد شده است. چنین كسى اگر بخواهد با منافقان و دشمنان دین بحث و مجادله كند، اول باید پایه‌‌هاى اعتقادى و باورهاى خود را محكم سازد و به معرفت و شناخت كافى معارف خویش دست‌‌یابد تا با آشنایى به فن مناظره و استدلال، بتواند از عقاید خویش دفاع كند. نوجوان بى‌‌تجربه‌‌اى كه به فن كشتى آشنا نیست، نمى تواند به مصاف كشتى‌‌گیر حرفه‌‌اى برود و با او زور آزمایى كند و اگر به مصاف او برود، در قدم اول زمین مى‌‌خورد. همچنین كسى كه تنها شناختى اجمالى و بسیط به اعتقادات دینى دارد و باورهاى دینى از پدر و مادر به او منتقل گشته و فرصت نیافته كه اعتقادات خود را تحكیم بخشد طبعاً توان هضم شبهات و پاسخ گفتن به آنها را نخواهد داشت، و اگر با شبهات و تشكیك در اعتقادات دینى مواجه شود، خواه ناخواه تحت تاثیر قرار مى‌‌گیرد و سرانجام ایمان خود را از دست مى‌‌دهد.
دگراندیشان منافق و فتنه‌‌گر كه یاراى مقابله با دین‌‌باوران راستین را ندارند، براى اینكه آموزه‌‌هاى فاسد خود را رواج دهند در صددند تا جوانان ناآشنا و ناآگاه به معارف اسلامى را به بهانه آزادى فكر و اندیشه بفریبند. آنان به جوانان و مردم مى‌‌گویند: شما باید سخنان مختلف را بشنوید و هر كدام را كه پسندیدید انتخاب كنید! ما نیز به آزادى فكر معتقدیم، اما بر این باور نیز هستیم كه براى طرح افكار و نظرات، پیشتر باید موانع فهم صحیح را برداشت و شرایط رشد فكرى را فراهم ساخت و از جمله شرایط این است كه هر كس با هم‌‌شأن و هم‌‌سطح خود مواجه گردد؛ نه اینكه یك شیطان حرفه‌‌اى چند جوان ناآگاه را دور خود جمع كند و با كلمات و سخنان فریبنده و بزك شده آنان را تحت تأثیر قرار دهد و عقایدشان را به تاراج برد. مگر از بیست سال قبل تا كنون ما كراراً برخى از آنان را به مناظره دعوت نكردیم و هر بار به بهانه‌‌اى حاضر به مناظره نشدند؟ چون مى‌‌دانند كه شكست مى‌‌خورند، حاضر به مناظره و مباحثه با اسلام شناسان نمى‌‌شوند و سراغ جوانان ناآگاه مى‌‌روند تا آنان را به انحراف بكشانند.
﴿ صفحه 178 ﴾