نقش تقلید در زندگی انسان

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

4. مقام تزكیه و تربیت

تا اینجا سه مقام رسمى براى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) برشمردیم كه از طرف خداوند به ایشان عنایت شد و اهل‌‌بیت نیز از آن مقامات برخوردار بودند. به جز آن مقام‌‌ها، ویژگى‌‌هاى دیگرى نیز براى آن حضرت ذكر شده است؛ البته نه به عنوان مقام و منصبى كه رسماً و اختصاصاً اعطا شده باشد. از این سنخ مقامات، شاید بتوان گفت مهمترین ویژگى و مقامى كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله)و اهل‌‌بیت(علیهم السلام) دارا بودند، مقام تربیت و تزكیه است كه خداوند در قرآن در كنار مقام تعلیم حقایق و معارف و تفسیر قرآن ، از آن هم یاد مى‌‌كند و تعلیم و تزكیه از اهداف بزرگ انبیا معرّفى مى‌‌شود: هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الاُْمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ...؛(22) اوست آن كسى كه در میان بى‌‌سوادان فرستاده‌‌اى از خودشان برانگیخت، تا آیات او را بر آنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت بدیشان بیاموزد.
قبلا نیز گفتیم كه تعلیم كتاب و حكمت، عبارت است از تفسیر قرآن و ذكر
﴿ صفحه 34 ﴾
حقایق و تفاصیل احكام و حكمت‌‌هاى نهفته در كتاب خداوند كه تنها معلم حقیقى قرآن و كسى كه دلش ظرف نزول قرآن گشته توان كشف و ارائه آنها را دارد. اما تزكیه عبارت است از تربیت معنوى، روحى و اخلاقى و تأثیرى كه مربى بر دیگران مى‌‌بخشد. این تزكیه گاهى جنبه فردى دارد؛ یعنى فرد در ارتباط با مربى قرار مى‌‌گیرد و از مواعظ و نصایح او بهره‌‌مند مى‌‌گردد و تحت تأثیر تربیت او، درونش تزكیه مى‌‌گردد. گاهى این تزكیه و تربیت جنبه عمومى و اجتماعى دارد و جمعى در معرض تربیت مربى قرار مى‌‌گیرند و هركس در حد ظرفیت و به فراخور حالش، تربیت مى‌‌پذیرد.
با توجه به تأكید قرآن بر مقام تزكیه براى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) اهمیت موضوع تربیت و تهذیب اخلاق و تزكیه نفس، آشكار مى‌‌گردد، اما ما از آن غافل هستیم و بیشتر به علم مى‌‌پردازیم و چندان توجهى به تزكیه و خودسازى نداریم. در صورتى كه اگر بتوانیم همه علوم، از جمله علوم اسلامى، را فرا گیریم ـ كه بى‌‌شك به جز پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اهل‌‌بیت(علیهم السلام) كه جامع همه علوم بودند، محال است دیگران به این جامعیت علمى دست یابند ـ اما درونمان به اخلاق ناپسند و مقام پرستى و هواپرستى آلوده باشد، از آن علوم طرفى بر نمى‌‌بندیم و نه فقط آن علوم سودى به حال ما نمى‌‌بخشند، بلكه باعث شقاوت و بدبختى و وبال ما نیز مى‌‌گردند. گرچه علم ارزشمند است، اما ارزش علمْ مطلق نیست و اگر توأم با تزكیه نباشد، هیچ ارزشى ندارد. مگر شیطان كه در طى حیات بشریت با انسان‌‌هاى زیادى سروكار داشته و علاوه بر علومى كه قبل از آفرینش حضرت آدم داشته، از زمان حیات حضرت آدم تا كنون علوم و تجربه‌‌هاى فراوانى را كسب كرده، داراى مقام عالى و ارزشمندى است؟ همچنین مگر منافقین و افراد ناصالحى كه در زمان حیات رسول خدا(صلى الله علیه وآله)مى‌‌زیستند و از علوم و معارفى كه ایشان عرضه مى‌‌داشتند بهره‌‌مند شدند، به مقامى عالى دست یافتند؟ آیا جز این
﴿ صفحه 35 ﴾
است كه آنها بیش از دیگران سقوط كردند و به دركات بیشتر و عمیق‌‌ترى در جهنم فرو غلطیدند؟ علت این انحطاط این است كه آنها عارى از تزكیه و اخلاق نیكو و الهى بودند. پس علمى منشأ قرب الهى و ارزشمند است كه توأم با تزكیه و عمل باشد. و در واقع تربیت و تزكیه مقوّم فیض و رحمتى است كه توسط پیامبر گسترش مى‌‌یابد و بدون تزكیه، نه فقط علم سودى ندارد؛ بلكه گاهى زیانش بیشتر است. پس حذف عنصر تزكیه و تربیت به معناى فراهم كردن زمینه براى شیطان است. بنابراین، مقام تربیت و تزكیه از جمله مقامات رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بود كه پس از ایشان این مقام به اهل‌‌بیت(علیهم السلام) سپرده شد و آنها وظیفه تربیت و تزكیه مردم را به عهده گرفتند.
ذكر این نكته لازم است كه پس از پیروزى انقلاب اسلامى و در دوران نخستوزیرى شهید رجایى، به ابتكار شهید حجة‌‌الاسلام والمسلمین دكتر باهنر در وزارت آموزش و پرورش، معاونت پرورشى و تربیتى تشكیل شد كه تا كنون ثمرات ارزشمندى داشته است. اما اكنون عده‌‌اى، یا از روى غفلت و نادانى و یا به سبب اغراض و اهداف دیگرى، در صدد حذف این معاونت و واحد امور تربیتى هستند. بى‌‌شك حذف امور تربیتى از مدارس و بى‌‌توجهى به عنصر تربیت زمینه را براى نفوذ شیاطین و منافقین و رواج اخلاق فاسد و منكرات در مدارس و دبیرستان‌‌ها فراهم مى‌‌آورد. ما به مسؤولان هشدار مى‌‌دهیم كه مسأله تربیت را كم‌‌ارزش تلقى نكنند و از نقش سازنده و حیاتى آن غافل نگردند. اگر پست معاونت تربیتى و پرورشى را حذف مى‌‌كنند، عملا به دنبال حذف عنصر تربیت از نهادهاى آموزشى نباشند.
﴿ صفحه 37 ﴾

جلسه دوم: بررسى حقیقت تقلید و جایگاه و ضرورت آن

ماهیت تزكیه و تربیت

مسأله‌‌اى كه در این بحث مورد تأكید ماست، مسأله «تزكیه و تربیت» است. گرچه این دو كلمه از حیث مفهوم به هم نزدیك هستند، اما تزكیه از بار معنایى بیشترى برخوردار است. «تربیت»، عبارت است از فراهم ساختن زمینه‌‌هاى رشد و شكوفایى تربیت‌‌پذیر و رساندن او به مرحله‌‌اى كه استعدادها و قابلیت‌‌هایش را بروز دهد. باغبانى كه درختى و یا بوته گلى مى‌‌نشاند و شرایط لازم براى رشد آن درخت را فراهم مى‌‌كند، به آبیارى آن همت مى‌‌گمارد و زمینه برخوردارى از نور و حرارت لازم را برایش مهیّا مى‌‌سازد به تربیت آن درخت و یا بوته گل اقدام كرده است. اما گاهى مربى به جز فراهم ساختن زمینه‌‌هاى خارجى براى رشد موجود تربیت‌‌پذیر، خودش نیز در تربیت‌‌پذیر و عوامل پیرامون آن نیز تصرفاتى انجام مى‌‌دهد: مثلا باغبان تنها به كود و آب دادن به درخت اكتفا نمى‌‌كند، بلكه برگ‌‌ها و شاخه‌‌هاى اضافى آن درخت را هرس مى‌‌كند و موانع رشد و شكوفایى آن را حذف مى‌‌كند، به مجموع این فعالیت‌‌ها و تصرفات «تزكیه» مى‌‌گویند. پس پیراستن و حذف موانع رشد و كاستن از چیزى كه در مواردى انبوه آن از كیفیت و كمیت محصول مى‌‌كاهد نیز تزكیه مى‌‌باشد.
تربیت و تزكیه گاهى درباره موجودات بى‌‌شعورى چون رستنى‌‌ها و حیوانات اعمال مى‌‌گردد كه آنها در مقام قبول تربیت و تزكیه، یا فاقد انتخاب و اختیار
﴿ صفحه 38 ﴾
هستند و یا قدرت انتخاب آنها اندك است و در حدى نیست كه تربیت‌‌پذیر موجودى مختار محسوب گردد. اما گاهى تربیت و تزكیه درباره انسان اعمال مى‌‌گردد كه برخوردار از شعور، آگاهى، و قدرت اختیار و انتخاب است و بدون اِعمال اختیار از سوى او، تربیت و تزكیه صورت نمى‌‌پذیرد. در اینجاست كه به جز فراهم آوردن اسباب طبیعى و فیزیكى، مربى باید از ظرفیت‌‌ها و قابلیت‌‌هاى ویژه‌‌اى برخوردار باشد تا بتواند شرایط و زمینه‌‌اى را فراهم سازد تا انسان تربیت‌‌پذیر به تدریج و به اراده خود به سوى خیر و تكامل و تعالى هدایت شود و آنها را برگزیند.
البته با توجه به اینكه انسان آگاه و باشعور است، مربى انسان باید از عنصر تعلیم هم بهره گیرد و در كنار تربیت و تزكیه، مطالبى را به انسان تربیت‌‌پذیر یاد دهد و شناخت او را گسترش بخشد. اینجا نقطه اشتراك تعلیم و تربیت است كه مربى در ضمن تربیت، آموزش نیز مى‌‌دهد. توضیح اینكه وظیفه معلم دادن آگاهى‌‌هاى لازم به دانش آموز است؛ اما تذكر دادن، موعظه، نصیحت، پند و اندرز از شؤون و وظایف مربى است و از وظایف معلم به شمار نمى‌‌آید و این نقطه افتراق تزكیه با تعلیم است. البته ممكن است معلم نقش مربى را ایفا كند كه در این صورت، به آن وظایف نیز مى‌‌پردازد.
نقطه افتراق دیگر تربیت با تعلیم، وجود عنصر تمرین و تكرار و به كارگیرى عملى آموخته‌‌هاست. چون گاهى انسان دانشى را به خوبى فرا مى‌‌گیرد، اما در هنگام عمل نمى‌‌تواند دانسته‌‌هاى خود را پیاده كند و براى اینكه بتواند در مقام عمل از آموخته‌‌هاى خود استفاده كند نیاز به ممارست و تمرین دارد. توضیح آنكه: بعضى از دانش‌‌ها صرفاً یك سرى مفاهیم ذهنى هستند كه انسان باید سعى كند آنها را خوب درك كند و به خاطر بسپارد و فراموش نكند ولى جلوه عملى و خارجى ندارند، گروهى دیگر از دانش‌‌هاى انسان كاربردى هستند كه باید عملا پیاده شوند و از این روى، باید علاوه بر فراگرفتن مفاهیم مربوط، با تمرین
﴿ صفحه 39 ﴾
و فراهم ساختن مقدمات لازم، مهارت‌‌هاى عملى را كسب كرد. مثلا براى كسى كه مى‌‌خواهد راننده شود، صرف دانستن یك‌‌دسته از مفاهیم علمى و موادّ آیین‌‌نامه رانندگى كافى نیست و تا پشت فرمان ننشیند و تمرین نكند راننده نمى‌‌شود، پس مهارت عملى غیر از دانستنى‌‌هاى ذهنى است. نقش بارز و مهم مربى این است كه زمینه‌‌اى را فراهم كند تا تربیت‌‌پذیر دانستنى‌‌ها را كه غالباً در حكم قواعد كلى هستند، عملا تمرین و تجربه كند. یعنى بكوشد از آن دانستنى‌‌ها و قواعد كلى، دستور العمل‌‌هاى جزئى استخراج كند و به تربیت‌‌پذیر گوشزد كند كه در چه مرحله‌‌اى، فلان دستور العمل تربیتى را تمرین و اجرا كند.
پس براى تربیت و تزكیه انسان، ظرافت‌‌ها، قابلیت‌‌ها و شایستگى‌‌هاى خاصى لازم است كه تنها خالق و آفریننده انسان، آگاهى كامل از آنها دارد، و اوست كه شیوه‌‌هاى صحیح تربیت و تزكیه انسان را از طریق وحى به فرستادگان و برگزیدگان خود یاد مى‌‌دهد؛ تا آنها در پناه تعلیم الهى، بتوانند زمینه‌‌هاى رشد و تعالى و تكامل انسان‌‌ها را فراهم آورند. البته انسان چون موجودى مختار است، مى‌‌تواند على‌‌رغم وجود شرایط اجتماعى و پیرامونى و تلاش مربیان الهى، سوء اختیار داشته باشد و از تربیت‌‌پذیرى سرباز زند. او تنها در صورتى كه بخواهد و اراده پیمودن راه تكامل و ترقى را داشته باشد مى‌‌تواند با استفاده از زمینه‌‌هاى موجود، استعدادها و قابلیت‌‌هاى وجودى خویش را در آن مسیر به فعلیت برساند.