نقش تقلید در زندگی انسان

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

مرورى بر مطالب پیشین

گفتیم كه یكى از وظایف مهم انبیاى الهى تربیت انسان‌‌هاست و در فرهنگ قرآنى از تربیت به «تزكیه» تعبیر مى‌‌گردد. همچنین گفتیم كه این وظیفه پس از پیامبر خاتم(صلى الله علیه وآله) به عهده ائمه اطهار(علیهم السلام) نهاده شد. آن‌‌گاه این بحث مطرح گردید كه مهمترین راه‌‌كار تربیت، نشان دادن الگو، نمونه و سرمشق عملى است. از این رو، هم در قرآن و هم در روایات بر این نكته تأكید شده كه ما به رفتار اولیاى خدا و بزرگان دین تأسّى و اقتدا كنیم و روش و سیره آنها را در رفتار خود عینیت و تحقق بخشیم. مسلماً مسأله تبعیت و تأسّى و تقلید از اولیاى دین و سایرین، پیش‌‌فرض‌‌هایى دارد كه ابتدا باید به آنها پرداخته شود. از این جهت، این سؤال را مطرح كردیم كه اساساً تقلید و تبعیت از دیگران صحیح است یا نه؟ در پاسخ گفتیم كه تقلید امرى فطرى و عقلایى است و ضرورتى اجتناب‌‌ناپذیر در زندگى انسان است و اگر كسى در هیچ موردى نخواهد از دیگران سؤال كند و از غیر خود تقلید و پیروى نكند، زندگى‌‌اش به سامان نمى‌‌رسد. اما چنان نیست كه انسان در هر موردى و از هر كسى مى‌‌تواند تقلید كند و تقلید و پیروى از دیگران، وقتى منطقى و صحیح است كه شرایط آن فراهم گردد و چنان كه گفتیم، در مواردى تقلید و پیروى از دیگران مذموم و خطرناك است.
﴿ صفحه 78 ﴾
مطلب دیگرى كه بدان اشارت رفت این بود كه در مبحث تقلید به سه نكته باید توجه داشت: نكته اول: در چه مواردى مى‌‌توان و باید تقلید كرد؟ نكته دوم: از چه كسى باید تقلید كرد؟ و نكته سوم: با چه انگیزه‌‌اى باید تقلید كرد؟ پاسخ اجمالى این است كه اساساً در مواردى كه انسان نیاز به معرفت و شناختى دارد و آن معرفت براى او فراهم نیست و ابزار و راه صحیحى كه او را به آن معرفت برساند نمى‌‌شناسد و یا قدرت فكرى او ضعیف است و یا فرصت كافى براى اندیشیدن و فراهم ساختن آن معرفت ندارد و به هر دلیلى از پیش خود نمى‌‌تواند پاسخى قطعى به نیاز خویش پیدا كند، مى‌‌تواند تقلید كند. همچنین از كسانى باید پیروى و تقلید كند كه در زمینه نیازمندى انسان، معرفت و آگاهى لازم را دارند و مى‌‌توان در پرتو تقلید از آنها به معرفت و شناخت صحیح دست یافت. بالطبع این نكته نیز روشن مى‌‌شود كه انگیزه انسان در تقلید باید كشف حقیقت باشد. چون ما به دنبال حقیقت هستیم تا بدان عمل كنیم، و چون خودمان حقیقت را نمى‌‌شناسیم، از كسانى تقلید مى‌‌كنیم كه به آن حقیقت واقف هستند و مى‌‌توانند ما را بدان رهنمون گردند. بى‌‌شك چنین تقلیدى صحیح و خردمندانه است. اما گاهى انسان با انگیزه كشف حقیقت از دیگران تبعیت نمى‌‌كند، بلكه كوركورانه و با انگیزه‌‌هاى ناصحیح و غیرمنطقى به دنبال دیگران راه مى‌‌افتد و از آنان تقلید مى‌‌كند. این تقلیدهاى كوركورانه گاهى با انگیزه تعصبات قومى انجام مى‌‌گیرد و مردمى تنها بدان دلیل كه نیاكانشان مرام و عقیده‌‌اى داشته‌‌اند و به سنت‌‌هایى عمل مى‌‌كرده‌‌اند، از سنت‌‌ها و عقاید نیاكانشان پیروى مى‌‌كنند؛ هرچند آنها نادرست باشند. با توجه به خطراتى كه چنین تقلیدى براى جامعه دارد، در قرآن كراراً از تقلید و تبعیت كوركورانه از نیاكان نكوهش شده است.
گاهى تقلید كوركورانه از سوى كسانى صورت مى‌‌پذیرد كه احساس حقارت و بى‌‌هویتى مى‌‌كنند و صرفاً براى خودنمایى و كسب شهرت و شخصیت، از
﴿ صفحه 79 ﴾
دیگران تقلید مى‌‌كنند و در رفتار و انتخاب فرم لباس و اصلاح سر و صورت خود به آنان شباهت مى‌‌جویند.
چنان كه گفتیم تقلید در صورتى صحیح و عقلایى و آگاهانه است كه به انگیزه كشف حقیقت انجام پذیرد و در این راستا، انسان از كسانى تقلید كند كه معلومات بیشترى دارند و بهتر از دیگران حقیقت را مى‌‌شناسند. البته بهترین گزینه و ایده‌‌آل تبعیت از كسانى است كه مرتكب هیچ خطا و اشتباهى نمى‌‌شوند و اگر گزینه اصلح و ایده‌‌آل فراهم نیامد، باید از كسانى تقلید كرد كه در زمینه مورد نظر تخصص بیشترى دارند و كمتر از سایرین خطا مى‌‌كنند. این روشى است معقول و منطقى و پسندیده و همواره سیره عقلا در مواردى كه نیاز به دانش، مهارت و تخصصى داشته‌‌اند، بر این استوار بوده كه از متخصص‌‌ترین و عالم‌‌ترین در هر فن و رشته‌‌اى تبعیت مى‌‌كرده و مى‌‌كنند. درست به همین دلیل، ما سعى مى‌‌كنیم كه در مسایل و احكام فقهى از كسانى تقلید كنیم كه اعلم و افقه از دیگران هستند و دانش فقهى آنها بیش از دیگران است.

چگونگى تأسّى به معصومان در عصر غیبت

بزرگ‌‌ترین نعمتى كه خداوند در اختیار مسلمانان و به خصوص شیعیان قرار داد، وجود مبارك پیامبر(صلى الله علیه وآله)و ائمه اطهار(علیهم السلام) است. شخصیت‌‌هاى عالى‌‌قدرى كه سرآمد و والاترین بندگان خدا و برخوردار از كمال و علم بى‌‌شمار هستند و همه ملكات و فضایل انسانى و الهى را دارا مى‌‌باشند و در عین حال، در معرفت و شناخت و رفتار، معصوم هستند و ممكن نیست خطا و اشتباهى در اندیشه، شناخت و رفتارشان رخ دهد. ایشان با توجه به شایستگى‌‌هایى كه دارند اسوه و الگویى ایده‌‌آل براى ما مسلمانان مى‌‌باشند و ما بدون دغدغه و نگرانى و با خیال راحت مى‌‌توانیم به رفتار و سیره آنها تأسّى و اقتدا كنیم و بر ما لازم است كه قدر
﴿ صفحه 80 ﴾
این نعمت والا و بزرگ را بدانیم و خداوند را به پاس آن شكرگزاریم و در این اندیشه باشیم كه اگر خداوند متعال این انسان‌‌هاى مقدس را به ما معرفى نمى‌‌كرد تا با اقتداى به آنها و قدردانى از وجود مباركشان به طریق هدایت و صواب رهنمون گردیم، ما نیز چون كسانى كه از این نعمت بزرگ محرومند، در جهالت و بى‌‌خبرى باقى مى‌‌ماندیم و به گمراهى‌‌هایى كه فرقه‌‌هاى گوناگون در گوشه و كنار عالم بدان مبتلا گردیده‌‌اند مبتلا مى‌‌گشتیم. براین اساس، اقتدا كردن به حضرات معصومین نه تنها صحیح است بلكه ضرورت نیز دارد و اگر ما به آنها تأسّى نجوییم گمراه مى‌‌گردیم.
در این جا دو سؤال و دو شبهه پیش روى ماست كه باید بدان‌‌ها پاسخ گوییم:
پرسش اول این است كه در زمان حضور پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) براى مسلمانان كه مستقیماً با آن حضرات ارتباط و مراوده داشتند و رفتارشان را مشاهده مى‌‌كردند و گفتارشان را مى‌‌شنیدند، ممكن بود كه مستقیماً به رفتار آن حضرات تأسّى جویند و آنها را الگو و مقتداى خویش قرار دهند و در اصطلاح، قدم در جاى پاى آنها نهند. (البته در زمان حضور معصومین(علیهم السلام)تنها كسانى كه در پیروى و محبت به آنها صادق بودند، بدان‌‌ها تأسّى مى‌‌كردند و با كمال تأسف با اینكه بیش از دویست و پنجاه سال امامان معصوم(علیهم السلام) بین مردم حضور داشتند و با آنها زندگى مى‌‌كردند و مردم مى‌‌توانستند به رفتارشان تأسّى كنند، بسیارى از مردم نه تنها به آنها اقتدا نكردند، بلكه در حقشان ظلم و جفا روا داشتند.) اما ما در زمانى زندگى مى‌‌كنیم كه دستمان از پیامبر و امامان معصوم(علیهم السلام) كوتاه است و امام زمان(عجل الله تعالى فرجه الشریف) هم در غیبت به سر مى‌‌برند، چگونه مى‌‌توانیم به رفتار آنها تأسّى جوییم؟ اگر وجود مقدس حضرت ولى عصر(عجل اللّه تعالى فرجه الشریف) در بین ما حضور داشتند، براى ما امكان تأسّى و اقتداى به ایشان به معناى دقیق كلمه میسر بود و ما مى‌‌توانستیم با مشاهده مستقیم رفتار ایشان، مستقیماً از ایشان تبعیت كنیم و در هر موضوعى
﴿ صفحه 81 ﴾
به رأى و نظر ایشان عمل كنیم و در هر زمینه‌‌اى حق براى ما عیان مى‌‌گشت و راه هموار مى‌‌شد و به این همه گمراهى‌‌ها، اختلافات و اشتباهاتى كه اكنون بدان مبتلا گشته‌‌ایم مبتلا نمى‌‌شدیم. اما افسوس كه محرومیت از حضور آن حجت و ولى خدا و غیبت آن حضرت، باعث گردیده كه ما نتوانیم مستقیماً به رفتار ایشان اقتدا كنیم و ناچاریم كه این حرمان و محرومیت جانكاه را تحمل كنیم و نفرین بفرستیم بر كسانى كه در حق اهل‌‌بیت(علیهم السلام) ظلم و جفا كرده و مى‌‌كنند و باعث محروم گشتن ما از حضور حجت خداوند(عجل اللّه تعالى فرجه الشریف) گشته‌‌اند.
پاسخ شبهه و پرسش فوق این است كه هر چند براى ما میسر نیست كه مستقیماً به ائمه معصومین(علیهم السلام) تأسّى و اقتدا كنیم، اما به صورت غیرمستقیم مى‌‌توانیم به آنها اقتدا كنیم. توضیح اینكه گرچه در عصر و زمان ما ائمه حضور ندارند تا رفتار آنان را مشاهده كنیم و به آنها تأسّى جوییم، اما ما مى‌‌توانیم از لابلاى احادیث و سنّت بر جاى مانده از ائمه اطهار و تاریخ زندگانى آن حضرات، چهره و سیماى روشنى از آنها در ذهن خود ترسیم كنیم. تا حدودى براى ما میسر است كه با مشاهده روایات قطعى كه مفاد و دلالت آنها براى ما روشن و واضح گشته است و همچنین سیره زندگانى آن حضرات، روش و منش ائمه اطهار(علیهم السلام) را بشناسیم و از این طریق شمایى از رفتار و باورهاى آنان را در ذهن خود پدید آوریم و از آنها پیروى كنیم. بلاتشبیه، نظیر كسى كه شخصى را از نزدیك ندیده، اما تصویر و فیلم او را در تلویزیون مشاهده مى‌‌كند و از این طریق چهره و رفتار او برایش مجسم مى‌‌گردد.

شبهه عدم امكان تأسّى به معصومان و پاسخ آن

شبهه و پرسش دوم عبارت است از اینكه شرایط زمانى و مكانى در رفتار ائمه معصومین(علیهم السلام) دخالت داشته است و اساساً نمى‌‌توان نقش زمان و مكان را در مسأله تقلید نادیده گرفت و چه بسا رفتارى در برهه‌‌اى خاص امكان تحقق داشته
﴿ صفحه 82 ﴾
باشد ولى در زمان دیگرى، نتوان آن رفتار و عمل را انجام داد. بر این اساس، حداكثر تا پنجاه و یا صد سال پس از زمان ائمه معصومین(علیهم السلام) تقلید و تبعیت از رفتار آن حضرات میسور بود و با توجه به اینكه بیش از هزار و چند صد سال از آن زمان مى‌‌گذرد، دیگر امكان تقلید و تأسّى از رفتار آنها وجود ندارد. مثلا در آن زمان، در جنگ‌‌ها از شمشیر و نیزه و اسب استفاده مى‌‌شد، اما امروزه با توجه به وجود سلاح‌‌هاى مدرن، دیگر امكان جنگیدن با شمشیر وجود ندارد. همچنین در آن زمان خانه‌‌ها و ساختمان‌‌ها را از مصالح ساده‌‌اى چون خشت خام و چوب درخت خرما مى‌‌ساختند، كه امروزه نوعاً از چنین مصالحى در ساخت خانه‌‌ها استفاده نمى‌‌شود.
در زمان رسول خدا(صلى الله علیه وآله) حجره‌‌هاى محقرى در اطراف مسجد آن حضرت بنا گردید كه متعلق به همسران آن حضرت بود و خانه‌‌اى هم به امیرالمؤمنین(علیه السلام) تعلق داشت. پس از گذشت زمانى آن حجره‌‌ها متروك ماند و كسى در آنها سكنى نداشت، تا اینكه در زمان حكومت عمر بن عبدالعزیز تصمیم گرفتند كه مسجدالنبى را توسعه دهند و به بازسازى مسجد و خانه‌‌ها و حجره‌‌هاى اطراف آن بپردازند. وقتى مشغول تخریب آنها شدند، مشاهده كردند كه آن حجره‌‌هاى كوچك و محقر از دیوارهاى خشتى ساخته شده‌‌اند كه سقف آنها با شاخه و لیف خرما پوشیده شده است. خانه همسر پیامبر(صلى الله علیه وآله) چنین وضعیتى داشت، خانه‌‌هاى بزرگ هم شرایط چندان بهترى نداشت و حداكثر دیوار خشتى آن خانه‌‌ها را با كاهگل اندود مى‌‌كردند. جلوى هر خانه و یا حجره‌‌اى پوستى مى‌‌انداختند و بر روى آن علف براى گوسفند خود مى‌‌ریختند و گاهى در بعضى از خانه‌‌ها شتر آبكشى بود كه از آن براى بیرون آوردن آب از چاه استفاده مى‌‌كردند. حال با توجه به اینكه خانه پیامبر(صلى الله علیه وآله)و امیرالمؤمنین(علیه السلام)كه حاكم زمان خویش نیز بودند چنین وضعیتى داشت، آیا ما كه در صدد تبعیت و تقلید از آن بزرگواران هستیم، مى‌‌توانیم با تأسّى به آنها چنان خانه‌‌ها و زندگى‌‌اى براى خود برگزینیم؟
﴿ صفحه 83 ﴾
كسانى از روى شیطنت، یا جهل و غفلت، در صدد القا و اشاعه این شبهه برمى‌‌آیند و مى‌‌گویند: زندگى و رفتار ائمه اطهار مربوط به زمان و شرایط اقلیمى و جغرافیایى خاصى بود و با توجه به تغییر زمان و سایر شرایط، امروزه نمى‌‌توان به رفتار و زندگى آنها تأسّى كرد. امروزه نمى‌‌توان زندگى حضرت زهرا(علیها السلام) را كه مربوط به 1400 سال قبل بود، الگوى زنان قرار داد و ادعاى تأسّى و تبعیت از ایشان غیرواقعى و غیر عملى است.
شكى نیست كه قرآن ما را به تأسّى و تبعیت از رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) دعوت مى‌‌كند و مى‌‌فرماید: لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ یَرْجُوا اللّهَ وَ الْیَوْمَ الْأَخِرَ وَ ذَكَرَ اللّهَ كَثِیراً؛(37) هر آینه شما را در [خصلت‌‌ها و روش]پیامبر خدا نمونه و سرمشق نیكو و پسندیده اى است، براى كسى كه به خدا و روز بازپسین امید دارد و خداى را بسیار یاد مى كند.
علاوه بر اطلاق این آیه كه بر تأسّى به رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را در همه شؤون زندگى تأكید مى‌‌كند، روایات متواترى وارد شده كه ما را به تأسّى از آن حضرت و همچنین ائمه اطهار(علیهم السلام)دعوت مى‌‌كنند. با توجه به اینكه قرآن و روایات ما را به تأسّى و تبعیت از بزرگان و اولیاى دین دعوت مى‌‌كنند ضرورت دارد كه به شبهه فوق پاسخ گوییم و ساحت‌‌ها و زمینه‌‌هایى را كه انسان، به مقتضاى عقل و فطرت و براى رفع نیازمندى‌‌هاى خود، باید تأسّى و تبعیت از دیگران كند برشماریم: