نقش تقلید در زندگی انسان

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

د . ساحت ابزارها و وسایل

زمینه و ساحت چهارم براى تقلید، ابزارها و وسایلى است كه توسط آنها نیازهاى مردم برطرف مى‌‌گردد. مثل نوع و فرم لباس و ابزار و وسایلى كه مردم در زندگى روزمره خود از آنها استفاده مى‌‌كنند. در این‌‌باره ما به هركسى كه مى‌‌تواند این ابزار را در اختیار ما بنهد مراجعه كنیم. مثلا براى تفاهم و گفتگوى با ملت‌‌هاى دیگر، باید آشناى به زبان آنها باشیم و مجبوریم كه در سخن گفتن از آنها تقلید كنیم. ما براى اینكه با مردم عرب زبان ارتباط برقرار كنیم، باید زبان و خط آنها را فرا گیریم و همچنین براى اینكه با مردم انگلیسى زبان ارتباط داشته باشیم، باید زبان و خط آنها را فرا گیریم. بنابراین، در ارتباط با ابزارهاى محض كه جنبه ارزشى ندارند، ما به هركسى كه مى‌‌تواند این ابزارها را در اختیار ما قرار دهد مراجعه مى‌‌كنیم و به نوعى از او تقلید مى‌‌كنیم. كسى كه مى‌‌خواهد زبان و خط انگلیسى یاد بگیرد، لازم نیست كه نزد یك انسان با تقوا برود تا زبان انگلیسى به او یاد بدهد او حتى مى‌‌تواند نزد شخص كافرى زبان انگلیسى یاد بگیرد؛ البته رعایت مسایل جنبى معاشرت حكم دیگرى دارد. سخن در این است كه براى صِرف فراگیرى زبان و خط، انسان به هر كسى كه قادر است او را آموزش بدهد

﴿ صفحه 96 ﴾
مى‌‌تواند مراجعه كند. ادوات و وسایلى چون تلویزیون، خودرو و آنچه را ما در زندگى روزمره خود بدان‌‌ها نیاز داریم مى‌‌توانیم از كشورهاى غیراسلامى نیز تهیه كنیم، چون اینها ابزارند و بار ارزشى ندارند. البته به جهت ملاحظات سیاسى و جنبى باید از مصنوعات برخى كشورها مثل رژیم صهیونیستى پرهیز كرد.
كوتاه سخن اینكه: در برابر این شبهه كه رفتار و گفتار ائمه معصومین(علیهم السلام) مربوط به 1400 سال قبل است و با توجه به تغییر و تحولاتى كه در این دوران طولانى پدید آمده و شرایط جدیدى بر زندگى ما حاكم گشته ما نمى‌‌توانیم از آنها تأسّى و تبعیت كنیم. پاسخ ما این است كه چهار ساحت براى تقلید وجود دارد و در ساحت اول و دوم؛ یعنى باورها و ارزش‌‌ها با توجه به اینكه آنها مى‌‌توانند ثابت باشند و شرایط زمانى و مكانى و اقلیمى در آنها تغییرى پدید نمى‌‌آورد و حتى ارزش‌‌هاى به ظاهر متغیر نیز در كادر ارزش‌‌هاى ثابت جاى مى‌‌گیرند، ما مى‌‌توانیم در این دو ساحت از وحى و حاملان و مبلغان وحى؛ یعنى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و ائمه اطهار(علیهم السلام) تقلید كنیم. اما در ارتباط با ساحت سوم، یعنى راه‌‌كارها، روش و تاكتیك‌‌ها كه در آنها تغییر رخ مى‌‌دهد و متناسب با تغییر شرایط، راه‌‌كارهاى جدیدى باید اتخاذ گردد، و گرچه دست ما از معصوم كوتاه است كه مستقیماً راه‌‌كارها را از او اخذ كنیم، اما جانشین معصوم یعنى ولى فقیه كه متخصص در فقه و سیاست و مسایل حیاتى مردم و نظام است، در دسترس است و ما مى‌‌توانیم درباره راه‌‌كارها و شیوه‌‌ها از او تأسّى و تقلید كنیم و تقلید از او، تقلید با واسطه از معصوم به حساب مى‌‌آید. ولى فقیه علاوه بر اینكه باید فقیه باشد، باید مدیر، مدبّر و متخصص در سیاست و كشوردارى باشد و البته باید به عالى‌‌ترین مدراج تقوا و عدالت نیز دست یافته باشد. پس او داراى تخصص‌‌هاى حیاتى و مهم براى اداره كلان جامعه اسلامى است و اگر در زمینه‌‌هایى نیز تخصص نداشت براى تشخیص موضوعات، از نظر مشاورین امین و مورد اعتماد استفاده مى‌‌كند.
﴿ صفحه 97 ﴾

جلسه پنجم: نگاهى به پاره‌‌اى از شیوه‌‌هاى تشكیك در دین

دین‌‌زدایى و شبهه‌‌افكنى نتیجه سیاست تساهل و تسامح

در جلسات قبل درباره الگو و سرمشق قراردادن اهل‌‌بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) و لزوم تأسّى و تبعیت از گفتار، رفتار و روش‌‌هاى عملى ایشان سخن گفتیم. گرچه مباحث از این دست براى مردم ما حل شده است، اما با توجه به جوّ فرهنگى حاكم بر دنیا و جریان ارزش‌‌زدایى و دین‌‌زدایى كه متأسفانه برخى از اقشار جامعه ما را نیز تحت تأثیر قرار داده، ضرورت دارد كه ما عقاید و مبانى فكرى خود را با استدلال‌‌هاى محكم و متقن به اثبات برسانیم تا بدین وسیله، شبهات و تشكیك‌‌ها و مغالطه‌‌ها بى‌‌اثر گردند. به همین منظور، به جهت اهمیت مسأله تقلید و تأسّى از بزرگان دین و در جهت پاسخ‌‌گویى به شبهاتى كه به تقلید وارد شده، درباره تقلید صحبت كردیم. اشاره داشتیم كه عده‌‌اى اساساً تقلید و پیروى از دیگران را ناپسند و به عنوان یك ارزش منفى معرفى مى‌‌كنند؛ با این توجیه كه هر انسانى عقل و قدرت تشخیص دارد و باید بر اساس فهم و درك خود تصمیم بگیرد و انتخاب كند و نباید تابع دیگران گردد. اگر چنین شبهاتى از سوى افراد جاهل و بر اثر غفلت و یك سونگرى و تاثیر پذیرى از برخى القائات شیطانى طرح گردد، پاسخ به آن راحت است و با روشن‌‌گرى، آن شبهات مرتفع مى‌‌گردد. اما این شبهات با اهداف و انگیزه‌‌هاى شیطانى و با طرح و نقشه حساب شده، جهت تقدس‌‌زدایى و دین‌‌زدایى و در هماهنگى كامل با عوامل استكبار و
﴿ صفحه 98 ﴾
دشمنان اسلام براى فروپاشى نظام اسلامى و براى خارج ساختن دین از عرصه زندگى مردم، طرح مى‌‌گردند. از این جهت، آنان به مسأله الگودهى در رفتار و زیر سؤال بردن آن اكتفا نمى‌‌كنند، بلكه تبعیت از اقوال، گفتار و آموزه‌‌هاى دینى را زیر سؤال مى‌‌برند و نوع عملكرد شبهه‌‌افكنانه و خطرناك آنها ما را متوجه نقشه‌‌هاى شوم آنها مى‌‌كند. اینجاست كه ما متوجه هشیارى و آینده‌‌نگرى مقام معظم رهبرى مى‌‌شویم كه بیش از ده سال پیش نسبت به تهاجم فرهنگى و جریانى كه براى تهاجم به مقدسات و دین شكل گرفته بود هشدار دادند. آن روز بسیارى از مردم و حتى خواص متوجه اهمیت سخن ایشان نشدند و پى به چنین توطئه‌‌اى نبردند، اما اكنون به وضوح نمونه‌‌هاى آشكارى از فعالیت‌‌هاى ضد دینى مهاجمان به دین و فرهنگ و عوامل استكبار جهانى مشاهده مى‌‌شود.
كار ما به جایى رسیده كه در پناه حاكم شدن روح تساهل و تسامح در جامعه، صریحا مقدسات دینى مورد استهزا و سخریه قرار مى‌‌گیرند و احكام ضرورى دین انكار مى‌‌شوند. وقتى زنى جاهل و ناآگاه گفت: «الگوى ما اوشین است، نه فاطمه زهرا(علیها السلام)» امام(رضوان الله تعالى علیه) برآشفت و فرمود: اگر آن زن آگاهانه آن سخن را گفته، مرتد است، و با چنین هشدارهایى تا مدتى جامعه بیمه مى‌‌گشت. اما امروزه آن قدر سخنان كفرآمیز تكرار شده و به گوش ما آشنا گشته، كه عكس‌‌العملى در برابر آنها بروز نمى‌‌دهیم و هیچ حساسیتى به خرج نمى‌‌دهیم، بلكه گاهى گویندگان چنین سخنانى از سوى افراد موجّه و بعضى از مسؤولان كشور تأیید نیز مى‌‌گردند!