نقش تقلید در زندگی انسان

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

شبهه عدم تبعیت از پیشوایان دینى و پاسخ آن

چنان كه پیشتر گفتیم برخى با استناد به برخى از رفتار پیامبر و اهل‌‌بیت كه به مقتضاى شرایط زمانى صورت مى‌‌پذیرفت و امروزه تأسّى به آنها دشوار است، این مغالطه را شكل داده‌‌اند كه رفتار و سخنان آن بزرگواران به صدر اسلام تعلق داشت و پس از گذشت صدها سال از آن زمان، لازم نیست كه ما از رفتار و سخنان ایشان پیروى كنیم! وقتى ما ادعا مى‌‌كنیم كه زنانمان باید به فاطمه
﴿ صفحه 148 ﴾
زهرا(علیها السلام) تأسّى كنند و مردانمان از على(علیه السلام) الگو بگیرند، باید توجه داشته باشیم كه فاطمه زهرا بنابر شرایط آن زمان چادر وصله‌‌دار مى‌‌پوشیدند و نانشان از آرد جویى تهیه مى‌‌شد كه خود در خانه با دستاس تهیه مى‌‌كردند. آیا امروزه انتخاب چنین زندگى‌‌اى براى زنان ما امكان دارد؟ پس چطور ما ادعا مى‌‌كنیم كه باید از رفتار آن بزرگواران پیروى كرد؟
براى رد مغالطه مذكور و روشن شدن منظور ما از تأسّى به فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین(علیهما السلام) و سایر بزرگان دین، یك پاسخى اجمالى و سپس پاسخى تفصیلى ارائه مى‌‌دهیم: پاسخ اجمالى عبارت است از اینكه اگر رفتار بزرگان دین حاكى از وجود حكم شرعى بود و ما با مشاهده یا اطلاع از آن رفتار، متوجه شدیم كه حاكى از حكم شرعى بوده است مكلّف به تأسّى از آن رفتار هستیم. اما اگر یقین داشتیم كه رفتارى مبتنى بر حكم شرعى نیست و صرفاً ابزارى است، در اینجا تبعیت و تأسّى به آن رفتار لازم نیست. اما در موارد مشتبه و رفتارى كه ما نمى‌‌دانیم كه باید از آنها تأسّى كنیم و یا تأسّى به آنها لازم نیست باید سراغ دین‌‌شناس برویم كه با تحلیل زندگى پیشوایان دین و بررسى رفتار آنها، كشف مى‌‌كند كه چه بخشى از رفتار آنها دلالت بر حرمت، وجوب و یا استحباب مى‌‌كند و چه بخشى از رفتار آنها چنین دلالتى ندارد.
اما پاسخ تفصیلى این است كه: رفتار بزرگان دین هم داراى شكل، قالب، و هم داراى محتوا و معنا بوده است. شكل آن رفتار ممكن است در زمان‌‌هاى مختلف و با تحول شرایط متفاوت گردد و لازم نیست به شكل و قالب رفتار آن بزرگواران پایبند بود. اما روح و معناى رفتار بزرگان دین ثابت است كه ما باید آن را بشناسیم و به آن پایبند باشیم. مثلاً اگر فاطمه زهرا(علیها السلام) جو دستاس كرده و از این طریق آرد تهیه مى‌‌كردند، شكل و قالب رفتار ایشان استفاده از ابزار ساده آن زمان براى تهیه غذا بوده كه امروزه دیگر موضوعیت ندارد و كسى این شكل و
﴿ صفحه 149 ﴾
قالب را براى رفتار خودش بر نمى‌‌گزیند، و با وسایل پیشرفته‌‌تر و شیوه‌‌هاى آسان‌‌ترى غذا براى خود تهیه مى‌‌كند. اما روح رفتار آن حضرت همكارى با شوهر در تأمین نیازمندى‌‌هاى زندگى است كه باید مورد تأسّى زنان ما قرار گیرد. یا اگر آن حضرت در شب عروسى خود پیراهن كرباس را كه لباس شب عروسى ایشان بود به فقیر دادند و یا اگر فقیر در خانه ایشان آمد و ایشان قرص نان جویى كه براى افطار خویش تهیه كرده بودند به فقیر بخشیدند شكل رفتار ایشان، بخشش پیراهن كرباس و نان جو بوده است، اما روح و معناى رفتار آن حضرت بخشش بهترین لباس و بهترین غذایى است كه در دسترس ایشان بوده است. در آن زمان لباس كرباس بهترین لباس فاطمه زهرا(علیها السلام) و متناسب با سطح متوسط زندگى آن زمان بوده است. همچنین غذاى ایشان نان جو بوده كه هر كس زندگى متوسطى داشته از آن برخوردار مى‌‌شده است و فقرا و مستمندان گاهى به آن هم دسترسى پیدا نمى‌‌كردند. اگر كسى بخواهد به روح و معناى رفتار آن حضرت تأسّى كند، باید بهترین لباس و غذاى خود و چیزى كه خود بدان نیازمند است را به فقیر ببخشد، نه اینكه لباس كهنه و بى‌‌ارزش و یا مال اندكى را كه بدان رغبتى ندارد به فقیر ببخشد و بر او منت هم بگذارد: لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْء فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ؛(59) هرگز به نیكى [راستین]دست نیابید مگر آنكه از آنچه دوست دارید انفاق كنید و هر چه انفاق كنید خدا به آن داناست.
در روایات در احوالات امیرالمؤمنین(علیه السلام) آمده است كه آن حضرت نان جو خشك شده مى‌‌خوردند و به قدرى آن نان‌‌ها سفت بود كه حضرت با زانوى خود آنها را مى‌‌شكستند. در آن زمان، نان جو قوت مردم بوده و فقرا و مستمندان از آن نیز محروم بوده‌‌اند. از این جهت به فقیر و مسكینى كه نمى‌‌توانست نان تهیه كند، به عنوان زكات نان جو هم داده مى‌‌شد و همین نان جو نیاز او را برطرف
﴿ صفحه 150 ﴾
مى‌‌كرد. اما امروزه زكات تنها به كسى كه از تهیه نان خود محروم است تعلق نمى‌‌گیرد و تنها به چنین كسى فقیر اطلاق نمى‌‌شود. بلكه فقیر به كسى اطلاق مى‌‌شود كه از امكانات متناسب با این زمان محروم باشد كه داشتن نان و غذا سهم كوچكى از آن را تشكیل مى‌‌دهد. در زمانى، در این شهر قم، حتى خانواده‌‌هاى مرفه كولر نداشتند و بسیارى از خانواده‌‌ها پنكه نیز نداشتند و در تابستان‌‌هاى گرم از سرداب استفاده مى‌‌كردند. اما امروزه عموم مردم كولر دارند و اگر كسى كولر نداشت مى‌‌توان از زكات براى او كولر تهیه كرد.
بنابراین، ما باید روح و معناى رفتار بزرگان دین را بشناسیم و به آن تأسّى كنیم و روح رفتار امیرالمؤمنین(علیه السلام) این است كه باید زندگى مسؤولان، پایین‌‌تر از سطح زندگى افراد متوسط جامعه باشد. تأسّى به آن حضرت به این نیست كه ما خانه‌‌هاى خود را از خشت خام تهیه كنیم و امكانات ساده آن زمان را براى خود برگزینیم، چون استفاده از آن امكانات ساده در واقع، قالب و شكل رفتار آن حضرت بوده و به جهت تغییر شرایط زمانى قابل اجرا نیست. اما روح رفتار آن حضرت باقى است و ما مى‌‌توانیم آن را مورد تأسّى خود قرار دهیم.
﴿ صفحه 151 ﴾

جلسه هشتم: نقد و بررسى نظریه عدم ثبات قوانین و احكام

پیشینه و ریشه‌‌هاى تجدید نظرخواهى در دین

محور سـخنان ما در جلسات گذشته در باره الگوگیرى از اهل‌‌بیت(علیهم السلام) و تأسّى به گفتار و رفتار و آن بزرگواران بود. گفتیم دین‌‌ستیزان و كسانى كه در پى ایجاد تغییر در باورهاى دینى و ساختار سیاسى جامعه ما هستند، با استفاده از تئورى‌‌هاى علمى در شاخه‌‌هاى گوناگون علوم انسانى، و سرمشق گرفتن از تجربه‌‌هاى اجتماعى و سیاسى غرب، در چند قرن اخیر، با شیوه‌‌ها و شگردهاى گوناگون در صدد تضعیف مبانى اعتقادى و دینى مردم ما برآمده‌‌اند؛ و در این راستا تشكیك و شبهه‌‌افكنى مى‌‌كنند و مى‌‌كوشند به شبهات خود رنگ و بوى فلسفى و علمى بدهند. البته طى سال‌‌هاى اخیر، بحث‌‌هاى مناسب و شایسته‌‌اى براى پاسخ به آن شبهات و روشنگرى مردم و جوانان طرح شده و مقالات و كتاب‌‌هاى ارزشمندى تألیف گردیده است. اما باتوجه به اینكه درصد كمى از مردم فرصت مطالعه آن آثار علمى را دارند و از سوى دیگر، كتاب‌‌هایى كه در این زمینه تألیف شده آهنگ علمى و فنى دارد و فهم آنها نیازمند آشنایى با مـبانى فكرى و فلسفى است و به همین دلیل براى اكثریت مردم چندان قابل استفاده نیست، از این رو، ضـرورت دارد كه آن بحث‌‌ها در سطوح گوناگون و با بـیانى سـاده، روان و حتى‌‌الامكان فشرده مطرح گردد، تا جریان روشنگرى مردم شتاب
﴿ صفحه 152 ﴾
بیشترى پیدا كند. بـر این اساس، ما در جلسات گـذشته شبهه‌‌هایى را دربـاره تبعیت، تقلید و پیروى از رفـتار پیشوایان دیـنى مطرح كـردیم و كوشیدیم بـه آنها پاسخ گویـیم.
حقیقت این است كه دین ستیزان و عمّال استكبار، براى رسیدن به اهداف خود، تلاش مى‌‌كنند عقاید مردم را سست و متزلزل سازند و براى رسیدن به این مقصود، سعى مى‌‌كنند در جامعه اسلامى تفرقه بیندازند و تقسیم‌‌بندى اقشار مختلف جامعه به بنیادگرا، سنت‌‌گرا، نوگرا، متجدد و یا اصلاح‌‌طلب و تجدیدنظرطلب و عناوینى از این قبیل، در همین راستا انجام مى‌‌پذیرد. البته كسانى كه این تقسیم‌‌بندى‌‌ها را انجام مى‌‌دهند و سعى مى‌‌كنند تجدیدنظرطلبى و مدرنیسم و نوگرایى را ـ با فرهنگ خاصى كه دارد ـ در اسلام بگنجانند، غالباً به اسلام و مبانى آن اعتقاد ندارند. با توجه به تجربه‌‌اى كه ما داریم و قراینى كه وجود دارد، آنان این تقسیم‌‌بندى‌‌ها را براى فریب مردم انجام مى‌‌دهند. هنگامى كه آنها مخالفان خود را به عنوان اصول‌‌گرا، سنت‌‌گرا، ارتجاعى و قشرى؛ و خود را مسلمان نوگرا، طرفدار تجدد، ترقى و ضد تحجر و خشونت معرفى مى‌‌كنند، در پى آن هستند كه با یدك كشیدن اسم اسلام، فرصت یابند تا افكار كفرآمیز خود را به خورد مسلمانان بدهند.
بى‌‌تردید طرح مسایلى چون تجددخواهى و پروتستانتیسم اسلامى به تازگى در كشور ما مطرح نشده است، بلكه این نهضت انحرافى داراى سابقه‌‌اى طولانى است و تا آنجا كه ما اطّلاع داریم اولین بار فتح‌‌على آخوندزاده، معروف به آخونداُف، تئورى پروتستانتیسم اسلامى را طرح كرد و سپس سایر فراماسونرها از این شیوه پیروى كردند. امروزه نیز گروهى به نام ملى ـ مذهبى و روشنفكران مذهبى از آنها الگو مى‌‌گیرند و عیناً سخنانى را مى‌‌گویند كه در زمان فتح‌‌على آخوندزاده مطرح بوده است و در مواردى حتى كلمه‌‌ها و واژه هایى كه انتخاب
﴿ صفحه 153 ﴾
مى‌‌كنند همان واژه‌‌هایى است كه فتح‌‌على آخوندزاده و دوستانش به كار مى‌‌بردند. آنان توصیه مى‌‌كردند كه نام و ظاهر اسلام را حفظ كنید و ماهیت و محتواى آن را تغییر دهید!